نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

چرا محموله‌های قیر ممکن است به موضوع مهم بعدی تجارت انرژی تبدیل شوند

به گزارش دنیای نفت و قیر، انقضای مجوزهای موقت مرتبط با حمل نفت روسیه و ایران، همراه با توقیف یک نفتکش منتسب به ناوگان موسوم به «سایه» روسیه پس از حادثه نشت نفت در آب‌های سوئد، نگرانی تازه‌ای برای زنجیره لجستیک انرژی در اروپا، خاورمیانه و بخش‌هایی از آسیا ایجاد کرده است. برای پالایشگاه‌ها، مالکان کشتی، شرکت‌های بیمه و خریداران محموله، مسئله فوری تنها وضعیت حقوقی نفت خامی نیست که پیش‌تر در نفتکش‌ها بارگیری شده است. پیامد گسترده‌تر به این موضوع مربوط می‌شود که این دو تحول چگونه می‌تواند نظارت بر سابقه کشتی‌ها، مالکیت واقعی، کیفیت بیمه دریایی و معیارهای پذیرش در بنادر را تشدید کند؛ آن هم در زمانی که فرآورده‌های نفتی مانند نفت کوره، باقی‌مانده خلأ و خوراک تولید قیر همچنان به‌شدت به همان شبکه حمل‌ونقل دریایی وابسته هستند. در خاورمیانه این مسئله اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا هرگونه افزایش احتیاط در قبال محموله‌های مرتبط با ایران می‌تواند به‌سرعت بر دسترسی به کشتی، قیمت بیمه و رفتار طرف‌های تجاری در جریان‌های کالایی مجاور اثر بگذارد؛ از جمله صادرات قیر که غالباً به زمان‌بندی انعطاف‌پذیر نفتکش‌ها، مسیرهای غیرمستقیم و ترتیبات تخلیه‌ای که از نظر تجاری حساس محسوب می‌شوند متکی است.

زمان‌بندی این تحولات نیز بسیار مهم است. مجوزهای موقت مرتبط با تحریم‌ها در عمل به‌عنوان یک گذرگاه حقوقی محدود برای برخی محموله‌ها عمل می‌کردند؛ محموله‌هایی که تحت مجوزهای پیشین بارگیری شده اما همچنان در مسیر حمل یا در انتظار تخلیه در شرایط مقرراتی متغیر قرار داشتند. با پایان یافتن این مجوزها، فعالان بازار ناچار می‌شوند در محیطی فعالیت کنند که الزامات انطباق با مقررات در آن سخت‌گیرانه‌تر است؛ محیطی که حتی محموله‌هایی که هم‌اکنون در دریا قرار دارند نیز ممکن است از نظر تجاری بلاتکلیف، از نظر حقوقی مبهم ارزش‌گذاری شوند. این موضوع صرفاً یک نگرانی نظری نیست. در تجارت فیزیکی کالاهای انرژی، وضعیت حقوقی یک بشکه نفت با بارگیری پایان نمی‌یابد. این وضعیت در طول مسیر از تأمین مالی و اعتبارسنجی بیمه دریایی گرفته تا معرفی کشتی، اسناد انتقال، تشریفات گمرکی، مجوز تخلیه و تسویه پس از تحویل همراه محموله باقی می‌ماند. نفتکشی که با مجموعه‌ای از فرضیات از بندر حرکت کرده است ممکن است با شرایطی متفاوت به مقصد برسد؛ و دقیقاً در فاصله میان زمان حرکت و زمان ورود است که ریسک‌ها افزایش می‌یابد.

توقیف جداگانه یک کشتی که به ناوگان موسوم به سایه روسیه نسبت داده می‌شود، این ریسک را به شکلی آشکارتر برجسته می‌کند. هنگامی که نفتکشی پس از ادعای نشت نفت در منطقه بالتیک متوقف می‌شود و هم‌زمان با تجارت حساس از نظر تحریمی مرتبط دانسته می‌شود، موضوع از یک پرونده محلی اجرای مقررات دریایی فراتر می‌رود. چنین رخدادی نشان می‌دهد که مقام‌های اروپایی به‌طور فزاینده‌ای آماده‌اند نه‌تنها اسناد اداری، بلکه نحوه عملیات، خطرات زیست‌محیطی و ابهام در مالکیت کشتی‌ها را در یک فرآیند نظارتی واحد بررسی کنند. این موضوع اهمیت دارد، زیرا بقای ناوگان موسوم به سایه تا حد زیادی به پیچیدگی‌های حوزه‌های قضایی و پراکندگی مسئولیت‌ها متکی بوده است. اگر دولت‌های ساحلی شروع کنند که اجرای مقررات آلودگی، کنترل‌های بندری، بررسی تحریم‌ها و تأیید بیمه را در روندی یکپارچه ترکیب کنند، هزینه استفاده از کشتی‌های قدیمی، دارای مالکیت مبهم یا دارای پوشش بیمه‌ای ضعیف به‌طور چشمگیری افزایش خواهد یافت.

در همین نقطه است که این روند مستقیماً با تجارت قیر ارتباط پیدا می‌کند. قیر معمولاً همانند نفت خام یا گاز طبیعی مایع، تیتر اصلی رسانه‌های انرژی نمی‌شود، اما در چندین مسیر صادراتی به همان منطق حمل‌ونقل دریایی متکی است: نفتکش‌های کوچک تا متوسط، رزرو فرصت‌محور حمل، امکان انتقال میان کشتی‌ها و مجموعه‌ای از خریداران که اغلب واردکنندگان بازارهای در حال توسعه با ساختارهای خرید حساس به قیمت هستند. در عمل، زمانی که اجرای تحریم‌ها تشدید می‌شود، محموله‌های قیر ممکن است آسیب‌پذیری بیشتری داشته باشند؛ زیرا معمولاً در اولویت پایین‌تری برای تخصیص کشتی قرار می‌گیرند. اگر مالکان اصلی کشتی در تصمیم‌های اجاره محافظه‌کارانه‌تر شوند و واحدهای انطباق با مقررات نسبت به سابقه سفر، قطع سیگنال‌های ردیابی، انتقال کشتی به کشتی یا توقف‌های پیشین در پایانه‌های تحریم‌شده سخت‌گیرانه‌تر عمل کنند، محموله‌های قیر ممکن است با تأخیر در زمان بارگیری، پیشنهادهای بالاتر برای کرایه حمل، الزامات سخت‌تر در اسناد یا حتی بی‌میلی ارائه‌دهندگان خدمات مواجه شوند. برای وقوع چنین شرایطی لازم نیست خود قیر تحت تحریم قرار گیرد؛ کافی است محیط حمل‌ونقل مرتبط با محموله‌های سنگین نفتی انتخاب‌گرانه‌تر شود.

برای عرضه‌کنندگان خاورمیانه، به‌ویژه آنهایی که به پایانه‌های صادراتی خدمت‌رسان به شرق آفریقا، جنوب آسیا و بخش‌هایی از جنوب شرق آسیا متصل هستند، پیامدها ممکن است پیش از آنکه در آمار تجارت آشکار شوند به‌صورت تدریجی ظاهر شوند. حتی افزایش محدود در اصطکاک حمل‌ونقل می‌تواند اقتصاد تحویل کالا را به اندازه‌ای تغییر دهد که مسیر مناقصه‌ها عوض شود، حاشیه سود کاهش یابد یا تقاضا به سمت عرضه‌کنندگان نزدیک‌تر حرکت کند. در تجارت قیر که حاشیه سود آن پس از هزینه‌های نگهداری در پایانه، گرمایش، خطر دموراژ و زمان‌بندی پرداخت از پیش نیز محدود است، اضافه شدن هزینه‌های ناشی از الزامات انطباق می‌تواند به‌سرعت رقابت‌پذیری را از بین ببرد. خریداران ممکن است در واکنش به این شرایط مدت قراردادها را کوتاه‌تر کنند، بر سابقه پاک‌تر کشتی‌ها اصرار داشته باشند یا از معامله‌گران اسناد مطمئن‌تری مطالبه کنند. برخی ممکن است به خرید از مخازن ذخیره در مقصد یا قراردادهای تحویل از پیش ذخیره‌شده تمایل نشان دهند تا از محموله‌هایی که همچنان در معرض عدم قطعیت سفر دریایی قرار دارند فاصله بگیرند. گروهی دیگر نیز ممکن است به‌طور موقت عرضه‌کنندگانی را ترجیح دهند که از نظر نهادی شفاف‌تر تلقی می‌شوند، حتی اگر قیمت اسمی بالاتری داشته باشند.

بُعد تحریم‌ها از منظر تأمین مالی نیز اهمیت قابل توجهی دارد. بانک‌ها، بیمه‌گران اعتبار تجاری و واحدهای تأمین مالی ساختارمند در بازار کالاها محموله‌ها را صرفاً بر اساس نوع محصول ارزیابی نمی‌کنند. آنها پیچیدگی مسیر حمل، لایه‌های مالکیت کشتی، سابقه پرچم، وضعیت مؤسسه رده‌بندی، اعتبار باشگاه بیمه مسئولیت و مجاورت با فعالیت‌های تحریمی را بررسی می‌کنند. هنگامی که مجوزهای موقت به پایان می‌رسند، هر محموله‌ای که حتی ارتباط غیرمستقیمی با مسیرهای حساس داشته باشد ممکن است تحت معیارهای سخت‌گیرانه‌تری ارزیابی شود. نتیجه چنین وضعیتی می‌تواند کاهش نقدینگی در معاملات نقدی و افزایش ارزش روابط دوجانبه تثبیت‌شده باشد. در بازار قیر، این شرایط معمولاً به نفع پالایشگاه‌های بزرگ یا صادرکنندگان وابسته به دولت تمام می‌شود که توان ارائه اسناد دقیق و عملکرد پایانه‌ای قابل اتکا را دارند؛ در حالی که معامله‌گران مستقل با زیرساخت‌های محدودتر برای رعایت الزامات نظارتی ممکن است با مقاومت بیشتری روبه‌رو شوند.

در عین حال، یک پیامد بازاریابی مهم نیز وجود دارد که بسیاری از فعالان صنعت قیر آن را دست‌کم می‌گیرند. در ماه‌های پیش رو، مزیت تجاری ممکن است نه فقط در اختیار فروشنده‌ای باشد که کمترین قیمت فوب را ارائه می‌دهد، بلکه در اختیار عرضه‌کننده‌ای قرار گیرد که بتواند «روایت لجستیکی پاک» ارائه دهد. این به معنای غربالگری قابل اثبات کشتی‌ها، پوشش بیمه‌ای معتبر، مسیرهای شفاف، سوابق پایانه‌ای منظم و مفاد قراردادی است که اختلالات ناشی از تحریم را از پیش در نظر گرفته باشد. خریدارانی که در زنجیره تأمین پروژه‌های زیرساخت عمومی فعالیت می‌کنند، به‌ویژه آنهایی که با وزارتخانه‌های راه، پیمانکاران دولتی یا پروژه‌های تأمین مالی‌شده توسط نهادهای چندجانبه همکاری دارند، نسبت به حساسیت‌های اعتباری و نظارتی توجه بیشتری نشان می‌دهند. محموله‌ای که در ظاهر ارزان است اما با عدم قطعیت همراه می‌شود، می‌تواند از نظر اداری، حقوقی و حتی سیاسی هزینه‌ای بسیار بیشتر ایجاد کند. در برخی کشورها، این کاهش اعتبار تجاری اکنون از صرفه‌جویی اسمی در کرایه حمل نیز بیشتر است.

حادثه توقیف کشتی در سوئد بُعد زیست‌محیطی موضوع را نیز پررنگ‌تر می‌کند. اگر کشتی‌های مرتبط با ناوگان سایه نه‌تنها با دور زدن تحریم‌ها بلکه با رویدادهای آلودگی دریایی نیز پیوند داده شوند، اجرای مقررات از حمایت سیاسی گسترده‌تری برخوردار خواهد شد. این روند برای محموله‌هایی که از آب‌های حساس عبور می‌کنند یا به آنها نزدیک می‌شوند اهمیت ویژه‌ای خواهد داشت؛ مناطقی که در آنها ملاحظات زیست‌محیطی می‌تواند به‌سرعت بر ملاحظات تجاری غلبه کند. صادرکنندگان قیر باید به این موضوع توجه داشته باشند، زیرا بسیاری از مقاصد وارداتی قیر به زیرساخت‌های تخلیه ساحلی متکی هستند که ظرفیت جایگزین محدودی دارند. تأخیر یک کشتی یا توقف برای بازرسی می‌تواند برنامه‌های آسفالت‌ریزی، فروش پالایشگاه‌ها و زنجیره تأمین پیمانکاران را در محل پروژه مختل کند، به‌ویژه در بازارهایی که فعالیت‌های راه‌سازی ماهیت فصلی دارند.

مسئله مهم دیگر امکان جایگزینی در بخش سنگین بشکه نفت است. زمانی که اصطکاک ناشی از تحریم‌ها در بازار نفت خام افزایش می‌یابد، پالایشگاه‌ها و معامله‌گران معمولاً بازنگری می‌کنند که چگونه باقی‌مانده خلأ، نفت کوره و مواد برش‌دهنده را تخصیص دهند. قیر در معادله گسترده‌تر محصولات سنگین قرار دارد. اگر اقتصاد صادرات برخی از این جریان‌های سنگین تضعیف شود یا از نظر عملیاتی دشوار گردد، پالایشگاه‌ها ممکن است تولید خود را به سمت تقاضای داخلی راه‌سازی، اختلاط‌های جایگزین، ذخیره‌سازی یا بازارهای صادراتی با اصطکاک نظارتی کمتر تنظیم کنند. در عمل، این امر می‌تواند عرضه قیر را در برخی مسیرها محدودتر و در مسیرهای دیگر غیرمنتظره‌تر آزاد کند. نتیجه چنین تغییری معمولاً کمبود چشمگیر نیست؛ بلکه بازاری ناهمگون است که در آن پیشنهادهای فروش ناپایدار، اندازه محموله‌ها متغیر، زمان تحویل نامنظم و تأکید بر قراردادهای بلندمدت بیشتر می‌شود.

برای بازار حمل‌ونقل دریایی نیز پیامد فوری احتمالاً کاهش شدید در دسترس بودن نفتکش‌ها نخواهد بود، بلکه بازتعریف قیمت ریسک قابل قبول خواهد بود. کشتی‌های جدیدتر، دارای اسناد روشن و بیمه معتبر مطلوب‌تر می‌شوند. در مقابل، کشتی‌هایی با سوابق نامشخص، بی‌نظمی در سیگنال‌های ردیابی یا ارتباط با مناطق تحریمی با تخفیف‌های بزرگ‌تر، رد شدن بیشتر یا تأخیرهای عملیاتی روبه‌رو خواهند شد. نتیجه چنین وضعیتی شکل‌گیری بازاری دوگانه در کرایه حمل است. در چنین بازاری، نرخ اعلام‌شده حمل تمام داستان را بیان نمی‌کند.

پایان یافتن مجوزهای مرتبط با تحریم‌ها برای محموله‌های نفت روسیه و ایران و تمرکز نظارتی بر یک نفتکش مرتبط با ناوگان سایه در شمال اروپا رویدادهایی جداگانه نیستند. این دو رخداد در کنار هم به سمت فضایی سخت‌گیرانه‌تر در انطباق دریایی اشاره می‌کنند؛ فضایی که در آن اعتبار کشتی، صحت بیمه و مسئولیت زیست‌محیطی به‌طور فزاینده‌ای از تجارت کالاهای انرژی جداشدنی نیستند. ممکن است نفت خام همچنان بیشترین توجه رسانه‌ها را به خود جلب کند، اما قیر و سایر فرآورده‌های سنگین نفتی اغلب جایی هستند که پیامدهای ثانویه زودتر در رفتار خرید، نظم حمل‌ونقل و کاهش حاشیه سود آشکار می‌شوند. تحول مهم بعدی شاید اعلام تحریمی پر سر و صدا نباشد؛ بلکه تغییری آرام‌تر باشد: تعداد کمتر کشتی‌های قابل قبول، خریداران محتاط‌تر و افزایش فاصله قیمتی برای محموله‌هایی که با مجموعه‌ای کامل از اسناد قابل دفاع به مقصد می‌رسند.