به گزارش دنیای نفت و قیر، تحولات سیاسی اواخر فوریه ۲۰۲۶ در اتحادیه اروپا، بلافاصله بر معادلات انرژی در سطح جهانی و بهویژه بر جریان نفت و فرآوردههای وابسته در اروپا و خاورمیانه سایه انداخت. تهدید مجارستان به جلوگیری از تصویب بسته مالی ۹۰ میلیارد یورویی اتحادیه اروپا برای اوکراین، که به اختلافات مربوط به ترانزیت نفت و تضمینهای تأمین انرژی گره خورده است، تنها یک مناقشه مالی تلقی نمیشود. این موضوع بهطور مستقیم امنیت عرضه نفت خام، پایداری فعالیت پالایشگاهها و در نهایت بازار قیر را در چندین منطقه تحت تأثیر قرار میدهد. کشورهای اروپای مرکزی که به خطوط لوله متکی هستند و همچنین واردکنندگان قیر در شرق مدیترانه و برخی بازارهای خاورمیانه، این رویداد را با حساسیت ویژه دنبال میکنند.
ریشه اختلاف به شرایط انتقال نفت از مسیر خطوط لولهای بازمیگردد که بخشی از شبکه انتقال نفت روسیه به اروپا محسوب میشود. مجارستان اعلام کرده تغییرات اعمالشده در ترتیبات تأمین و محدودیتهای ناشی از سیاستهای تحریمی، امنیت انرژی داخلی این کشور را تهدید میکند. در مقابل، نهادهای اتحادیه اروپا بر ضرورت هماهنگی سیاستی در قبال جنگ اوکراین تأکید دارند. در ظاهر، موضوع به بسته مالی مربوط است، اما در عمل به جریان نفت خام، ظرفیت پالایشی و تداوم فعالیت واحدهای تولیدی گره خورده است.
یکی از مسیرهای کلیدی در این میان، شاخههایی از خط لوله دروژبا (Druzhba) است که نفت را به پالایشگاههای اروپای مرکزی منتقل میکند. این پالایشگاهها علاوه بر تولید بنزین و گازوئیل، سهم مهمی در تأمین قیر مورد نیاز پروژههای راهسازی دارند. میزان تولید قیر به نوع نفت خام ورودی، تنظیمات برج تقطیر در خلأ و ساختار واحدهای تبدیل وابسته است. هرگونه کاهش در حجم نفت دریافتی یا تغییر در ترکیب خوراک میتواند میزان تولید قیر را دستخوش نوسان کند.
در صورت کاهش جریان نفت از طریق خطوط لوله، پالایشگاهها ممکن است ناچار شوند اولویت تولید را به سوختهای حملونقل اختصاص دهند. در چنین شرایطی، عرضه قیر در بازار منطقهای کاهش مییابد، بهویژه در دورههایی که فعالیتهای عمرانی در اوج قرار دارد. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که کوچکترین اختلال در ظرفیت پالایشگاهی میتواند برنامههای تأمین قیر برای پروژههای زیرساختی را با تأخیر مواجه کند.
کشورهای جنوب شرق اروپا و بخشهایی از خاورمیانه که بخشی از نیاز خود را از مسیرهای توزیع اروپای مرکزی تأمین میکنند، این تحولات را با دقت زیر نظر دارند. بازارهایی مانند ترکیه، عراق و برخی کشورهای حوزه شرق مدیترانه در سالهای گذشته از تولید پالایشگاههای متصل به این شبکه بهره بردهاند. اگر برداشت کلی بازار به سمت محدودیت عرضه حرکت کند، واردکنندگان ممکن است به ذخیرهسازی پیشگیرانه یا تغییر منبع تأمین روی آورند.
مسئله تنها به حجم تولید محدود نمیشود. تغییر در مسیرهای حملونقل ریلی و رودخانهای که فرآوردههای پالایشگاهی را به بنادر صادراتی منتقل میکنند نیز میتواند هزینهها را افزایش دهد. حتی در غیاب توقف رسمی جریان نفت، افزایش نظارتهای اداری و پیچیدگیهای حقوقی ممکن است زمان تحویل را طولانیتر کند. شرکتهای فعال در تجارت فرآوردههای نفتی گزارش دادهاند که در مذاکرات قراردادی، بندهای مرتبط با ریسک سیاسی و تأخیرهای احتمالی با دقت بیشتری بررسی میشود.
مدیران برخی پالایشگاهها اعلام کردهاند سناریوهای جایگزین در حال بررسی است. واردات نفت خام از مسیر دریایی یکی از گزینههاست، اما این راهکار هزینه حمل بالاتری دارد و مستلزم ظرفیت بندری کافی است. همچنین زمانبندی ورود نفتکشها و محدودیتهای لجستیکی میتواند مانع جایگزینی سریع جریان خط لوله شود. در صورتی که چند پالایشگاه بهطور همزمان به این گزینه روی آورند، رقابت برای دسترسی به نفتکش و ظرفیت تخلیه تشدید خواهد شد.
در سطح دیپلماتیک، گفتوگوها ادامه دارد. مقامات اتحادیه اروپا بر همبستگی انرژی تأکید میکنند، در حالی که بوداپست بر اولویت تأمین داخلی پافشاری دارد. نتیجه این مذاکرات برای بازار قیر اهمیت عملی دارد، زیرا ثبات در خوراک پالایشگاهها به معنای ثبات در عرضه این ماده برای پروژههای زیرساختی است.
بازار جهانی قیر طی دو سال گذشته با عوامل متعددی از جمله تحریمها، تغییر مسیر صادرات روسیه و افزایش ظرفیت تولید در خاورمیانه روبهرو بوده است. برخی تولیدکنندگان در منطقه خلیج فارس توانستهاند سهم بیشتری از بازارهای اروپایی به دست آورند. در صورت تداوم ابهام در اروپای مرکزی، احتمال تقویت نقش صادرکنندگان خاورمیانه افزایش مییابد، هرچند فاصله جغرافیایی و هزینه حمل همچنان عامل تعیینکننده باقی میماند.
شرکتهای پیمانکاری فعال در پروژههای عمرانی که از منابع مالی اتحادیه اروپا بهره میبرند نیز تحولات را دنبال میکنند. برآورد هزینه پروژهها معمولاً بر مبنای ثبات نسبی قیمت مصالح انجام میشود. افزایش قیمت قیر یا کمبود عرضه میتواند بازنگری در مناقصهها و اصلاح قراردادها را ضروری سازد.
در خاورمیانه، برخی پالایشگاههای دارای ظرفیت مازاد ممکن است از افزایش تقاضای احتمالی اروپا سود ببرند. با این حال، نرخ کرایه حمل دریایی و رقابت در بازارهای آفریقا و آسیا نیز بر تصمیمگیری صادرکنندگان اثر میگذارد. برای واردکنندگان منطقه، مقایسه هزینه نهایی تحویل و اطمینان از استمرار عرضه اهمیت بالایی دارد.
در هفتههای پیش رو، روشن شدن نتیجه مذاکرات مشخص خواهد کرد آیا پالایشگاههای اروپای مرکزی میتوانند با ثبات به فعالیت ادامه دهند یا ناچار به تنظیمات عملیاتی تازه خواهند شد. برای نهادهای مسئول زیرساخت، مدیریت موجودی و تنوعبخشی به منابع تأمین به اولویت تبدیل شده است.
