به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، خطر شکلگیری یک لایه جدید و بالقوه قدرتمند از فشار آمریکا بر تجارت انرژی روسیه وارد مرحله بسیار جدیتری از فرایند قانونگذاری شده است. سنای آمریکا در ۷ اوت با ۸۶ رأی موافق در برابر ۱۱ رأی مخالف، لایحه «Lindsey O. Graham Sanctioning Russia and Iran Act of 2026» را تصویب کرد؛ قانونی پیشنهادی که تحریمها علیه روسیه و ایران را گسترش میدهد و در صورت طی مراحل نهایی، به رئیسجمهور آمریکا اختیار میدهد بر واردات کالا از کشورهایی که همچنان در میان بزرگترین خریداران نفت یا گاز طبیعی روسیه قرار دارند، تعرفههایی تا سقف ۱۰۰ درصد وضع کند.
تمایز حقوقی در اینجا بسیار مهم است: آمریکا بر اساس این لایحه هنوز هیچ تعرفه جدید ۱۰۰ درصدی اعمال نکرده است. این طرح از سنا عبور کرده، اما هنوز به قانون تبدیل نشده است. مجلس نمایندگان آمریکا نیز باید آن را تصویب کند و پس از آن رئیسجمهور باید مصوبه را امضا کند. انتظار میرود مجلس نمایندگان پس از پایان تعطیلات تابستانی و بازگشت در ۳۱ اوت، بررسی این طرح را آغاز کند. برخی نمایندگان نیز تاکنون درباره دامنه اختیارات مربوط به تعرفهها نگرانیهایی مطرح کردهاند. بنابراین متن نهایی همچنان ممکن است اصلاح شود، به تأخیر بیفتد یا حتی تصویب نشود.
آنچه در ۷ اوت تغییر کرد، میزان احتمال سیاسی تصویب چنین سیاستی است. طرحی که بیش از یک سال درگیر مذاکره و بحث بود، اکنون با اکثریتی بسیار گسترده و دوحزبی از سنا عبور کرده است. سنا همچنین اصلاحیهای را که هدف آن حذف اختیارات تعرفهای از لایحه بود، رد کرد. این موضوع تصویب نهایی قانون را تضمین نمیکند، اما اهمیت بازاری خطری را که تا همین اواخر بیشتر جنبه فرضی داشت، بهطور محسوسی افزایش میدهد.
نسخه اصلاحشده لایحه نسبت به نسخه قبلی که امکان تعرفههای عمومی تا ۵۰۰ درصد را مطرح کرده بود، بسیار محدودتر است. بر اساس متن فعلی تصویبشده در سنا، سقف تعرفههای احتمالی ۱۰۰ درصد تعیین شده و تمرکز اصلی بر پنج خریدار بزرگ نفت خام یا گاز طبیعی روسیه و همچنین حوزههایی است که نقش مهمی در کمک به روسیه برای دورزدن تحریمهای انرژی دارند. رئیسجمهور آمریکا نیز اختیار خواهد داشت بر اساس منافع ملی، برخی معافیتها را صادر کند.
این تفاوت برای چین، هند و دیگر مشتریان بزرگ انرژی روسیه اهمیت زیادی دارد. تعرفه مورد بحث صرفاً مالیاتی بر یک بشکه نفت خام روسیه نیست. این تعرفه میتواند بر کالاهایی اعمال شود که از کشوری وارد آمریکا میشوند که همچنان خرید گسترده انرژی از روسیه دارد. بنابراین فشار اقتصادی احتمالی میتواند بسیار فراتر از معامله مستقیم نفت گسترش پیدا کند و تولیدکنندگان، صادرکنندگان و سایر بخشهایی را که به بازار آمریکا دسترسی دارند نیز تحت تأثیر قرار دهد.
چین و هند در مرکز این موضوع قرار دارند، زیرا همچنان دو خریدار بزرگ نفت خام روسیه هستند. در مذاکرات مربوط به لایحه، اسلواکی، مجارستان و آذربایجان نیز در میان خریداران مهم نفت خام روسیه مطرح شدهاند، در حالی که چین، فرانسه، ژاپن، مجارستان و بلژیک در میان واردکنندگان مهم گاز روسیه قرار گرفتهاند. بااینحال، این لایحه استثناهایی نیز دارد که ممکن است برخی کشورها با وابستگی نسبتاً محدود به گاز روسیه را، در صورتی که اقدامات معناداری برای کاهش این وابستگی انجام دهند، از فشار اصلی مصون نگه دارد.
اهمیت این فهرستها در آن است که میتوانند یک ساختار تحریمی پویا ایجاد کنند. یک کشور برای تغییر جایگاه خود لزوماً مجبور نیست واردات انرژی روسیه را بهطور کامل متوقف کند. اگر یکی از خریداران بزرگ حجم خرید خود را بهاندازهای کاهش دهد که از جمع پنج خریدار نخست خارج شود، واردکننده دیگری ممکن است جای آن را در گروه هدف بگیرد. این موضوع میتواند دولتها و پالایشگاهها را به مدیریت دقیقتر حجم خرید از روسیه سوق دهد، بهجای اینکه تنها میان دو گزینه ادامه کامل خرید یا توقف کامل آن تصمیم بگیرند.
برای بازار نفت، زمان مطرحشدن این لایحه اهمیت ویژهای دارد. نفت خام روسیه اخیراً برای چندین پالایشگاه آسیایی جذابتر شده است، زیرا عرضه خاورمیانه غیرقابل پیشبینیتر شده است. اختلالات در تنگه هرمز و اطراف آن، خطر حمل دریایی را افزایش داده، بخشی از جریان نفت خلیج فارس را کاهش داده و پالایشگاههای آسیایی را مجبور کرده است به دنبال بشکههایی باشند که از مسیرهای جایگزین با اطمینان بیشتری به تأسیسات آنها برسند.
هند یکی از روشنترین نمونههاست. واردات نفت خام روسیه به هند در ماه ژوئن به حدود ۲.۷۳ میلیون بشکه در روز رسید و ورود محمولهها در ژوئیه نیز حدود ۲.۵۷ میلیون بشکه در روز برآورد شد. این ارقام در میان بالاترین سطوح ثبتشده قرار داشتند، زیرا پالایشگاههای هندی همزمان با دشوارتر و گرانترشدن تأمین نفت خاورمیانه، خرید نفت روسیه را افزایش دادند.
نفت خام اورال روسیه که به هند تحویل داده میشد، اخیراً با تخفیفی در حدود تنها یک تا دو دلار در هر بشکه نسبت به نفت برنت تاریخدار عرضه شده بود؛ در حالی که در اوایل ژوئیه این تخفیف از ۱۰ دلار در هر بشکه نیز فراتر رفته بود. کاهش شدید میزان تخفیف نشان داد که با افزایش تقاضای پالایشگاههای هند و چین برای جایگزینهای عرضه ناپایدار خلیج فارس، نفت روسیه با چه سرعتی قدرت قیمتگذاری خود را بازیافته است.
چین نیز تغییر مشابهی را نشان میدهد. سینوپک خرید نفت خام ESPO روسیه را افزایش داده است تا کاهش شدید عرضه خاورمیانه را جبران کند. برآورد میشود این شرکت برای تحویل از ژوئیه تا سپتامبر حدود ۳۰ تا ۴۰ محموله روسی خریداری کرده باشد؛ رقمی معادل تقریباً ۲۴۱ هزار تا ۳۲۰ هزار بشکه در روز و حدود ۵ تا ۶ درصد ظرفیت پالایشی آن.
اقتصاد این معاملات قابل توجه است. نفت ESPO برای بارگیری در سپتامبر اخیراً با حدود یک تا دو دلار تخفیف نسبت به برنت ارزشگذاری شده و تقریباً ۱۰ دلار در هر بشکه ارزانتر از برخی گریدهای رقیب مانند نفت عمان و نفت Tupi برزیل بوده است. فاصله حمل کوتاهتر از خاور دور روسیه نیز ESPO را برای پالایشگاههای چین به گزینهای جذاب تبدیل میکند، بهویژه زمانی که کرایه مسیرهای طولانی و خطر کشتیرانی در خاورمیانه افزایش یافته است.
بنابراین، تهدید تعرفهای جدید آمریکا درست در زمانی مطرح شده که نفت خام روسیه برای امنیت خوراک پالایشگاههای آسیایی اهمیت بیشتری پیدا کرده، نه کمتر.
اگر لایحه به قانون تبدیل شود و اختیار تعرفهای به شکل گسترده مورد استفاده قرار گیرد، چین و هند چند گزینه خواهند داشت. آنها میتوانند خرید نفت روسیه را کاهش دهند، برای دریافت معافیت تلاش کنند، معاملات را از طریق شرکتهایی با میزان مواجهه کمتر بازسازی کنند، منابع نفت خام خود را متنوع سازند یا برای جبران افزایش خطر سیاسی و تجاری، تخفیفهای بیشتری از فروشندگان روسی مطالبه کنند.
واکنش پالایشگاههای دولتی و مستقل نیز ممکن است متفاوت باشد. تجربه اخیر چین نشان داده است که همه خریداران به تحریمها به یک شکل واکنش نشان نمیدهند. پالایشگاههای بزرگ دولتی پس از تحریم برخی تولیدکنندگان بزرگ روسیه، بخشی از خریدهای خود را موقتاً متوقف کردند، در حالی که پالایشگاههای مستقل به خرید ادامه دادند. سینوپک نیز بعداً همزمان با محدودشدن عرضه خاورمیانه، خرید نفت روسیه را با استفاده از واسطهها از سر گرفت.
این یعنی یک رژیم تحریمی جدید الزاماً نفت روسیه را از بازار آسیا حذف نخواهد کرد. در عوض ممکن است مشخص کند چه شرکتهایی آن را میخرند، کدام شرکتهای تجاری واسطه معامله هستند، چه ارزهایی مورد استفاده قرار میگیرند، چه میزان تخفیف لازم است و چه مقدار خطر مربوط به رعایت تحریمها و حملونقل باید در قیمت لحاظ شود.
برای روسیه، کاهش تقاضا از سوی خریداران اصلی احتمالاً فشار برای ارائه تخفیفهای بیشتر را افزایش خواهد داد. تولیدکنندگان روسی ممکن است تلاش کنند حجم بیشتری را به بازارهای کوچکتر آسیا، خاورمیانه، آفریقا یا اوراسیا منتقل کنند، اما جایگزینکردن مشتریانی در مقیاس چین و هند بسیار دشوار خواهد بود. مسکو همچنین ممکن است بیش از گذشته به ساختارهای تجاری و شناورهایی وابسته شود که خارج از سامانههای مالی، بیمهای و دریایی متعارف غرب فعالیت میکنند.
لایحه سنا این چالش را بیشتر میکند، زیرا ناوگان نفتکشهای موسوم به سایه روسیه، مؤسسات مالی و پروژههای بزرگ انرژی را نیز هدف قرار میدهد. تحریمهای فعلی آمریکا از قبل تعداد زیادی از شناورهای دخیل در حمل نفت روسیه را هدف گرفتهاند و همین امر باعث شده مالکیت کشتی، پوشش بیمه، تغییر پرچم و انتقال کشتیبهکشتی به بخشهای مهمتری از روند اجرای تحریمها تبدیل شوند.
بنابراین، اثر این سیاست بر کرایه حمل میتواند بسیار فراتر از قیمت نفت خام گسترش پیدا کند. اگر تعداد کمتری از مالکان شناورهای متعارف، بانکها و شرکتهای بیمه حاضر به مشارکت در تجارت روسیه باشند، تعداد کشتیهای قابل قبول برای این تجارت کاهش خواهد یافت. مسیرهای طولانیتر، ساختارهای مالکیتی پیچیدهتر، کنترلهای بیشتر مربوط به تحریمها و هزینههای بالاتر بیمه همگی میتوانند فاصله میان قیمت نفت روسیه در بندر بارگیری و هزینه واقعی تحویل آن به پالایشگاه را بیشتر کنند.
سامانه پالایشی داخل روسیه نیز همزمان از جهت دیگری تحت فشار قرار دارد. تولید نفت خام و میعانات روسیه در ژوئیه حدود ۱۰۰ هزار بشکه در روز افزایش یافت و به بیش از ۹ میلیون بشکه در روز رسید. صادرات قویتر و بازیابی نسبی فعالیت پالایشگاهها از عوامل این افزایش بودند. بااینحال، برآوردهای صنعتی نشان میدهد روسیه ممکن است در ماه اوت برای حفظ این سطح با مشکل مواجه شود، زیرا خسارت پالایشگاهها و محدودیتهای لجستیکی همچنان فعالیتها را تحت تأثیر قرار میدهند.
صادرات دریایی فرآوردههای نفتی روسیه نیز در ژوئیه نسبت به ژوئن حدود یکسوم کاهش یافت و به حدود ۳.۹ میلیون تن رسید. کاهش تولید سوخت پس از حملات به پالایشگاهها و محدودیتهای داخلی بر صادرات، از عوامل اصلی این افت بودند. این کاهش نشان میدهد بخش پاییندستی روسیه حتی پیش از اجراییشدن هرگونه قانون جدید آمریکا با محدودیتهای فیزیکی و مقرراتی روبهرو است.
برای بازار قیر، ترکیب این عوامل بسیار مهمتر از رقم ۱۰۰ درصدی موجود در تیتر است.
نخستین مسیر انتقال اثر، انتخاب نفت خام در پالایشگاههای آسیاست. تولید قیر بهشدت به نوع نفت خام فرآورششده و مقدار و کیفیت باقیمانده سنگینی بستگی دارد که پس از تقطیر اتمسفری و خلأ باقی میماند. تنها برخی نفتهای خام و ترکیبهای مشخص میتوانند در حجم قابل توجه، باقیمانده مناسب برای تولید قیر راهسازی تجاری فراهم کنند.
اگر پالایشگاههای هند یا چین خرید نفت روسیه را کاهش دهند، ممکن است مجبور شوند این بشکهها را با نفت خاورمیانه، غرب آفریقا، آمریکای لاتین یا سایر عرضهکنندگان جایگزین کنند. چنین تغییری میتواند هزینه خوراک، کرایه حمل، بازده پالایشگاه و حجم و کیفیت وکیوم باتوم در دسترس برای تولید قیر را تغییر دهد.
این بدان معنا نیست که کاهش نفت روسیه بهطور خودکار تولید قیر را کاهش خواهد داد. برخی نفتهای جایگزین ممکن است باقیمانده مناسب بیشتری تولید کنند و برخی دیگر کمتر. نوع و پیچیدگی پالایشگاه نیز به همان اندازه مهم است. یک پالایشگاه پیشرفته ممکن است وکیوم باتوم را به واحدهای ککسازی، هیدروکراکینگ یا سایر واحدهای تبدیلی ارسال کند، بهجای اینکه آن را برای تولید محصول راهسازی اختصاص دهد.
بنابراین، اثر این تغییر همانقدر که فیزیکی است، اقتصادی نیز خواهد بود.
اگر جایگزینی نفت تخفیفدار روسیه هزینه خوراک یک پالایشگاه در هند یا چین را افزایش دهد، پالایشگاه ممکن است تلاش کند تولید دیزل، بنزین، سوخت جت یا فرآوردههای پتروشیمی با حاشیه سود بالاتر را به حداکثر برساند. در چنین شرایطی، حتی اگر تقاضای راهسازی قوی باقی بماند، تولید قیر میتواند از نظر اقتصادی جذابیت کمتری پیدا کند.
سناریوی معکوس نیز امکانپذیر است. اگر محدودیتهای جدید آمریکا روسیه را مجبور به ارائه تخفیفهای بسیار عمیقتر کند، پالایشگاههایی که همچنان از نظر قانونی و تجاری قادر به خرید هستند، ممکن است از خوراک ارزانتر بهره ببرند. این موضوع میتواند حاشیه سود پالایشی را بهبود دهد و احتمالاً از تولید فرآوردههای سنگین نیز حمایت کند. بااینحال، نتیجه تا حد زیادی به این بستگی خواهد داشت که چه میزان از تخفیف ایجادشده توسط کرایه اضافی، بیمه، هزینه رعایت تحریمها و تأمین مالی جذب شود.
هند اهمیت ویژهای دارد، زیرا سامانه پالایشی این کشور اخیراً مقادیر بیسابقهای از نفت روسیه را مصرف کرده و همزمان صادرات فرآوردههای پالایشی را افزایش داده است. هر سیاستی که اقتصاد این بشکههای روسی را تغییر دهد، میتواند توازن میان تولید سوخت داخلی، صادرات، جریان فرآوردههای سنگین و عرضه قیر را نیز تغییر دهد.
چین نمونهای متفاوت اما به همان اندازه مهم است. نفت ESPO روسیه اخیراً هم مزیت قیمتی و هم مزیت لجستیکی نسبت به گزینههای دورتر داشته است. اگر پالایشگاههای دولتی چین بهدلیل خطر تعرفهای خرید این نفت را کاهش دهند، ممکن است حجم بیشتری از نفت خام از عرضهکنندگان دورتر جغرافیایی یا منابع خاورمیانهای وارد شود که در شرایط فعلی با خطر بالاتر کشتیرانی مواجه هستند. این اتفاق میتواند هزینه نهایی خوراک را افزایش داده و تصمیمهای عملیاتی پالایشگاهها را تغییر دهد.
دومین مسیر انتقال اثر، مربوط به صادرات خود قیر و فرآوردههای سنگین روسیه است.
روسیه تنها صادرکننده نفت خام نیست. سامانه پالایشی این کشور حجم قابل توجهی نفت کوره، وکیوم باتوم و قیر راهسازی برای بازار داخلی و بازارهای منطقهای تولید میکند. قیر و فرآوردههای سنگین نفتی روسیه از طریق ترکیبی از راهآهن، جاده، بنادر بالتیک، دریای سیاه و مسیرهای تجاری اوراسیا جابهجا میشوند.
لایحه سنا تعرفه مشخص ۱۰۰ درصدی بر قیر روسیهای که به چین یا هند وارد میشود ایجاد نمیکند. همچنین در حال حاضر هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد رأی ۷ اوت سنا موجب کاهش تولید یا صادرات قیر روسیه شده است.
این تفاوت باید کاملاً روشن باقی بماند.
اثر احتمالی عمدتاً غیرمستقیم خواهد بود: محدودیتهای بانکی شدیدتر، تحریم شرکتهای انرژی و شناورها، افزایش خطر رعایت مقررات برای طرفهای معامله، تغییر اقتصاد نفت خام و احتمال بازآرایی روابط تجاری. برای قیر، این عوامل میتوانند اهمیت زیادی داشته باشند، زیرا این محصول معمولاً در محمولههایی بسیار کوچکتر از نفت خام جابهجا میشود و توان جذب افزایش شدید هزینههای حمل و مالی را به همان اندازه ندارد.
قیر فلهای همچنین به کشتیهای تخصصی گرمشونده نیاز دارد. تحریمی که در درجه نخست نفتکشهای نفت خام را هدف قرار میدهد، لزوماً کشتیهای حمل قیر را از بازار حذف نمیکند؛ اما افزایش خطر حقوقی و مالی مربوط به تجارت فرآوردههای نفتی روسیه میتواند مالکان کشتی، بانکها و شرکتهای بیمه را وادار کند تمام محمولههای با مبدأ روسیه را دوباره ارزیابی کنند. این وضعیت حتی بدون ممنوعیت مستقیم قیر میتواند تعداد شناورهای در دسترس را کاهش داده یا نرخ کرایه را افزایش دهد.
صادرات زمینی روسیه به آسیای مرکزی و بازارهای همسایه اوراسیا ممکن است کمتر تحت تأثیر تحریمهای دریایی قرار گیرد، اما همچنان در برابر محدودیتهای پرداخت، ظرفیت راهآهن، کنترلهای بانکی و تغییر تولید پالایشگاههای داخلی آسیبپذیر خواهد بود.
احتمال دیگری نیز وجود دارد: تغییر مقصد محصولات روسیه. اگر دسترسی به یک بازار دشوارتر شود، صادرکنندگان ممکن است حجم بیشتری را به کشورهای نزدیکتری عرضه کنند که خطر تحریمی کمتری دارند. این روند میتواند موقتاً قیمتها را در یک منطقه تحت فشار نزولی قرار دهد و همزمان بازار منطقه دیگری را با محدودیت عرضه روبهرو کند.
چنین تغییر مسیری تاکنون یکی از ویژگیهای اصلی تجارت نفت تحت تحریم بوده است. برای بازار قیر، پرسش اصلی فقط این نخواهد بود که روسیه چه مقدار محصول تولید میکند، بلکه این است که این محصول در کجا قابل فروش است، کدام مسیرهای پرداخت باز باقی میمانند و آیا هزینه حمل هنوز معامله را از نظر تجاری توجیهپذیر نگه میدارد یا خیر.
تعرفههای پیشنهادی همچنین میتوانند بهطور غیرمستقیم بر تقاضای جهانی نفتکش اثر بگذارند. اگر هند و چین نفت روسیه را با نفت خام غرب آفریقا، آمریکای لاتین یا خاورمیانه جایگزین کنند، متوسط طول سفرها افزایش خواهد یافت. افزایش تن-مایل میتواند ظرفیت نفتکشها را بیشتر درگیر کرده و از نرخهای بالاتر حمل نفت خام حمایت کند.
این فشار میتواند به بازار حمل فرآوردههای نفتی و در نهایت به کرایه تخصصی قیر نیز سرایت کند، بهویژه اگر همزمان اختلالات هرمز و دریای سرخ نیز باعث تغییر مسیر کشتیها و محدودشدن ظرفیت شوند.
عامل پیچیده دیگری نیز وجود دارد: سیاست تحریم و امنیت انرژی در حال حاضر در دو جهت مخالف حرکت میکنند.
واشنگتن دقیقاً در زمانی در حال بررسی اقدامات سختگیرانهتر علیه خریداران انرژی روسیه است که اختلالات خاورمیانه عرضه روسیه را برای آسیا ارزشمندتر کرده است. پالایشگاههای هند و چین تا حدی به این دلیل خرید نفت روسیه را افزایش دادهاند که این محمولهها در مقایسه با برخی گزینههای خلیج فارس، قابلیت اطمینان بیشتری در تحویل دارند.
اگر آمریکا پیش از عادیشدن کشتیرانی خلیج فارس باعث کاهش سریع این خریدها شود، رقابت برای نفت خام غرب آفریقا، آمریکای لاتین و دیگر منابع حوزه اقیانوس اطلس میتواند افزایش یابد. این مسئله ممکن است هم اختلاف قیمت نفت خام و هم هزینه حمل برای پالایشگاههای آسیایی را بالا ببرد.
برای صنعت آسفالت، این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا قیر بازار خوراک مستقلی از نفت خام ندارد. اقتصاد قیر از انتخاب خوراک پالایشگاه آغاز میشود. در نتیجه، سیاستی که هدف آن کاهش درآمد ژئوپلیتیکی روسیه است میتواند از طریق زنجیرهای شامل جایگزینی نفت خام، حاشیه سود پالایشی، ارزش وکیوم باتوم، کرایه حمل و دسترسی به کشتی، به یک تولیدکننده آسفالت در هزاران کیلومتر دورتر منتقل شود.
بازار همچنین نباید تصور کند که رأی سنا به معنای مشخصشدن سیاست نهایی است. مجلس نمایندگان میتواند بندهای مربوط به تعرفه را اصلاح کند. رئیسجمهور ممکن است از اختیار معافیت استفاده کند. برخی کشورها میتوانند مشمول معافیت شوند یا پیش از اعمال تعرفه میزان خرید خود را کاهش دهند. حتی ترکیب پنج خریدار بزرگ نیز با تغییر جریان تجارت قابل تغییر است.
بنابراین، تفاوت میان یک تهدید در مرحله قانونگذاری و یک اقدام تجاری اجرایی بسیار مهم است.
تا ۸ اوت، هیچ تعرفه جدید ۱۰۰ درصدی بر اساس «Lindsey O. Graham Sanctioning Russia and Iran Act of 2026» اعمال نشده است. هیچ کاهش مستقیمی در تولید قیر روسیه را نمیتوان به این لایحه نسبت داد و هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد پالایشگاههای چین یا هند مشخصاً بهدلیل رأی سنا، خرید نفت خام خود را تغییر دادهاند.
آنچه تغییر کرده، محاسبه خطر است.
با تصویب لایحه در سنا با رأی ۸۶ در برابر ۱۱، احتمال اینکه خریداران بزرگ انرژی روسیه با مجازاتهای تجاری سنگین آمریکا مواجه شوند دیگر یک سناریوی حاشیهای در فرایند قانونگذاری نیست. اگر مجلس نمایندگان نیز آن را تصویب کند و اختیار تعرفهای مورد استفاده قرار گیرد، تخفیف نفت خام روسیه، انتخاب خوراک پالایشگاههای آسیا، مسیر حرکت نفتکشها، هزینه رعایت تحریمها و تجارت فرآوردههای سنگین همگی میتوانند تغییر کنند.
برای قیر، مهمترین آثار احتمالاً غیرمستقیم و نامتوازن خواهند بود. صادرکنندگان روسی ممکن است با موانع مالی و لجستیکی بیشتری مواجه شوند. پالایشگاههای هند و چین ممکن است ترکیب نفت خام مصرفی خود را تغییر دهند. نفتهای جایگزین میتوانند اقتصاد وکیوم باتوم را تغییر دهند. با طولانیترشدن مسیر انتقال نفت، کرایه حمل ممکن است افزایش یابد و جریانهای منطقهای قیر نیز ممکن است بیشتر به سمت بازارهایی حرکت کنند که در معرض خطر تحریمی کمتری قرار دارند.
این لایحه هنوز قانون آمریکا را تغییر نداده است، اما احتمال اینکه سیاست تحریمی بار دیگر نقشه فیزیکی تجارت انرژی روسیه را تغییر دهد، افزایش داده است. برای صنعت قیر، همین موضوع اکنون مهمترین نکتهای است که باید زیر نظر گرفته شود.
