به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، بازار قیر آذربایجان دو علامت کاملاً متفاوت ارسال میکند. تولید قیر نفتی در ژانویه تا ژوئیه ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۲.۲ درصد کاهش یافت و به ۸۱ هزار و ۷۰۰ تن رسید، در حالی که دادههای گمرکی نیمه نخست سال نشان میدهند صادرات بیش از دو برابر شده و به ۸ هزار و ۱۰۹ تن رسیده است. این تضاد قابلتوجه است؛ آذربایجان در مقایسه با سال قبل قیر بسیار کمتری تولید میکند، اما همزمان حجم بیشتری از این محصول را به بازارهای خارجی میفرستد.
کاهش تولید قیر حتی در مقایسه با سایر دادههای صنعت پالایش آذربایجان نیز چشمگیر است. ارزش کل تولید فرآوردههای نفتی در این دوره هفتماهه ۴.۹ درصد کاهش یافت، اما تغییرات تولید محصولات مختلف یکسان نبود. تولید بنزین ۲.۳ درصد، کک نفتی ۱۰ درصد، روغنهای روانکننده ۲۰.۱ درصد و نفت کوره ۳۱.۱ درصد افزایش یافت. در مقابل، تولید گازوئیل فقط ۱.۹ درصد کاهش پیدا کرد و تولید نفت سفید و سوخت جت ۲۰.۳ درصد افت کرد. بنابراین کاهش ۴۲.۲ درصدی قیر یکی از شدیدترین افتهای ثبتشده میان فرآوردههای پالایشگاهی این کشور در دوره مورد بررسی بود.
دادههای جدید موجودی انبار نیز لایه دیگری به این وضعیت اضافه میکنند. در اول اوت، ۱۴ هزار و ۷۰۰ تن قیر نفتی در انبار واحدهای صنعتی موجود بود. این رقم در مقایسه با کل ۸ هزار و ۱۰۹ تن قیری که در شش ماه نخست ۲۰۲۶ صادر شده، قابلتوجه است. این موضوع نشان میدهد اگرچه افزایش صادرات از نظر درصدی بسیار چشمگیر بوده، اما حجم فیزیکی صادرات همچنان بخش نسبتاً کوچکی از کل سامانه قیر آذربایجان را تشکیل میدهد. این کشور بخش عمده تولید خود را صادر نمیکند، بلکه جریان صادراتی نسبتاً کوچکی از یک پایه پایین با سرعت زیادی افزایش یافته است.
درک این تفاوت اهمیت زیادی دارد. آذربایجان در ژانویه تا ژوئن ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه ۲۰۲۵ حدود ۴ هزار و ۲۷۷ تن قیر بیشتری صادر کرد و حجم صادرات نیمه نخست سال به ۸ هزار و ۱۰۹ تن رسید. درآمد صادرات نیز به حدود ۲.۳ میلیون دلار رسید و تقریباً ۲.۳ برابر شد که اندکی سریعتر از رشد حجم فیزیکی صادرات بود. با این حال، قیر همچنان فقط حدود ۰.۰۱ درصد از کل صادرات آذربایجان را تشکیل میدهد و بنابراین این تحول به معنی تغییر عمده در ساختار کل تجارت هیدروکربنی این کشور نیست. با این حال، جهت حرکت بازار برای تجارت منطقهای قیر اهمیت دارد.
پرسش اصلی این نیست که آیا صادرات افزایش یافته است یا خیر؛ دادهها این افزایش را بهوضوح نشان میدهند. مسئله مهم این است که آذربایجان چگونه در شرایطی که تولید با چنین شدت زیادی کاهش یافته، توانسته فروش خارجی خود را افزایش دهد. آمار موجود توضیح قطعی برای این وضعیت ارائه نمیکنند. چند سازوکار میتوانند بدون ایجاد تناقض چنین الگویی ایجاد کنند؛ تولیدکنندگان ممکن است از موجودیهای انباشتهشده قبلی استفاده کرده باشند، مصرف داخلی ممکن است کاهش یافته باشد، زمانبندی تولید و صادرات در ماههای مختلف با یکدیگر تفاوت داشته باشد یا سهم بیشتری از محصول موجود به خریداران خارجی اختصاص یافته باشد. بدون در اختیار داشتن دادههای ماهانه تولید، مصرف داخلی و تغییر موجودی که با محمولههای صادراتی تطبیق داده شده باشند، هیچیک از این توضیحات را نمیتوان قطعی دانست.
به همین دلیل، موجودی انبار باید با دقت بیشتری دنبال شود. رقم ۱۴ هزار و ۷۰۰ تن ثبتشده در ابتدای اوت، میان تولید و مصرف فوری یک حاشیه اطمینان ایجاد میکند، اما موجودی انبار با عرضه پایدار جدید یکسان نیست. ذخایر میتوانند برای مدتی از تعهدات صادراتی حمایت کنند، حتی زمانی که تولید جاری ضعیفتر شده است، اما برداشت مستمر از موجودی در نهایت به جایگزینی محصول نیاز دارد. اگر تولید پایین باقی بماند و صادرات نیز با سرعت قوی نیمه نخست ادامه پیدا کند، رابطه میان ذخایر، تقاضای داخلی راهسازی و میزان محصول قابلعرضه برای صادرات اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
آذربایجان ظرفیت نصبشده قابلتوجهی برای تولید قیر دارد. واحد مدرن قیر پالایشگاه نفت حیدر علیاف برای تولید سالانه ۴۰۰ هزار تن طراحی شده است؛ ظرفیتی که از سطح قبلی ۲۵۰ هزار تن افزایش یافته و تولید آن بر قیر جادهای باکیفیت در محدوده نفوذ ۴۰\۶۰ متمرکز است. هدف اعلامشده از ایجاد این ظرفیت، در درجه اول تأمین نیازهای داخلی بود. به همین دلیل، تولید ۸۱ هزار و ۷۰۰ تنی در هفت ماه نخست ۲۰۲۶ قابلتوجه است، هرچند نباید ظرفیت اسمی را با تولید واقعی یکسان دانست. تعمیرات، برنامه عملیاتی، بهینهسازی پالایشگاه و نحوه تخصیص خوراک میتوانند فاصله زیادی میان ظرفیت طراحیشده و تولید واقعی ایجاد کنند.
در حال حاضر هیچ توضیح رسمی وجود ندارد که نشان دهد کاهش تولید ناشی از از دست رفتن دائمی ظرفیت تولید قیر بوده است. این تفاوت برای خریداران اهمیت دارد. کاهش موقت عملیاتی میتواند چشمانداز کاملاً متفاوتی نسبت به توقف ساختاری واحد تولید ایجاد کند. اگر فعالیت پالایشگاه به سطح معمول بازگردد، ظرفیت نصبشده آذربایجان امکان افزایش قابلتوجه تولید را فراهم میکند. اما اگر تولید پایینتر نتیجه تغییری طولانیتر در اقتصاد پالایش یا نحوه تخصیص برشهای سنگین باشد، عرضه قابلصادرات میتواند محدودتر شود.
قیر در اقتصاد پالایش جایگاه مهمی دارد، زیرا جریانهای سنگینی که برای تولید آن استفاده میشوند، کاربردهای جایگزین دیگری نیز دارند. وکیوم باتوم و سایر مواد سنگین بسته به نوع پالایشگاه و حاشیه سود محصولات میتوانند به تولید قیر، نفت کوره یا فرآیندهای تبدیل بیشتر اختصاص یابند. تولید نفت کوره آذربایجان در ژانویه تا ژوئیه ۳۱.۱ درصد افزایش یافت، در حالی که تولید قیر ۴۲.۲ درصد کاهش پیدا کرد. آمار عمومی بهتنهایی ثابت نمیکنند که خوراک عمداً از تولید قیر به سمت نفت کوره منتقل شده است و چنین نتیجهای به اطلاعات عملیاتی پالایشگاه نیاز دارد. با این حال، تفاوت روند این دو محصول باعث میشود نحوه تخصیص برشهای سنگین به یکی از شاخصهایی تبدیل شود که باید در ادامه زیر نظر قرار گیرد.
تقاضای داخلی بخش دیگر این معادله است. ظرفیت تولید قیر آذربایجان تا حد زیادی برای پشتیبانی از نیازهای داخلی راهسازی و ساختوساز توسعه یافته است. فعالیت قوی پروژههای آسفالت و راهسازی میتواند حتی در شرایط مناسب تولید، مازاد قابلصادرات را کاهش دهد، در حالی که اجرای ضعیفتر پروژهها ممکن است بهطور موقت محصول بیشتری برای بازار خارجی آزاد کند. بنابراین برای صادرکنندگان و خریداران منطقهای، عدد تعیینکننده فقط کل تولید نیست، بلکه میزان محصولی است که پس از تأمین تعهدات داخلی باقی میماند.
افزایش صادرات در نیمه نخست سال میتواند از موقعیت جغرافیایی آذربایجان نیز بهره برده باشد. این کشور میان منطقه خزر، قفقاز جنوبی و مسیرهای زمینی به سمت گرجستان و ترکیه قرار گرفته و به بازارهای نزدیکی دسترسی دارد که تقاضای فصلی راهسازی میتواند برای آنها فرصت خرید ایجاد کند. هزینه حمل قیر نسبت به ارزش واحد محصول اهمیت زیادی دارد و به همین دلیل، نزدیکی جغرافیایی در برخی معاملات میتواند به اندازه قیمت اسمی FOB اهمیت داشته باشد. عرضهکنندهای که بتواند بازارهای همسایه را از مسیرهای کوتاهتر تأمین کند، حتی با حجم صادرات نسبتاً پایین نیز ممکن است قدرت رقابتی خود را حفظ کند.
این شرایط به آن معنا نیست که آذربایجان در حال تبدیلشدن به یک صادرکننده بزرگ جهانی قیر است. صادرات ۸ هزار و ۱۰۹ تنی در نیمه نخست سال در مقایسه با جریانهای عمده تجارت قیر در آسیا و خاورمیانه همچنان محدود محسوب میشود. اهمیت اصلی در تفاوت جهت و مقیاس دو شاخص دیده میشود؛ صادرات درست در زمانی بهشدت افزایش یافته که تولید داخلی با افت شدیدی مواجه شده است. این وضعیت نمونه مناسبی است که نشان میدهد دادههای تولید و آمار گمرکی نباید جدا از یکدیگر تفسیر شوند.
برای واردکنندگان کشورهای همسایه، پیام فوری این نیست که عرضه قیر آذربایجان در حال ناپدیدشدن است. این کشور در ابتدای اوت همچنان موجودی قابلتوجهی داشت و ظرفیت نصبشده تولید آن بسیار بالاتر از مقدار تولید ثبتشده در هفت ماه نخست بود. مسئله مهمتر این است که آیا کاهش تولید ادامه پیدا خواهد کرد یا خیر. اگر تولید بازیابی شود، رشد صادرات نیمه نخست میتواند آغاز حضور فعالتر آذربایجان در تجارت منطقهای باشد. اما اگر تولید ضعیف باقی بماند، حفظ رشد صادرات بدون کاهش ذخایر یا محدودکردن محصول موجود برای بازار داخلی دشوارتر خواهد شد.
به همین دلیل، مجموعه بعدی آمار اهمیت ویژهای خواهد داشت. تولید اوت و سپتامبر، تغییر موجودی انبارها و آمار صادرات گمرکی در سهماهه سوم نشان خواهند داد که واگرایی فعلی موقت است یا به یک روند ساختاری تبدیل میشود. بازیابی تولید همراه با ادامه رشد صادرات، موقعیت آذربایجان را بهعنوان یک تأمینکننده منطقهای تقویت خواهد کرد. در مقابل، ادامه تولید پایین همراه با کاهش ذخایر، از محدودترشدن توازن عرضه حکایت خواهد داشت.
برای بازار قیر، نتیجه روشن است. دو برابر شدن صادرات در نگاه اول علامتی مثبت برای عرضه محسوب میشود و افت ۴۲.۲ درصدی تولید در نگاه اول علامتی منفی است. هر دو گزاره درست هستند، اما هیچیک بهتنهایی تصویر کامل بازار را نشان نمیدهند. آذربایجان وارد نیمه دوم ۲۰۲۶ شده است، در حالی که قیر بیشتری از مرزهای آن خارج میشود، محصول کمتری تولید میشود و مقدار مشخصی موجودی انبار میان این دو روند قرار گرفته است.
پایداری همین ترکیب مسیر بعدی بازار را مشخص خواهد کرد. آذربایجان ظرفیت پالایشی و موقعیت جغرافیایی لازم برای باقیماندن بهعنوان یک منبع مفید قیر جادهای برای بازارهای نزدیک را دارد، اما رشد صادرات در نهایت باید از تولید یا موجودی انبار پشتیبانی شود. اگر فاصله میان رشد صادرات و کاهش تولید همچنان بیشتر شود، موفقیت اخیر این کشور در افزایش صادرات میتواند در نهایت به چالشی برای مدیریت عرضه تبدیل شود.
