به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، احتمال تشدید دوباره درگیری میان ایران، آمریکا و اسرائیل، بازارهای جهانی انرژی، قیر و کشتیرانی را با موج تازهای از عدم اطمینان روبهرو کرده است. اگرچه قیمت نفت معمولاً نخستین شاخص واکنش بازار به تحولات ژئوپلیتیکی است، پیامدهای جنگ برای صنعت قیر میتواند بسیار گستردهتر از نوسانات نفت خام باشد. استمرار فعالیت پالایشگاهها، دسترسی به خوراک مناسب، وضعیت پایانههای صادراتی، هزینه بیمه و حمل دریایی و توان مالی خریداران، تعیین خواهند کرد که تشدید درگیری تا چه اندازه تجارت بینالمللی قیر را مختل میکند.
بازار انرژی در حال حاضر نیز تحت فشار قابل توجهی قرار دارد. نفت برنت در پایان معاملات ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶ به ۱۱۶٫۷۲ دلار در هر بشکه رسید؛ درحالیکه نگرانیها درباره اختلال بیشتر در عرضه نفت خاورمیانه افزایش یافته است. تا پایان سپتامبر، ذخایر مشاهدهشده نفت جهان ۵۰۹ میلیون بشکه کمتر از سطح پایان فوریه بود. همچنین صادرات فرآوردههای پالایشی خاورمیانه در سپتامبر به حدود ۱٫۹ میلیون بشکه در روز رسید، درحالیکه پیش از جنگ این رقم ۴٫۷ میلیون بشکه در روز بود. این وضعیت نشان میدهد شوک جدید عرضه ممکن است به بازاری وارد شود که بخشی از ذخایر جبرانی و انعطاف عملیاتی خود را از دست داده است.
برای تولیدکنندگان و فعالان تجارت قیر، مسئله اصلی صرفاً افزایش یا کاهش قیمت نیست. پرسش مهمتر این است که آیا تولید میتواند ادامه پیدا کند، محمولهها قابلیت حمل خواهند داشت و مبالغ قراردادها در شرایط دشوارتر تجاری قابل وصول خواهند بود یا خیر.
پنج سناریو برای مرحله بعدی درگیری
سناریوی نخست، تشدید محدود و کوتاهمدت حملات بدون آسیب پایدار به زیرساختهای حیاتی است. در چنین شرایطی، قیمت نفت خام و هزینه پوشش ریسک حمل دریایی ممکن است بلافاصله افزایش پیدا کند، حتی اگر تولید واقعی تغییر محسوسی نداشته باشد. صادرکنندگان احتمالاً مدت اعتبار پیشنهادهای فروش را کاهش میدهند و خریداران نیز تا مشخصشدن کرایه حمل و بیمه، سفارشهای جدید را به تعویق میاندازند. اگر تولید و تردد کشتیها ادامه داشته باشد و شدت حملات کاهش یابد، بخشی از افزایش اولیه قیمت قابلیت بازگشت خواهد داشت؛ بااینحال، قراردادهای پیشین همچنان ممکن است با هزینه اجرای بیشتری روبهرو شوند.
سناریوی دوم، درگیری فرسایشی همراه با حملات پراکنده و محدودیت مستمر تردد دریایی است. این وضعیت میتواند برای بازار قیر بهویژه آسیبزا باشد، زیرا نامنظمشدن تحویل ممکن است حتی بیشتر از کاهش تولید بر تجارت اثر بگذارد. احتمال دارد پالایشگاهی همچنان قیر تولید کند، اما شرکتهای کشتیرانی از پذیرش سفر در مسیرهای مشخص خودداری کنند یا شرایط امنیتی و بیمهای دشوارتری بخواهند. در نتیجه، فاصله میان قیمت درب کارخانه و هزینه واقعی تحویل به خریدار افزایش مییابد و تعداد گزینههای قابل اتکا کاهش پیدا میکند.
سناریوی سوم، گسترش جنگ به زیرساختهای پالایشی، انرژی، بنادر و تأسیسات صنعتی چند کشور منطقه است. در این حالت، مشکل از حملونقل فراتر میرود و مستقیماً عرضه فیزیکی کالا را تحت تأثیر قرار میدهد. اختلال در برق، گاز طبیعی، تأمین خوراک یا فعالیت پالایشگاهها میتواند تولید قیر و سایر فرآوردههای نفتی را محدود کند. حتی پس از کاهش درگیریها نیز تعمیر تجهیزات، تأمین قطعات و راهاندازی ایمن واحدها ممکن است زمانبر باشد و بازگشت ظرفیت تولید به تعویق بیفتد.
سناریوی چهارم، فشار همزمان بر تنگه هرمز و مسیر دریای سرخ و بابالمندب است. چنین وضعیتی، استفاده از مسیرهای جایگزین صادراتی را نیز دشوارتر میکند. شرکتهای حملونقل ممکن است با سفرهای طولانیتر، هزینه بیمه بیشتر و کاهش دسترسی به ناوگان مواجه شوند. برای واردکنندگان قیر در آسیا و دیگر مناطق، یافتن محموله جایگزین با زمان تحویل قابل اتکا و هزینه اقتصادی مناسب، پیچیدهتر خواهد شد.
سناریوی پنجم، کاهش پایدار تنش و بازگشت تدریجی تجارت دریایی است. در این وضعیت، کاهش ریسک امنیتی میتواند بخشی از هزینههای حمل و بیمه را پایین بیاورد، اما عادیشدن فعالیت تمام بخشها الزاماً همزمان اتفاق نمیافتد. پالایشگاهها، شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران، بانکها و بنادر ممکن است با سرعتهای متفاوتی به شرایط معمول بازگردند. برای خریداران قیر، بهبود واقعی زمانی مشخص میشود که علاوه بر قیمت رقابتی، رزرو قطعی حمل و برنامه تحویل قابل اجرا نیز وجود داشته باشد.
این پنج سناریو پیشبینی قطعی نتایج نظامی نیستند، بلکه چارچوبی برای بررسی پیامدهای احتمالی بازار به شمار میروند. بعضی از آنها نیز میتوانند همزمان رخ دهند؛ بهویژه زمانی که آسیب به زیرساختهای انرژی با محدودیت مسیرهای دریایی همراه شود.
آسیا در برابر دو چالش همزمان تأمین
آسیا همچنان یکی از آسیبپذیرترین مناطق در برابر تحولات خلیج فارس است. در سال ۲۰۲۵، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد که نزدیک به ۸۰ درصد آن راهی بازارهای آسیایی میشد. این ارقام، وابستگی ساختاری آسیا در دوره پیش از جنگ را نشان میدهند و نباید با حجم تردد کنونی اشتباه گرفته شوند.
هند نمونه مهمی از پیامدهای بحران بر تجارت قیر است. واردات این کشور در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ به حدود ۹۰۵ هزار تن رسید، درحالیکه در دوره مشابه سال ۲۰۲۵ حدود ۱٫۸۱ میلیون تن بود. اختلال در حمل دریایی یکی از عوامل اصلی این کاهش محسوب میشود و نشان میدهد محدودیتهای کشتیرانی چگونه میتوانند مستقیماً بر جریان واقعی تجارت اثر بگذارند.
در صورت تشدید دوباره جنگ، هند ممکن است بیش از گذشته به تولید پالایشگاههای داخلی و تأمینکنندگان جایگزین وابسته شود. بااینحال، محمولههای جایگزین باید از نظر مشخصات فنی، زمان تحویل و قیمت تمامشده قابل قبول باشند. پیشنهاد فروش ارزانتر بر مبنای FOB، زمانی که امکان تحویل کالا مطابق برنامه پروژه وجود ندارد، لزوماً مزیت اقتصادی ایجاد نمیکند.
چین، کره جنوبی، ژاپن و واردکنندگان جنوب شرق آسیا نیز با شرایط یکسانی روبهرو نخواهند شد. واکنش بازار چین به تولید داخلی قیر، ذخایر، دسترسی پالایشگاهها به خوراک و تقاضای زیرساختی وابسته خواهد بود. در کره جنوبی و ژاپن، افزایش هزینه یا محدودیت تأمین نفت خام میتواند اقتصاد پالایش را تحت فشار قرار دهد، درحالیکه واردکنندگان جنوب شرق آسیا ممکن است برای محمولههای قابل تحویل رقابت بیشتری داشته باشند.
محدودیت عرضه در سنگاپور و کره جنوبی پیشتر باعث شده بخشی از محمولههای اروپا و آمریکا به سمت بازارهای آسیایی حرکت کنند. این تغییر نشان میدهد تأمین از مبادی دورتر امکانپذیر است، اما صرفه اقتصادی آن به کرایه حمل، دسترسی به کشتی مناسب، کیفیت محصول و زمان رسیدن بستگی دارد. بنابراین نمیتوان انتظار داشت قیمت قیر در تمام بازارهای آسیایی به یک شکل حرکت کند.
ایران؛ افزایش قیمت جهانی الزاماً به معنای درآمد صادراتی بیشتر نیست
برای صادرکنندگان نفت و قیر ایران، تشدید جنگ میتواند پیامدهای متضادی ایجاد کند. افزایش قیمت جهانی نفت ممکن است هزینه تأمین کالا را در بازارهای مقصد بالا ببرد، اما لزوماً به افزایش درآمد دریافتی صادرکنندگان ایرانی منجر نمیشود.
اگر فعالیت پالایشگاهها یا دسترسی به خوراک مختل شود، تولید داخلی قیر ممکن است کاهش یابد. در مقابل، اگر تولید ادامه داشته باشد اما مسیرهای حمل و پرداخت محدود شوند، احتمال افزایش موجودی کالا در مبدأ وجود خواهد داشت. در حالت دوم، ممکن است قدرت فروش بعضی تولیدکنندگان تضعیف شود، درحالیکه خریداران خارجی همچنان با هزینه تحویل بالاتری روبهرو هستند.
تغییرات نرخ ارز نیز وضعیت را پیچیدهتر میکند. هزینههای ریالی تولید، بستهبندی و حمل داخلی ممکن است افزایش یابد، اما خریدار خارجی برای جبران ریسک حملونقل و پرداخت، خواهان تخفیف دلاری باشد. در چنین شرایطی، قیمت درب کارخانه، قیمت FOB بندرعباس و قیمت CFR در بازار مقصد میتوانند روندهای متفاوتی داشته باشند.
در سمت واردات نیز صنعت ایران آسیبپذیر است. تأخیر در ورود قطعات یدکی، ماشینآلات صنعتی، مواد واسطهای و تجهیزات تخصصی میتواند تعمیرات پالایشگاهی و فعالیت واحدهای تولیدی را با مشکل روبهرو کند. بنابراین تابآوری صنعت قیر ایران، هم به استمرار صادرات و هم به تأمین نهادههای وارداتی ضروری وابسته است.
در چنین محیطی، حفظ سرمایه در گردش، اجرای تعهدات تحویل و اطمینان از وصول مطالبات میتواند برای شرکتها بهاندازه دستیابی به قیمت فروش مناسب اهمیت داشته باشد.
کشتیرانی و بیمه؛ عوامل تعیینکننده تجارت قیر
امنیت دریایی همچنان یکی از مهمترین منابع عدم اطمینان تجاری است. تا ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، تعداد ۱۲۰ حادثه تأییدشده در تنگه هرمز و منطقه خاورمیانه ثبت شده بود. این رقم شمار حوادث ثبتشده است و به معنای غرقشدن یا نابودی ۱۲۰ کشتی مجزا نیست.
ویژگیهای فنی حمل قیر باعث میشود این صنعت در برابر اختلالات دریایی حساسیت ویژهای داشته باشد. قیر فله داغ به کشتیهای تخصصی دارای مخازن عایق، سامانه گرمایش و تجهیزات مناسب بارگیری و تخلیه نیاز دارد. بنابراین ظرفیت یک نفتکش معمولی را نمیتوان بهسادگی جایگزین ظرفیت ناوگان تخصصی حمل قیر کرد.
در مورد قیر بستهبندیشده، مشکلات شکل متفاوتی دارند. حمل بشکه و جامبوبگ به دسترسی به کانتینر، پذیرش محموله در پایانهها، تجهیزات جابهجایی و امکان حمل بعدی وابسته است. در هر دو حالت، تأخیر میتواند هزینه انبارداری، توقف کشتی، تأمین مالی و خطر عدم اجرای تعهدات تحویل را افزایش دهد.
اطلاعیههای عملیاتی اکتبر از محدودیت بعضی خدمات حمل ترکیبی در خلیج فارس، ازدحام بنادر جایگزین و هزینههای اضافی برای برخی محمولههای کانتینری خبر میدهند. یکی از برنامههای اعلامشده حمل، هزینه اضافی ۱٬۰۰۰ دلار برای هر کانتینر عبوری از هرمز را مشخص کرده است. این رقم به شرایط همان سرویس مربوط است و نباید بهعنوان نرخ عمومی صادرات قیر ایران معرفی شود.
بیمه نیز لایه دیگری از عدم اطمینان ایجاد میکند. پوشش خطر جنگ برای کشتی و محموله باید بهصورت جداگانه بررسی شود و مسئولیت هزینههای تأخیر، تغییر مسیر یا حق بیمه اضافی به قراردادهای مربوط وابسته است. همچنین اعلام فورسماژور بهتنهایی به معنای تعلیق خودکار تمامی تعهدات قراردادی یا پرداخت نیست.
عربستان و یمن؛ محدودیت مسیرهای جایگزین هرمز
تحولات یمن و عربستان میتواند تلاشها برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز را پیچیدهتر کند. حملات جدید به زیرساختهای عربستان نگرانیها درباره امنیت مسیرهای جایگزین صادرات نفت را افزایش داده است.
ظرفیت عملیاتی خط لوله شرق–غرب عربستان در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶ به سقف اعلامشده ۷ میلیون بشکه در روز رسید و امکان صادرات نفت خام از سواحل دریای سرخ را تقویت کرد. بااینحال، این رقم به معنای وجود همین میزان ظرفیت آزاد اضافی در شرایط فعلی نیست و نمیتوان آن را به ظرفیت حمل قیر تعمیم داد.
محمولههای نفت خام که از بندر ینبع به مقصد آسیا حرکت میکنند، همچنان ممکن است در بخش جنوبی دریای سرخ و اطراف بابالمندب با ریسک امنیتی روبهرو شوند. بنابراین انتقال بخشی از صادرات به مسیرهای خارج از هرمز، وابستگی به یک گلوگاه دریایی را کاهش میدهد، اما تمامی خطرات منطقهای را از بین نمیبرد.
سایر مسیرهای جایگزین، از جمله بنادر خارج از هرمز و کریدورهای حمل ترکیبی، نیز ممکن است برای برخی محمولهها کارآمد باشند. بااینحال، امکان استفاده واقعی از آنها باید براساس نوع محصول، تجهیزات پایانه، پذیرش کشتی، شرایط گمرکی، مقررات عملیاتی و رزرو قطعی حمل ارزیابی شود.
روسیه و اوکراین؛ فشار موازی بر بازار جهانی سوخت
ادامه جنگ روسیه و اوکراین، عامل دیگری از عدم اطمینان در بازار فرآوردههای نفتی است. حملات تازه به پالایشگاههای روسیه نگرانی درباره عرضه سوخت را افزایش داده، درحالیکه کاهش بخشی از محدودیتهای صادرات دیزل روسیه در اکتبر باعث بازگشت بعضی محمولهها به بازارهای بینالمللی شده است.
این تحولات آثار متفاوتی دارند. کاهش توان پالایشی میتواند عرضه را محدود کند، اما بازگشت صادرات دیزل ممکن است کمبود را در بعضی بازارها تعدیل کند. بااینحال، افزایش عرضه دیزل لزوماً به معنای بازیابی مشابه در تولید یا صادرات قیر نیست.
برای صنعت راهسازی، افزایش قیمت دیزل هزینه فعالیت کامیونها، ماشینآلات و حمل دریایی را بالا میبرد. این فشار غیرمستقیم حتی میتواند پروژههای آسفالتی کشورهایی را تحت تأثیر قرار دهد که قیر مورد نیاز خود را مستقیماً از خاورمیانه وارد نمیکنند.
بازار جهانی ممکن است همزمان با افزایش قیمت و کاهش تقاضا روبهرو شود
یکی از مهمترین خطرات جنگ طولانی، همزمانی افزایش هزینه انرژی با تضعیف تقاضای واقعی است. رشد قیمت نفت خام، سوخت کشتی، حق بیمه و طولانیترشدن مسیرهای حمل میتواند هزینه تحویل قیر را افزایش دهد. در مقابل، تورم، کاهش ارزش پول ملی و محدودیت تأمین مالی ممکن است قدرت خرید دولتها و شرکتهای پیمانکاری را کاهش دهد.
بازارهای اروپایی پیشتر نمونهای از این وضعیت را تجربه کردهاند. در بعضی کشورها، افزایش قیمت قیر و محدودیت بودجه پروژههای زیرساختی، خرید را کاهش داده است؛ حتی در شرایطی که کالا در بازار موجود بوده است. فشار مشابهی میتواند در کشورهای درحالتوسعه نیز ایجاد شود، بهویژه جایی که بودجه راهسازی نسبت به تغییر قیمت مصالح وارداتی و هزینه حمل حساسیت بالایی دارد.
اختلال در تجارت گاز طبیعی مایع نیز میتواند فشار بیشتری ایجاد کند. در سال ۲۰۲۵، حدود ۱۹ درصد تجارت جهانی LNG از تنگه هرمز عبور میکرد. محدودیت طولانی این جریان ممکن است هزینه انرژی مصرفکنندگان صنعتی، بهخصوص در اقتصادهای واردکننده آسیا، را افزایش دهد و از این طریق بر تولید، پالایش و بودجه پروژههای زیرساختی اثر بگذارد.
برای صنعت جهانی قیر، نتیجه میتواند ترکیبی دشوار از افزایش هزینه جایگزینی کالا، محدودشدن ظرفیت حمل و کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان نهایی باشد. چنین وضعیتی احتمالاً بهجای افزایش یکسان قیمت در تمام جهان، اختلافات قابل توجهی میان بازارهای منطقهای ایجاد خواهد کرد.
بازار قیر در ادامه باید چه شاخصهایی را دنبال کند؟
جهت حرکت بازار بیش از آنکه صرفاً به اظهارات سیاسی وابسته باشد، به تغییرات واقعی عملیات تجاری بستگی خواهد داشت. حجم بارگیری قیر، نرخ فعالیت پالایشگاهها، دسترسی به کشتیهای تخصصی، پیشنهادهای قطعی کرایه، پذیرش بیمه، فعالیت پایانههای صادراتی و اختلاف قیمتهای همسان در مبدأ و مقصد، از مهمترین شاخصهای تعیینکننده خواهند بود.
همچنین وضعیت سفارشهای واقعی، تأمین مالی پروژهها، موجودی قابل فروش و توان پرداخت خریداران مشخص میکند که افزایش قیمت تا چه اندازه به تقویت تجارت یا کاهش مصرف منجر خواهد شد.
نتیجه اصلی این تحلیل آن است که تشدید دوباره جنگ میتواند هزینه تحویل قیر را افزایش دهد و همزمان مقدار کالایی را که خریداران توان خرید آن دارند کاهش دهد. در جهت مقابل، بهبود امنیت دریایی نیز ممکن است بخشی از هزینهها را پایین بیاورد، بدون آنکه تولید و تجارت فوراً به وضعیت عادی بازگردند.
برای صادرکنندگان و خریداران بینالمللی، مهمترین شاخص بازار شاید در نهایت فاصله میان قیمت پیشنهادی یک محموله و امکان واقعی تحویل همان محموله باشد.
