به گزارش دنیای نفت و قیر، دور دوم گفتوگوهای هستهای ایران و ایالات متحده که در ۱۷ فوریه ۲۰۲۶ در ژنو برگزار شد، بلافاصله در سطح جهانی و بهویژه در خاورمیانه بازتاب گستردهای پیدا کرد. منطقهای که سالها با تنشهای امنیتی و رقابتهای ژئوپلیتیک روبهرو بوده، این مذاکرات را بهعنوان عاملی تعیینکننده برای سطح ریسک امنیتی و ثبات جریان صادرات نفت دنبال میکند. همزمان بازارهای جهانی انرژی نیز تحولات ژنو را با حساسیت بالا رصد کردند، زیرا هرگونه پیشرفت یا بنبست در این روند میتواند بر برآوردهای عرضه نفت، هزینه بیمه حملونقل دریایی و تصمیمهای سرمایهگذاری اثر بگذارد.
این نشست، دومین مرحله از تماسهای غیرمستقیم دو کشور در سال جاری بود و پس از دور نخست که اوایل فوریه در مسقط برگزار شد، انجام گرفت. فضای سیاسی پیش از نشست ژنو با تحرکات نظامی و اظهارنظرهای تند همراه بود. ایالات متحده حضور نظامی خود را در منطقه تقویت کرده و ایران نیز رزمایشهای دریایی در نزدیکی آبراههای حساس برگزار کرده بود. این تحرکات در آستانه مذاکرات، نشانهای از تلاش دو طرف برای ورود به گفتوگوها از موضع قدرت تلقی شد. با این حال، برگزاری نشست در ژنو نشان داد که مسیر دیپلماسی همچنان فعال است و هر دو طرف مایلاند از تشدید تقابل مستقیم پرهیز کنند.
بر اساس گزارش رسانههای آمریکایی و اروپایی، از جمله آسوشیتدپرس (Associated Press) و گاردین، گفتوگوهای ژنو بر تعیین مجموعهای از اصول کلی برای ادامه مذاکرات متمرکز بود. مقامهای آمریکایی اعلام کردند که هر توافق نهایی باید شامل محدودیتهای قابل راستیآزمایی بر سطح غنیسازی اورانیوم و دسترسی گستردهتر بازرسان بینالمللی باشد. در مقابل، هیأت ایرانی از «پیشرفت در تعیین اصول مشترک» سخن گفت اما تأکید کرد که فاصله قابل توجهی تا یک توافق جامع وجود دارد. بیانیههای منتشرشده نشان میدهد که مذاکرات در مرحلهای قرار دارد که هنوز بر سر قوانین اجرایی و جدول زمانی رفع تحریمها اختلاف نظر باقی است.
دونالد ترامپ در واکنش به این نشست اعلام کرد که دولت او به دنبال توافقی «قابل اجرا و سختگیرانه» است و تأکید کرد که واشنگتن از الزامات خود درباره محدودسازی برنامه هستهای ایران عقبنشینی نخواهد کرد. او همزمان تصریح کرد که تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه با هدف تضمین امنیت متحدان و حفظ بازدارندگی انجام شده و این سیاست در کنار دیپلماسی ادامه خواهد یافت. این موضعگیری نشاندهنده راهبردی است که تلاش میکند مذاکره و فشار سیاسی را همزمان پیش ببرد.
رهبر ایران نیز در سخنانی که پس از مذاکرات منتشر شد، بر ضرورت حفظ استقلال سیاسی و امنیت ملی تأکید کرد و نسبت به تکرار تجربههای گذشته هشدار داد. او مذاکره را ابزاری برای مدیریت تنش دانست، اما اعلام کرد که ایران حاضر نیست امتیازاتی بدهد که توان دفاعی یا منافع راهبردی کشور را تضعیف کند. این موضع، بازتابی از حساسیت بالای موضوع در داخل ایران و اهمیت آن برای ساختار قدرت به شمار میرود.
در کنار این مواضع رسمی، وضعیت اقتصادی ایران یکی از عوامل کلیدی در پسزمینه مذاکرات است. اقتصاد ایران طی سالهای اخیر تحت فشار تحریمهای نفتی، محدودیتهای بانکی و نوسانات شدید ارزی قرار داشته است. نرخ تورم بالا، کاهش قدرت خرید و محدودیت دسترسی به منابع ارزی، فضای تصمیمگیری را پیچیدهتر کرده است. تحلیلگران خارجی اشاره میکنند که ادامه این شرایط، ظرفیت سیاستگذاری اقتصادی را محدود میکند و هرگونه خطای محاسباتی در عرصه دیپلماسی میتواند تبعات سنگینی برای ثبات داخلی به همراه داشته باشد. همچنین نشانههایی از کاهش اعتماد عمومی و افزایش نارضایتیهای اجتماعی گزارش شده که بر حساسیت تصمیمهای سیاست خارجی افزوده است. در چنین شرایطی، تیم مذاکرهکننده ایرانی ناگزیر است میان ضرورت کاهش فشارهای اقتصادی و ملاحظات سیاسی داخلی توازن برقرار کند.
یکی از محورهای مهم مذاکرات ژنو، موضوع نظارتهای بینالمللی و نحوه اجرای تعهدات احتمالی بود. منابع خبری غربی گزارش دادند که ایران آمادگی بررسی برخی ترتیبات جدید نظارتی را مطرح کرده، هرچند جزئیات دقیق آن منتشر نشده است. ایالات متحده بر ضرورت دسترسی کامل بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی تأکید کرده و این موضوع را پیششرط هرگونه کاهش تحریم دانسته است. این اختلاف از سالهای گذشته یکی از اصلیترین گرههای مذاکرات بوده است.
بازارهای نفت نیز به این تحولات واکنش محتاطانه نشان دادند. در روز برگزاری مذاکرات، قیمت نفت با نوسان محدود همراه بود. تحلیلگران اشاره کردند که کاهش احتمال درگیری مستقیم میتواند بخشی از ریسک ژئوپلیتیک را کاهش دهد، اما تا زمانی که توافق ملموسی حاصل نشود، بازارها نسبت به آینده با احتیاط برخورد خواهند کرد. اهمیت تنگه هرمز و سهم ایران در معادلات انرژی منطقه باعث میشود هر تحول سیاسی در تهران و واشنگتن بهسرعت در قیمتها منعکس شود.
برای کشورهای حوزه خلیج فارس، نتیجه این مذاکرات از منظر امنیت صادرات نفت و ثبات سرمایهگذاری اهمیت بالایی دارد. کاهش تنش میتواند هزینههای بیمه نفتکشها و نگرانیهای امنیتی را کاهش دهد. در مقابل، شکست مذاکرات ممکن است دوباره سایه بیثباتی را بر بازار انرژی بیفکند. همین ملاحظات سبب شده دولتهای منطقه با دقت روند گفتوگوها را دنبال کنند.
در ایالات متحده نیز فضای سیاسی داخلی بر نحوه مدیریت مذاکرات اثرگذار است. دولت ترامپ با انتقاد برخی جریانهای سیاسی مواجه است که معتقدند هرگونه امتیازدهی میتواند پیام ضعف ارسال کند. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که استمرار دیپلماسی، هزینههای امنیتی و اقتصادی احتمالی را کاهش میدهد. این اختلاف دیدگاهها باعث شده تیم آمریکایی تلاش کند پیام قاطعیت را در کنار آمادگی برای توافق منتقل کند.
در نهایت، دور دوم گفتوگوهای ژنو اگرچه به توافق نهایی منجر نشد، اما نشان داد کانالهای ارتباطی همچنان فعالاند. تعیین اصول کلی برای ادامه مذاکرات میتواند مبنایی برای جلسات بعدی باشد، مشروط بر آنکه دو طرف بتوانند بر اختلافهای اساسی درباره سطح غنیسازی، دامنه بازرسیها و زمانبندی رفع تحریمها غلبه کنند. پیامدهای این روند نهتنها بر روابط تهران و واشنگتن بلکه بر امنیت منطقهای، ثبات بازار نفت و وضعیت اقتصادی ایران تأثیر مستقیم خواهد داشت. ادامه مسیر به توانایی طرفین در مدیریت فشارهای داخلی، ارزیابی دقیق هزینهها و منافع و پرهیز از تصمیمهای پرریسک بستگی دارد.
