نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

بیمه‌گران در مرکز تجارت قیر؛ هزینه توقیف کشتی‌ها و محدودیت صادرات ایران

به گزارش دنیای نفت و قیر، بازار انرژی وارد مرحله‌ای شده که در آن هزینه واقعی تجارت فقط در قیمت نفت، نرخ حمل یا بهای محصول نهایی دیده نمی‌شود؛ بخش مهم‌تری از هزینه اکنون در نقطه‌ای شکل می‌گیرد که کشتی اجازه حرکت می‌گیرد، بیمه‌گر پوشش صادر می‌کند و بانک معامله را قابل تأمین مالی می‌داند. در همین فضای جدید، فشارهای اجرایی آمریکا علیه صادرات انرژی ایران، از جمله توقیف یا رهگیری کشتی‌های مرتبط با محموله‌های ایرانی، تنها یک رخداد امنیتی نیست؛ این روند به عاملی تجاری تبدیل شده که بر بیمه دریایی، هزینه حمل، مسیرهای فروش و حتی بازار قیر اثر مستقیم می‌گذارد. طبق گزارش‌های منتشرشده در روزهای اخیر، آمریکا دامنه فشار بر شبکه حمل نفت ایران را افزایش داده و علاوه بر تحریم شرکت‌ها و کشتی‌ها، برخی شناورها را نیز رهگیری یا توقیف کرده است.

برای صادرکننده ایرانی، مسئله اصلی فقط خروج کالا از بندر نیست. هر محموله باید از چند مرحله عبور کند: پذیرش کشتی، بیمه بدنه و محموله، پوشش جنگی، تأمین مالی، تأیید اسناد و پذیرش خریدار. وقتی یک کشتی مرتبط با ایران توقیف می‌شود یا نام آن در فهرست تحریم قرار می‌گیرد، این زنجیره به‌طور کامل گران‌تر و کندتر می‌شود. حتی اگر قیر مستقیماً هدف اعلامی تحریم نباشد، پیوند آن با مشتقات نفتی، مسیرهای دریایی و شرکت‌های حمل، باعث می‌شود ریسک نفت به بازار قیر منتقل شود.

نقطه مهم اینجاست که توقیف کشتی فقط ارزش محموله را درگیر نمی‌کند. هزینه توقف شناور، اجاره روزانه، تأخیر در تحویل، جریمه قراردادی، هزینه حقوقی، افزایش حق بیمه و ریسک از دست رفتن خریدار، همگی به قیمت نهایی اضافه می‌شوند. در معاملات قیر، که حاشیه سود معمولاً محدودتر از نفت خام است، همین هزینه‌های جانبی می‌تواند یک معامله ظاهراً سودآور را از نظر اقتصادی بی‌فایده کند.

بیمه‌گران در این شرایط نقش تعیین‌کننده‌تری پیدا کرده‌اند. گزارش‌های بازار بیمه دریایی نشان می‌دهد که با افزایش تنش در خلیج فارس و دریای عمان، پوشش جنگی برای برخی مسیرها گران‌تر و سخت‌گیرانه‌تر شده است. برخی گزارش‌ها از لغو یا محدود شدن پوشش‌های جنگی سخن گفته‌اند، در حالی‌که Lloyd’s Market Association اعلام کرده پوشش بیمه همچنان قابل دسترس است، اما کاهش تردد کشتی‌ها بیشتر به نگرانی‌های ایمنی مربوط می‌شود. همین اختلاف روایت نشان می‌دهد بازار بیمه وارد مرحله‌ای شده که نرخ، شرایط و سطح پذیرش ریسک در هر پرونده جداگانه بررسی می‌شود.

در چنین وضعیتی، بیمه‌گر عملاً به یکی از فیلترهای اصلی تجارت تبدیل می‌شود. اگر پوشش جنگی صادر نشود، کشتی حرکت نمی‌کند. اگر حق بیمه بیش از حد بالا باشد، قیمت نهایی کالا قدرت رقابت خود را از دست می‌دهد. اگر بیمه‌گر شرط‌های سخت‌گیرانه برای ردیابی، مدارک، مقصد، مالکیت کشتی یا منشأ کالا بگذارد، معامله‌گر ناچار است زمان بیشتری برای آماده‌سازی اسناد صرف کند. این مسئله برای بازار قیر اهمیت زیادی دارد، زیرا بسیاری از خریداران، مخصوصاً در آفریقا و آسیا، به تحویل به‌موقع برای پروژه‌های راه‌سازی وابسته‌اند.

از طرف دیگر، فشار آمریکا بر شبکه‌های حمل مرتبط با ایران فقط به توقیف فیزیکی محدود نیست. وزارت خزانه‌داری آمریکا در آوریل ۲۰۲۶ تحریم‌های جدیدی را علیه افراد، شرکت‌ها و کشتی‌های مرتبط با انتقال نفت ایران اعلام کرد و در گزارش‌های بعدی نیز از هدف قرار دادن ده‌ها شرکت حمل‌ونقل و شناور مرتبط با صادرات نفت ایران به چین سخن گفته شد. این سیاست باعث می‌شود حتی کشتی‌هایی که توقیف نمی‌شوند، با خطر از دست دادن بیمه، بانک، بندر مقصد یا خریدار نهایی روبه‌رو شوند.

اثر این روند بر قیر از مسیر خوراک پالایشگاهی، حمل دریایی و اعتماد خریدار منتقل می‌شود. وقتی نفت ایران با سخت‌گیری بیشتری معامله می‌شود، بخشی از فشار به محصولات سنگین‌تر نفتی نیز سرایت می‌کند. خریداران قیر در چنین فضایی تمایل دارند از مبدأهایی خرید کنند که مدارک شفاف‌تر، پوشش بیمه آسان‌تر و مسیر حمل کم‌ریسک‌تری دارند.

هزینه توقیف و معطلی کشتی را باید به‌عنوان یک هزینه پنهان در قیمت قیر دید. اگر یک محموله به‌دلیل بررسی‌های امنیتی چند روز یا چند هفته متوقف شود، خریدار با تأخیر پروژه، فروشنده با هزینه حمل اضافی و کشتی‌دار با ریسک بیمه‌ای روبه‌رو می‌شود. در نتیجه، فروشنده یا باید تخفیف بدهد، یا شرایط پرداخت نرم‌تری ارائه کند، یا از واسطه‌هایی استفاده کند که ریسک بیشتری را بپذیرند. این همان نقطه‌ای است که بازار رسمی و بازار پرریسک از هم فاصله می‌گیرند.

در بازار رسمی، خریدار ترجیح می‌دهد هزینه بیشتری پرداخت کند اما محموله‌ای بگیرد که بیمه معتبر، اسناد قابل قبول و مسیر روشن داشته باشد. در بازار پرریسک، قیمت ممکن است پایین‌تر باشد، اما خریدار باید تأخیر، ابهام در مدارک، احتمال بررسی بندری و دشواری تأمین مالی را بپذیرد. این دوگانگی در بازار قیر در حال پررنگ‌تر شدن است.

برای ایران، این وضعیت به معنای حذف کامل از بازار نیست، اما فروش را پیچیده‌تر می‌کند. صادرات همچنان می‌تواند از مسیرهای جایگزین، شرکت‌های واسطه، ترکیب محموله‌ها یا ساختارهای غیرمستقیم ادامه پیدا کند، اما هزینه اجرای هر معامله بیشتر می‌شود. هرچه فشار بر کشتی‌های مرتبط با ایران افزایش یابد، سهم هزینه‌های پشت‌پرده در قیمت نهایی قیر نیز بالاتر می‌رود.

نکته قابل توجه این است که بیمه‌گران فقط ریسک جنگ را قیمت‌گذاری نمی‌کنند؛ آن‌ها ریسک تحریم، مالکیت مبهم، خاموش شدن سیستم ردیابی، تغییر پرچم، انتقال کشتی به کشتی و مقصد نهایی را نیز بررسی می‌کنند. بنابراین، حتی یک محموله قیر که از نظر تجاری ساده به نظر می‌رسد، در صورت ارتباط با شبکه‌های حساس، ممکن است با حق بیمه بالاتر یا رد پوشش روبه‌رو شود.

در ماه‌های آینده، رقابت در بازار قیر بیش از گذشته بر پایه قابلیت تحویل شکل می‌گیرد. تأمین‌کننده‌ای که بتواند محموله را با بیمه معتبر، اسناد روشن، کشتی قابل قبول و زمان‌بندی قابل اتکا ارائه کند، حتی با قیمت بالاتر شانس بیشتری خواهد داشت. در مقابل، محموله‌های ارزان‌تر اما پرریسک ممکن است فقط برای خریدارانی جذاب باشند که توان پذیرش تأخیر و ابهام را دارند.

در نهایت، توقیف کشتی‌ها فقط یک خبر نظامی یا سیاسی نیست؛ این اتفاق به زبان بازار یعنی افزایش هزینه ریسک، سخت‌تر شدن بیمه، کاهش انعطاف خریدار و فاصله گرفتن بازار از قیمت‌های اعلامی. در نتیجه، قیمت واقعی قیر دیگر فقط از پالایشگاه و نرخ نفت نمی‌آید؛ بخشی از آن در دفتر بیمه‌گر، در فهرست تحریم، در بندر مقصد و در تصمیم بانک ساخته می‌شود.