نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

بحران در گوادر؛ مسیر کشتی‌ها در دریای عمان مختل شد

به گزارش دنیای نفت و قیر، پیدایش یک لایه ضخیم و گسترده از نفت خام سنگین و بقایای قیر صنعتی که بیش از بیست کیلومتر از خط ساحلی غربی گوادر (Gwadar) را پوشانده است، یک بحران عملیاتی و نظارتی بزرگ ایجاد کرده و معادلات ایمنی کشتیرانی را در سراسر دریای عمان و خاورمیانه دستخوش تغییر نموده است. این فاجعه زیست‌محیطی که از حوادث اخیر نفت‌کش‌ها در نزدیکی تنگه هرمز نشأت می‌گیرد، از یک دغدغه ساده محیط‌زیستی فراتر رفته و به یک گلوگاه لجستیکی بسیار جدی تبدیل شده است. با توجه به موقعیت استراتژیک گوادر در دهانه دریای عرب، حضور فیزیکی این آلاینده‌های نفتی متراکم، دسترسی به آبراه‌های حیاتی را محدود کرده است. مقامات دریایی بلافاصله مناطق اضطراری برای مهار آلودگی ایجاد کرده‌اند که این اقدام به طور مستقیم باعث تأخیر در حرکت تانکرهای فرآورده‌های سنگین و کشتی‌های حامل آسفالت فله شده است. این تراکم منطقه‌ای، اختلالات گسترده‌ای را در برنامه‌ریزی‌های کشتیرانی کل منطقه به وجود آورده و ناوگان تجاری را مجبور کرده است برای مدت طولانی در آب‌های ساحلی لنگر بیندازند. با آغاز عملیات پاکسازی، اولین پیامد ملموس، ایجاد بن‌بست عملیاتی در بندری است که قرار بود به عنوان هاب تجاری جایگزین عمل کند؛ مسئله‌ای که انتقال منطقه‌ای مصالح سنگین ساختمانی و مشتقات نفتی را به شدت پیچیده کرده است.

این حادثه هم‌زمان آسیب‌پذیری‌های عملیاتی ناوگان مخفی منطقه را آشکار کرده و موج بی‌سابقه‌ای از بازرسی‌های نظارتی را از سوی نهادهای بین‌المللی دریایی و کشورهای ساحلی به راه انداخته است. تحقیقات اولیه توسط مقامات نیروی دریایی و سازمان‌های محیط‌زیست پاکستان نشان می‌دهد که این آلودگی از سوی کشتی‌هایی صورت گرفته که بدون فعال کردن سیستم‌های شناسایی خودکار (AIS) تردد می‌کردند؛ روشی که معمولاً برای دور زدن نظارت‌ها و تحریم‌های منطقه‌ای استفاده می‌شود. آلودگی ناشی از این اتفاق، یک سند غیرقابل‌انکار از فعالیت این شناورهای غیرمجاز ارائه داده و تلاش‌ها را برای شفافیت کامل در آب‌های منطقه تشدید کرده است. مقامات ساحلی اکنون در حال اجرای پروتکل‌های سخت‌گیرانه‌تر برای تعیین هویت کشتی‌ها و بازرسی‌های اجباری برای تمام تانکرهای عبوری حامل سوخت سنگین و قیر فله هستند. این سرکوب قانونی، توجیه‌پذیری حمل‌ونقل دریایی غیررسمی را کاهش می‌دهد و شرکت‌های کشتیرانی را مجبور می‌کند یا به استانداردهای دقیق ردیابی بین‌المللی تن بدهند یا با جریمه‌های سنگین مالی و حقوقی روبرو شوند. این روند، روش‌های انتقال کالاهای صنعتی سنگین را در آب‌های جنوب آسیا کاملاً دگرگون می‌کند.

فراتر از اصطکاک‌های قانونی، پیامدهای اقتصادی این نشت نفتی خود را در قالب افزایش چشمگیر هزینه‌های بالاسری عملیاتی، به دلیل بالا رفتن نرخ بیمه‌های دریایی و تعهدات ساختاری نشان داده است. بیمه‌گران دریایی و کلوپ‌های بین‌المللی حفاظت و غرامت (P&I Clubs) در حال بازنگری در ارزیابی‌های ریسک خود برای دریای عمان و دریای عرب هستند و این مناطق را در فهرست محدوده‌های با ریسک بالا از نظر تنش‌های ژئوپلیتیک و مسئولیت‌های زیست‌محیطی قرار داده‌اند. در نتیجه، هزینه‌های پوشش اجباری آلودگی محیط‌زیست و حق بیمه ریسک جنگی برای هر کشتی حامل فرآورده‌های نفتی سنگین به شدت افزایش یافته است. خطوط کشتیرانی اکنون مجبورند این هزینه‌های اضافی را خودشان متحمل شوند یا آن را به بخش‌های تجاری دیگر منتقل کنند. هزینه‌های فزاینده انطباق با قوانین جدید، همراه با تهدید جریمه‌های سنگین برای آلودگی‌های ساحلی، مخارج پایه لجستیک دریایی را افزایش داده، حاشیه سود صادرکنندگان منطقه‌ای را کوچک‌تر کرده و شرایط محدودکننده‌تری را برای تجارت‌های طولانی‌مدت رقم زده است.

وزن ژئوپلیتیک این کریدور، پیامدهای عملیات مهار فعلی را دوچندان می‌کند. گوادر به عنوان سنگ بنای کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) ، به عنوان یک جایگزین استراتژیک برای مسیرهای ساحلی سنتی عمل می‌کند. هنگامی که موانع فیزیکی مانند یک لکه نفتی بیست کیلومتری آب‌های محلی را مختل می‌کند، اعتبار کل این شبکه زمینی-دریایی به خطر می‌افتد. یگان‌های مهندسی نیروی دریایی و تیم‌های امداد و نجات برای جمع‌آوری مشتقات نفتی بسیار چسبناک از مناطق کم‌عمق ساحلی با چالش‌های فنی سختی مواجه هستند. سرعت پایین پاکسازی، تأخیرهای عملیاتی را طولانی‌تر می‌کند و شرکت‌های لجستیکی را مجبور می‌سازد تا زمان تحویل را برای پروژه‌های زیرساختی که به این مواد اولیه انرژی و چسباننده‌های ساختمانی وابسته‌اند، دوباره محاسبه کنند. عقب‌افتادگی ناشی از این وضعیت نه تنها بر مناطق مجاور تأثیر می‌گذارد، بلکه زنجیره‌ای از تأخیرها را در بنادر مقصد در شرق آسیا و اروپا ایجاد می‌کند. این بن‌بست عملیاتی نشان می‌دهد که چگونه حوادث دریایی محلی می‌توانند تعهدات تجاری بین‌المللی بزرگ‌تر را مختل کنند.

علاوه بر این، واکنش دولت‌های منطقه نشان‌دهنده یک چرخش ساختاری به سمت پلیس زیست‌محیطی تهاجمی است. وزارت تغییرات اقلیمی و هیئت‌های مدیریت ساحلی، تحقیقات حقوقی را برای تعیین مالکیت دقیق شرکتی کشتی‌های آلوده‌کننده آغاز کرده‌اند. تحلیلگران با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و داده‌های رادار دهانه ترکیبی  (SAR)، مسیرهای حرکتی نفت‌کش‌های ثبت‌نشده‌ای را که در زمان نشت نفت از دریای عمان عبور کرده‌اند، ردیابی می‌کنند. این اتکا به فناوری‌های پیشرفته ردیابی بدان معناست که دوران حمل‌ونقل بدون نظارت برای کالاهای سنگین رو به پایان است. صادرکنندگانی که از گزینه‌های حمل‌ونقل کم‌هزینه و پرخطر استفاده می‌کنند، اکنون باید احتمال توقیف کشتی، دادرسی‌های طولانی‌مدت و مصادره محموله را در محاسبات خود لحاظ کنند. معرفی این سازوکارهای نظارتی، نوسانات مالی جدیدی را به زنجیره تأمین مواد صنعتی سنگین، به ویژه محصولات آسفالتی که به حمل‌ونقل دریایی پایدار و ارزان وابسته هستند، تزریق می‌کند.

تغییرات تجاری ناشی از افزایش نظارت‌ها، خطوط کشتیرانی را مجبور به ارتقای ناوگان خود می‌کند. نفت‌کش‌های قدیمی‌تر و تک‌جداره که به دلیل هزینه‌های سرمایه‌ای کمتر، اغلب برای حمل قیر و نفت کوره سنگین استفاده می‌شوند، با ممنوعیت‌های فوری برای ورود به بنادر جنوب آسیا مواجه هستند. مقامات بندری پیش از اعطای مجوز پهلوگیری، خواستار اثبات گواهینامه دوجداره بودن کشتی و بیمه کامل مسئولیت زیست‌محیطی هستند. این الزام، خروج کشتی‌های غیراستاندارد از چرخه فعالیت را سرعت می‌بخشد و ظرفیت موجود برای حمل‌ونقل نفت سنگین را محدود می‌کند. با کاهش عرضه کشتی‌های واجد شرایط، پیش‌بینی می‌شود نرخ کرایه حمل برای تانکرهای تاییدشده مواد شیمیایی افزایش یابد و لایه دیگری از هزینه‌های ثابت را به توزیع مصالح ساختمانی پایه نفتی اضافه کند. پیامد بلندمدت این امر، شکل‌گیری یک بازار سازمان‌یافته است که به نفع شرکت‌های بزرگ دریایی خواهد بود؛ شرکت‌هایی که توانایی مالی لازم برای نگهداری ناوگان مدرن و کاملاً تاییدشده را دارند.

در سطح کلان، تلاقی تخریب‌های زیست‌محیطی و امنیت دریایی در حال بازنویسی پروتکل‌های همکاری منطقه‌ای است. اتحادیه کشورهای حاشیه اقیانوس هند (IORA) و کشورهای همسایه در حال گفتگو برای تشکیل یک کارگروه مشترک جهت نظارت بر دریای عرب و دریای عمان هستند. این نهاد پیشنهادی، از اختیارات لازم برای توقیف کشتی‌های ناقض قوانین دریایی بین‌المللی یا کشتی‌هایی که از ارسال سیگنال‌های شناسایی خودداری می‌کنند، برخوردار خواهد بود. نهادینه‌سازی چنین نیرویی، آزادی عملیاتی شرکت‌های تجاری متخلف را محدود کرده و استانداردهای قانونی یکسانی را در شکاف‌های نظارتی قبلی اعمال می‌کند. برای صنایع وابسته به تجارت جهانی مشتقات نفتی سنگین، این تحول نشان می‌دهد که لجستیک، قانون‌مندتر، پرهزینه‌تر و از نظر حقوقی پیچیده‌تر خواهد شد. وضعیت گوادر به عنوان یک شاخص روشن عمل می‌کند که نشان می‌دهد تعهدات زیست‌محیطی اکنون مستقیماً به ریسک‌های ژئوپلیتیک گره خورده‌اند و پارامترهای آینده تجارت دریایی بین‌المللی را تعیین می‌کنند.