به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، انتخابات میاندورهای سوم نوامبر آمریکا به یکی از مرزهای سیاسی مهم برای راهبرد واشنگتن در قبال ایران، امنیت تنگه هرمز و بازارهای نفتی وابسته به خلیج فارس تبدیل شده است. این انتخابات دونالد ترامپ را از ریاستجمهوری کنار نمیگذارد، اما میتواند کنترل مجلس نمایندگان و سنا را تغییر دهد و در نتیجه میزان فشار کنگره بر عملیات نظامی، تحریمها، بودجه جنگ و مذاکرات با ایران را دگرگون کند. برای بازار قیر نیز نتیجه اصلی نه از پیروزی یک حزب بهتنهایی، بلکه از تأثیر آن نتیجه بر اجرای تحریمها، امنیت هرمز، حقبیمه ریسک جنگ و امکان فعالیت کشتیهای تخصصی حامل قیر شکل خواهد گرفت.
انتخابات سوم نوامبر یک انتخابات ریاستجمهوری نیست و تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و حدود یکسوم کرسیهای سنا را در بر میگیرد. در نتیجه ترامپ پس از انتخابات نیز رئیسجمهور باقی خواهد ماند و بخش بزرگی از اختیارات اجرایی در سیاست خارجی، تحریمها و فرماندهی نظامی را حفظ خواهد کرد. کنگره در مقابل میتواند از طریق بودجه، نظارت، قوانین تحریمی، اختیارات جنگی و فرایند تأیید انتصابات بر فضای تصمیمگیری دولت اثر بگذارد.
زمانبندی انتخابات سه دوره ریسک متفاوت برای بازار ایجاد میکند. دوره نخست از شرایط فعلی تا سوم نوامبر ادامه دارد و دولت در این بازه انگیزه سیاسی بیشتری برای جلوگیری از تشدید بزرگی دارد که بتواند قیمت انرژی و فشار داخلی را افزایش دهد. دوره دوم از روز انتخابات آغاز میشود و تا سوم ژانویه ۲۰۲۷ ادامه خواهد داشت، زیرا نتیجه انتخابات مشخص میشود اما کنگره فعلی همچنان تا آغاز دوره جدید فعالیت خواهد کرد. دوره سوم نیز از زمانی آغاز میشود که کنگره جدید رسماً وارد قدرت میشود و رابطه میان کاخ سفید و قوه مقننه شکل تازهای پیدا میکند.
شواهد فعلی نشان میدهند احتمال یک حمله گسترده و برنامهریزیشده تازه از سوی آمریکا پیش از سوم نوامبر نسبت به مراحل قبلی جنگ کاهش یافته است. ترامپ در هشتم اکتبر اعلام کرد آمریکا پیش از انتخابات کنگره حمله تازهای علیه ایران انجام نخواهد داد و همزمان از گفتوگوهای سازنده با تهران سخن گفت. گزارشهای قبلی نیز نشان داده بودند برخی مقامهای دولت به دلیل نگرانی از افزایش قیمت انرژی، نارضایتی داخلی و پیامدهای انتخاباتی تلاش میکنند شدت درگیری با ایران را تا پس از انتخابات پایین نگه دارند.
این محدودیت سیاسی به معنی توقف فشار نظامی یا اقتصادی نیست. محاصره دریایی و عملیات اجرایی آمریکا همچنان ادامه دارند و ارتش آمریکا در یازدهم اکتبر اعلام کرد یک کشتی تجاری را در خلیج عمان پس از تلاش برای عبور از محدودیتهای محاصره از حرکت انداخته است. واشنگتن همچنین در هشتم اکتبر دور تازهای از تحریمها را علیه شبکه حمل نفت و فرآوردههای ایران اعمال کرد و نشان داد میتواند احتمال حمله گسترده را کاهش دهد اما همزمان فشار اقتصادی و دریایی را افزایش دهد.
به همین دلیل ریسک پیش از انتخابات باید به دو بخش تقسیم شود. احتمال تشدید گستردهای که واشنگتن از قبل برای آن برنامهریزی کرده باشد در شرایط فعلی پایینتر به نظر میرسد، اما ریسک تشدید ناخواسته یا پاسخ به یک حادثه همچنان بالا باقی مانده است. حمله به یک نفتکش، درگیری بر سر محاصره یا حادثهای که تلفات قابل توجه ایجاد کند میتواند حتی در دورهای که دو طرف قصد آغاز عملیات بزرگ ندارند به پاسخ نظامی منجر شود.
تنگه هرمز مهمترین متغیر فیزیکی این سناریوها باقی میماند. سازمان بینالمللی دریانوردی تا نهم اکتبر ۱۰۰ حادثه تأییدشده در تنگه هرمز و خاورمیانه ثبت کرده و مرگ ۲۴ دریانورد را نیز تأیید کرده است. این تعداد در همان دورهای افزایش یافته که صادرات نفت خام منطقه بهشدت بازیابی شده و همین تفاوت نشان میدهد حجم حملونقل بسیار سریعتر از امنیت کشتیرانی بهبود یافته است.
این واگرایی برای بازار انرژی اهمیت زیادی دارد. صادرات نفت خام خاورمیانه در پایان سپتامبر و ابتدای اکتبر دوباره به سطوح بسیار بالا رسیده است، اما رشد ترافیک با آسیب به کشتیها، هزینه بالای بیمه و محدودیتهای امنیتی همزمان ادامه پیدا کرده است. بنابراین منطقه توانسته حجم زیادی انرژی جابهجا کند، اما هنوز شرایط تجاری کمریسک پیش از بحران را بازسازی نکرده است.
اهمیت ساختاری هرمز باعث میشود هر تغییر سیاسی در واشنگتن اثر بیشتری پیدا کند. دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهند در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور کرده است که تقریباً یکپنجم مصرف جهانی مایعات نفتی را تشکیل میدهد. خطوط لوله عربستان و امارات میتوانند بخشی از جریان را از هرمز دور کنند، اما ظرفیت جایگزین آنها در مجموع حدود ۴.۷ میلیون بشکه در روز برآورد میشود و نمیتواند نقش کامل این آبراه را در کوتاهمدت جایگزین کند.
جنگ سال ۲۰۲۶ میزان این آسیبپذیری را بهوضوح نشان داده است. برآوردهای EIA نشان میدهند جریان نفت از هرمز در سهماهه دوم ۲۰۲۶ بهطور متوسط به حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافت، هرچند دادههای ردیابی کشتی در دوره جنگ با عدمقطعیت بالایی روبهرو هستند. حجم عبور پس از آن بهشدت افزایش یافت، اما ادامه حوادث دریایی نشان میدهد بخش مهمی از این بازیابی از طریق سازگاری عملیاتی انجام شده است و هنوز نمیتوان از عادیشدن کامل امنیت سخن گفت.
نتیجه انتخابات میتواند محیط سیاسی پیرامون این سامانه شکننده را تغییر دهد. اگر جمهوریخواهان کنترل هر دو مجلس را حفظ کنند، دولت ترامپ احتمالاً با موانع قانونگذاری تازه کمتری برای ادامه ترکیب فعلی تحریم، محاصره و فشار انتخابی نظامی روبهرو خواهد شد. این نتیجه الزاماً تشدید جنگ را تضمین نمیکند، زیرا تمام جمهوریخواهان درباره سیاست ایران موضع یکسانی ندارند و برخی نامزدهای رقابتی حزب در هفتههای اخیر از بخشهایی از سیاست ترامپ فاصله گرفتهاند.
اگر دموکراتها کنترل مجلس نمایندگان را به دست آورند، احتمال افزایش نظارت کنگره، جلسات تحقیقاتی و تلاش برای محدود کردن یا مشروط کردن عملیات نظامی بیشتر خواهد شد. مجلس نمایندگان در پانزدهم سپتامبر یک قطعنامه مرتبط با اختیارات جنگی ایران را با ۲۲۰ رأی موافق در برابر ۲۰۴ رأی مخالف تصویب کرد و هفت نماینده جمهوریخواه نیز به آن رأی مثبت دادند. بنابراین کنترل دموکراتها میتواند فشار بودجهای و سیاسی بر دولت را افزایش دهد، اما بهطور خودکار تمام عملیات نظامی یا تحریمهای موجود را متوقف نخواهد کرد.
اگر دموکراتها فقط کنترل سنا را به دست آورند، نوع محدودیت متفاوت خواهد بود. کنترل سنا میتواند بر ریاست کمیتهها، تأیید انتصابات، روند قانونگذاری و فضای سیاسی پیرامون توافقهای بزرگ اثر بگذارد، اما رئیسجمهور همچنان اختیارات عملیاتی قابل توجهی در سیاست خارجی خواهد داشت. اگر دموکراتها هر دو مجلس را در اختیار بگیرند، دولت با شدیدترین سطح نظارت، اختلاف بودجهای و فشار بر توجیه عملیات روبهرو خواهد شد، اما حتی این شرایط نیز بهتنهایی رفع فوری تحریمها یا خروج کامل آمریکا از منطقه را تضمین نمیکند.
به همین دلیل نمیتوان نتیجه انتخابات را با فرمول ساده «دموکراتها مساوی صلح» و «جمهوریخواهان مساوی جنگ» تفسیر کرد. کنگره میتواند هزینه سیاسی، نظارت و چهارچوب حقوقی تصمیمهای دولت را تغییر دهد، اما در سوم نوامبر رئیسجمهور تغییر نخواهد کرد. قوه مجریه همچنان بخش مهمی از اختیار تحریم، فرماندهی نظامی و مذاکره با ایران را در اختیار خواهد داشت.
ساختار تحریمهای ایران نیز همین پیچیدگی را نشان میدهد. بخشی از محدودیتها در قوانین آمریکا تثبیت شدهاند و بخشی دیگر با اختیارات اجرایی اعمال یا مدیریت میشوند و رئیسجمهور در برخی موارد میتواند از مجوز، معافیت یا تغییر اجرایی استفاده کند. در نتیجه تغییر کنترل کنگره میتواند بر سیاست آینده تحریمها اثر بگذارد، اما الزاماً تحریمهایی را که هماکنون اجرا میشوند بهطور خودکار لغو نخواهد کرد.
این تفاوت در صورت دستیابی واشنگتن و تهران به یک توافق تازه اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. برخی توافقها یا تغییرات مهم در تحریمها میتوانند با نظارت کنگره روبهرو شوند و قانونگذاران نیز میتوانند برای حفظ یا محدود کردن تخفیف تحریمی تلاش کنند. بنابراین حتی یک پیشرفت سیاسی درباره هرمز الزاماً باعث نمیشود کشتیها، شرکتها یا شبکههای مالی که قبلاً در فهرست تحریم قرار گرفتهاند فوراً به تجارت عادی بازگردند.
این ارتباط برای بازار قیر دیگر فقط یک فرضیه غیرمستقیم محسوب نمیشود. وزارت خزانهداری آمریکا در هشتم اکتبر نفتکش قیر و آسفالت PARITOSH را تحریم کرد و اعلام کرد این کشتی در سال ۲۰۲۶ بیش از ۱۰۰ هزار بشکه قیر یا آسفالت ایران حمل کرده است. همان اقدام نفتکش قیر BITU را نیز هدف قرار داد و خزانهداری اعلام کرد این شناور بیش از ۱۷۰ هزار بشکه قیر یا آسفالت ایران جابهجا کرده است.
این اقدام نشان میدهد زنجیره حمل قیر ایران اکنون مستقیماً در معرض سیاست تحریمی آمریکا قرار گرفته است. حتی اگر تنش نظامی پس از انتخابات کاهش پیدا کند، یک کشتی گرمشونده تحریمشده فقط به دلیل کاهش خطر حمله نمیتواند به تجارت عادی بینالمللی بازگردد. وضعیت مالکیت، بیمه، پرداخت بانکی، طرفهای معامله و الزامات مربوط به تحریم همچنان میتوانند فعالیت آن را محدود کنند.
سناریوی معکوس نیز امکانپذیر است. تحریمها ممکن است تقریباً بدون تغییر باقی بمانند، اما یک توافق سیاسی بتواند خشونت در اطراف هرمز را کاهش دهد و در نتیجه هزینه بیمه پایین بیاید و مالکان بیشتری دوباره ورود به تجارت خلیج فارس را بررسی کنند. در چنین شرایطی اجرای فیزیکی محمولههای قیر میتواند آسانتر شود، حتی اگر روابط آمریکا و ایران هنوز بهطور کامل عادی نشده باشد.
فاصله میان سوم نوامبر و سوم ژانویه به همین دلیل میتواند حساسترین دوره سیاسی را ایجاد کند. اگر جمهوریخواهان کنترل کنگره را حفظ کنند، دولت ممکن است نتیجه را نشانه کاهش فشار سیاسی بر راهبرد فعلی خود بداند. اگر دموکراتها یکی یا هر دو مجلس را به دست آورند، کاخ سفید خواهد دانست از ژانویه با نظارت شدیدتری روبهرو میشود، اما تا آن زمان همچنان با ترکیب فعلی کنگره فعالیت خواهد کرد.
این فاصله زمانی بهخودیخود وقوع جنگ را تضمین نمیکند، اما تقویم سیاسی را تغییر میدهد. تصمیمی که پیش از آغاز کنگره جدید گرفته شود ممکن است با میزان متفاوتی از فشار و نظارت نسبت به تصمیم مشابهی در ژانویه روبهرو شود. برای معاملهگران انرژی و مالکان کشتی، نتیجه انتخابات در نتیجه باید آغاز یک دوره گذار تلقی شود و نه یک کلید فوری برای تغییر سیاست.
موضع علنی کاخ سفید نیز اهمیت دوره پس از انتخابات را بیشتر کرده است. ترامپ با اعلام اینکه پیش از سوم نوامبر حمله تازهای انجام نخواهد داد، تاریخ انتخابات را به یک نقطه مرجع سیاسی تبدیل کرده است. اگر مذاکرات پس از رأیگیری شکست بخورند، گزینههایی که امروز محدود به نظر میرسند میتوانند دوباره بررسی شوند و اگر مذاکرات پیشرفت کنند، دوره خویشتنداری میتواند ادامه پیدا کند.
پرریسکترین سناریوی پس از انتخابات زمانی شکل خواهد گرفت که مذاکرات شکست بخورند و همزمان حملات ایران به کشتیرانی یا نیروهای آمریکا دوباره افزایش پیدا کنند. واشنگتن میتواند در پاسخ به زیرساختهای دریایی، موشکی یا ساحلی ایران حمله کند و تهران نیز میتواند فشار بیشتری بر عبور کشتیها از هرمز وارد کند. چنین چرخهای احتمالاً حقبیمه ریسک جنگ را افزایش میدهد، تمایل برخی مالکان برای ورود به خلیج فارس را کاهش میدهد و حتی در صورت باز ماندن فنی تنگه، زمان سفر و انتظار را طولانیتر میکند.
برای نفت خام، چنین شرایطی مستقیماً هزینه تحویل را افزایش میدهد و تقاضا برای مسیرها و مبدأهای جایگزین را تقویت میکند. برای قیر، اثر تخصصیتر خواهد بود، زیرا این محصول با ناوگان بسیار کوچکتری از کشتیهای گرمشونده جابهجا میشود. خروج تعداد محدودی از مالکان از تجارت ایران یا خلیج فارس میتواند در نتیجه اثر بسیار بزرگتری بر ظرفیت حمل قیر ایجاد کند.
با این حال نباید شاخصهای نفتکشهای نفت خام را مستقیماً به بازار قیر تعمیم داد. نرخ VLCC، حجم صادرات نفت خام و دسترسی به کشتی تخصصی قیر سه بازار متفاوت را نشان میدهند و اختلال در یکی الزاماً همان میزان تغییر را در دیگری ایجاد نمیکند. برای اثبات اثر مستقیم بر قیر باید نرخ حمل کشتیهای گرمشونده، قیمت بیمه، تأخیر یا لغو محموله و تغییر فعالیت بارگیری در پالایشگاه و بندر بررسی شود.
سناریوی کاهش تنش مسیر متفاوتی ایجاد خواهد کرد. اگر آمریکا و ایران به توافقی برسند که حملات را کاهش دهد و عبور از هرمز را قابل پیشبینیتر کند، حقبیمه جنگ میتواند پایین بیاید و مالکان بیشتری دوباره تجارت خلیج فارس را بررسی کنند. صادرکنندگان قیر در چنین شرایطی ابتدا از بهبود اجرای محموله، دسترسی بیشتر به کشتی و کاهش عدمقطعیت سود خواهند برد و افزایش تولید پالایشگاهی الزاماً نخستین اثر بازار نخواهد بود.
حتی بازگشایی مذاکرهشده هرمز نیز بازار را فوراً به شرایط پیش از جنگ بازنمیگرداند. ایران در جریان بحران تلاش کرده است نقش بیشتری در مدیریت عبور کشتیها داشته باشد و آمریکا نیز با محدود شدن مسیرهای سنتی دریانوردی مخالفت کرده است. بنابراین هر توافق آینده باید علاوه بر اصل عبور کشتی، درباره مسیرهای مجاز، قواعد دریانوردی و ضمانتهای امنیتی نیز پاسخ مشخصی ارائه کند.
تحریمها نیز میتوانند پس از هر توافقی مانع دیگری ایجاد کنند. اقدام هشتم اکتبر خزانهداری نشان داد واشنگتن حتی در زمان ادامه گفتوگوهای سیاسی حاضر است کشتیها، مالکان و شبکههای مرتبط با تجارت نفت و قیر ایران را هدف قرار دهد. در نتیجه آتشبس بدون تخفیف تحریمی میتواند ریسک دریایی را کاهش دهد اما همچنان پرداخت، اجاره کشتی، مالکیت و بیمه را محدود نگه دارد.
برای قیر ایران در نتیجه چند مسیر جداگانه شکل میگیرد. توافق سیاسی همراه با کاهش واقعی تحریم و عبور امنتر از هرمز قویترین بهبود را برای شرایط صادرات ایجاد خواهد کرد، زیرا هم محدودیت مالی و هم ریسک دریایی کاهش پیدا خواهند کرد. کاهش تنش نظامی بدون رفع تحریم، وضعیت حمل را بهتر خواهد کرد اما محدودیت طرف معامله و کشتیهای تحریمشده را حفظ خواهد کرد و کاهش تحریم بدون عادیشدن امنیت نیز میتواند مانع مالی را کم کند اما ریسک فیزیکی را بالا نگه دارد.
ادامه محاصره بدون حملات گسترده نیز نوع متفاوتی از فشار ایجاد خواهد کرد. پالایشگاههای ایران ممکن است همچنان قیر تولید کنند، اما صادرکننده برای پیدا کردن کشتی مجاز، انجام پرداخت یا دریافت پوشش بیمه با مشکل روبهرو شود. در چنین شرایطی اثر بازار میتواند بیشتر در فاصله قیمت کارخانه و قیمت صادراتی دیده شود و الزاماً با کاهش مستقیم تولید پالایشگاه ظاهر نشود.
قیمتهای هفته نخست اکتبر WPB یک نقطه مرجع مفید برای همین بررسی فراهم میکنند. قیر بشکهای 60\70ایران حدود ۳۵۵ تا ۳۶۰ دلار در هر تن EXW و حدود ۳۹۵ تا ۴۰۰ دلار در هر تن FOB بندرعباس ارزیابی شده است. اختلاف میان این دو مبنا را نمیتوان فقط به ریسک جنگ نسبت داد، زیرا بستهبندی، حمل داخلی، هزینه بندر و شرایط تجاری نیز بر آن اثر میگذارند، اما تغییر این فاصله میتواند یکی از شاخصهای مناسب برای ارزیابی سختتر یا آسانتر شدن اجرای صادرات باشد.
تشدید درگیری پس از انتخابات میتواند فاصله اقتصادی میان تولید و تحویل را افزایش دهد، حتی اگر خروجی پالایشگاه تغییر نکند. صادرکننده ممکن است با نرخ بالاتر کشتی، کنترل شدیدتر مالکیت و تحریم، تأخیر پرداخت و عدمقطعیت بیشتر درباره تکمیل سفر روبهرو شود. خریداران هند، شرق آفریقا و سایر بازارها نیز میتوانند بر اساس قیمت، مشخصات و دسترسی حمل، بخشی از خرید خود را به عراق، امارات، عمان یا مبدأهای آسیایی منتقل کنند.
کاهش تنش میتواند نتیجه معکوسی ایجاد کند. حرکت قابل پیشبینیتر کشتیها و کاهش حقبیمه جنگ میتوانند اختلاف هزینه تحویل را کمتر کنند و امکان رقابت بیشتر قیر ایران را در بازارهای مقصد فراهم کنند، حتی اگر سیاست تحریمی آمریکا هنوز تغییر اساسی نکرده باشد. تحقق این سناریو به میزان تمایل مالکان کشتی و شدت واقعی اجرای محدودیتهای آمریکا بستگی خواهد داشت.
نتیجه انتخابات بر فضای سیاسی اجرای تحریمها نیز اثر خواهد گذاشت، اما این اثر ساده و یکطرفه نخواهد بود. کنترل جمهوریخواهان میتواند ادامه فشار اقتصادی دولت را با اصطکاک کمتری در کنگره روبهرو کند و کنترل دموکراتها میتواند نظارت بر عملیات نظامی و حمایت از دیپلماسی را افزایش دهد. با این حال سیاست ایران در هر دو حزب دیدگاههای متفاوتی ایجاد کرده است و رئیسجمهور نیز اختیارات اجرایی گستردهای در اختیار خواهد داشت.
به همین دلیل WPB سوم نوامبر را یک مرز ریسک سیاسی میداند و نه یک رویداد دوحالتی برای بازار قیر. سؤال اصلی این نیست که فقط کدام حزب پیروز میشود، بلکه باید بررسی کرد نتیجه انتخابات تا چه اندازه تمایل واشنگتن به مذاکره، تأمین بودجه عملیات نظامی، اجرای تحریمها و حفظ محاصره را تغییر میدهد.
بر اساس نشانههای فعلی، دوره پیش از انتخابات برای تشدید عمدی و گسترده محدودتر به نظر میرسد، زیرا دولت رسماً اعلام کرده پیش از سوم نوامبر حمله تازهای انجام نخواهد داد. در عین حال افزایش تعداد حوادث دریایی و ادامه اجرای محاصره نشان میدهد ریسک تشدید ناخواسته همچنان جدی باقی مانده است. دوره بلافاصله پس از انتخابات نیز در صورت از بین رفتن محدودیت سیاسی پیش از رأیگیری میتواند حساستر شود.
از سوم ژانویه به بعد، نتیجه انتخابات اثر نهادی روشنتری پیدا خواهد کرد. اگر کنگره جدید همراهی بیشتری با کاخ سفید داشته باشد، راهبرد فعلی میتواند با موانع کمتری ادامه پیدا کند و اگر دولت با کنگرهای مخالف روبهرو شود، جلسات نظارتی، اختلاف بر سر بودجه و چالشهای مربوط به اختیارات جنگی میتوانند افزایش پیدا کنند. هیچیک از این مسیرها نتیجه جنگ را از قبل تعیین نمیکنند، اما هرکدام محدودیتهای متفاوتی بر تصمیمهایی ایجاد میکنند که مستقیماً هرمز را تحت تأثیر قرار میدهند.
برای بازار قیر، شاخصهای عملی همچنان از برچسب حزبی مهمتر خواهند بود. معاملهگران باید تعداد حوادث تأییدشده دریایی، حقبیمه جنگ، دسترسی به کشتیهای گرمشونده، تحریمهای تازه خزانهداری آمریکا، نحوه اجرای محاصره، تولید واقعی پالایشگاههای ایران، فعالیت بارگیری بندرعباس و رابطه میان قیمتهایEXW، FOB و مقصد را دنبال کنند.
در نتیجه انتخابات میاندورهای آمریکا بهطور خودکار تعیین نخواهد کرد جنگ ایران ادامه پیدا میکند یا متوقف میشود، اما میتواند چهارچوب سیاسی تصمیمهای بعدی را تغییر دهد. انتخابات ممکن است تا سوم نوامبر سقفی موقت برای تشدید عمدی ایجاد کند، بلافاصله پس از رأیگیری یک دوره انتقالی حساس شکل دهد و از ژانویه نیز میزان فشار کنگره بر دولت را تغییر دهد.
برای قیر، مسیر اصلی انتقال اثر از خود نتیجه انتخابات عبور نخواهد کرد و از امنیت هرمز، شدت اجرای تحریمها و دسترسی به ناوگان تخصصی عبور خواهد کرد. تا زمانی که این متغیرها تغییر مشخصی نشان ندهند، پیروزی دموکراتها یا جمهوریخواهان باید تغییر در محیط سیاسی بازار تلقی شود و نه اینکه بهتنهایی افزایش یا کاهش عرضه قیر ایران را ثابت کند.
