نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

امارات تجارت و مبادلات مالی با ایران را متوقف کرد؛ این تصمیم چه اثری بر تجارت قیر ایران دارد؟

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، امارات متحده عربی تمام تجارت، مبادلات تجاری و تراکنش‌های مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است. این تصمیم یک موضوع جدید در حوزه انطباق تجاری و لجستیکی برای شرکت‌هایی ایجاد می‌کند که در مسیر تجاری ایران و امارات فعالیت دارند. امارات پس از آن این تصمیم را اعلام کرد که سامانه‌های دفاعی این کشور شناسایی دو موشک بالستیک را که به گفته مقام‌های اماراتی از ایران به سوی این کشور شلیک شده بودند، گزارش کردند. امارات اعلام کرد بر اساس ارزیابی این کشور، موشک‌ها تردد دریایی را هدف گرفته بودند و هر دو در دریا سقوط کردند. مقام‌های ایرانی این ادعا را بی‌اساس دانستند.

برای بازار قیر ایران، این تحول اهمیت دارد، اما نباید آن را به‌صورت خودکار به معنای توقف صادرات قیر ایران تفسیر کرد. در حال حاضر هیچ مدرک عمومی و قابل اتکایی وجود ندارد که نشان دهد تولید قیر ایران متوقف شده یا تمام محموله‌های قیر ایران متوقف شده‌اند. تغییر قطعی و تأییدشده در حال حاضر در سطح مجوزهای تجاری، تراکنش‌های مالی، مبادلات تجاری و فضای گسترده‌تر انطباق و کنترل معاملات میان دو کشور ایجاد شده است.

امارات در سال‌های گذشته یکی از مسیرهای مهم تجاری و لجستیکی برای شرکت‌های ایرانی بوده است. جبل‌علی (Jebel Ali) و سایر زیرساخت‌های لجستیکی امارات در جابه‌جایی کالا، فعالیت‌های صادرات مجدد، تسویه‌های مالی و ارتباط میان تأمین‌کنندگان ایرانی و مشتریان سایر بازارها نقش داشته‌اند. مقام‌های تجاری ایران در ژوئن نیز از ازسرگیری ترخیص کالا و تجارت دریایی از مسیر جبل‌علی پس از اختلالات منطقه‌ای قبلی خبر داده بودند. این موضوع نشان می‌دهد که این مسیر پیش از تصمیم جدید توانسته بود در مدت نسبتاً کوتاهی دوباره فعالیت خود را آغاز کند.

این سابقه برای صنعت قیر اهمیت زیادی دارد. تصمیم جدید یک اختلال تازه در مسیری ایجاد می‌کند که پیش از آن نشانه‌هایی از بازگشت فعالیت را نشان داده بود. بنابراین این تصمیم برای معاملات موجود و جدید ابهام ایجاد می‌کند، اما به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که ساختار صادرات قیر ایران برای همیشه تغییر کرده است.

برای تریدرهای قیر، نخستین حوزه‌ای که نیاز به توجه دارد، بخش مالی معامله است. محموله‌های قیر فقط از مسیر لجستیک فیزیکی معامله نمی‌شوند. روش پرداخت، ارتباطات بانکی، اسناد تجاری، بررسی‌های انطباق، بیمه و شرایط قرارداد میان خریدار و فروشنده همگی بخشی از زنجیره تأمین هستند. بنابراین توقف تراکنش‌های مالی می‌تواند حتی در شرایطی که قیر در مبدأ موجود است، توانایی نهایی‌کردن معاملات جدید را دشوارتر کند.

این تفاوت برای صادرکنندگان ایرانی اهمیت ویژه‌ای دارد. ممکن است یک محموله تولید شده و از نظر تجاری آماده عرضه باشد، اما پرداخت، اسناد یا ساختار لجستیکی مرتبط با آن دشوارتر شود. در چنین شرایطی، اثر بازار الزاماً به شکل کمبود قیر ظاهر نمی‌شود. ممکن است اثر اصلی در افزایش زمان انجام معامله، کنترل‌های بیشتر انطباقی، تغییر ساختار پرداخت یا نیاز به بررسی دقیق‌تر مقصد و ساختار واسطه‌ها دیده شود.

حوزه دوم، لجستیک است. امارات تنها مقصد نهایی کالاهای ایرانی نیست، بلکه بنادر و شبکه لجستیکی این کشور در تجارت منطقه‌ای نیز نقش داشته‌اند. بنابراین هرگونه اختلال در مسیر ایران و امارات باعث می‌شود صادرکنندگان و تریدرها مسیر حمل را برای هر محموله به‌صورت جداگانه بررسی کنند.

برای قیر بسته‌بندی‌شده، از جمله بشکه و جامبوبگ، لجستیک کانتینری می‌تواند نسبت به تغییرات در پذیرش بندری، فرآیندهای گمرکی، ترانشیپمنت و دسترسی به کانتینر حساس باشد. در مورد قیر فله، ملاحظات متفاوت است. دسترسی به کشتی‌های گرم‌کن‌دار تخصصی، شرایط اجاره کشتی، الزامات بیمه، نحوه بارگیری و پذیرش در بندر مقصد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

به همین دلیل، تصمیم امارات نباید به یک نتیجه یکسان برای تمام صادرات قیر ایران تبدیل شود. محموله‌های فله و بسته‌بندی‌شده ممکن است با شرایط عملیاتی متفاوتی روبه‌رو شوند و بازارهای مقصد مختلف نیز امکانات لجستیکی و الزامات انطباق متفاوتی دارند.

این تحولات همچنین اهمیت تفکیک فعالیت تجاری دبی از کل شبکه لجستیکی امارات را بیشتر می‌کند. امارات در ماه‌های اخیر مسیرهای لجستیکی جایگزینی را توسعه داده است که وابستگی آن به تنگه هرمز را کاهش می‌دهد. فجیره و خورفکان در سمت دریای عمان به بخش‌های مهم‌تری از شبکه دریایی و لجستیکی این کشور تبدیل شده‌اند و گمرک دبی نیز اقداماتی برای تسهیل انتقال کالا میان بنادر جایگزین و جبل‌علی انجام داده است. این موارد به‌معنای آن نیست که قیر ایران تحت تصمیم جدید می‌تواند به‌صورت خودکار از این مسیرها عبور کند، اما نشان می‌دهد شبکه لجستیکی منطقه از چندین دروازه تجاری برخوردار است و در زمان تغییر شرایط می‌تواند از مسیرهای مختلف استفاده کند.

برای صادرکنندگان قیر ایران، این وضعیت اهمیت برنامه‌ریزی مسیر را بیشتر می‌کند، نه اینکه الزاماً بازار را غیرقابل دسترس کند. سؤال اصلی برای هر محموله این خواهد بود که آیا فروشنده، خریدار، بانک، بیمه‌گر، شرکت حمل، بندر و واسطه‌های تجاری می‌توانند معامله را در شرایط فعلی از نظر قانونی و عملیاتی تکمیل کنند یا خیر.

اثر این تصمیم بر قیمت‌ها نیز باید با احتیاط بررسی شود. در حال حاضر شواهد تأییدشده کافی وجود ندارد که نشان دهد تصمیم امارات به‌تنهایی باعث افزایش یا کاهش مشخص قیمت FOB قیر ایران شده است. همچنین نمی‌توان فرض کرد که افزایش اصطکاک لجستیکی حتماً باعث افزایش قیمت خود محصول می‌شود. قیمت قیر به عوامل مختلفی مانند اقتصاد پالایشگاه، هزینه خوراک، عرضه منطقه‌ای، کرایه حمل، بیمه، بسته‌بندی، دسترسی به کشتی و تقاضای بازار مقصد وابسته است.

بنابراین اگر اثر قیمتی ایجاد شود، احتمال دارد ابتدا در ساختار قیمت تحویل‌شده ظاهر شود، نه در ارزش پایه محصول در پالایشگاه. اگر یک محموله به ساختار لجستیکی متفاوت، جابه‌جایی بیشتر، مسیر طولانی‌تر یا بیمه گران‌تر نیاز داشته باشد، نتیجه تجاری آن می‌تواند تغییر کند، حتی اگر قیمت اسمی FOB صادرکننده تقریباً ثابت باقی بماند.

این موضوع برای بازارهایی که در گذشته بخشی از قیر خود را از طریق شبکه‌های تجاری و لجستیکی منطقه‌ای دریافت کرده‌اند اهمیت زیادی دارد. خریدار در نهایت قیمت تمام‌شده تحویل‌شده را مقایسه می‌کند، نه فقط عدد اولیه FOB را. بنابراین یک محموله قیر ایران می‌تواند در یک مقصد همچنان رقابتی باقی بماند، اما در مقصد دیگری به دلیل شرایط حمل، پرداخت و لجستیک جذابیت کمتری داشته باشد.

همچنین باید میان تصمیم فعلی امارات و موجودی فیزیکی محصولات نفتی ایران تفاوت قائل شد. تصمیم امارات مربوط به تجارت، مبادلات تجاری و تراکنش‌های مالی با ایران است. این تصمیم به خودی خود مدرکی برای توقف تولید قیر در پالایشگاه‌های ایران، کاهش شدید و قطعی خوراک ته‌مانده خلأ یا نبود موجودی قیر ایران ارائه نمی‌کند. این موارد نیاز به بررسی مستقل دارند.

به همین دلیل، اثر تصمیم جدید بر تولید قیر ایران نباید بیش از اندازه بزرگ‌نمایی شود. میزان تولید پالایشگاه به عواملی مانند دسترسی به نفت خام، ساختار پالایشگاه، نحوه تخصیص ته‌مانده، اقتصاد محصولات سوختی، تقاضای داخلی و فرصت‌های صادراتی بستگی دارد. اختلال در یک مسیر تجاری می‌تواند دسترسی صادراتی را تحت تأثیر قرار دهد، بدون آنکه الزاماً ظرفیت تولید پالایشگاه را کاهش دهد.

برای تریدرها، واکنش عملی در چنین شرایطی بیشتر به معنای افزایش دقت در معاملات است تا خروج فوری از بازار قیر ایران. هر محموله باید از نظر روش پرداخت، طرف‌های معامله، اسناد، بیمه، پذیرش کشتی، دسترسی بندری و مقصد نهایی بررسی شود. خریداران و فروشندگان همچنین ممکن است نیاز داشته باشند بندهای قرارداد مربوط به فورس‌ماژور، تغییرات انطباقی و شرایط حمل را دوباره ارزیابی کنند.

تصمیم امارات یک متغیر جدید نیز به فضای رقابتی قیر ایران اضافه می‌کند. عرضه‌کنندگان منطقه‌ای ممکن است در بازارهایی که قیر ایران با اصطکاک تجاری بیشتری مواجه می‌شود، برای جذب مشتری تلاش کنند. در عین حال، صادرکنندگان ایرانی که روابط تجاری تثبیت‌شده‌ای در بازارهای آسیایی، آفریقایی یا سایر مقاصد دارند، می‌توانند در مواردی که معامله از نظر عملیاتی و قانونی امکان‌پذیر باقی می‌ماند، همچنان بر کیفیت محصول، دسترسی و قیمت رقابت کنند.

بنابراین پیام اصلی برای صنعت قیر ایران پیچیده‌تر از یک تیتر صرفاً منفی است. سیاست جدید امارات اصطکاک تجاری و مالی را افزایش می‌دهد و بررسی دقیق‌تر معاملات را ضروری می‌کند، اما بر اساس شواهد موجود، توقف کامل تولید قیر ایران یا توقف عمومی صادرات قیر ایران را اثبات نمی‌کند.

بازار همچنین باید بررسی کند که این تعلیق چه مدت ادامه خواهد داشت و آیا دستورالعمل‌های اجرایی، وضعیت قراردادهای موجود، محموله‌های در حال حمل، تعهدات بانکی، عملیات بندری و گروه‌های مجاز تجاری را روشن خواهند کرد یا خیر. این جزئیات ممکن است برای تریدرهای قیر اهمیت بیشتری از خود اعلام سیاسی اولیه داشته باشند.

در شرایط فعلی، صادرکنندگان قیر ایران با محیط تجاری پیچیده‌تری روبه‌رو هستند، اما شواهد موجود از توصیف بازار به‌عنوان یک بازار بسته حمایت نمی‌کند. عرضه، تقاضا و لجستیک باید همچنان به‌صورت جداگانه بررسی شوند. به‌ویژه تریدرها باید میان یک مانع مالی یا انطباقی در مسیر امارات و کاهش واقعی ظرفیت تولید قیر ایران تفاوت قائل شوند.

سیگنال بعدی بازار بنابراین باید بیشتر عملیاتی باشد تا سیاسی: آیا محموله‌های موجود می‌توانند تکمیل شوند، طرف‌های معامله چگونه روش‌های پرداخت و لجستیک خود را تنظیم می‌کنند و آیا مسیرهای تجاری منطقه‌ای جایگزین می‌توانند بخشی از معاملاتی را که پیش‌تر به شبکه امارات متکی بودند، پوشش دهند یا خیر. برای خریداران و فروشندگان، این شرایط اهمیت اسناد دقیق، برنامه‌ریزی منعطف لجستیکی و تحلیل دقیق قیمت تمام‌شده تحویل‌شده را بیشتر می‌کند.