به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، اوپکپلاس رسماً تصمیم گرفته است افزایش بیشتر تولید را در ماه اکتبر متوقف کند و سطح تولید مورد نیاز را بدون تغییر نگه دارد؛ تصمیمی که در شرایطی گرفته شده است که اختلال در صادرات نفت خاورمیانه باعث شده فاصله میان سهمیههای رسمی تولید و حجم نفتی که واقعاً به بازار جهانی میرسد افزایش پیدا کند.
هفت کشور عضو اوپکپلاس که در برنامه کاهش داوطلبانه عرضه مشارکت دارند، شامل عربستان سعودی، روسیه، عراق، کویت، قزاقستان، الجزایر و عمان، توافق کردند سطح تولید مورد نیاز ماه سپتامبر را در اکتبر نیز حفظ کنند. این تصمیم پس از چند ماه افزایش تدریجی تولید گرفته شده است؛ دورهای که در آن بخشی از کاهشهای قبلی عرضه به بازار بازگردانده شد و آخرین افزایش ۱۸۸ هزار بشکه در روز برای ماه سپتامبر در نظر گرفته شده بود.
تصمیم اکتبر تغییر مشخصی نسبت به این روند ایجاد میکند. تولیدکنندگان بهجای تصویب مرحله دیگری از افزایش عرضه، تصمیم گرفتهاند سطح فعلی را حفظ کنند و شرایط بازار، میزان پایبندی اعضا و جبران تولید مازاد گذشته را همچنان زیر نظر داشته باشند.
اهمیت این تصمیم در آن است که بازار نفت دیگر فقط تحت تأثیر سهمیههای تولید اوپکپلاس قرار ندارد. جنگ ایران، اختلال شدید در اطراف تنگه هرمز و محدودیتهایی که عرضه چند تولیدکننده دیگر را تحت فشار قرار دادهاند، فاصله میان مقدار نفتی را که کشورها از نظر سهمیه اجازه تولید آن را دارند و مقدار نفتی که واقعاً به دست خریداران بینالمللی میرسد بیشتر کردهاند.
همین تفاوت باعث میشود افزایش سهمیه روی کاغذ الزاماً به همان میزان عرضه بیشتر در بازار منجر نشود. حتی اگر هدف تولید چند صد هزار بشکه در روز افزایش پیدا کند، اختلال در تأسیسات، پایانههای صادراتی، خطوط لوله، دسترسی به نفتکش یا مسیرهای دریایی میتواند مانع ورود همان حجم به بازار جهانی شود.
ایران یکی از روشنترین نمونههای این وضعیت است. دادههای اخیر کاهش شدید بارگیری نفت خام ایران را نشان دادهاند و تحریمها، محدودیتهای دریایی و تشدید درگیریها اجرای فیزیکی صادرات را دشوارتر کردهاند. بنابراین مسئله فقط این نیست که نفت در اختیار تولیدکننده قرار دارد یا سهمیه تولید چه میزان است؛ نفت باید تولید شود، بارگیری شود، بیمه دریافت کند، حمل شود و در نهایت به خریدار برسد.
سایر اعضا نیز با محدودیتهای متفاوتی مواجه هستند. عرضه روسیه همچنان تحت تأثیر جنگ اوکراین و شرایط پالایشگاهی قرار دارد و قزاقستان و برخی صادرکنندگان دیگر نیز با محدودیتهای عملیاتی و لجستیکی روبهرو بودهاند. به همین دلیل تولید واقعی اوپکپلاس در برخی دورهها پایینتر از اهداف اسمی گروه باقی مانده است.
همین مسئله توقف افزایش تولید در اکتبر را از یک تصمیم معمول برای حمایت از قیمت نفت متفاوت میکند. اوپکپلاس در شرایطی افزایش بیشتر تولید را متوقف کرده است که بخشی از عرضه مورد انتظار از قبل به دلایلی خارج از نظام سهمیهبندی امکان ورود کامل به بازار را ندارد.
اوپکپلاس اخیراً روند بازگرداندن تدریجی کاهش داوطلبانه ۱.۶۵ میلیون بشکه در روز را که در سال ۲۰۲۳ آغاز شده بود تکمیل کرده است. در شرایط عادی، پس از پایان این روند توجه بازار میتوانست به افزایشهای بیشتر تولید معطوف شود، اما اکنون مسئله مهمتر این است که هر عضو واقعاً چه مقدار ظرفیت تولید پایدار دارد و چه بخشی از این ظرفیت قابلیت ورود به بازار جهانی را پیدا میکند.
هفت کشور بار دیگر بر پایبندی کامل به توافقهای اوپکپلاس تأکید کردهاند و قرار است شرایط بازار را بهصورت ماهانه بررسی کنند. نشست بعدی این کشورها برای ۴ اکتبر برنامهریزی شده است و هنوز سیاست رسمی جدیدی برای ماههای پس از اکتبر اعلام نشده است.
در همین حال، اوپکپلاس در حال آمادهشدن برای بحث مهمتری درباره مبنای سهمیههای تولید سال ۲۰۲۷ است. ارزیابی ظرفیت پایدار تولید کشورهای عضو در حال انجام است و نتایج آن قرار است بهعنوان یکی از مراجع تعیین سهمیههای آینده مورد استفاده قرار گیرد.
این ارزیابی اهمیت زیادی دارد، زیرا ظرفیت تولید اعضای اوپکپلاس طی سالهای اخیر تغییر کرده است. برخی کشورها سرمایهگذاری گستردهای برای افزایش ظرفیت انجام دادهاند و خواهان آن هستند که سهمیههای آینده این ظرفیت بیشتر را منعکس کند، در حالی که برخی اعضا حتی در رسیدن به اهداف فعلی خود نیز با مشکل روبهرو هستند.
اگر سهمیههای تولید بر اساس ظرفیتهای قدیمی تعیین شوند، اختلاف میان اعضا افزایش پیدا میکند. کشورهایی که قادر به تولید بیشتر هستند ممکن است محدودیتهای فعلی را نامتناسب بدانند، اما افزایش مبنای تولید آنها نیز میتواند در صورت حفظ انضباط کلی عرضه، نیازمند تغییر در سهم سایر اعضا باشد.
اختلال فعلی در عرضه واقعی، این بحث را پیچیدهتر میکند. ممکن است یک کشور از نظر فنی ظرفیت پایدار بالایی داشته باشد، اما در صورت اختلال در خطوط کشتیرانی، پایانهها یا خدمات تجاری نتواند تمام نفت تولیدی را به بازار برساند.
به همین دلیل بازار نفت اکنون باید میان سه عدد متفاوت تمایز قائل شود؛ سهمیه رسمی تولید اوپکپلاس، میزان واقعی تولید نفت خام و حجمی که در نهایت به بازارهای بینالمللی تحویل داده میشود. در دورههای بحران ژئوپلیتیکی، فاصله میان این سه رقم میتواند قابلتوجه باشد.
تصمیم اکتبر نیز بهتنهایی به معنای ایجاد یک محدودیت تازه و شدید در عرضه جهانی نیست. اوپکپلاس کاهش جدیدی برای اکتبر اعلام نکرده است و فقط روند افزایشهای اخیر را متوقف کرده و سطح تولید سپتامبر را حفظ کرده است.
با این حال، خودداری از تصویب افزایش دیگر در شرایطی که صادرات واقعی برخی تولیدکنندگان محدود شده است، یکی از مسیرهای احتمالی ورود عرضه بیشتر به بازار را فعلاً کنار میگذارد.
اثر نهایی این تصمیم بر قیمت نفت تا حد زیادی به وضعیت صادرات واقعی خلیج فارس و دیگر تولیدکنندگان تحت فشار وابسته خواهد بود. اگر شرایط کشتیرانی بهتر شود و بخشی از نفتی که اکنون امکان صادرات ندارد به بازار بازگردد، ثابت ماندن سهمیههای اکتبر ممکن است اثر محدودی داشته باشد.
اما اگر اختلال ادامه پیدا کند، نبود افزایش تازه در تولید میتواند باعث شود بازار در شرایطی با عرضه قابل دسترس کمتری روبهرو شود که پالایشگاهها از قبل برای دسترسی به نفت خام مطمئن رقابت بیشتری دارند.
برای صنعت قیر، اثر این تصمیم غیرمستقیم اما قابل توجه است. ثابت ماندن تولید اوپکپلاس بهخودیخود ثابت نمیکند عرضه قیر محدود شده است و همچنین نمیتوان نتیجه گرفت تولید قیر راهسازی صرفاً به دلیل تغییرنکردن اهداف تولید نفت کاهش خواهد یافت.
عرضه قیر به ساختار پالایشگاه، نوع نفت خام، میزان فعالیت واحدها، برنامه تعمیرات، حاشیه سود محصولات مختلف و تصمیم پالایشگاه درباره نحوه استفاده از جریانهای سنگین وابسته است.
ارتباط مهمتر از مسیر دسترسی به نفت خام و انعطاف عملیاتی پالایشگاه ایجاد میشود. پالایشگاه برای تولید متعادل بنزین، گازوئیل، نفت کوره، خوراک پتروشیمی و قیر به دسترسی مطمئن به نفت خام مناسب نیاز دارد و در صورت محدودشدن یا گرانترشدن خوراک، قدرت مانور آن در تولید محصولات مختلف کاهش پیدا میکند.
نوع نفت خام نیز برای تولید قیر اهمیت دارد. هر نفت خامی مقدار و کیفیت یکسانی از مواد سنگین مناسب برای تولید قیر ایجاد نمیکند و تغییر ترکیب خوراک پالایشگاه میتواند حتی در صورت ثابت ماندن میزان کلی پالایش، بر اقتصاد تولید قیر اثر بگذارد.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که حاشیه سود گازوئیل و بنزین بالا باشد. در چنین شرایطی پالایشگاه ممکن است انگیزه بیشتری برای انتقال جریانهای سنگین باقیمانده به واحدهای تبدیلی و تولید فرآوردههای با ارزش بالاتر داشته باشد.
در حال حاضر شواهدی وجود ندارد که نشان دهد تصمیم اوپکپلاس برای اکتبر مستقیماً باعث کاهش تولید قیر شده است. ریسک اصلی این است که ادامه محدودیت دسترسی به نفت خام همراه با سود بالاتر سایر فرآوردهها بهتدریج گزینههای عملیاتی تولیدکنندگان قیر را محدود کند.
کشتیرانی دومین مسیر اثرگذاری است. حتی اگر پالایشگاه خلیج فارس نفت خام کافی در اختیار داشته باشد و تولید قیر را ادامه دهد، محصول نهایی همچنان باید از یک مسیر قابل استفاده به خریدار برسد.
تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین منابع عدم اطمینان برای محمولههای نفتی است. کاهش تردد کشتیها، نگرانیهای امنیتی، افزایش حق بیمه خطر جنگ و تردید مالکان کشتی میتوانند باعث شوند افزایش ظرفیت تولید نفت روی کاغذ به افزایش واقعی عرضه بینالمللی منجر نشود.
همین شرایط لجستیکی بر محمولههای قیر نیز اثر میگذارد. حمل قیر فله به کشتیهای تخصصی گرمشونده نیاز دارد و قیر بستهبندیشده نیز همچنان به خطوط کشتیرانی، کانتینر، بنادر و خدمات لجستیکی قابل اطمینان وابسته است.
در نتیجه، برای بازارهای وابسته به واردات قیر، محاسبه واقعی عرضه دیگر فقط به میزان تولید پالایشگاه محدود نمیشود. خریدار باید بررسی کند که آیا خوراک به پالایشگاه میرسد، پالایشگاه چه مقدار قیر تولید خواهد کرد و آیا محصول تولیدشده با هزینه قابل قبول و در زمان مناسب قابلیت انتقال به مقصد را دارد یا خیر.
بنابراین توقف افزایش تولید در اکتبر بیشتر از آنکه یک رویداد مستقیم در عرضه قیر باشد، نشانهای از کاهش انعطاف بازار جهانی نفت است.
در شرایط عادی، افزایش تولید اوپکپلاس میتواند نفت خام بیشتری در اختیار پالایشگاهها قرار دهد و بخشی از اختلال سایر منابع را جبران کند. اما در شرایط فعلی، افزایش سهمیه روی کاغذ زمانی ارزش کمتری دارد که شبکه فیزیکی صادرات نتواند همان بشکهها را به بازار منتقل کند.
همین موضوع تفاوت اصلی تصمیم تازه است. اوپکپلاس افزایش اهداف تولید در اکتبر را در زمانی متوقف کرده است که مشکل بزرگتر بازار بیش از گذشته به تبدیل ظرفیت موجود به عرضه واقعی و قابل تحویل مربوط میشود.
برای تاجران قیر و تولیدکنندگان آسفالت، به همین دلیل فقط سهمیههای آینده اوپکپلاس نباید دنبال شوند. میزان واقعی پالایش نفت خام، آمار بارگیری، تردد نفتکشها در هرمز، هزینه سوخت و بیمه کشتیها و حاشیه سود پالایشگاهها میتوانند تصویر مستقیمتری از احتمال محدودشدن عرضه قیر ارائه کنند.
در مورد قیمت نیز همین احتیاط لازم است. ثابت ماندن اهداف اوپکپلاس الزاماً باعث افزایش قیمت قیر نمیشود، اما اگر دسترسی به نفت خام محدود بماند، انعطاف عملیاتی پالایشگاه کاهش پیدا کند و هزینه حمل همچنان بالا باشد، مجموع این عوامل میتواند هزینه نهایی قیر را افزایش دهد، حتی بدون آنکه کاهش رسمی تولید نفت اعلام شده باشد.
تصمیم اکتبر را در نتیجه باید بخشی از تغییر گستردهتری در بازار نفت دانست. سیاست تولید همچنان اهمیت دارد، اما توان انتقال واقعی نفت از تولیدکننده به پالایشگاه و سپس انتقال فرآورده از پالایشگاه به خریدار اکنون به همان اندازه تعیینکننده شده است.
اوپکپلاس میتواند تعیین کند اعضای آن اجازه دارند چه میزان نفت تولید کنند، اما نمیتواند بهتنهایی تضمین کند تمام بشکههای مجاز به بازار برسند.
برای صنعت جهانی قیر، همین تفاوت میان عرضه اسمی و عرضهای که واقعاً قابلیت تحویل دارد، به یکی از مهمترین متغیرهای بازار تبدیل شده است.
