نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

آمریکا در حال جذب باقی‌مانده‌های پالایشی از مالزی است؛ آیا تهدید تازه‌ای برای عرضه قیر آسیا شکل می‌گیرد؟

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، محموله‌ای بیش از ۵۴۰ هزار بشکه‌ای از نفت کوره کم‌گوگرد حاصل از تقطیر مستقیم از مالزی در حال عبور از اقیانوس آرام به سمت یک پالایشگاه در ساحل غربی آمریکاست؛ حرکتی که از تغییری در اقتصاد پالایشگاهی حکایت دارد و می‌تواند در نهایت پیامدهایی بسیار فراتر از بازار نفت کوره داشته باشد. این محموله از مجتمع PRefChem در پنگرنگ (Pengerang) بارگیری شده و نخستین محموله از این نوع از این پالایشگاه به آمریکا از ماه مه ۲۰۲۳ محسوب می‌شود. مهم‌تر از آن، سه محموله دیگر که هرکدام حدود ۵۴۰ هزار بشکه حجم دارند نیز برای بارگیری در ماه آگوست برنامه‌ریزی شده‌اند؛ موضوعی که نشان می‌دهد این تجارت تنها به یک محموله فرصت‌طلبانه محدود نمی‌شود.

برای تولیدکنندگان و معامله‌گران قیر، اهمیت این خبر در این نیست که مالزی ناگهان قیر خود را به آمریکا منحرف کرده باشد. چنین برداشتی نادرست است. این محموله شامل نفت کوره کم‌گوگرد حاصل از تقطیر مستقیم یا LSSR است که در بازار به‌عنوان باقی‌مانده تقطیر اتمسفری مناسب برای پالایش بیشتر شناخته می‌شود و خود PRefChem نیز یک پالایشگاه بسیار پیچیده با ساختار تبدیل کامل است که در فهرست رسمی محصولات اصلی آن بنزین، دیزل، سوخت Jet A1 و slurry دیده می‌شود. هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد این محموله‌ها به معنای خروج مستقیم قیر راه‌سازی مالزی از بازار هستند.

پیام مهم‌تر، اقتصادی است: جریان‌های سنگین باقیمانده پالایشگاهی، خود در حال تبدیل شدن به خوراک‌های ارزشمند پالایشگاهی هستند.

دسترسی جهانی به خوراک پالایشگاهی محدودتر شده است و در عین حال حاشیه سود پالایش در سطحی قرار دارد که پالایشگاه‌ها را تشویق می‌کند بسیار فراتر از مناطق سنتی تأمین خود به دنبال خوراک بگردند. محموله مالزی در ۸ آگوست از پایانه Vopak Dialog Pengerang حرکت کرده است و انتظار می‌رود اوایل سپتامبر به ساحل غربی آمریکا برسد. پالایشگاه‌های آمریکایی به‌طور سنتی بخش قابل توجهی از خوراک‌های سنگین نفت کوره‌ای خود را از تأمین‌کنندگان جغرافیایی نزدیک‌تر، از جمله مکزیک و ونزوئلا، تهیه می‌کنند. بنابراین انتقال بیش از نیم میلیون بشکه از جنوب شرق آسیا به ساحل غربی آمریکا نشان می‌دهد که خوراک مناسب در شرایط فعلی تا چه اندازه ارزشمند شده است.

در همین نقطه است که این خبر مستقیماً به قلب اقتصاد قیر می‌رسد.

باقی‌مانده تقطیر اتمسفری، باقی‌مانده تقطیر خلأ، نفت کوره و قیر راه‌سازی محصولات قابل جایگزینی با یکدیگر نیستند. باقی‌مانده تقطیر اتمسفری جریان سنگینی است که پس از تقطیر اتمسفری نفت خام باقی می‌ماند. یک پالایشگاه می‌تواند این ماده را از طریق تقطیر خلأ و سایر واحدهای تبدیلی بیشتر فرآوری کند. باقی‌مانده تقطیر خلأ از آن هم سنگین‌تر است و بسته به کیفیت نفت خام و ساختار پالایشگاه، می‌تواند به یکی از خوراک‌های اصلی تولید قیر تبدیل شود.

اما همین مولکول‌های سنگین می‌توانند مسیرهای مصرفی مختلفی داشته باشند و برای کاربردهای گوناگون با یکدیگر رقابت کنند.

یک پالایشگاه پیشرفته ممکن است جریان‌های باقیمانده را به واحدهای شکست کاتالیستی باقیمانده، کک‌سازی، هیدروکراکر یا سایر واحدهای تبدیلی هدایت کند تا بنزین، دیزل، سوخت دریایی یا خوراک پتروشیمی بیشتری از آن‌ها استخراج کند. در گزینه‌ای دیگر، پالایشگاه یا معامله‌گر ممکن است یک جریان باقیمانده را به پالایشگاه دیگری بفروشد، به‌ویژه اگر ارزش بازار آن از بازدهی حاصل از فرآوری داخلی یا هدایت آن به محصولات کم‌ارزش‌تر بیشتر باشد.

این شرایط برای قیر یک مسئله «هزینه فرصت» ایجاد می‌کند.

یک پالایشگاه صرفاً به این دلیل که مواد سنگین باقیمانده در اختیار دارد، قیر تولید نمی‌کند. مدیریت پالایشگاه باید تصمیم بگیرد که بخش سنگین انتهایی بشکه در کدام مسیر ارزش بیشتری ایجاد می‌کند: تبدیل شدن به قیر راه‌سازی، نفت کوره، خوراک ثانویه یک پالایشگاه دیگر یا خوراک واحدهای تبدیلی. زمانی که حاشیه سود بنزین و دیزل جذاب می‌شود و پالایشگاه‌ها حاضرند خوراک‌های باقیمانده را هزاران کیلومتر جابه‌جا کنند تا از این حاشیه سود استفاده کنند، حداقل بازده اقتصادی لازم برای اختصاص مواد باقیمانده مناسب به تولید قیر می‌تواند افزایش یابد.

تجارت مالزی به آمریکا نمونه‌ای بسیار قابل مشاهده از همین رقابت را ارائه می‌کند.

 PRefChem ظرفیت فرآورش حدود ۳۰۰ هزار بشکه نفت خام در روز را دارد و به‌عنوان یک مجتمع یکپارچه پالایشی و پتروشیمی فعالیت می‌کند که PETRONAS و Saudi Aramco در آن مشارکت دارند. پالایشگاه این مجتمع به‌طور مشخص به‌عنوان یک تأسیسات با ساختار تبدیل کامل معرفی شده است و واحد شکست کاتالیستی باقیمانده نیز دارد که برای استخراج ارزش بیشتر از جریان‌های سنگین پالایشگاهی طراحی شده است. این ساختار اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد چرا مواد باقیمانده پالایشگاهی را نباید به‌طور خودکار یک محصول جانبی کم‌ارزش در نظر گرفت که منتظر تبدیل شدن به قیر است.

برای بازار گسترده‌تر آسیا، سؤال این است که آیا افزایش تقاضای بین‌المللی برای خوراک‌های باقیمانده می‌تواند بر تصمیم پالایشگاه‌هایی که واقعاً قیر تجاری تولید می‌کنند تأثیر بگذارد یا خیر.

اگر یک پالایشگاه تولیدکننده قیر بتواند باقی‌مانده تقطیر اتمسفری، مواد سنگین انتهای برج خلأ یا جریان‌های سنگین مرتبط را با بازده خالص جذاب در بازار منطقه‌ای یا بین‌المللی خوراک بفروشد، ممکن است انگیزه کمتری برای به حداکثر رساندن تولید قیر داشته باشد. در گزینه‌ای دیگر، اگر واحدهای تبدیلی همان پالایشگاه بتوانند همین بخش سنگین بشکه را به سوخت‌های حمل‌ونقل با حاشیه سود بالاتر تبدیل کنند، مدیریت پالایشگاه ممکن است در صورت توجیه اقتصادی، اولویت را به این واحدها بدهد.

چنین شرایطی می‌تواند عرضه قیر را کاهش دهد، حتی زمانی که هیچ تغییری در تقاضای راه‌سازی رخ نداده باشد.

این تفاوت برای معامله‌گران اهمیت زیادی دارد، زیرا کمبود قیر اغلب با رویدادهای بسیار قابل مشاهده توضیح داده می‌شود: توقف پالایشگاه، تعمیرات، تحریم‌ها، اختلال در بنادر، محدودیت‌های حمل‌ونقل یا افزایش تقاضای روسازی. اما رقابت بر سر مواد باقیمانده پالایشگاهی می‌تواند بسیار آرام‌تر عمل کند. یک پالایشگاه می‌تواند کاملاً فعال باقی بماند، اما ترکیب محصولات خود را تغییر دهد. ظرفیت فرآورش نفت خام ممکن است همچنان بالا بماند، تولید بنزین و دیزل افزایش یابد و در عین حال حجم کمتری از مواد باقیمانده مناسب در نهایت برای تولید قیر اختصاص داده شود.

سیگنال قیمتی چین نیز زمان‌بندی این تحول را جالب‌تر می‌کند.

یک شاخص عمومی پرکاربرد برای قیر در ۱۴ آگوست حدود ۴,۱۸۰ یوان به ازای هر تن متریک ثبت شده است که حدود ۳.۱ درصد بالاتر از یک ماه قبل قرار دارد. این شاخص یک مرجع رصد بازار است و نباید آن را با قیمت واقعی درب پالایشگاه یا پیشنهاد نقدی برای یک گرید و موقعیت مشخص اشتباه گرفت. با این حال، این عدد نشان می‌دهد که بازار قیر چین در شرایطی وارد دوره تشدید رقابت برای مواد باقیمانده پالایشگاهی شده است که ارزش قیر نیز نسبت به یک ماه قبل تقویت شده است.

چین اهمیت زیادی دارد، زیرا پالایشگاه‌های این کشور دائماً میان هزینه نفت خام، حاشیه سود سوخت‌ها، نرخ بهره‌برداری پالایشگاه، تقاضای داخلی راه‌سازی، اقتصاد نفت کوره و سودآوری قیر تعادل برقرار می‌کنند. زمانی که یکی از مسیرهای مصرف جریان‌های سنگین پالایشگاهی سودآورتر می‌شود، جذابیت یک مسیر دیگر ممکن است کاهش یابد.

همین اصل در کره جنوبی، سنگاپور، مالزی، هند و سایر مراکز پالایشی آسیا نیز صدق می‌کند.

برای یک معامله‌گر قیر، بنابراین شاخص عملی که باید زیر نظر گرفته شود فقط قیمت منتشرشده قیر نیست. ارزش خوراک‌های سنگین، اختلاف قیمت نفت کوره، حاشیه سود بنزین و دیزل، حاشیه سود پالایش، ترکیب نفت خام ورودی پالایشگاه و اقتصاد واحدهای تبدیلی همگی می‌توانند نشانه‌های زودهنگامی ارائه کنند که نشان دهند یک پالایشگاه احتمالاً تولید قیر خود را افزایش خواهد داد یا محدود خواهد کرد.

این موضوع همچنین می‌تواند بر اختلاف قیمت میان بازارهای منطقه‌ای اثر بگذارد.

اگر برخی پالایشگاه‌های آسیایی به دلیل سودآورتر شدن کاربردهای جایگزین مواد باقیمانده پالایشگاهی تولید قیر خود را کاهش دهند، خریداران ممکن است مجبور شوند محموله‌های بیشتری را از تأمین‌کنندگان جایگزین تهیه کنند. این وضعیت می‌تواند از قیمت‌های FOB در بازارهای تولیدکننده حمایت کند و همزمان ریسک هزینه حمل را برای مقاصد وابسته به واردات افزایش دهد. شدت این اثر به موقعیت جغرافیایی وابستگی زیادی خواهد داشت. خریداری که بتواند میان کره جنوبی، سنگاپور، مالزی، خلیج فارس یا سایر مبادی تأمین جابه‌جا شود، انعطاف بیشتری نسبت به بازاری خواهد داشت که به یک منبع تثبیت‌شده وابسته است.

قیر فله و قیر بسته‌بندی‌شده نیز ممکن است واکنش‌های متفاوتی نشان دهند. خریداران قیر فله به زیرساخت پایانه‌ای مناسب و دسترسی به کشتی‌های گرم‌شونده وابسته هستند و همین موضوع سرعت تغییر مبدأ تأمین را محدود می‌کند. بشکه و جامبوبگ انعطاف بیشتری در مسیریابی دارند، هرچند هزینه حمل کانتینری، بسته‌بندی و زمان ترانزیت می‌توانند بخشی از این مزیت را کاهش دهند.

هیچ‌یک از این موارد به این معنا نیست که محموله‌های فعلی PRefChem به‌طور مستقیم عرضه قیر آسیا را محدود خواهند کرد.

این پالایشگاه به‌عنوان یک تولیدکننده بزرگ قیر که اکنون محصول خود را از بازار راه‌سازی منحرف کرده باشد معرفی نشده است و باقی‌مانده تقطیر اتمسفری نیز نباید با قیر نهایی یا حتی با باقی‌مانده تقطیر خلأ اشتباه گرفته شود. شواهد مستقیم بازار از نتیجه محدودتری پشتیبانی می‌کنند: پالایشگاه‌های آمریکایی اکنون حاضرند حجم قابل توجهی از خوراک سنگین مناسب پالایش را از جنوب شرق آسیا جذب کنند، زیرا عرضه جهانی خوراک محدود است و حاشیه سود پالایش، اقتصاد لازم برای فرآوری آن را فراهم می‌کند.

پیام این تحول برای قیر بیشتر راهبردی است تا فوری.

مواد باقیمانده پالایشگاهی بیش از گذشته در سطح بین‌المللی میان کشورها، محصولات و ساختارهای مختلف پالایشگاهی رقابت می‌کنند. بخش سنگین انتهایی بشکه دیگر الزاماً یک جریان کم‌ارزش نیست. این بخش می‌تواند به خوراکی تبدیل شود که در بازار بین‌المللی معامله می‌شود و در نقطه‌ای دیگر به سوخت‌های باارزش‌تر تبدیل خواهد شد.

برای تولیدکنندگان قیر، این موضوع به آن معناست که رقیب واقعی همیشه یک تأمین‌کننده دیگر قیر نیست. رقیب می‌تواند یک واحد کک‌سازی، یک واحد شکست کاتالیستی باقیمانده، یک خریدار نفت کوره یا پالایشگاهی در هزاران کیلومتر آن‌سوتر باشد که حاضر است برای همان مولکول‌های سنگین قیمت بالاتری بپردازد.

برای معامله‌گران نیز این شرایط شاخص‌هایی را که باید زیر نظر بگیرند تغییر می‌دهد. عرضه قیر را نمی‌توان تنها با رصد تقاضای روسازی درک کرد. حاشیه سود پالایش و ارزش جایگزین مواد باقیمانده پالایشگاهی ممکن است بیش از گذشته تعیین کنند که چه مقدار از این مواد اساساً وارد بازار قیر خواهند شد.

محموله مالزی که اکنون از اقیانوس آرام عبور می‌کند ثابت نمی‌کند که کمبود قیر در آسیا در حال آغاز است. اما هشدار روشنی ارائه می‌دهد که اقتصاد مواد باقیمانده پالایشگاهی در حال جهانی‌تر شدن است. اگر پالایشگاه‌های بیشتری برای دستیابی به خوراک‌های سنگین وارد رقابت جدی شوند، تولیدکنندگان قیر ممکن است مجبور شوند شرایط اقتصادی جذاب‌تری داشته باشند تا این بخش سنگین بشکه همچنان در بازار روسازی باقی بماند.

در مرحله بعدی بازار، سؤال اصلی شاید این نباشد که آیا مواد باقیمانده پالایشگاهی کافی وجود دارند یا خیر.

سؤال ممکن است این باشد که چه کسی حاضر است بیشترین قیمت را برای آن‌ها بپردازد.