به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، قیمت نفت در سوم اوت پس از آن بهشدت کاهش یافت که ایالات متحده حمله نظامی برنامهریزیشده علیه ایران را به حالت تعلیق درآورد و تمرکز فوری خود را به مذاکرات مربوط به تنگه هرمز و برنامه هستهای تهران منتقل کرد. این تصمیم احتمال تشدید قریبالوقوع درگیری در اطراف زیرساختهای انرژی خلیج فارس را کاهش داد، اما به معنای پایان بحران یا بازگشت کشتیرانی تجاری در هرمز به شرایط عادی نبود.
در معاملات ابتدایی، قیمت قراردادهای آتی نفت برنت با ۴.۴۹ دلار، معادل ۵.۱ درصد کاهش، به ۸۳.۴۴ دلار برای هر بشکه رسید. نفت وست تگزاس اینترمدیت نیز ۴.۹۰ دلار یا ۵.۸ درصد افت کرد و در سطح ۷۹.۷۷ دلار قرار گرفت. این کاهش بخشی از رشد ماه ژوئیه را از بین برد؛ دورهای که طی آن هر دو شاخص نفتی، بهدلیل ازسرگیری حملات میان آمریکا و ایران و وقوع چند حادثه برای نفتکشها در نزدیکی عمان، بیش از ۲۰ درصد افزایش یافته بودند.
واکنش فوری بازار پس از اعلام این خبر شکل گرفت که واشنگتن حمله قریبالوقوع خود را برای فراهمکردن زمان بیشتر برای دیپلماسی لغو کرده است. دولتهای حاشیه خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی، از ایالات متحده خواسته بودند از تشدید دوباره عملیات نظامی خودداری کند؛ زیرا چنین اقدامی میتوانست پیامدهای گستردهای برای زیرساختهای منطقه، کشتیرانی و اقتصاد جهانی داشته باشد. انتظار میرود طرح در حال بررسی، موضوع عبور کشتیها از هرمز، حملات منطقهای و آینده فعالیتهای هستهای ایران را پوشش دهد.
با این حال، تا زمان انتشار این گزارش هیچ توافق نهایی امضا نشده بود. ایران تأیید کرد که گفتوگوها با عمان درباره ترتیبات ناوبری به مراحل پایانی نزدیک شده است، اما مقامهای ایرانی این مذاکرات را گفتوگو درباره ایجاد یک مسیر جدید توصیف کردند، نه بازگشایی ساده تنگه هرمز. تهران همچنین اعلام کرد که شرایط این آبراه به وضعیت پیش از آغاز درگیری در ماه فوریه بازنخواهد گشت. این تفاوت اهمیت زیادی دارد، زیرا قیمت نفت پیش از تأیید جزئیات عملیاتی توافق، بر اساس انتظار بازار از دستیابی به آن تغییر کرده است.
بنابراین، بازار در حال قیمتگذاری تغییر احتمالهاست، نه بازگشت کامل عرضه. تعلیق حمله برنامهریزیشده آمریکا، خطر فوری اقدامات تلافیجویانه علیه میدانهای نفتی، پالایشگاهها، بنادر و تأسیسات نظامی خلیج فارس را کاهش میدهد. این تصمیم همچنین احتمال انجام مذاکراتی را تقویت میکند که بتواند محدودیتهای کشتیرانی را کمتر کند. با این حال، حرکت نفتکشها در هرمز پس از وقوع حوادث امنیتی تازه در تعطیلات آخر هفته بار دیگر کاهش یافت و نیز سه حمله دیگر به نفتکشها گزارش شد.
توقفهای قبلی در درگیری نیز پیش از شکست مذاکرات و ازسرگیری عملیات نظامی، کاهشهای مشابهی در قیمت ایجاد کرده بودند. قیمت برنت پس از تعلیق قبلی حملات آمریکا در اواخر ژوئیه نزدیک به ۹ درصد افت کرد، اما با بازگشت تنشها دوباره افزایش یافت. دوره دیگری از خوشبینی محتاطانه نیز قیمت برنت را طی سه جلسه معاملاتی حدود ۱۶ درصد کاهش داد. این تغییرات متوالی نشان میدهند که اظهارات سیاسی میتوانند فوراً قیمت نفت خام را جابهجا کنند، در حالی که بازگشت واقعی جریان نفت و فرآوردهها به زمان بیشتر و ثبات قابل اعتماد نیاز دارد.
کاهش اخیر قیمت نفت با تصمیم هفت کشور عضو ائتلاف اوپکپلاس برای افزایش مجموع سهمیه تولید خود از ماه سپتامبر به میزان تقریبی ۱۸۸ هزار بشکه در روز تقویت شد. این افزایش، روند بازگرداندن تدریجی بخشی از کاهش داوطلبانه عرضه را که در سال ۲۰۲۳ آغاز شده بود، تکمیل میکند. از نظر قیمتگذاری، ترکیب کاهش خطر نظامی و افزایش هدف تولید، در آغاز هفته پیام نزولی روشنی به بازار منتقل کرد.
افزایش سهمیه تولید تضمین نمیکند که تمام این حجم به خریداران بینالمللی برسد. اختلال صادرات از خلیج فارس، محدودیتهای عملیاتی در روسیه و قزاقستان و ادامه خسارتهای ناشی از درگیری باعث شدهاند افزایشهای قبلی تولید نیز به رشد مشابه در عرضه قابل معامله منجر نشوند. اثر افزایش سپتامبر به این بستگی خواهد داشت که تولیدکنندگان تا چه اندازه بتوانند تولید را بالا ببرند، کشتی مناسب تأمین کنند و محمولهها را از مسیرهای صادراتی موجود انتقال دهند.
تنگه هرمز همچنان عامل تعیینکننده است. این آبراه پیش از آغاز درگیری، مسیر عبور حجمی معادل حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی و بیش از یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان بود. خطوط لوله موجود در عربستان سعودی و امارات متحده عربی میتوانند بخشی از صادرات نفت خام منطقه را به مسیرهای دیگر منتقل کنند، اما ظرفیت جایگزینی تمام حجمی را که در شرایط عادی از هرمز عبور میکند ندارند. فرآوردههای پالایشی و محمولههای تخصصی نیز گزینههای دورزن محدودتری در اختیار دارند.
برای بازار قیر، کاهش قیمت نفت خام بر ارزش جایگزینی محصول فشار نزولی وارد میکند، اما لزوماً به کاهش فوری قیمتهای تحویلشده منجر نمیشود. قیمت قیر تحت تأثیر نفت خام و ارزش باقیمانده سنگین پالایشگاه قرار دارد، اما تصمیمهای تولیدی پالایشگاهها، سطح ذخایر، کرایه حمل، بیمه، دسترسی به نفتکش و برنامه بارگیری نیز بر آن اثر میگذارند. کاهش پنجدلاری قیمت برنت ممکن است در صورتی خنثی شود که کشتی تخصصی برای ورود به خلیج فارس به حق بیمه خطر جنگ بیشتری نیاز داشته باشد یا چند روز بیشتر در انتظار مجوز بماند.
نخستین واکنش خریداران ممکن است بهتعویقانداختن خرید باشد، نه افزایش فوری معاملات. واردکنندگان احتمالاً انتظار دارند عرضهکنندگان قیمتهای خود را متناسب با افت نفت خام کاهش دهند و ممکن است تا روشنشدن نتیجه مذاکرات، تأیید محمولهها را عقب بیندازند. در مقابل، عرضهکنندگان ممکن است با کاهش سریع قیمت مخالفت کنند، بهویژه اگر موجودی فعلی آنها از خوراک گرانتر تولید شده باشد یا حمل محموله جایگزین همچنان دشوار بماند. این وضعیت میتواند فاصله میان پیشنهاد خرید و فروش را افزایش دهد، بهخصوص در بازارهایی که به محصول ایران و دیگر کشورهای خلیج فارس وابسته هستند.
جهت حرکت کرایه حمل بهاندازه جهت قیمت نفت خام اهمیت خواهد داشت. توافق معتبر درباره هرمز میتواند هزینه بیمه خطر جنگ را کاهش دهد، مدت انتظار نفتکشها را کوتاه کند و تعداد کشتیهایی را که حاضر به پذیرش سفرهای خلیج فارس هستند افزایش دهد. برای خریداران قیر، این تغییرات میتوانند هزینه نهایی تحویل را بیشتر از کاهش اولیه شاخصهای نفتی پایین بیاورند. افت قیمت نفت خام بدون بهبود ایمنی ناوبری، ارزش تولید را کاهش میدهد اما مهمترین ابهامهای حملونقل را حل نمیکند.
حمل قیر نسبت به بسیاری از معاملات متداول فرآوردههای نفتی، حساسیت بیشتری به دسترسی کشتی دارد، زیرا به ناوگان تخصصی و محدودی وابسته است. محموله باید در طول سفر گرم باقی بماند و به مخازن عایقبندیشده، کویلهای حرارتی و سامانههای اختصاصی پمپاژ نیاز دارد. یک نفتکش معمولی حمل فرآوردههای سبک نمیتواند بهصورت خودکار جای کشتی قیری را بگیرد که از سفر به خلیج فارس منصرف شده است. به همین دلیل، بازگشت تردد منظم نفتکشهای تخصصی یکی از مهمترین معیارها برای سنجش اثر واقعی تغییرات دیپلماتیک بر بازار فیزیکی خواهد بود.
عرضهکنندگان ایرانی بیشترین منفعت مستقیم را از یک توافق باثبات درباره ناوبری دریافت خواهند کرد. دسترسی آسانتر به حمل بینالمللی میتواند تعداد برنامههای صادراتی را افزایش دهد، ازدحام اطراف پایانههای بارگیری را کاهش دهد و فاصله میان قیمت فوب و هزینه نهایی تحویل را کمتر کند. این وضعیت همچنین میتواند رقابت میان مالکان کشتی را بازگرداند؛ رقابتی که پس از خروج برخی شرکتها از منطقه یا مطالبه مبالغ اضافی برای ورود به خلیج فارس کاهش یافته بود.
دیگر صادرکنندگان خلیج فارس نیز از چنین توافقی سود خواهند برد. محمولههای عراق، کویت، بحرین، قطر و پایانههای داخل امارات متحده عربی حتی زمانی که ارتباطی با ایران ندارند، همچنان در معرض خطر عبور از همین مسیر قرار میگیرند. ایجاد یک سامانه رسمی برای عبور قابل پیشبینی و حفاظتشده، قابلیت اطمینان این مبدأها را بهبود میدهد و میتواند هزینه اضافی فعلی برای عرضههای موجود در داخل هرمز را کاهش دهد.
بازارهای آسیایی این تحولات را با دقت دنبال خواهند کرد. هند، چین و کشورهای جنوب شرق آسیا حجم قابل توجهی نفت خام و فرآورده از خلیج فارس دریافت میکنند و هند و چند واردکننده منطقهای نیز به قیر خلیج فارس وابستهاند. در صورت پیشرفت مذاکرات، خریداران ممکن است خریدهای اضطراری از کره جنوبی، سنگاپور، ترکیه و مدیترانه را کاهش دهند و دوباره به مبدأهای ارزانتر خلیج فارس بازگردند. این تغییر میتواند قیمتهای اضافی منطقهای قیر را تضعیف کند، هرچند سرعت آن به سطح موجودیها و دسترسی فوری به کشتی بستگی خواهد داشت.
موقعیت هند اهمیت ویژهای دارد، زیرا تقاضای راهسازی پس از دوره بارندگی موسمی معمولاً در نیمه دوم سال افزایش مییابد. کاهش پایدار خطر کشتیرانی در خلیج فارس میتواند پیش از آغاز فعالیت گستردهتر پروژهها، دسترسی به محمولههای فلهای و بستهبندیشده وارداتی را بهبود دهد. اگر مذاکرات شکست بخورد، تأخیر در خرید ممکن است زمان محدودی برای بازسازی ذخایر در اختیار واردکنندگان بگذارد و در ادامه سهماهه بار دیگر فشار صعودی ایجاد کند.
برای خریداران شرق آفریقا، اثر اصلی احتمالاً از مسیر کرایه حمل منتقل خواهد شد. این بازارها اغلب به واردات دوربرد و محمولههای کوچکتر وابستهاند و هزینه حمل سهم قابل توجهی از قیمت نهایی تحویل را تشکیل میدهد. کاهش ارزش نفت خام میتواند از پیشنهادهای ارزانتر حمایت کند، اما کاهش محسوس هزینهها به افزایش دسترسی به کشتی و پایینآمدن هزینه بیمه در سراسر دریای عرب و دریای عمان نیاز دارد.
اقتصاد پالایشگاهها نیز منبع دیگری از ابهام است. کاهش قیمت نفت خام میتواند هزینه خوراک را پایین بیاورد، اما ممکن است حاشیه سود فرآوردهها را نیز تغییر دهد. اگر گازوئیل، سوخت جت و نفت کوره همچنان سودآوری بالایی داشته باشند، پالایشگاهها ممکن است جریانهای سنگین میانمرحلهای را همچنان به واحدهای تبدیلی یا تولید سوخت هدایت کنند و تولید تجاری قیر را افزایش ندهند. قیر یک محصول تخصصی پالایشی است و در تمام پالایشگاهها تولید نمیشود؛ بنابراین، افزایش فرآورش نفت خام الزاماً به رشد متناسب عرضه گریدهای راهسازی منجر نخواهد شد.
دستیابی به توافق موفق میتواند دسترسی پالایشگاههای آسیایی به نفت خام را بهبود دهد و مبلغ اضافی پرداختشده برای خوراک خاورمیانهای با قابلیت تحویل فوری را کاهش دهد. این وضعیت از کاهش هزینه تولید در سراسر مجموعه فرآوردههای پالایشی حمایت خواهد کرد. با این حال، اثر نهایی بر قیر همچنان به طراحی پالایشگاه، برنامه تعمیرات، تقاضای داخلی راهسازی و ارزش نسبی وکیوم باتوم در کاربردهای جایگزین وابسته خواهد بود.
بازار باید میان توافق مربوط به ناوبری و یک توافق سیاسی گستردهتر تفاوت قائل شود. یک توافق فنی میان ایران و عمان میتواند مسیر مدیریتشدهای برای کشتیهای تجاری ایجاد کند، بدون آنکه اختلاف هستهای یا تمام فعالیتهای نظامی منطقهای را حل کند. چنین ترتیبی ممکن است شرایط حمل را بهبود دهد، اما شرکتهای بیمه را همچنان محتاط نگه دارد و هزینههای خطر را بالاتر از سطح پیش از درگیری حفظ کند.
در مقابل، توافقی گستردهتر که هرمز، صادرات نفت ایران، حملات منطقهای و محدودیتهای آمریکا را پوشش دهد، میتواند تغییر مهمتری در توازن عرضه ایجاد کند. نفت خام و فرآوردههای ایران میتوانند با ثبات بیشتری به بازارهای جهانی بازگردند، تولیدکنندگان خلیج فارس قادر خواهند بود صادرات خود را بازسازی کنند و ازدحام نفتکشها نیز کاهش خواهد یافت. چنین شرایطی فشار نزولی بیشتری بر قیمت نفت خام، نفت کوره و احتمالاً قیر وارد میکند.
افت قیمت نفت در سوم اوت، در نتیجه ارزیابی دوباره خطر نظامی و دیپلماتیک شکل گرفته است و پایان بحران عرضه را تأیید نمیکند. بازار در واکنش به لغو حمله برنامهریزیشده، احتمال آغاز مذاکرات و افزایش تولید اوپکپلاس حرکت کرده است. در مقابل، بازار فیزیکی همچنان با کاهش تردد، حملات به کشتیها، محدودیتهای بیمهای و ابهام درباره جزئیات هر توافق مربوط به هرمز روبهروست.
برای بازار قیر، شاخصهای بعدی اهمیت بیشتری از نخستین کاهش قیمت برنت خواهند داشت. خریداران باید بررسی کنند که آیا تعداد نفتکشهای تخصصی ورودی به خلیج فارس افزایش مییابد، آیا پیشنهادهای کرایه حمل برای مدت طولانیتری معتبر میمانند و آیا عرضهکنندگان برنامههای منظم بارگیری خود را از سر میگیرند یا خیر. تغییرات بیمه خطر جنگ و زمان انتظار نفتکشها مشخص خواهد کرد که دیپلماسی تا چه اندازه به بهبود واقعی شرایط منجر شده است.
چشمانداز فوری برای نفت خام با احتیاط نزولی و برای قیر نیز تا حدی کاهشی است، اما انتقال اثر به بازار قیر خودکار نخواهد بود. توافق پایدار درباره هرمز میتواند همزمان ارزش خوراک، کرایه حمل و هزینه بیمه را پایین بیاورد و کاهش معناداری در قیمت تحویلشده قیر ایجاد کند. شکست مذاکرات میتواند افت قیمت نفت را بهسرعت معکوس کند و صرف ریسک را دوباره افزایش دهد. تا زمانی که مفاد نهایی توافق مشخص نشده و فعالیت کشتیرانی بهبود نیافته است، حرکت کنونی قیمتها باید تعدیل ناشی از دیپلماسی تلقی شود، نه بازگشت بازار به شرایط عادی.
