نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

آتش‌بس تمام شد! زنجیره تأمین قیر وارد بحران شد

به گزارش دنیای نفت و قیر، درگیری‌های نظامی تازه میان آمریکا و ایران بار دیگر توجه فوری را به امنیت انرژی خلیج فارس جلب کرده است؛ موضوعی که برای جریان نفت خام، برنامه‌ریزی پالایشگاه‌ها، بیمه دریایی، دسترسی به کشتی، هزینه حمل و تجارت قیر اهمیت مستقیم دارد. این تنش جدید پیامدهای گسترده‌تری برای خاورمیانه دارد، زیرا این منطقه همچنان در صادرات نفت خام و لجستیک فرآورده‌های پالایشی جایگاه مرکزی دارد و تنگه هرمز نیز یکی از حساس‌ترین گذرگاه‌های دریایی برای محموله‌های انرژی محسوب می‌شود. برای بازار جهانی قیر، نگرانی فقط نوسان قیمت نفت خام نیست. مسئله بزرگ‌تر این است که آیا پالایشگاه‌ها، صادرکنندگان، شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی، اپراتورهای پایانه‌ای و پیمانکاران راه‌سازی وابسته به واردات می‌توانند در دوره نااطمینانی نظامی، عرضه قابل پیش‌بینی خود را حفظ کنند یا نه. اگر این رویارویی ادامه پیدا کند، محموله‌های قیر از خلیج فارس یا مناطق نزدیک به آن ممکن است با هزینه حمل بالاتر، زمان تحویل طولانی‌تر، شرایط بیمه سخت‌گیرانه‌تر و رفتار خرید محتاطانه‌تر از سوی خریداران آسیا، شرق آفریقا، اروپا و سایر بازارهای وارداتی روبه‌رو شوند.

روند تازه با بحران امنیتی دوباره در اطراف تنگه هرمز آغاز شد؛ پس از آنکه گزارش‌هایی درباره حمله به نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری منتشر شد. واشنگتن در پاسخ، حملات نظامی تازه‌ای علیه اهدافی در ایران انجام داد و مجوزی را که تحت یک توافق موقت امکان فروش نفت ایران را فراهم می‌کرد، لغو کرد. ایران سپس از حملات تلافی‌جویانه علیه سایت‌های نظامی مرتبط با آمریکا در بحرین و کویت خبر داد. در همین مجموعه تحولات، دونالد ترامپ اعلام کرد توافق موقتی که برای توقف جنگ با ایران در نظر گرفته شده بود، پایان یافته است؛ هرچند همچنان فضای محدودی برای ادامه گفت‌وگوها باقی گذاشت. این گفته اهمیت زیادی دارد، زیرا اعتماد به پشتوانه دیپلماتیک کوتاه‌مدتی را کاهش می‌دهد که تا حدی مانع از آن شده بود که معامله‌گران انرژی و خریداران منطقه‌ای، احتمال یک درگیری گسترده‌تر را در تصمیم‌های خود لحاظ کنند.

واکنش فوری بازار انرژی در قیمت نفت خام دیده شد؛ قیمت‌ها با ارزیابی معامله‌گران از احتمال اختلال در جریان فیزیکی محموله‌ها از خلیج فارس افزایش یافت. شاخص‌های نفتی نسبت به رویدادهای مرتبط با هرمز حساس هستند، زیرا این آبراه سهم بزرگی از نفت خام و فرآورده‌های پالایشی حمل‌شده از راه دریا را عبور می‌دهد. حتی زمانی که کشتی‌ها همچنان در حال حرکت باشند، بازار معمولاً پیش از وقوع کاهش واقعی عرضه واکنش نشان می‌دهد، چون نرخ حمل، حق بیمه ریسک جنگ، دسترسی به کشتی و شرایط اعتباری می‌تواند به سرعت سخت‌تر شود. قیر به‌طور ویژه در برابر این ریسک‌های لجستیکی آسیب‌پذیر است، زیرا در مقایسه با بسیاری از سوخت‌های سبک‌تر، محصولی حجیم‌تر و با حاشیه سود پایین‌تر است. حتی افزایش متوسط در هزینه حمل یا تأخیر می‌تواند اقتصاد یک محموله را تغییر دهد، به‌ویژه در مسیرهای طولانی.

برای صنعت قیر، نخستین حوزه نگرانی به خوراک و اقتصاد پالایشگاهی مربوط است. عرضه قیر به نوع نفت خام فرآوری‌شده، ساختار پالایشگاه، برنامه‌های تعمیرات، تقاضای سوخت و تصمیم درباره اولویت تولید محصولات مختلف در دوره‌های پرریسک وابسته است. اگر قیمت نفت خام به‌طور قابل‌توجهی بالا برود، هزینه پالایشگاه افزایش می‌یابد. اگر ریسک عرضه بیشتر شود، پالایشگاه‌ها ممکن است در تخصیص جریان‌های باقیمانده به تولید قیر محتاط‌تر شوند، به‌ویژه زمانی که محصولات سوختی حاشیه سود قوی‌تری داشته باشند. در برخی پالایشگاه‌ها، وکیم باتوم می‌تواند بسته به حاشیه سود و محدودیت‌های فنی به سمت تولید قیر، نفت کوره، واحدهای ارتقادهنده یا مصارف دیگر هدایت شود. در دوره ریسک ژئوپلیتیکی، این توازن ممکن است به نفع محصولاتی حرکت کند که نقدشوندگی سریع‌تر یا تقاضای راهبردی قوی‌تری دارند و در نتیجه خریداران قیر با کاهش دسترسی در بازار نقدی روبه‌رو شوند.

دومین حوزه، حمل‌ونقل دریایی است. تجارت قیر به‌شدت به کشتی‌های تخصصی، سامانه‌های گرمایشی، پایانه‌های ذخیره‌سازی و زمان‌بندی قابل اتکا وابسته است. برخلاف محموله‌های معمول نفت خام، قیر نیازمند کنترل دما و جابه‌جایی دقیق است. هرگونه اختلال در انتخاب مسیر کشتی، توقف در بندر، بیمه دریایی یا هزینه سوخت کشتی می‌تواند به افزایش قیمت تحویل‌شده منجر شود. اگر مالکان کشتی برای ورود به بنادر خلیج فارس مردد شوند یا برای سفر در نزدیکی آب‌های پرریسک، جبران مالی بیشتری بخواهند، صادرکنندگان ممکن است ناچار شوند برنامه‌های بارگیری را اصلاح کنند یا شرایط تجاری قوی‌تری ارائه دهند. در مقابل، واردکنندگان ممکن است حتی با وجود قیمت پایه بالاتر، به دنبال محموله‌هایی از مبادی دیگر بروند تا ریسک تحویل را کاهش دهند.

سومین حوزه، رفتار قراردادی است. در بازار آرام، خریداران اغلب به خریدهای منظم ماهانه یا فصلی تکیه می‌کنند و مناقصه‌ها را بر اساس برنامه‌های پیش‌بینی‌شده راه‌سازی تنظیم می‌کنند. در بازار پرتنش، خریداران ممکن است به سمت خرید زودتر، محموله‌های کوچک‌تر و تقسیم‌شده، موجودی اضافی یا دوره اعتبار کوتاه‌تر در مناقصه‌ها بروند. پیمانکاران راه‌سازی در بازارهای وابسته به واردات ممکن است برای تثبیت قیمت در پروژه‌های عمومی زیرساختی با دشواری روبه‌رو شوند، اگر هزینه محموله‌های قیر بی‌ثبات شود. این موضوع به‌ویژه برای کشورهایی مهم است که فصل ساخت‌وساز فعال دارند، زیرا تأخیر در عرضه قیر می‌تواند تولید آسفالت و عملیات نگهداری راه‌ها را متوقف کند. نهادهای عمومی ممکن است در صورت ادامه وضعیت امنیتی، ناچار شوند بندهای تعدیل قیمت یا سازوکارهای خرید اضطراری را مجاز کنند.

چهارمین مسئله، بیمه دریایی و تأمین مالی است. حق بیمه ریسک جنگ حتی زمانی که بنادر باز بمانند، می‌تواند به یک مانع عملی تبدیل شود. بانک‌ها و بیمه‌گران ممکن است میزان مواجهه خود با محموله‌های مرتبط با خلیج فارس، نهادهای ایرانی یا مسیرهای نزدیک به مناطق درگیری را دوباره ارزیابی کنند. اعتبار اسنادی، زمان‌بندی پرداخت و بررسی‌های انطباق ممکن است کندتر شود. برای صادرکنندگان قیر، این موضوع می‌تواند به دوره‌های اداری طولانی‌تر و نیاز بیشتر به سرمایه در گردش منجر شود. برای واردکنندگان نیز می‌تواند به افزایش هزینه نهایی و کاهش انعطاف در تأمین منجر شود. شرکت‌های تجاری کوچک‌تر ممکن است بیشترین آسیب را ببینند، زیرا معمولاً دسترسی کمتری به اعتبار و گزینه‌های ذخیره‌سازی نسبت به شرکت‌های بزرگ‌تر دارند.

مسئله بعدی واکنش تأمین‌کنندگان خارج از خلیج فارس است. اگر محموله‌های مرتبط با خلیج فارس کمتر قابل پیش‌بینی شوند، خریداران ممکن است با جدیت بیشتری به مواد سنگاپور، کره جنوبی، چین، مالزی، ترکیه، مدیترانه یا اروپا نگاه کنند؛ البته بسته به گرید، مشخصات فنی، هزینه حمل و دسترسی. این به معنای حذف عرضه خلیج فارس نیست. معنای آن این است که واحدهای خرید ممکن است برای تنوع‌بخشی ارزش بیشتری قائل شوند. تأمین‌کنندگان خارج از محدوده مستقیم تنش می‌توانند با افزایش درخواست خرید روبه‌رو شوند، اما اگر تقاضا ناگهان روی چند منطقه بارگیری محدود متمرکز شود، خود آن‌ها نیز با محدودیت مواجه خواهند شد. نتیجه می‌تواند رقابت شدیدتر برای محموله‌های فوری و توجه بیشتر به مدارک معتبر، کیفیت ثابت و فضای قطعی کشتی باشد.

ادامه درگیری می‌تواند چند سناریوی محتمل ایجاد کند. در سناریوی تنش محدود، حملات در سطح کنترل‌شده باقی می‌ماند، کشتیرانی ادامه پیدا می‌کند و قیمت نفت بالا اما قابل مدیریت می‌ماند. در این حالت، تجارت قیر با هزینه حمل بالاتر، خرید محتاطانه‌تر و توجه بیشتر به موجودی روبه‌رو می‌شود، اما دچار فروپاشی شدید عرضه نخواهد شد. صادرکنندگان باید درباره برنامه بارگیری، ترتیبات بیمه‌ای و آماده بودن محموله، ارتباط روشن با خریداران داشته باشند. واردکنندگان نیز احتمالاً موجودی احتیاطی خود را افزایش می‌دهند و برای پروژه‌های فوری راه‌سازی، به یک مبدأ واحد وابسته نمی‌مانند.

در سناریوی اختلال مقطعی، حملات تکرارشونده، محدودیت‌های موقت بندری، تأخیر کشتی‌ها یا بسته‌شدن کوتاه‌مدت مسیرهای حساس رخ می‌دهد. این حالت برای قیر جدی‌تر است، زیرا این محصول نسبت به بسیاری از سوخت‌های مایع در ذخیره‌سازی و جابه‌جایی انعطاف کمتری دارد. محموله‌ها ممکن است با تأخیر، مسیر جایگزین یا قیمت‌گذاری مجدد مواجه شوند. واردکنندگانی که ظرفیت مخزن محدودی دارند، آسیب‌پذیر خواهند بود؛ به‌ویژه اگر برنامه ساخت‌وساز آن‌ها از قبل تثبیت شده باشد. صادرکنندگان باید مشتریان بلندمدت را در اولویت قرار دهند، تعهدات کشتی را زودتر قطعی کنند و پنجره‌های جایگزین بارگیری آماده داشته باشند. خریداران نیز باید انعطاف تحویل را مذاکره کنند و تأمین بخشی از نیاز را از فروشندگان منطقه‌ای در نظر بگیرند.

در سناریوی تشدید، تنگه هرمز با محدودیت جدی روبه‌رو می‌شود، مالکان کشتی از منطقه فاصله می‌گیرند یا درگیری‌های نظامی در سراسر خلیج فارس گسترش می‌یابد. این وضعیت یک شوک گسترده انرژی ایجاد می‌کند. قیمت نفت خام می‌تواند جهش کند، بازار حمل‌ونقل دریایی سخت‌تر شود و تجارت فرآورده‌های پالایشی با تأخیرهای قابل‌توجه روبه‌رو شود. برای قیر، پیامدها شامل افزایش هزینه تحویل‌شده، احتمال کمبود در کشورهای وابسته به واردات، تأخیر پروژه‌های آسفالتی و افزایش تقاضا برای عرضه خارج از خلیج فارس خواهد بود. دولت‌هایی که برنامه‌های بزرگ راه‌سازی دارند، ممکن است مجبور شوند زمان‌بندی خرید را اصلاح کنند، ذخایر راهبردی موجود را آزاد کنند یا زمان اجرای پروژه‌ها را تغییر دهند.

در سناریوی بازگشت دیپلماتیک، عملیات نظامی کند می‌شود و گفت‌وگوها با تضمین‌های قابل اتکا درباره امنیت دریایی از سر گرفته می‌شود. در این حالت، قیمت‌ها ممکن است کاهش یابد، هرچند حق ریسک فوراً از بین نخواهد رفت. خریداران قیر همچنان محتاط خواهند ماند، زیرا رویدادهای اخیر نشان داد بازار تا چه اندازه می‌تواند سریع حرکت کند. صادرکنندگان باید اعتماد را با ارسال به‌موقع و ارتباط شفاف بازسازی کنند. واردکنندگان نیز احتمالاً بخشی از سیاست تنوع‌بخشی را حفظ می‌کنند و به‌طور کامل به شیوه خرید پیش از بحران بازنمی‌گردند.

برای صادرکنندگان، اولویت باید انضباط تجاری و شفافیت عملیاتی باشد. آن‌ها باید از وعده بیش از حد درباره تاریخ تحویل پرهیز کنند، ظرفیت حمل را زودتر قطعی کنند، شرایط بیمه را پیش از قیمت‌گذاری نهایی بررسی کنند و درباره بارگیری، مدارک و زمان تقریبی رسیدن محموله، به خریداران اطلاعات روشن بدهند. تولیدکنندگانی که قیر اصلاح‌شده یا گریدهای با ارزش بالاتر عرضه می‌کنند، باید ثبات کیفیت را حفظ کنند، زیرا خریداران در شرایط پرریسک تحمل کمتری نسبت به اختلافات فنی دارند. صادرکنندگان همچنین باید در صورت امکان شرایط تحویل انعطاف‌پذیرتری ارائه دهند؛ از جمله بندر تخلیه جایگزین، گزینه محموله تقسیم‌شده یا پنجره زمانی اصلاح‌شده برای بارگیری.

برای واردکنندگان، اولویت باید مدیریت ریسک باشد، نه خرید هیجانی. خریداران باید سطح موجودی را بررسی کنند، مبادی جایگزین را شناسایی کنند، ظرفیت گرمایش و ذخیره‌سازی پایانه‌ها را قطعی کنند و برای دوره‌های حساس راه‌سازی به یک تأمین‌کننده واحد وابسته نباشند. نهادهای عمومی و پیمانکاران باید بندهای مناقصه را بازبینی کنند تا مطمئن شوند نوسان هزینه حمل، بیمه و انرژی بدون توقف پروژه‌ها قابل مدیریت است. واردکنندگان همچنین باید پیش از ثبت سفارش‌های جدید، ارتباط خود را با نمایندگان کشتیرانی، بانک‌ها و بیمه‌گران تقویت کنند، زیرا در دوره ریسک ژئوپلیتیکی، تأخیرهای اداری می‌تواند به اندازه تأخیر فیزیکی عرضه زیان‌بار باشد.

صنعت قیر وارد دوره‌ای شده است که امنیت انرژی، ریسک کشتیرانی و تقاضای زیرساختی بیش از حالت عادی به هم گره خورده‌اند. پایان آتش‌بس موقت، آن‌گونه که ترامپ توصیف کرده، الزاماً به معنای جنگ طولانی منطقه‌ای نیست، اما یک لایه مهم از اعتماد را از بازار حذف می‌کند. اگر درگیری محدود بماند، این بخش می‌تواند شوک را از طریق موجودی بهتر، تنوع‌بخشی در تأمین و ترتیبات منظم حمل‌ونقل مدیریت کند. اگر رویارویی گسترش یابد، هزینه و دسترسی به قیر می‌تواند به مسئله‌ای جدی برای برنامه‌های راه‌سازی وابسته به واردات تبدیل شود؛ به‌ویژه در بازارهایی که ظرفیت ذخیره‌سازی محدود و فصل ساخت‌وساز کوتاه دارند. آماده‌ترین شرکت‌ها آن‌هایی خواهند بود که این رویداد را نه یک تیتر موقت، بلکه یک ریسک زنجیره تأمین بدانند که به برنامه‌ریزی فوری نیاز دارد.