نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

پشت‌پرده تنش عراق و اوپک؛ چرا موضع جدید عراق همه را نگران کرده است؟

به گزارش دنیای نفت و قیر، تحولات تازه پیرامون جایگاه عراق در اوپک، فقط برای بازار نفت خام اهمیت ندارد؛ این موضوع می‌تواند بر برنامه‌ریزی عرضه، فعالیت پالایشگاه‌ها، محصولات پایین‌دستی نفت، سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی و بازار قیر در خاورمیانه و آسیا نیز اثر بگذارد. عراق خواستار بازنگری در سهمیه تولید خود شده، در حالی که گفت‌وگوها داخل اوپک درباره سیاست تولید آینده ادامه دارد. مقام‌های عراقی به‌صورت رسمی اعلام کرده‌اند که این کشور به ادامه عضویت در اوپک پایبند است، اما گزارش‌هایی به نقل از منابع آگاه نشان می‌دهد بغداد در صورت حل‌نشدن نگرانی‌هایش درباره تولید، گزینه‌های راهبردی مختلفی را بررسی کرده است. به همین دلیل، این موضوع فقط از سوی وزارتخانه‌های انرژی و شرکت‌های نفتی دنبال نمی‌شود؛ پالایشگاه‌ها، تولیدکنندگان قیر، شرکت‌های کشتیرانی، سرمایه‌گذاران پروژه‌های زیربنایی و تأمین‌کنندگان مصالح ساختمانی نیز آن را با دقت دنبال می‌کنند، زیرا فعالیت آن‌ها در نهایت به ثبات عرضه نفت خام وابسته است.

بحث فعلی از این دیدگاه قدیمی عراق آغاز می‌شود که ظرفیت تولید و نیازهای سرمایه‌گذاری این کشور، سهمیه‌ای بالاتر از سهمیه کنونی در نظام تولید اوپک را توجیه می‌کند. مقام‌های عراقی بارها تأکید کرده‌اند که میلیاردها دلار در پروژه‌های بالادستی، توسعه میدان‌های نفتی، زیرساخت‌های صادراتی و افزایش ظرفیت تولید سرمایه‌گذاری شده است. به گفته نمایندگان دولت، ادامه محدودیت تولید در سطح فعلی، توان این کشور برای بازگشت سرمایه‌گذاری‌ها را کاهش می‌دهد و هم‌زمان درآمدهای عمومی مورد نیاز برای توسعه اقتصادی و بازسازی را محدود می‌کند.

گزارش‌های منتشرشده در هفته گذشته نشان می‌دهد بغداد گفت‌وگوهای خود با سایر اعضای اوپک را برای ارزیابی دوباره سهمیه‌های تولید تشدید کرده است. در حالی که مواضع رسمی همچنان بر همکاری عراق با اوپک تأکید دارد، منابع آگاه از گفت‌وگوهای داخلی گفته‌اند سیاست‌گذاران عراقی در صورت نرسیدن مذاکرات به نتیجه مطلوب، چند گزینه مختلف را بررسی کرده‌اند. نکته مهم این است که مقام‌های عراقی هیچ تصمیمی برای خروج از اوپک اعلام نکرده‌اند و مسئولان دولتی همچنان مذاکره درباره سهمیه را گزینه اصلی خود معرفی می‌کنند. با این حال، انتشار این گزارش‌ها نوعی ابهام تازه درباره سیاست تولید آینده ایجاد کرده است.

برای بازارهای جهانی انرژی، این موضوع فقط به عراق محدود نمی‌شود. سازوکار تولید اوپک همچنان یکی از ابزارهای اصلی در شکل‌دهی به انتظار بازار نسبت به عرضه نفت خام است. هر زمان یکی از تولیدکنندگان بزرگ خواستار اصلاح سهمیه شود، بازارهای مالی بلافاصله پیامدهای احتمالی آن را برای توازن عرضه، تصمیم‌های سرمایه‌گذاری، فعالیت پالایشی و جریان صادرات بررسی می‌کنند. حتی پیش از آنکه تصمیم رسمی گرفته شود، خود مذاکرات می‌تواند بر برنامه‌ریزی تجاری پالایشگاه‌ها، معامله‌گران، شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی و مصرف‌کنندگان صنعتی اثرگذار باشد.

اهمیت این موضوع برای خاورمیانه بیشتر است، زیرا عراق یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت خام منطقه محسوب می‌شود و ظرفیت قابل توجهی در حوزه پالایش و صادرات دارد. هرگونه افزایش احتمالی در تولید نفت عراق، نیازمند هماهنگی تازه در برنامه‌ریزی تولید، مدیریت ذخایر، زمان‌بندی حمل‌ونقل، لجستیک صادراتی و تولید محصولات پایین‌دستی خواهد بود. چنین روندی طبیعتاً توجه تولیدکنندگان همسایه را نیز جلب می‌کند، زیرا سیاست تولید آن‌ها با تصمیم‌های جمعی اوپک پیوند نزدیکی دارد.

اگرچه قیر معمولاً در مرکز بحث‌های مربوط به سیاست تولید اوپک قرار نمی‌گیرد، اما ارتباط میان تولید نفت خام و محصولات پایین‌دستی نفتی، بنیادی و مستقیم است. قیر از فرآیندهای پالایشی به دست می‌آید؛ بنابراین نرخ فعالیت پالایشگاه‌ها، دسترسی به خوراک، زمان‌بندی تعمیرات، و راهبرد تولید محصولات پالایشی همگی بر وضعیت عرضه آینده قیر اثر می‌گذارند. اگر در بلندمدت دسترسی به نفت خام تغییر کند، اقتصاد پالایشگاه‌ها و اولویت‌های تولید نیز ممکن است عوض شود و این موضوع می‌تواند بر دسترسی به محصولات سنگین نفتی، از جمله قیر راه‌سازی و قیر صنعتی، اثر بگذارد.

این بحث از آن جهت مهم‌تر است که بسیاری از پروژه‌های زیربنایی در آسیا، آفریقا و خاورمیانه همچنان به قیر وارداتی وابسته‌اند. پروژه‌های بزرگراهی، ساخت فرودگاه‌ها، بازسازی پل‌ها، سامانه‌های حمل‌ونقل شهری، صنایع عایق رطوبتی و تأسیسات صنعتی، همگی به تأمین پایدار محصولات حاصل از پالایش نفت نیاز دارند. بنابراین هر بحث سیاسی یا اقتصادی که بتواند ظرفیت پالایش یا جریان صادرات را تحت تأثیر قرار دهد، برای زنجیره تأمین قیر اهمیت دارد.

موضوع دیگر، اعتماد سرمایه‌گذاران و پیمانکاران است. توسعه‌دهندگان پروژه‌های زیربنایی معمولاً چند سال پیش از آغاز اجرای اصلی، برای خرید و تأمین مصالح برنامه‌ریزی می‌کنند. ثبات در انتظار نسبت به تولید پالایشگاه‌ها، دسترسی صادراتی، ظرفیت لجستیک و شرایط عرضه منطقه‌ای، به پیمانکاران کمک می‌کند قراردادهای بلندمدت تأمین را با اطمینان بیشتری تنظیم کنند. در مقابل، طولانی شدن ابهام درباره سیاست تولید می‌تواند خریداران را به تنوع‌بخشی به منابع تأمین، افزایش موجودی انبار یا مذاکره برای قراردادهای منعطف‌تر سوق دهد.

بازار حمل‌ونقل دریایی نیز این تحولات را با دقت دنبال می‌کند. عراق حجم قابل توجهی از نفت خام خود را از پایانه‌های خلیج فارس صادر می‌کند و به همین دلیل سیاست تولید این کشور برای زمان‌بندی نفتکش‌ها، استفاده از بنادر، لجستیک دریایی و برنامه‌ریزی کرایه حمل اهمیت دارد. اگرچه گفت‌وگوهای فعلی صادرات را مختل نکرده است، شرکت‌های کشتیرانی به‌طور مداوم تحولات سیاسی را بررسی می‌کنند، زیرا اصلاحات احتمالی در تولید می‌تواند به‌تدریج بر میزان محموله‌های قابل حمل، نحوه تخصیص ناوگان و برنامه سفر کشتی‌ها اثر بگذارد. این تصمیم‌های عملیاتی به‌صورت غیرمستقیم بر اقتصاد حمل محصولات نفتی، از جمله قیر صادراتی، نیز اثرگذار است.

از نگاه شرکت‌های پالایشی، موضع عراق مسئله ساختاری دیگری را در صنعت نفت نشان می‌دهد. پالایشگاه‌های مدرن امروز تولید خود را بر اساس تقاضای بازار تنظیم می‌کنند، نه صرفاً بر پایه افزایش حجم تولید یک محصول خاص. در نتیجه، دسترسی به نفت خام بر تصمیم‌های پیچیده‌ای اثر می‌گذارد که شامل سوخت‌ها، روانکارها، خوراک پتروشیمی، مواد آسفالتی، سوخت‌های دریایی و محصولات تخصصی می‌شود. پالایشگاه‌هایی که مصالح مرتبط با ساخت‌وساز تولید می‌کنند، ناچارند بحث‌های مربوط به سیاست بالادستی را پیگیری کنند، حتی اگر نام قیر به‌صورت مستقیم در این گفت‌وگوها مطرح نشود.

این وضعیت همچنین اولویت‌های مالی عراق را نشان می‌دهد. درآمد نفت همچنان بخش بزرگی از هزینه‌های دولت، پروژه‌های زیربنایی عمومی، برنامه‌های بازسازی، خدمات اجتماعی و توسعه صنعتی را تأمین می‌کند. سیاست‌گذاران عراقی می‌گویند ظرفیت تولید طی سال‌های اخیر رشد قابل توجهی داشته و سهمیه تولید باید این سرمایه‌گذاری‌ها را بهتر منعکس کند. در مقابل، سایر اعضای اوپک مجموعه‌ای از اهداف را دنبال می‌کنند؛ از جمله ثبات بازار، توازن عرضه، اطمینان سرمایه‌گذاری و مدیریت بلندمدت تولید. هماهنگ کردن این اهداف همچنان یکی از مسائل اصلی پیش روی اوپک است.

بیشتر تحلیلگران انرژی معتقدند نتیجه محتمل‌تر، ادامه مذاکره است، نه تصمیم فوری و ساختاری. اوپک در گذشته معمولاً اختلافات را از طریق مشورت، تعدیل‌های تدریجی و گفت‌وگوهای داخلی مدیریت کرده است، نه از راه تصمیم‌های ناگهانی. به همین دلیل، بحث فعلی نباید به‌طور خودکار نشانه فروپاشی قریب‌الوقوع سازمان تلقی شود. با این حال، بازارها هر اظهار نظر رسمی را با دقت دنبال خواهند کرد، زیرا انتظارات بازار گاهی پیش از اجرای رسمی سیاست‌ها، رفتار تجاری را تغییر می‌دهد.

برای تولیدکنندگان و صادرکنندگان قیر، وضعیت فعلی یادآور این نکته است که سیاست انرژی در بخش بالادستی، اغلب فرصت‌های تجاری در بخش پایین‌دستی را شکل می‌دهد. کشورهایی که محصولات پالایشی صادر می‌کنند، زمانی سود بیشتری می‌برند که برنامه‌ریزی عرضه قابل پیش‌بینی باشد، شبکه حمل‌ونقل بدون اختلال فعالیت کند و پالایشگاه‌ها بتوانند با اطمینان تولید خود را تنظیم کنند. در مقابل، ابهام طولانی‌مدت می‌تواند واردکنندگان را به سمت تنوع‌بخشی به منابع خرید، تقویت ذخایر داخلی یا یافتن تأمین‌کنندگان بلندمدت جدید سوق دهد.

در ماه‌های آینده، گفت‌وگوهای عراق با سایر اعضای اوپک احتمالاً یکی از موضوعات مهم بازار جهانی کالا خواهد بود. چه این گفت‌وگوها به اصلاح سهمیه تولید منجر شود و چه سهمیه‌های موجود دوباره تأیید شوند، نتیجه آن بر برنامه‌ریزی چندین بخش صنعتی اثر خواهد گذاشت. برای صنعت قیر، اهمیت این پرونده کمتر در سیاست‌های رسانه‌ای و بیشتر در پیامدهای عملیاتی آن برای فعالیت پالایشگاه‌ها، دسترسی صادراتی، اعتماد سرمایه‌گذاران، برنامه‌ریزی لجستیکی و زنجیره تأمین پروژه‌های عمرانی است. با ادامه سرمایه‌گذاری دولت‌ها در کریدورهای حمل‌ونقل، ساخت‌وساز صنعتی و کاربردهای عایق رطوبتی، دسترسی پایدار به محصولات حاصل از پالایش نفت همچنان یک ضرورت اساسی خواهد بود. موضع فعلی عراق فقط یک بحث درباره سهمیه تولید نیست؛ بلکه نشانه‌ای مهم از این است که گفت‌وگوهای آینده در اوپک چگونه می‌تواند به‌تدریج صنایعی فراتر از نفت خام را تحت تأثیر قرار دهد.