نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

هرمز پس از حملات اخیر؛ چرا فعالان نفت و قیر نگران شده‌اند؟

به گزارش دنیای نفت و قیر، تحولات نظامی در اطراف تنگه هرمز به‌سرعت به مهم‌ترین موضوع مورد توجه بازارهای جهانی انرژی، شرکت‌های کشتیرانی و معامله‌گران کالا تبدیل شده است. رویارویی اخیر میان ایالات متحده و ایران، سطح جدیدی از نااطمینانی را به یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان وارد کرده و نگرانی‌هایی را ایجاد کرده است که فراتر از مسائل امنیتی منطقه‌ای است. با توجه به اینکه روزانه حجم عظیمی از نفت خام، فرآورده‌های نفتی، محموله‌های گاز طبیعی مایع و کشتی‌های تجاری از این منطقه عبور می‌کنند، هرگونه اختلال در تردد دریایی بلافاصله به یک مسئله اقتصادی در سطح بین‌المللی تبدیل می‌شود. به همین دلیل، رویدادهای اخیر نه‌تنها مورد توجه دولت‌ها و نهادهای نظامی قرار گرفته، بلکه پالایشگاه‌ها، مالکان کشتی‌ها، شرکت‌های بیمه، بورس‌های کالایی و سرمایه‌گذاران حوزه زیرساخت نیز به‌دقت در حال ارزیابی پیامدهای آن هستند.

روند وقایع اخیر، از زمانی آغاز شد که گزارش‌هایی درباره پرتاب چند پهپاد ایرانی به سمت تنگه هرمز منتشر شد؛ اقدامی که نگرانی‌هایی را درباره امنیت عبور و مرور دریایی در این آبراه باریک ایجاد کرد. این پهپادها در ادامه توسط نیروهای نظامی آمریکا رهگیری و منهدم شدند. اندکی بعد، نیروهای آمریکایی حملاتی را علیه برخی تأسیسات راداری و نظارتی ساحلی ایران که در جزایر نزدیک به مسیر کشتیرانی قرار داشتند، انجام دادند. این مراکز از اهمیت راهبردی برخوردار بودند زیرا برای پایش حرکت کشتی‌ها و فعالیت‌های دریایی در ورودی خلیج فارس مورد استفاده قرار می‌گرفتند. این عملیات فراتر از یک حادثه معمول امنیت دریایی تلقی شد و بلافاصله نگرانی‌ها درباره احتمال گسترش درگیری را افزایش داد.

ایران این حملات را به‌شدت محکوم کرد و آن را اقدامی دانست که می‌تواند تلاش‌ها برای جلوگیری از افزایش تنش را با مشکل مواجه کند. واکنش تهران با گزارش‌هایی از تحرکات نظامی در منطقه همراه شد و این موضوع نگرانی‌ها درباره طولانی شدن تنش‌ها را تشدید کرد. اگرچه پس از این حوادث، عبور کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز متوقف نشد، اما شرکت‌های کشتیرانی، مالکان نفتکش‌ها و بیمه‌گران دریایی بلافاصله ارزیابی مجددی از ریسک فعالیت در این منطقه را آغاز کردند.

اهمیت تنگه هرمز را نمی‌توان نادیده گرفت. حدود یک‌پنجم نفت خامی که در سطح جهان معامله می‌شود، در شرایط عادی از این آبراه عبور می‌کند. تولیدکنندگان بزرگ نفت در خلیج فارس برای دسترسی به بازارهای جهانی به این مسیر وابسته هستند و اقتصادهای واردکننده در آسیا نیز به جریان مستمر محموله‌های عبوری از این منطقه نیاز دارند. حتی اختلالات محدود نیز می‌تواند واکنش‌های گسترده‌ای در بازارهای کالایی ایجاد کند، زیرا معامله‌گران به‌خوبی می‌دانند که نگرانی درباره عرضه چگونه می‌تواند رفتار قیمت‌ها را تغییر دهد. در بازار انرژی، برداشت بازار از ریسک گاهی به اندازه اختلال واقعی اهمیت پیدا می‌کند.

نخستین پیامد تشدید تنش‌های اخیر، بازنگری در ریسک‌های ژئوپلیتیکی بوده است. بازارهای انرژی نه‌تنها به کاهش واقعی عرضه، بلکه به احتمال کاهش عرضه در آینده نیز واکنش نشان می‌دهند. به همین دلیل، فعالان بازار به‌دقت تحولات مرتبط با نفتکش‌ها، بنادر و زیرساخت‌های فراساحلی را دنبال می‌کنند. زمانی که نااطمینانی افزایش می‌یابد، هزینه‌های اضافی ناشی از ریسک وارد قیمت‌گذاری‌ها می‌شود و این موضوع می‌تواند قیمت نفت خام را افزایش داده و نوسانات بیشتری را به بازار وارد کند.

شرکت‌های کشتیرانی نیز با چالشی جدی روبه‌رو شده‌اند. حمل‌ونقل دریایی بر پایه قابلیت پیش‌بینی فعالیت می‌کند. برنامه حرکت کشتی‌ها، قراردادهای اجاره، مدیریت خدمه و تأمین سوخت همگی نیازمند اطمینان از باز بودن مسیرهای دریایی هستند. فعالیت‌های نظامی در نزدیکی آبراه‌های حساس، متغیرهایی ایجاد می‌کند که اندازه‌گیری آن‌ها دشوار است. به همین دلیل، اپراتورهای دریایی باید ارزیابی کنند که آیا عبور از منطقه همچنان از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر است یا نیاز به اقدامات حفاظتی بیشتری وجود دارد.

بازار بیمه نیز از نخستین بخش‌هایی است که واکنش نشان می‌دهد. در دوره‌هایی که تنش‌های نظامی در نزدیکی مسیرهای راهبردی افزایش می‌یابد، حق بیمه جنگ معمولاً رشد قابل توجهی پیدا می‌کند. شرکت‌های بیمه ممکن است سطح ریسک خود را بازنگری کرده و هزینه‌های بیشتری را برای کشتی‌های فعال در منطقه در نظر بگیرند. برای مالکان نفتکش‌ها، حتی افزایش محدود در هزینه بیمه می‌تواند اقتصاد یک سفر دریایی را تحت تأثیر قرار دهد. این هزینه‌ها در نهایت به کل زنجیره تأمین منتقل شده و قیمت حمل فرآورده‌های نفتی و مواد اولیه صنعتی را افزایش می‌دهد.

معامله‌گران نفت بیش از همه نگران طولانی شدن این وضعیت هستند. اگرچه جریان حمل‌ونقل متوقف نشده است، اما تصور اینکه اختلالات بیشتری در آینده رخ دهد، برای تغییر رفتار خرید و فروش کافی است. خریداران در چنین شرایطی تمایل دارند موجودی بیشتری ذخیره کنند و فروشندگان نیز تلاش می‌کنند پیش از وخیم‌تر شدن شرایط، قراردادهای خود را نهایی کنند. این رفتارها می‌تواند نوسانات قیمت را تشدید کرده و تعادل میان عرضه و تقاضا را به‌طور موقت بر هم بزند.

علاوه بر نفت خام، فرآورده‌های نفتی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند. پالایشگاه‌های بسیاری در آسیا، اروپا و آفریقا به نفتی وابسته‌اند که از منطقه خلیج فارس تأمین می‌شود. اگر هزینه حمل‌ونقل افزایش یابد یا برنامه تحویل محموله‌ها با مشکل روبه‌رو شود، هزینه تأمین خوراک پالایشگاه‌ها نیز افزایش خواهد یافت. این موضوع در نهایت می‌تواند بر قیمت بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما و سایر فرآورده‌ها اثر بگذارد. تولید قیر به فعالیت پالایشگاه‌ها وابسته است زیرا این محصول از بخش‌های سنگین نفت خام به دست می‌آید. اگرچه بازار قیر همیشه دقیقاً همسو با بازار سوخت حرکت نمی‌کند، اما از تحولات گسترده‌تر بازار نفت نیز جدا نیست.

ارتباط میان تنگه هرمز و بازار قیر در نگاه نخست شاید مستقیم به نظر نرسد، اما با بررسی اقتصاد پالایشگاه‌ها این رابطه کاملاً روشن می‌شود. افزایش قیمت نفت خام معمولاً هزینه تولید را در کل صنعت پالایش افزایش می‌دهد. اگر پالایشگاه‌ها در دوره‌های سودآوری بالا توجه بیشتری به تولید سوخت معطوف کنند، عرضه سایر محصولات نفتی نیز می‌تواند محدودتر شود. در چنین شرایطی، خریداران قیر ممکن است با قیمت‌های بالاتر، دسترسی محدودتر یا زمان تحویل طولانی‌تر مواجه شوند.

این موضوع برای پروژه‌های زیرساختی اهمیت ویژه‌ای دارد. طرح‌های راه‌سازی، توسعه فرودگاه‌ها، مناطق صنعتی و پروژه‌های عمرانی شهری به تأمین پایدار قیر وابسته هستند. افزایش ناگهانی قیمت‌ها می‌تواند بودجه پروژه‌ها را تحت فشار قرار دهد و تصمیم‌های خرید را تغییر دهد. پیمانکارانی که با قراردادهای قیمت ثابت فعالیت می‌کنند، بیش از دیگران در معرض این ریسک قرار دارند.

صادرکنندگان قیر نیز در دوره‌های نااطمینانی دریایی با مشکلاتی مواجه می‌شوند. هزینه حمل بخش مهمی از قیمت نهایی صادرات را تشکیل می‌دهد. اگر حق بیمه نفتکش‌ها افزایش یابد یا هزینه حمل دریایی بیشتر شود، رقابت‌پذیری صادراتی نیز کاهش پیدا خواهد کرد. در چنین فضایی برخی خریداران ترجیح می‌دهند خرید خود را به تعویق بیندازند تا وضعیت بازار روشن‌تر شود.

از دیدگاه مدیریتی، شرکت‌های فعال در حوزه تولید، توزیع و مصرف قیر باید تحولات تنگه هرمز را به‌دقت دنبال کنند. بسیاری از شرکت‌ها تنها بر وضعیت عرضه محلی تمرکز می‌کنند، در حالی که رویدادهای ژئوپلیتیکی می‌توانند در مدت کوتاهی ساختار قیمت‌ها را در بازارهای بین‌المللی تحت تأثیر قرار دهند. آگاهی زودهنگام از تحولات این امکان را فراهم می‌کند که راهبردهای خرید پیش از افزایش شدید نوسانات اصلاح شوند.

چند اقدام عملی می‌تواند به کاهش ریسک کمک کند. حفظ سطح مناسب موجودی انبارها می‌تواند وابستگی به عرضه کوتاه‌مدت را کاهش دهد. تنوع‌بخشی به منابع تأمین نیز انعطاف‌پذیری بیشتری ایجاد می‌کند. همچنین بازنگری در مفاد قراردادها برای در نظر گرفتن شرایط استثنایی بازار می‌تواند مفید باشد. پایش مستمر نرخ حمل، قیمت نفت خام و اعلامیه‌های پالایشگاهی نیز نشانه‌های مهمی از روندهای آینده ارائه می‌دهد.

در حال حاضر، مهم‌ترین نگرانی توقف کامل جریان انرژی نیست، بلکه احتمال تکرار درگیری‌ها و شکل‌گیری یک دوره طولانی از نااطمینانی است. بازارها معمولاً با یک حادثه منفرد کنار می‌آیند، اما رویارویی‌های مکرر می‌توانند تصمیم‌های سرمایه‌گذاری، هزینه‌های حمل‌ونقل و قیمت کالاها را برای مدت طولانی‌تری تحت تأثیر قرار دهند. به همین دلیل، تحولات تنگه هرمز احتمالاً در هفته‌های آینده نیز در مرکز توجه بازارهای انرژی و کشتیرانی باقی خواهد ماند.

برای صنعت قیر، پیام روشن است. رویدادهایی که در اطراف یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان رخ می‌دهند، می‌توانند به‌سرعت بر اقتصاد پالایشگاه‌ها، هزینه حمل، تصمیم‌های خرید و بودجه پروژه‌ها اثر بگذارند. شرکت‌هایی که تحولات را به‌طور مداوم رصد می‌کنند، انعطاف‌پذیری بیشتری در تأمین دارند و سیاست خرید منظم‌تری را دنبال می‌کنند، آمادگی بیشتری برای عبور از دوره‌های پرنوسان خواهند داشت. با ادامه این شرایط، ارتباط میان تحولات ژئوپلیتیکی، لجستیک انرژی و بازار مصالح عمرانی بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.