به گزارش دنیای نفت و قیر، بازگشت نسبی و اخیر حرکت نفتکشهای تجاری از مسیر تنگه هرمز به یکی از مهمترین تحولات تحت رصد در صنعت جهانی انرژی تبدیل شده است. بازگشایی چند مسیر کشتیرانی تحت نظارت دریایی، تاکنون بر شاخصهای نفت خام، هزینههای بیمه حملونقل، راهبردهای خرید پالایشگاهها و انتظارات مربوط به عرضه قیر در آسیا و خاورمیانه اثر گذاشته است. اگرچه تردد کشتیها همچنان بهطور قابل توجهی کمتر از سطح پیش از درگیری است، سامانههای پایش دریایی تأیید کردهاند که در روزهای اخیر چند نفتکش حامل نفت خام به مقصد چین و جنوب آسیا، پس از هفتهها رکود تقریباً کامل در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان، از خلیج فارس خارج شدهاند.
این تحول بلافاصله از سوی بازارهای کالایی بهعنوان نشانهای تعبیر شد که مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن ممکن است از کاهش تنش اضطراری نظامی فراتر رفته و به سوی یک توافق موقت دریایی پیش برود. معاملهگران انرژی، مالکان کشتی، بیمهگران و مدیران پالایشگاهها اکنون با حساسیتی غیرمعمول خلیج فارس را دنبال میکنند، زیرا موضوع دیگر فقط به رویارویی نظامی محدود نیست. مسئله اکنون این است که آیا نظام حملونقل نفت جهان میتواند پیش از ورود ذخایر آسیا و اروپا به یک دوره خطرناک کمبود در فصل اوج تقاضای تابستان، فعالیتی باثبات را از سر بگیرد یا نه.
حرکت اخیر نفتکشها یک رویداد جدا افتاده نبود. چند پایگاه بینالمللی پایش گزارش دادند که فعالیت ناوبری در نزدیکی هرمز، پس از گزارشهای قبلی درباره رکود تقریباً کامل تردد در هفتههای پیشین، بهآرامی افزایش یافته بود. پایگاههای داده کشتیرانی پیشتر ثبت کرده بودند که عبور روزانه کشتیها از بیش از ۱۳۰ فروند پیش از درگیری، در برخی مراحل بحران به کمتر از ده فروند سقوط کرده بود. در آن دوره، گزارش شد چند نفتکش ایرانی پس از روبهرو شدن با محدودیتهای دریایی و افزایش فعالیتهای بازرسی نظامی، به سوی بنادر داخلی بازگشتهاند.
آنچه در روزهای اخیر تغییر کرد، یک توافق رسمی صلح نبود. در عوض، نوعی کاهش محدود و کنترلشده در عملیات بود که با دیپلماسی غیرمستقیم و تفاهمهای موقت نظامی پشتیبانی میشد. بر اساس گزارشهای مرتبط با مذاکرات دوحه، گفتوگوها شامل دسترسی مرحلهای دریایی، کاهش محدود تحریمها و ترتیبات مربوط به اورانیوم با غنای بالا بوده است. مقامهای ایرانی تمایل خود را برای حفظ ثبات ناوبری در برابر امتیازهای اقتصادی و دسترسی مالی نشان دادهاند، در حالی که واشنگتن ظاهراً بر جلوگیری از اختلال طولانیمدت در جریان جهانی انرژی تمرکز دارد؛ پیش از آنکه فشار تورمی بهطور عمیقتری به اقتصادهای غربی سرایت کند.
با این حال، وضعیت همچنان بسیار ناپایدار است. درست زمانی که خوشبینی درباره احتمال شکلگیری یک مسیر بازگشاییشده افزایش یافت، حملات نظامی تازه آمریکا در داخل ایران باعث رشد دوباره قیمت نفت برنت به بالای آستانه روانی ۱۰۰ دلار شد. این واکنش نشان داد اعتماد بازار تا چه اندازه شکننده باقی مانده است. سرمایهگذاران دیگر فقط به خودِ تشدید نظامی واکنش نشان نمیدهند. آنها اکنون به احتمال اختلال در حرکت نفتکشها، دسترسی به بیمه و زمانبندی تحویل فیزیکی محمولهها نیز واکنش نشان میدهند.
به همین دلیل، بازار انرژی وارد مرحلهای شده است که انتظارات تقریباً به اندازه کاهش واقعی عرضه، قیمتها را با شدت جابهجا میکند. اخیراً حتی گزارشهای محدود درباره عبور دو یا سه کشتی از هرمز باعث افت ناگهانی قیمت نفت خام شد، در حالی که فعالیت نظامی تازه، معاملات آتی را ظرف چند ساعت دوباره بهتندی بالا برد. این نوسان نشاندهنده ابهام درباره این است که آیا خلیج فارس وارد دورهای از تثبیت کنترلشده شده یا صرفاً یک وقفه موقت را پیش از رویارویی دیگر تجربه میکند.
قیمت نفت، با وجود عقبنشینیهای کوتاهمدت مرتبط با خبرهای دیپلماتیک، همچنان بهطور قابل توجهی بالاتر از سطح پیش از جنگ قرار دارد. نفت برنت که پیش از تشدید تنش در محدوده میانی ۷۰ دلار نوسان داشت، در معاملات اخیر بارها نزدیک یا بالای ۱۰۰ دلار معامله شده است. تحلیلگران چند بانک سرمایهگذاری و مؤسسه مشاوره کشتیرانی اکنون هشدار میدهند که حتی اگر تفاهم گستردهتری میان تهران و واشنگتن حاصل شود، بازار نمیتواند بهسرعت به شرایط قیمتی پیشین بازگردد. دلیل این موضوع بیش از آنکه سیاسی باشد، لجستیکی است. بیمهگران دریایی همچنان عبور از هرمز را یک عملیات با ریسک فعال جنگی طبقهبندی میکنند. نرخ اجاره نفتکشها بالا مانده، هزینههای اسکورت امنیتی بهشدت افزایش یافته و چند شرکت کشتیرانی هنوز بهطور کامل از مسیرهای خلیج فارس دوری میکنند.
این وضعیت پیامدهای فوری برای صنایع پاییندستی وابسته به مشتقات نفتی، از جمله بخش قیر، ایجاد کرده است. صادرکنندگان قیر در منطقه خلیج فارس، بهویژه عرضهکنندگان مرتبط با ایران، بحرین، عراق و امارات، در ماههای اخیر با تأخیر در برنامهریزی محمولهها و سازوکارهای پرداخت روبهرو شدهاند. خریداران در هند، شرق آفریقا و جنوب شرق آسیا بهطور فزاینده نگران هستند که ابهام در حملونقل بتواند تا فصل آینده ادامه یابد و مستقیماً بر پروژههای زیرساختی و قراردادهای آسفالتکاری در فصل اوج ساختوساز اثر بگذارد.
در ایران بهطور مشخص، تولیدکنندگان قیر با چالشی دوگانه روبهرو بودهاند. از یک سو، ارزش بالاتر نفت خام از لحاظ نظری به بهبود اقتصاد خوراک منجر شده است. از سوی دیگر، محدودیت در دسترسی به نفتکش و تراکنشهای بانکی، صادرات را پیچیده کرده است. چند معاملهگر منطقهای گزارش میدهند که خریداران خواستار تعهدات قراردادی کوتاهتر شدهاند، زیرا قابلیت پیشبینی حملونقل همچنان ضعیف است. برخی واردکنندگان آسیایی بهطور موقت به سمت عرضهکنندگان جایگزین در سنگاپور و کره جنوبی رفتهاند، با وجود آنکه هزینههای تولید بالاتر است؛ تنها برای آنکه از ابهام پیرامون برنامههای کشتیرانی خلیج فارس دور بمانند.
خود صنعت کشتیرانی نیز با فشار عملیاتی کمسابقهای روبهروست که معمولاً خارج از دورههای بزرگ جنگی دیده نمیشود. شرکتهای اطلاعات دریایی گزارش میدهند که مالکان کشتی پیش از ورود به آبهای خلیج فارس بهطور فزاینده خواستار هماهنگی امنیتی مسلحانه هستند. حق بیمههای ریسک جنگ در مقایسه با سطوح پیشین چند برابر شده است. در برخی موارد، قیمت بیمه برای یک سفر از مسیر هرمز از حاشیه سود مورد انتظار برای حمل فرآوردههای نفتی تصفیهشده بیشتر شده است. چند کشتی همچنان با الگوهای مسیریابی تغییریافته، سیگنالهای ردیابی مقطعی یا اعلام دیرهنگام مقصد نهایی فعالیت میکنند؛ موضوعی که به نگرانیهای امنیتی و حساسیتهای مرتبط با تحریمها مربوط است.
در سطح سیاسی، مذاکرات کنونی ظاهراً بر مهار بحران تمرکز دارد، نه عادیسازی. هیچ نشانه معتبری وجود ندارد که تهران و واشنگتن به یک توافق جامع نزدیک شده باشند که همزمان سیاست هستهای، ساختار تحریمها، گروههای منطقهای و توسعه موشکی را پوشش دهد. در عوض، گفتوگوهای فعلی شبیه یک سازوکار محدود است که برای جلوگیری از فروپاشی بازار انرژی و گسترش تنش نظامی پیش از شدت گرفتن بیشتر چرخه انتخابات آمریکا طراحی شده است.
چین در سراسر این روند به عاملی تعیینکننده تبدیل شده است. پالایشگاههای چینی همچنان حجم بالایی از نفت خام با منشأ ایرانی را بهصورت مستقیم یا از طریق ساختارهای پیچیده واسطهای خریداری میکنند. حرکت اخیر نفتکشهای مرتبط با چین از مسیر هرمز از نگاه بسیاری از معاملهگران نشانهای بود که پکن درباره دسترسی دریایی، اطمینانهای غیررسمی دریافت کرده است. این موضوع نفوذ روبهرشد چین بر لجستیک انرژی خلیج فارس را تقویت کرده و اثرگذاری فشارهای یکجانبه غربی مرتبط با محدودیتهای حملونقل نفت را کاهش داده است.
برای اروپا و آسیا، اهمیت موضوع فراتر از قیمت سوخت است. هزینههای بالاتر انرژی از هماکنون بر انتظارات تورمی، پیشبینی نرخ بهره، هزینههای تولید، هزینههای هوانوردی و بودجههای خرید حملونقل اثر گذاشته است. چند بانک مرکزی اخیراً در گفتوگوهای سیاسی خود به بیثباتی انرژی در خاورمیانه اشاره کردهاند، در حالی که مصرفکنندگان صنعتی در سراسر آسیا خرید گازوئیل و نفت کوره را افزایش دادهاند تا پیش از کمبودهای احتمالی تابستان، ذخایر خود را تأمین کنند.
با وجود حرکت اخیر نفتکشها، تحلیلگران دریایی هشدار میدهند که نباید وضعیت را بهعنوان بازگشایی کامل هرمز تفسیر کرد. نگرانیهای مربوط به پاکسازی مین، روندهای بازرسی دریایی و ادامه استقرارهای نظامی به این معناست که ناوبری تجاری هر لحظه در معرض اختلال قرار دارد. بنابراین شرکتهای انرژی بر اساس ابهام برنامهریزی میکنند، نه ثبات. ذخیرهسازی راهبردی افزایش یافته، راهبردهای خرید پالایشگاهها در حال بازنگری است و چند دولت بیسروصدا در حال بررسی تدابیر اضطراری سوخت برای ماههای پیش رو هستند.
بازگشت اخیر حرکت نفتکشها اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد نه تهران و نه واشنگتن در حال حاضر خواهان قطع کامل جریان انرژی خلیج فارس نیستند. اما بازار نیز میداند که دسترسی عملیاتی محدود، با امنیت پایدار یکسان نیست. فعلاً مهمترین گذرگاه نفتی جهان تحت احتیاط، مذاکره و نظارت مسلحانه باز مانده است.
