به گزارش دنیای نفت و قیر، افزایش تنشهای نظامی در خاورمیانه و مسیرهای دریایی اطراف آن، به تدریج نحوه تخصیص فرآوردههای نفتی در بازار جهانی را تحت تأثیر قرار داده است؛ مسئلهای که فراتر از نفت خام و سوختهای متداول رفته و اکنون بازار قیر را نیز درگیر کرده است. در ماههای اخیر، گسترش استقرار نیروهای دریایی، توسعه عملیات لجستیکی نظامی و برنامههای ذخیرهسازی اضطراری سوخت باعث شده فشار بیشتری بر پالایشگاهها، برنامه حرکت نفتکشها و زیرساختهای بندری وارد شود. یکی از پیامدهایی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، محدود شدن دسترسی محمولههای صنعتی از جمله قیر به مخازن ذخیرهسازی، اسکلههای بارگیری و ظرفیت پالایشگاهی است؛ زیرا اولویت عملیاتی به سمت سوختهای مرتبط با فعالیتهای نظامی حرکت کرده است.
در بسیاری از بنادر صادراتی خلیج فارس و مسیرهای راهبردی حملونقل دریایی، الگوی حرکت کشتیهای تجاری به تدریج با نیازهای لجستیکی نظامی هماهنگ شده است. در دورههایی که سطح تنش منطقهای بالا میرود، زنجیره تأمین سوخت نظامی در برخی پایانهها اولویت بیشتری دریافت میکند. این موضوع شامل دسترسی سریعتر به زمان بارگیری، تخصیص فوری سوخت کشتیها و اولویت عملیاتی برای شناورهایی است که سوخت هواپیما، گازوئیل دریایی و محمولههای پشتیبانی نظامی حمل میکنند. هرچند این سیاستها برای حفظ آمادگی نظامی طراحی شدهاند، اما انعطاف عملیاتی برای فرآوردههای صنعتی مانند قیر، نفت کوره و باقیماندههای پالایشی را کاهش دادهاند.
این وضعیت بهویژه در بنادری که به فعالیتهای دریایی و لجستیک نظامی متصل هستند، بیشتر دیده میشود. صف نفتکشها، تأخیر در گردش اسکلهها و فشار بر مخازن ذخیرهسازی، برنامه بارگیری محمولههای تجاری را تحت تأثیر قرار داده است. در برخی پایانههای صادراتی، محمولههای صنعتی با تأخیر روبهرو شدهاند، زیرا ارسال سوختهای مرتبط با عملیات نظامی در اولویت قرار گرفته است.
محمولههای قیر بیش از بسیاری از فرآوردههای دیگر در برابر این شرایط آسیبپذیر هستند، زیرا نیاز به سیستمهای ویژه حمل و ذخیرهسازی دارند. برخلاف فرآوردههای سبک نفتی، قیر به مخازن گرمشونده، خطوط انتقال کنترلشده از نظر دما و تجهیزات تخصصی بارگیری نیاز دارد. زمانی که برنامه اسکلهها به دلیل افزایش رفتوآمد کشتیهای نظامی فشرده میشود، محمولههای قیر معمولاً با زمان انتظار بیشتری روبهرو میشوند، زیرا پایانهها ترجیح میدهند سوختهای سبک و سریعالانتقال را زودتر جابهجا کنند.
این عدم توازن عملیاتی اکنون به شکل خاموش بر زنجیره تأمین پروژههای عمرانی در آسیا و بخشهایی از آفریقا اثر گذاشته است. شرکتهای راهسازی و پیمانکاران صنعتی که به واردات قیر وابسته هستند، بیش از گذشته با نااطمینانی در زمان تحویل محمولهها روبهرو شدهاند؛ مشکلی که نه از توقف پالایشگاهها، بلکه از ازدحام بندری و فشار بر زمانبندی بارگیری ناشی میشود.
یکی از مهمترین تحولات کمتر دیدهشده، افزایش اولویت ذخایر سوخت نظامی در پالایشگاههای منطقهای است. در دورههای تنش سیاسی، دولتها و شبکههای لجستیکی وابسته به بخش دفاعی معمولاً حجم بیشتری از سوخت هواپیما، گازوئیل و سوخت دریایی را به صورت احتیاطی ذخیره میکنند. پالایشگاههایی که انعطاف عملیاتی محدودی دارند، در چنین شرایطی بخشی از خوراک و ظرفیت ذخیرهسازی خود را به فرآوردههایی اختصاص میدهند که برای عملیات دفاعی ضروری تلقی میشوند.
این موضوع به شکل غیرمستقیم بر عرضه قیر فشار وارد میکند، زیرا تولید قیر وابسته به ساختار پالایشگاه، نحوه تخصیص باقیماندههای نفتی و توازن میان فرآوردههای مختلف است. زمانی که پالایشگاهها تولید سوختهای مرتبط با نیازهای نظامی را در اولویت قرار میدهند یا ذخایر راهبردی بزرگتری نگهداری میکنند، تولید قیر از نظر تجاری و عملیاتی در اولویت پایینتری قرار میگیرد.
در عمل، این مسئله لزوماً به معنای توقف کامل تولید قیر نیست، اما روند برنامهریزی تولید، ثبت سفارش محمولهها و تخصیص صادرات را غیرقابل پیشبینیتر میکند. برای خریداران پروژههای زیرساختی که به برنامههای تحویل منظم وابستهاند، حتی اختلالهای محدود نیز میتواند برنامهریزی پروژهها و خرید پیمانکاران را مختل کند.
چندین کارگزار حملونقل دریایی و معاملهگر کالا که در مسیرهای انرژی خلیج فارس فعالیت میکنند، از پیچیدهتر شدن زمانبندی نفتکشها خبر دادهاند. رزمایشهای نظامی، اسکورت دریایی، عملیات نظارتی و بازرسیهای امنیتی فشار بیشتری بر سیستم حملونقل تجاری وارد کرده است. در نتیجه، زمان گردش نفتکشها در برخی مناطق طولانیتر شده و بهرهوری حمل برای محمولههای صنعتی کاهش یافته است.
بازار قیر بیش از بسیاری از بخشها در برابر این وضعیت آسیبپذیر است، زیرا بسیاری از محمولهها بر اساس زمانبندی فشرده پروژههای عمرانی و فصل اجرای آسفالت جابهجا میشوند. تأخیر در رسیدن محمولهها میتواند عملیات راهسازی را متوقف کند، هزینه پیمانکاران را بالا ببرد و برنامهریزی پروژههای عمومی را پیچیدهتر سازد.
موضوع دیگری که اکنون توجه بیشتری جلب کرده، اشغال اسکلهها توسط کشتیهای پشتیبانی نظامی و ناوگان لجستیکی دفاعی است. در دورههای بیثباتی منطقهای، کشتیهای نظامی، شناورهای حمل سوخت و ناوگان پشتیبانی امنیتی ممکن است برای مدت طولانی در موقعیتهای راهبردی بندر مستقر شوند. این مسئله انعطاف بارگیری محمولههای تجاری را کاهش میدهد و باعث ازدحام بیشتر در پایانههایی میشود که از قبل نیز نزدیک به ظرفیت کامل فعالیت میکردند.
این تأخیرها همیشه در قیمت جهانی نفت دیده نمیشوند، اما اکنون بازارهای ثانویه فرآوردههای نفتی را تحت فشار قرار دادهاند. خریداران قیر در جنوب آسیا، شرق آفریقا و بخشهایی از مدیترانه بیش از گذشته نگران قابلیت اطمینان محمولهها و زمان تحویل هستند، نه فقط قیمت پایه محصول.
همین موضوع باعث شده برخی واردکنندگان به سمت افزایش ذخایر احتیاطی و تنوعبخشی به منابع تأمین حرکت کنند. برخی خریداران اکنون به دنبال محمولههایی از جنوب شرق آسیا و مراکز ذخیرهسازی جایگزین هستند تا وابستگی خود را به بنادر شلوغ خلیج فارس در دورههای فعالیت نظامی شدید کاهش دهند.
شرکتهای مستقل تجاری از این شرایط سود بردهاند، زیرا معمولاً از ساختارهای لجستیکی انعطافپذیر استفاده میکنند. مجموعههایی که مخازن اجارهای، ذخایر شناور و چندین گزینه بارگیری در اختیار دارند، هنگام ازدحام بندری یا اولویتیافتن محمولههای نظامی سریعتر میتوانند خود را با شرایط جدید هماهنگ کنند.
ذخیرهسازی شناور در این شرایط اهمیت بیشتری پیدا کرده است. برخی شرکتها محمولههای قیر و نفت کوره را روی کشتیهای اجارهای در نزدیکی مسیرهای راهبردی دریایی نگه میدارند تا دسترسی به اسکلهها بهتر شود یا شرایط حمل سودآورتر گردد. این روش به شرکتها کمک میکند حتی در زمان اختلال پایانههای ثابت، جریان عرضه را حفظ کنند.
بخش بیمه نیز در این وضعیت نقش مهمی دارد. هزینه بیمه جنگی برای کشتیهایی که در نزدیکی مسیرهای حساس دریایی فعالیت میکنند، هزینه عملیاتی حمل سوخت و محمولههای صنعتی را بالا برده است. با این حال، محمولههای مرتبط با نیازهای نظامی معمولاً با وجود هزینه بالاتر همچنان اولویت دریافت میکنند، در حالی که محمولههای تجاری ممکن است برای دریافت مجوز یا دسترسی به پایانهها مدت بیشتری منتظر بمانند.
در نتیجه، مقامهای بندری و مدیران پایانهها اکنون با فشار بیشتری برای ایجاد تعادل میان نیازهای لجستیکی نظامی و تعهدات صادراتی تجاری روبهرو شدهاند. در برخی موارد، زمانبندی محمولههای صنعتی بیش از آنکه به تقاضای بازار وابسته باشد، به شرایط امنیتی منطقه وابسته شده است.
پیامد گسترده این وضعیت برای بازار قیر قابل توجه است. تقاضای زیرساختی در اقتصادهای در حال توسعه همچنان بالا باقی مانده، زیرا پروژههای بزرگراهی، توسعه فرودگاهها و طرحهای صنعتی ادامه دارند. اما قابلیت اطمینان عرضه شکنندهتر شده، چون سیستمهای لجستیکی بیش از گذشته تحت نفوذ اولویتهای نظامی قرار گرفتهاند.
اگر تنشهای ژئوپلیتیکی در مسیرهای دریایی خلیج فارس ادامه پیدا کند، این روند احتمالاً شدیدتر خواهد شد. استقرار بیشتر نیروهای دریایی، توسعه ذخایر سوخت و نظارت امنیتی سختگیرانهتر میتواند انعطاف شبکههای تجاری نفتی را بیش از پیش محدود کند.
