به گزارش دنیای نفت و قیر، راهبردهای سرمایهگذاری پالایشگاهی در آسیا، خاورمیانه و بخشهایی از اروپا بهتدریج نگرانیهایی را در صنعت قیر و فرآوردههای سنگین نفتی ایجاد کردهاند، زیرا مجموعهای از شاخصها اکنون نشان میدهد ظرفیت پالایشی آینده ممکن است کمتر بر تولید مواد راهسازی متمرکز باشد و بیشتر به سمت یکپارچهسازی پتروشیمی، ارتقای سوخت و سامانههای تبدیل با ارزش افزوده بالا حرکت کند. تحلیلگرانی که اقتصاد پالایشگاهی را دنبال میکنند میگویند این مسئله دیگر صرفاً یک فرضیه نیست. تعداد فزایندهای از پروژههای پالایشی که طی سالهای اخیر آغاز شدهاند نشان میدهد باقیماندههای سنگین پالایش که بهطور سنتی برای تولید قیر و محصولات سنگین استفاده میشدند، اکنون به واحدهای تبدیلی هدایت میشوند که میتوانند سوختها و خوراکهای پتروشیمی با حاشیه سود بالاتر تولید کنند.
اهمیت این موضوع برای بازارهای زیرساختی خاورمیانه، آفریقا و جنوب آسیا بسیار بالاست، زیرا این مناطق همچنان وابستگی زیادی به زنجیرههای تأمین طولانی قیر دارند که به هابهای پالایشی خلیج فارس و آسیا متصل هستند. اگر دسترسی به مواد باقیمانده مورد استفاده در آسفالت طی دهه آینده محدودتر شود، بسیاری از کشورهای واردکننده ممکن است با افزایش هزینههای زیرساختی، حساسیت بیشتر نسبت به نوسانات حملونقل دریایی و رقابت شدیدتر برای دستیابی به محمولههای صادراتی روبهرو شوند.
این نگرانی نه از یک اعلامیه واحد، بلکه از ترکیب دادههای صنعتی، الگوهای سرمایهگذاری پالایشگاهی و سیاستهای بلندمدت گذار انرژی شکل گرفته است .گزارشهای منتشرشده توسط آژانس بینالمللی انرژی، موسسه اساندپی گلوبال(S&P Global) ، وود مکنزی (Wood Mackenzie) و چندین مؤسسه تخصصی پاییندستی نشان میدهد شرکتهای پالایشی بهطور فزایندهای بر راهبرد «بهینهسازی هر بشکه» تمرکز کردهاند؛ راهبردی که هدف آن استخراج بیشترین ارزش اقتصادی ممکن از هر بشکه نفت خام است. در این رویکرد، مواد سنگین کمارزش بیش از گذشته بهعنوان خوراک واحدهای ارتقادهنده دیده میشوند، نه محصول نهایی برای فروش مستقیم در بازارهای سنتی.
در گذشته تولید قیر بهشدت به باقیماندههای برج تقطیر خلأ وابسته بود؛ موادی که پس از جداسازی بنزین، گازوئیل، نفت سفید و نفتا در پالایشگاه باقی میماندند. برای دههها بسیاری از پالایشگاهها بخشی از این جریان سنگین را مستقیماً به بازار راهسازی میفروختند، زیرا شرایط اقتصادی این کار قابل قبول بود و تقاضای زیرساختی ثبات داشت. اما اقتصاد پالایشگاهی بهتدریج تغییر کرده است. سامانههای مدرن پالایشی اکنون تمرکز بسیار بیشتری بر فناوریهای تبدیلی دارند که میتوانند مواد سنگین را به فرآوردههای سبکتر و سودآورتر تبدیل کنند.
چند روند بهصورت همزمان این وضعیت را شکل دادهاند. یکی از مهمترین آنها گسترش یکپارچهسازی پتروشیمی در طراحی پالایشگاههاست. مجتمعهای پالایشی جدید در چین، هند، خاورمیانه و بخشهایی از جنوب شرق آسیا بهگونهای طراحی میشوند که پالایش سنتی را با واحدهای پتروشیمی ترکیب کنند؛ واحدهایی که هدفشان تولید حداکثری خوراک شیمیایی است، نه تولید گسترده فرآوردههای سنگین یا مواد راهسازی. تحلیلگران صنعت میگویند حاشیه سود محصولات پتروشیمی در بسیاری مواقع بسیار بالاتر از سود حاصل از فروش قیر است، بهویژه در دورههایی که تقاضای ساختوساز ضعیف یا هزینه حملونقل ناپایدار باشد.
راهبرد پالایشی چین یکی از روشنترین نمونههاست. طی سالهای اخیر چین سرمایهگذاری سنگینی در مجتمعهای یکپارچه پالایش و پتروشیمی انجام داده که قادرند بخش بزرگی از باقیماندههای سنگین را به محصولات با ارزش بالاتر تبدیل کنند. ارزیابیهای مستقل صنعتی نشان میدهد برخی پالایشگاههای جدید چین از ابتدا با ظرفیت بالای ارتقای مواد سنگین طراحی شدهاند تا تولید مواد کمارزش را به حداقل برسانند. این رویکرد با سیاست صنعتی گستردهتر چین برای تقویت تولیدات شیمیایی سودآور و افزایش رقابتپذیری صادراتی همسو است.
الگوی مشابهی در بخشهایی از خاورمیانه نیز دیده میشود. پروژههای توسعه پالایشگاهی در عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت اکنون بیش از گذشته بر یکپارچهسازی پتروشیمی، انعطافپذیری سوخت و فناوریهای پیشرفته تبدیلی تمرکز دارند. مشاوران انرژی که برنامههای سرمایهگذاری خلیج فارس را دنبال میکنند میگویند بسیاری از این پروژهها بهگونهای طراحی شدهاند که در دوران گذار کمکربن نیز سودآوری بالاتری داشته باشند و به همین دلیل سهم بیشتری از تولیدات سنگین پالایشگاهها به سمت واحدهای هیدروکراکر، ککر و سامانههای تبدیلی هدایت میشود، نه تولید قیر.
دادههای صنعتی همچنین نشان میدهد فناوریهای ارتقای مواد سنگین از نظر اقتصادی جذابتر شدهاند. واحدهای ککسازی تأخیری، هیدروکراکینگ تهمانده و آسفالتزدایی با حلال، به پالایشگاهها این امکان را میدهند تا مولکولهای سنگین را به سوختها و خوراکهای پتروشیمی سبکتر تبدیل کنند که ارزش تجاری بسیار بالاتری دارند. براساس تحلیلهای بازار پاییندستی، پالایشگاهها اکنون این مسیرها را ترجیح میدهند، زیرا حاشیه سود سوختهای حملونقل، سوخت دریایی و خوراکهای پتروشیمی اغلب قویتر از محصولات راهسازی است.
این وضعیت همچنین با سیاستهای گستردهتر گذار انرژی مرتبط است. همزمان با حمایت دولتها از خودروهای برقی، اهداف کاهش انتشار کربن و سامانههای حملونقل کمکربن، شرکتهای پالایشی با عدم قطعیت درباره آینده تقاضای سوخت روبهرو شدهاند. بسیاری از آنها تمایلی ندارند تنها به سبد سنتی فرآوردههای نفتی متکی بمانند و در نتیجه به سمت محصولات پتروشیمی، مواد تخصصی و کالاهایی حرکت میکنند که انتظار میرود طی دهههای آینده رشد تقاضای پایدارتری داشته باشند. مطالعات مختلف بازار نشان میدهد پتروشیمی ممکن است یکی از معدود بخشهای مرتبط با نفت باشد که حتی در صورت کاهش مصرف سوخت حملونقل در برخی اقتصادها، همچنان رشد قابل توجهی را تجربه کند.
این روند مستقیماً بر دسترسی به قیر اثر میگذارد، زیرا مواد راهسازی همچنان به باقیماندههای سنگین پالایش وابستهاند. اگر بخش بزرگتری از این مواد به سوختها یا خوراکهای پتروشیمی تبدیل شود، حجم در دسترس برای پروژههای آسفالتی ممکن است بهتدریج محدود شود، حتی اگر تولید جهانی نفت خام ثابت باقی بماند. چندین تحلیلگر هشدار دادهاند که خطر کمبود قیر در آینده ممکن است نه بهدلیل کمبود نفت، بلکه به این دلیل باشد که پالایشگاهها استفادههای سودآورتری برای مواد سنگین پیدا کردهاند.
اروپا نیز بعد دیگری به این موضوع اضافه کرده است. چندین پالایشگاه اروپایی طی سالهای اخیر یا ظرفیت خود را کاهش دادهاند، یا تعطیل شدهاند و یا به سمت سوختهای تجدیدپذیر و سامانههای کمکربن رفتهاند. مقررات زیستمحیطی، قیمتگذاری کربن و ضعف حاشیه سود پالایشی روند بازسازی صنعت پاییندستی اروپا را سرعت داده است. با کاهش یا تغییر جهت ظرفیت پالایشی اروپا، بازارهای قیر در این منطقه و مناطق وابسته به واردات ممکن است بیش از گذشته به تأمینکنندگان خارجی وابسته شوند.
