نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

ظهور آفریقا در صنعت پالایش؛ چالش‌های استراتژیک برای صادرکنندگان منطقه

به گزارش دنیای نفت و قیر، گسترش ظرفیت پالایشگاهی در آفریقا اکنون فراتر از مرزهای این قاره، الگوهای تجارت فرآورده‌های نفتی را تحت تاثیر قرار داده است. در خاورمیانه، جنوب آسیا و حتی بخش‌هایی از اروپا، فعالان حوزه انرژی و تامین‌کنندگان پروژه‌های عمرانی با دقت روندی را دنبال می‌کنند که تا همین اواخر کمتر مورد توجه رسانه‌های بین‌المللی بود؛ رشد سریع ظرفیت پالایشگاهی آفریقا که با امنیت انرژی، توسعه جاده‌ای، سیاست‌های صنعتی و یکپارچه‌سازی شبکه‌های حمل‌ونقل پیوند خورده است. این روند مستقیماً به بازار جهانی قیر مربوط می‌شود. کشورهایی که سال‌ها واردکننده فرآورده‌های نفتی و قیر بودند، اکنون در حال سرمایه‌گذاری روی پالایشگاه‌هایی هستند که بتوانند هم نیاز داخلی پروژه‌های عمرانی را تامین کنند و هم در آینده بخشی از تولیدات خود را صادر کنند. این روند آرام‌آرام جایگاه صادرکنندگان سنتی خلیج فارس، به‌ویژه ایران و امارات، را که سال‌ها روی بازار آفریقا حساب می‌کردند، تحت فشار قرار داده است.

شاخص‌ترین نمونه این روند، پالایشگاه دانگوته در نیجریه است؛ پروژه‌ای که به یکی از بزرگ‌ترین طرح‌های پالایشی جهان تبدیل شده است. اگرچه در ابتدای کار تمرکز رسانه‌ها روی تولید بنزین و گازوئیل بود، اما اکنون تحلیلگران صنعتی بیشتر به پیامدهای آن برای فرآورده‌های سنگین از جمله خوراک تولید قیر توجه می‌کنند. ابعاد این پالایشگاه به نیجریه این امکان را می‌دهد که در آینده وابستگی خود به واردات مصالح مرتبط با پروژه‌های جاده‌ای را کاهش دهد. با توجه به حجم عظیم برنامه‌های توسعه راه در غرب آفریقا، این موضوع از نظر تجاری اهمیت بسیار بالایی دارد. نیجریه یکی از بزرگ‌ترین بازارهای زیرساختی قاره آفریقا محسوب می‌شود و طی سال‌های گذشته بخش بزرگی از نیاز خود را از طریق واردات قیر از کشورهای خلیج فارس تامین می‌کرد.

سال‌ها کشورهای آفریقایی به دلیل محدود بودن ظرفیت پالایشگاهی داخلی یا فرسوده بودن پالایشگاه‌ها، حجم بالایی از قیر مورد نیاز خود را از خاورمیانه وارد می‌کردند. ایران، امارات، بحرین و تا حدی عربستان بخش مهمی از نیاز شرق و غرب آفریقا را تامین می‌کردند. پالایشگاه‌های هندی نیز در برخی بازارها جایگاه قدرتمندی داشتند. انعطاف قیمتی، دسترسی مناسب به حمل دریایی و دسترسی پایدار به خوراک سنگین پالایشگاهی باعث شده بود خریداران آفریقایی به تامین‌کنندگان خلیج فارس وابستگی بالایی داشته باشند. اما این فضای تجاری اکنون به‌آرامی در حال تغییر است.

چندین دولت آفریقایی اکنون توسعه پالایشگاهی را بخشی از سیاست امنیت انرژی و استقلال صنعتی خود می‌دانند. این رویکرد پس از دوران کرونا شدت گرفت؛ زمانی که اختلال در حمل‌ونقل دریایی و واردات سوخت، آسیب‌پذیری کشورهای واردکننده را آشکار کرد. در ادامه نیز بحران‌های دریای سرخ و تنش‌های تکرارشونده در تنگه هرمز نگرانی‌ها درباره امنیت حمل‌ونقل و هزینه‌های واردات را افزایش داد. دولت‌های آفریقایی اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که وابستگی به واردات فرآورده‌های نفتی می‌تواند پروژه‌های توسعه زیرساختی را در برابر بحران‌های خارجی آسیب‌پذیر کند.

به همین دلیل، چندین پروژه پالایشگاهی و زیرساختی به‌صورت همزمان در نقاط مختلف آفریقا در حال پیشرفت است. در شرق آفریقا، اوگاندا و تانزانیا همچنان پروژه خط لوله نفت خام شرق آفریقا و زیرساخت‌های صنعتی مرتبط با آن را دنبال می‌کنند. با وجود انتقادهای زیست‌محیطی، هدف اقتصادی این طرح‌ها روشن است؛ دولت‌های منطقه به‌دنبال کنترل بیشتر بر زنجیره ارزش نفت و فرآورده‌های وابسته به حمل‌ونقل و توسعه صنعتی هستند. کنیا نیز در حال سرمایه‌گذاری روی توسعه بنادر و مراکز لجستیکی مرتبط با تجارت انرژی در اقیانوس هند است.

در شمال آفریقا نیز وضعیت مشابهی دیده می‌شود. مصر موقعیت پالایشی و ذخیره‌سازی خود را در اطراف کانال سوئز تقویت کرده و به‌دنبال نفوذ بیشتر در تجارت انرژی آفریقا و مدیترانه است. الجزایر همچنان روی زیرساخت‌های انرژی سرمایه‌گذاری می‌کند و مراکش نیز فرصت‌های تازه پالایشی مرتبط با کریدورهای حمل‌ونقل اقیانوس اطلس را بررسی می‌کند. مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که آفریقا دیگر تنها به صادرات نفت خام فکر نمی‌کند، بلکه بسیاری از دولت‌ها به‌دنبال ایجاد ساختارهای صنعتی کامل برای پشتیبانی از تولید، حمل‌ونقل و پروژه‌های عمرانی داخلی هستند.

قیر در مرکز این روند قرار دارد، زیرا توسعه جاده‌ای همچنان یکی از مهم‌ترین اولویت‌های سرمایه‌گذاری عمومی در آفریقا محسوب می‌شود. برآوردهای بانک توسعه آفریقا نشان می‌دهد که نیاز این قاره به تامین مالی زیرساختی همچنان بسیار گسترده است، به‌ویژه در بخش حمل‌ونقل. هزاران کیلومتر بزرگراه، جاده صنعتی، مسیر لجستیکی و پروژه‌های توسعه شهری یا در حال ساخت هستند یا در برنامه دولت‌ها قرار دارند. هر پروژه جدید جاده‌ای، تقاضا برای قیر را افزایش می‌دهد. در گذشته این نیاز عمدتاً از طریق واردات تامین می‌شد، اما اکنون دولت‌ها به‌دنبال آن هستند که بخش بیشتری از این نیاز را در داخل تولید کنند.

این وضعیت سوال مهمی برای صادرکنندگان خاورمیانه ایجاد کرده است؛ آیا آفریقا در حال آماده‌سازی خود برای جایگزینی بخشی از تامین‌کنندگان خلیج فارس است؟ پاسخ به این سوال پیچیده است. در کوتاه‌مدت، آفریقا احتمالاً نمی‌تواند وابستگی خود به واردات قیر را به‌طور کامل حذف کند. توسعه پالایشگاه‌ها نیازمند زمان، فناوری، نیروی متخصص، سیستم نگهداری، خوراک پایدار و زیرساخت حمل‌ونقل است. بسیاری از پالایشگاه‌های آفریقایی هنوز با محدودیت‌های عملیاتی و مشکلات مالی روبه‌رو هستند. به همین دلیل، قیر وارداتی از خاورمیانه همچنان نقش مهمی در بازار آفریقا خواهد داشت.

با این حال، جهت کلی تحولات روشن است. دولت‌های آفریقایی به‌دنبال تقویت توان پالایش داخلی هستند. آنها همچنین می‌خواهند کنترل بیشتری بر خریدهای زیرساختی داشته باشند و وابستگی کمتری به اختلالات دریایی خارج از قاره پیدا کنند. این رویکرد الزاماً به معنای حذف فوری صادرکنندگان خلیج فارس نیست، اما نشان می‌دهد که بازار در سال‌های آینده رقابتی‌تر خواهد شد.

تنگه هرمز همچنان نقش بسیار مهمی در این معادله دارد. بخش بزرگی از واردات قیر آفریقا هنوز از پالایشگاه‌های خلیج فارس تامین می‌شود و هرگونه بحران در منطقه می‌تواند هزینه بیمه، کرایه حمل، دسترسی به کشتی و زمان تحویل محموله‌ها را تحت تاثیر قرار دهد. کشورهای شرق آفریقا به‌ویژه در برابر این وضعیت آسیب‌پذیر هستند، زیرا بسیاری از محموله‌ها از مسیر اقیانوس هند و پایانه‌های صادراتی خلیج فارس عبور می‌کنند. در دوره‌های تنش سیاسی یا بحران‌های امنیت دریایی، واردکنندگان آفریقایی معمولاً با نوسان شدید هزینه حمل و بی‌ثباتی در تامین مواجه می‌شوند. همین مسئله یکی از دلایل اصلی حمایت دولت‌های آفریقایی از توسعه پالایشگاه‌های داخلی است. برای بسیاری از وزارتخانه‌های عمرانی، دسترسی پایدار به قیر اکنون یک موضوع استراتژیک محسوب می‌شود، نه صرفاً یک خرید تجاری.

کشورهای خلیج فارس نیز در حال واکنش هستند. امارات سرمایه‌گذاری خود را در بنادر و لجستیک آفریقا گسترش داده و عربستان نیز همکاری‌های صنعتی و انرژی خود را افزایش داده است. ایران اما با محیط پیچیده‌تری مواجه است؛ تحریم‌ها، محدودیت‌های بانکی، مشکلات بیمه و حمل‌ونقل همچنان انعطاف تجاری صادرکنندگان ایرانی را محدود می‌کند. با وجود رقابت‌پذیری قیمتی، این محدودیت‌ها در بلندمدت می‌توانند موقعیت ایران را دشوارتر کنند. در عین حال، قیر ایران همچنان چند مزیت مهم دارد. دسترسی پایدار به خوراک، ظرفیت گسترده تولید و تجربه طولانی صادرات باعث شده ایران همچنان در شرق و غرب آفریقا شناخته‌شده باشد. در برخی کشورها، قیر ایران سال‌هاست بخشی از زنجیره تامین پیمانکاران محلی شده و جایگزینی آن به‌سادگی ممکن نیست. با این حال، رقابت آینده احتمالاً بیش از گذشته به تامین مالی، موقعیت لجستیکی، استانداردهای فنی و همکاری‌های صنعتی وابسته خواهد بود.

موضوع مهم دیگر، تخصصی‌تر شدن نیازهای فنی پروژه‌های جاده‌ای آفریقا است. دولت‌ها به‌دنبال جاده‌هایی با عمر بیشتر و مقاومت بالاتر در برابر گرما و بار سنگین هستند. همین موضوع تقاضا برای قیرهای اصلاح‌شده و گریدهای تخصصی را افزایش داده است. پالایشگاه‌ها و صادرکنندگانی که بتوانند محصولات فنی پیشرفته‌تری ارائه دهند، در آینده موقعیت قوی‌تری خواهند داشت.

سیاست‌های زیست‌محیطی نیز به‌تدریج وارد این حوزه شده‌اند. نهادهای بین‌المللی تامین مالی پروژه‌های آفریقایی اکنون درباره انتشار کربن، گزارش‌های پایداری و مقاومت اقلیمی حساس‌تر شده‌اند. این موضوع می‌تواند در آینده بر انتخاب تامین‌کنندگان قیر نیز اثر بگذارد. تولیدکنندگانی که بتوانند استانداردهای زیست‌محیطی بهتری ارائه دهند، احتمالاً شانس بیشتری در پروژه‌های بین‌المللی خواهند داشت.

اهمیت تجاری توسعه پالایشگاهی آفریقا تنها به این قاره محدود نمی‌شود. اگر کشورهای آفریقایی به‌تدریج واردات فرآورده‌های سنگین را کاهش دهند و تولید داخلی را افزایش دهند، جریان تجارت جهانی نیز تغییر خواهد کرد. صادرکنندگان خلیج فارس ممکن است مجبور شوند بخشی از صادرات خود را به جنوب آسیا یا بازارهای نوظهور دیگر منتقل کنند. حتی الگوهای حمل‌ونقل در اقیانوس هند نیز ممکن است دستخوش تحول شود.

برای صنعت جهانی قیر، آفریقا دیگر صرفاً یک بازار مصرف نیست. این قاره به منطقه‌ای صنعتی با جاه‌طلبی پالایشی، تقاضای عظیم زیرساختی و اهمیت ژئوپلیتیکی رو‌به‌رشد تبدیل شده است. کشورهایی که زمانی تقریباً به‌طور کامل به واردات مصالح راه‌سازی وابسته بودند، اکنون به‌دنبال داخلی‌سازی بخش بزرگی از این زنجیره تامین هستند.

دهه آینده مشخص خواهد کرد که آیا آفریقا صرفاً یک مصرف‌کننده پالایشی باقی می‌ماند یا به مرکز رقابتی تولید و صادرات تبدیل می‌شود. شواهد فعلی نشان می‌دهد این قاره به‌سمت استقلال صنعتی بیشتر حرکت می‌کند؛ روندی که شاید در کشورهای مختلف سرعت متفاوتی داشته باشد، اما جهت آن کاملاً قابل مشاهده است. برای صادرکنندگان ایران، امارات، بحرین و هند، این پیام روزبه‌روز واضح‌تر می‌شود؛ بازار آفریقا همچنان اهمیت بالایی خواهد داشت، اما تکیه صرف بر الگوهای سنتی تجارت دیگر کافی نیست. دسترسی به بازار به‌تدریج با تامین مالی زیرساخت، موقعیت لجستیکی، همکاری پالایشی و استانداردهای فنی پروژه‌های آینده گره خورده است.

در نتیجه، گسترش پالایشگاه‌های آفریقا تنها یک خبر مربوط به انرژی نیست؛ این روند در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین تحولات آینده تجارت جهانی قیر است.