نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

جهت‌گیری تازه در تجارت قیر با رشد پروژه‌های زیرساختی آفریقا

به گزارش دنیای نفت و قیر، در ماه‌های اخیر، روندهای تازه‌ای در برخی مسیرهای نوظهور ساخت‌وساز شکل گرفته که اثر آن تنها به همان مناطق محدود نمانده و به‌تدریج بر زنجیره تأمین خاورمیانه و بازارهای جهانی مشتقات نفتی نیز قابل مشاهده است. افزایش فعالیت‌های راه‌سازی در چند اقتصاد آفریقایی موجب بالا رفتن تقاضا برای قیر شده و این موضوع تصمیم‌گیری پالایشگاه‌ها و صادرکنندگان در حوزه خلیج فارس را نیز تحت تأثیر قرار داده است. این تغییر به‌صورت تدریجی در حال رخ دادن است و در جریان‌های حمل، برنامه‌ریزی ذخیره‌سازی و نوع قراردادها نشانه‌های آن دیده می‌شود.

در چند ماه گذشته، اجرای طرح‌های عمرانی در کشورهایی مانند کنیا، تانزانیا، نیجریه و ساحل عاج با سرعتی فراتر از پیش‌بینی‌های قبلی، پیش رفته است. پروژه‌های بزرگراهی که با حمایت منابع مالی بین‌المللی و توافق‌های دوجانبه در حال اجرا هستند، نیاز مستمر به مصالح راه‌سازی ایجاد کرده‌اند. برخلاف دوره‌های قبلی که تقاضا در این مناطق مقطعی یا وابسته به شرایط سیاسی بود، اکنون این روند به برنامه‌های توسعه ملی بلندمدت گره خورده و نشانه‌هایی از تداوم در آن دیده می‌شود.

این وضعیت به‌تدریج با واقعیت‌های عملی تولید قیر در پالایشگاه‌ها برخورد پیدا کرده است. پالایشگاه‌ها، به‌ویژه در خاورمیانه و برخی مناطق آسیا، همواره میان تولید سوخت‌های سبک و محصولات سنگین تعادل برقرار می‌کردند. با این حال، سودآوری سوخت‌ها و تغییرات در استانداردهای مصرف باعث شده در سال‌های اخیر تولید قیر با محدودیت‌هایی مواجه شود. اکنون افزایش تقاضا از سوی پروژه‌های آفریقایی، فشار تازه‌ای ایجاد کرده و صادرکنندگان را ناچار کرده در تخصیص محموله‌ها تنها به قیمت توجه نکنند، بلکه مسائل لجستیکی و پایداری قراردادها را نیز در نظر بگیرند.

یکی از ویژگی‌های قابل توجه این روند، نوع قراردادهای خرید است. در گذشته، معاملات اغلب به‌صورت کوتاه‌مدت و وابسته به نوسانات بازار انجام می‌شد. اما در شرایط فعلی، تمایل به سمت قراردادهایی که به پروژه‌های مشخص متصل هستند افزایش یافته است. شرکت‌های پیمانکاری که در پروژه‌های بزرگ مشارکت دارند، تأمین مصالح را در قالب قراردادهای یکپارچه با اجرای پروژه همراه می‌کنند. این شیوه، ریسک نوسان قیمت را کاهش داده و استمرار تأمین را تضمین می‌کند، اما در عین حال شکل تعامل میان فروشنده و خریدار را تغییر می‌دهد.

برای صادرکنندگان در خاورمیانه، این روند هم فرصت ایجاد کرده و هم محدودیت. نزدیکی جغرافیایی به شرق آفریقا یک مزیت محسوب می‌شود، به‌ویژه با وجود مسیرهای حمل‌ونقل تثبیت‌شده از طریق دریای سرخ و اقیانوس هند.

در مقابل، تعهد به تأمین حجم مشخص در بازه‌های طولانی، انعطاف‌پذیری را کاهش می‌دهد، به‌خصوص در شرایطی که ساختار پالایشگاه‌ها تحت فشار تولید سایر فرآورده‌ها قرار دارد. به همین دلیل، برخی صادرکنندگان در حال بازنگری در شیوه‌های فروش هستند و به‌جای تمرکز صرف بر قیمت، به پایداری تقاضا توجه بیشتری نشان می‌دهند.

در آسیا نیز شرایط در حال تغییر است. مراکز ذخیره‌سازی و ترکیب مواد در مناطقی مانند سنگاپور و مالزی نقش گسترده‌تری پیدا کرده‌اند. این مراکز تنها محل عبور کالا نیستند، بلکه به‌عنوان نقاطی برای آماده‌سازی و تطبیق مشخصات محصول با نیاز پروژه‌ها عمل می‌کنند. این موضوع نشان می‌دهد جنبه فنی تأمین قیر اهمیت بیشتری یافته و توجه از استانداردهای ساده به سمت ویژگی‌های عملکردی سوق پیدا کرده است.

حضور شرکت‌های عمرانی از چین و هند نیز این روند را تقویت کرده است. این شرکت‌ها اغلب در قالب قراردادهایی فعالیت می‌کنند که تأمین مالی و تأمین مصالح را به‌صورت هم‌زمان شامل می‌شود. در نتیجه، مسیرهای تأمین قیر به روابط اقتصادی و توافق‌های کلان گره خورده و دیگر تنها بر اساس معاملات تجاری کوتاه‌مدت شکل نمی‌گیرد. این موضوع موجب ثبات نسبی در تقاضا می‌شود، اما در عین حال مسیرهای عرضه را محدودتر و متمرکزتر می‌کند.

در غرب آفریقا، شرایط متفاوتی وجود دارد. محدودیت‌های زیرساخت بندری و چالش‌های حمل‌ونقل داخلی باعث شده زنجیره تأمین پیچیده‌تر شود. در این مناطق، وجود مراکز ذخیره‌سازی میانی و شبکه‌های توزیع منطقه‌ای اهمیت زیادی پیدا کرده است. شرکت‌هایی که بتوانند خدمات لجستیکی یکپارچه ارائه دهند، در این بازار موقعیت بهتری به دست می‌آورند، زیرا توانایی تحویل مستمر به اندازه قیمت و کیفیت اهمیت دارد.

گسترش تقاضا در آفریقا موجب توجه بیشتر به زیرساخت‌های ذخیره‌سازی شده است. ساخت مخازن جدید در بنادر مبدأ و مقصد، امکان مدیریت بهتر عرضه را فراهم می‌کند و اجرای قراردادهای بلندمدت را تسهیل می‌کند. در برخی موارد، همکاری میان شرکت‌های محلی و تأمین‌کنندگان بین‌المللی برای توسعه این تأسیسات شکل گرفته که نشان‌دهنده عمق بیشتر تعاملات تجاری است.

در سطح جهانی، این تحولات به‌تدریج اثر خود را نشان می‌دهد. با هدایت بخشی از محموله‌ها به سمت پروژه‌های مشخص در آفریقا، حجم قابل دسترس برای معاملات کوتاه‌مدت ممکن است کاهش یابد، به‌ویژه در دوره‌های اوج فعالیت‌های عمرانی. این موضوع می‌تواند نوسانات بیشتری در بازارهایی ایجاد کند که وابستگی بالایی به خریدهای مقطعی دارند، حتی اگر میزان تولید کلی تغییر چندانی نکند.

موضوعات زیست‌محیطی نیز به این روند اضافه شده‌اند. برخی پروژه‌ها، به‌ویژه آن‌هایی که با منابع مالی بین‌المللی اجرا می‌شوند، دارای الزامات پایداری هستند که بر انتخاب مواد تأثیر می‌گذارد. در نتیجه، توجه به ترکیبات اصلاح‌شده و استفاده از مواد بازیافتی افزایش یافته است. تأمین‌کنندگانی که بتوانند این نیازها را برآورده کنند، شانس بیشتری برای حضور در قراردادهای بلندمدت خواهند داشت.

در خاورمیانه، این تغییرات در سطوح مختلف قابل مشاهده است. پایانه‌های صادراتی در حال تنظیم برنامه‌های بارگیری هستند و فعالان بازار دیدگاه خود را نسبت به آینده اصلاح می‌کنند. تمرکز سنتی بر بازارهای جنوب آسیا همچنان اهمیت دارد، اما دیگر تنها محور رشد تقاضا محسوب نمی‌شود. تنوع مقاصد صادراتی، فرصت‌هایی ایجاد کرده، اما نیازمند دقت بیشتر در تحلیل بازار و برنامه‌ریزی عملیاتی است.

از منظر مالی، قراردادهای بلندمدت مرتبط با پروژه‌ها معمولاً با ساختارهای تأمین مالی همراه هستند که توسط نهادهای اعتباری یا بانک‌های توسعه‌ای پشتیبانی می‌شوند. این امر درآمد پایدارتر ایجاد می‌کند، اما الزامات نظارتی و گزارش‌دهی را نیز افزایش می‌دهد. فضای تجاری در حال حرکت به سمت روابط ساختاریافته‌تر است.

در نگاه کلی، می‌توان مشاهده کرد که قیر به‌تدریج در دل پروژه‌های زیرساختی جایگاه پررنگ‌تری پیدا کرده و دیگر صرفاً یک کالای مستقل محسوب نمی‌شود. تقاضا بیش از گذشته به تصمیمات دولتی، منابع مالی و زمان‌بندی پروژه‌ها وابسته شده است. این موضوع دید بهتری نسبت به آینده ایجاد می‌کند، اما همزمان میزان انعطاف در بازار را کاهش می‌دهد.

ادامه این روند به عوامل مختلفی بستگی دارد، از جمله سرعت اجرای پروژه‌ها در آفریقا، ثبات منابع مالی و توانایی تأمین‌کنندگان در تطبیق با شرایط جدید قراردادها. با وجود برخی عدم قطعیت‌ها، مسیر فعلی نشان می‌دهد که نقش آفریقا در تجارت قیر در حال گسترش است.