به گزارش دنیای نفت و قیر، کاهش محسوس عبور کشتیها از تنگه هرمز در ۱۱ آوریل ۲۰۲۶، همراه با تجمع گسترده نفتکشها در محدوده خلیج فارس و تداوم نااطمینانیهای سیاسی، بهطور مستقیم بر جریان لجستیکی انرژی در سطح جهان و بهویژه خاورمیانه اثر گذاشته است. محدود شدن ظرفیت عبور دریایی باعث ایجاد تأخیر در ارسال نفت خام و فرآوردههای مرتبط شده و این وضعیت بهصورت غیرمستقیم بر تأمین مواد اولیه مورد استفاده در تولید آسفالت نیز سایه انداخته است. این شرایط نشان میدهد که مسیرهای کلیدی دریایی تا چه اندازه در حفظ پایداری زنجیرههای صنعتی نقش حیاتی دارند.
بر اساس دادههای ثبتشده در همان روز، حجم تردد کشتیها از این گذرگاه بهطور قابل توجهی کمتر از حالت عادی بوده است، در حالی که صدها شناور در مناطق لنگرگاهی منتظر دریافت مجوز عبور باقی ماندهاند. این تراکم شامل نفتکشهای حامل نفت خام، فرآوردههای پالایشی و همچنین محمولههای مرتبط با مواد سنگین نفتی است که در صنایع راهسازی کاربرد دارند. کاهش سرعت عبور و افزایش زمان انتظار، برنامهریزی حملونقل را با اختلال مواجه کرده و باعث ایجاد زنجیرهای از تأخیرها در مراحل مختلف از بارگیری تا تحویل شده است.
انباشت کشتیها عملاً بخشی از ناوگان فعال را از چرخه عملیاتی خارج کرده و در نتیجه، ظرفیت واقعی حملونقل کاهش یافته است. این موضوع تنها به افزایش هزینهها محدود نمیشود، بلکه موجب بروز عدم قطعیت در اجرای قراردادها و تنظیم برنامههای پالایشی نیز شده است. پالایشگاههایی که وابسته به دریافت بهموقع خوراک هستند، ناچار به بازنگری در برنامههای تولیدی خود شدهاند، بهویژه آن دسته که بر فرآوری برشهای سنگین برای تولید مواد مورد استفاده در زیرساختها تمرکز دارند.
در کنار این عوامل، اعمال محدودیتهای امنیتی جدید نیز بر پیچیدگی شرایط افزوده است. عبور کشتیها تحت نظارتهای سختگیرانهتری انجام میشود که شامل بازرسی، تعیین زمانبندی مشخص و هدایت کاروانی است. این اقدامات اگرچه با هدف افزایش ایمنی اجرا میشوند، اما زمان انتظار را افزایش داده و ظرفیت عبور روزانه را کاهش دادهاند. در نتیجه، حتی کوچکترین اختلال میتواند به سرعت به یک مشکل گسترده در کل سیستم تبدیل شود.
گزارشهای نظارتی همچنین از حضور شناورهایی حکایت دارند که خارج از مسیرهای رسمی یا با وضعیت حقوقی نامشخص در منطقه فعالیت میکنند. این کشتیها که در برخی موارد در تجارت غیرشفاف مشارکت دارند، به پیچیدگی مدیریت ترافیک دریایی افزودهاند. وجود چنین شناورهایی فرآیند کنترل و صدور مجوز را طولانیتر کرده و بهطور غیرمستقیم موجب افزایش زمان توقف سایر کشتیها شده است.
در سطح تجاری، این شرایط باعث شده خریداران در بازارهای آسیایی رویکرد محتاطانهتری در پیش بگیرند. بسیاری از واردکنندگان تلاش میکنند با استفاده از منابع نزدیکتر یا ذخایر منطقهای، ریسک تأخیر را کاهش دهند. در این میان، تأمین مواد مورد استفاده در پروژههای راهسازی اهمیت ویژهای دارد، زیرا این پروژهها به برنامهریزی دقیق زمانی وابستهاند و وقفه در تأمین میتواند کل روند اجرا را مختل کند.
در منطقه خاورمیانه، پالایشگاههایی که بر صادرات تمرکز دارند با مشکلاتی در زمانبندی مواجه شدهاند. محمولههایی که پیش از این بر اساس شرایط عادی برنامهریزی شده بودند، اکنون نیازمند بازتنظیم هستند. این موضوع نهتنها زمان خروج کشتیها را به تأخیر انداخته، بلکه باعث ایجاد فشار بر ظرفیت ذخیرهسازی در پایانهها نیز شده است. در برخی موارد، محدودیت فضای ذخیرهسازی به عاملی بازدارنده در ادامه تولید تبدیل شده است.
از منظر عملیاتی، برخی پالایشگاهها ناچار شدهاند نرخ تولید خود را کاهش دهند یا ترکیب محصولات خروجی را تغییر دهند. این تصمیمات بهطور مستقیم بر میزان عرضه مواد مورد استفاده در صنعت راهسازی اثر میگذارد. کاهش یا نوسان در تولید میتواند برنامههای عمرانی در کشورهای واردکننده را با مشکل مواجه کند، بهویژه در مناطقی که پروژهها با زمانبندی فشرده در حال اجرا هستند.
تحولات ۱۱ آوریل نشان میدهد که چگونه رویدادهای سیاسی میتوانند به سرعت به مسائل عملیاتی در بخش انرژی تبدیل شوند. ارتباط میان استخراج، حملونقل، پالایش و مصرف نهایی در چنین شرایطی کاملاً آشکار میشود. هرگونه اختلال در یکی از این حلقهها میتواند کل زنجیره را تحت تأثیر قرار دهد، حتی اگر سطح تقاضا بدون تغییر باقی بماند.
واکنش بازار در این مقطع بیشتر بر مدیریت کوتاهمدت متمرکز بوده است. شرکتهای حملونقل دریایی تلاش کردهاند انعطاف بیشتری در قراردادها ایجاد کنند و خریداران نیز بر تأمین فوری تمرکز داشتهاند. با این حال، اگر این شرایط ادامه پیدا کند، احتمال دارد تصمیمات بلندمدتتری در حوزه سرمایهگذاری و تنوع مسیرهای تأمین اتخاذ شود.
در حال حاضر، گزینههای جایگزین برای عبور از این تنگه محدود هستند و نمیتوانند بهطور کامل جایگزین ظرفیت موجود شوند. خطوط لوله و مسیرهای دیگر تنها بخشی از نیاز را پوشش میدهند و بنابراین، اهمیت این گذرگاه همچنان بسیار بالا باقی مانده است.
در صنعت راهسازی، تداوم چنین وضعیتی میتواند به تأخیر در اجرای پروژهها و افزایش هزینهها منجر شود. وابستگی به تأمین پایدار مواد اولیه باعث شده این بخش نسبت به اختلالات حملونقل حساس باشد. به همین دلیل، هماهنگی نزدیک میان تأمینکنندگان، شرکتهای حملونقل و مجریان پروژهها اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
شرایط موجود نشان میدهد که مدیریت موجودی، افزایش ظرفیت ذخیرهسازی و انعطاف در برنامهریزی به عوامل کلیدی برای عبور از این وضعیت تبدیل شدهاند. تا زمانی که عبور کشتیها به حالت عادی بازنگردد، این محدودیتها ادامه خواهد داشت و زنجیره تأمین در وضعیت شکننده باقی میماند.
