نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

زنگ خطر کمبود قیر برای پروژه‌های زیرساختی جهان

به گزارش دنیای نفت و قیر، بازار جهانی قیر در شرایطی وارد دوره‌ای از فشار عملیاتی شده است که تحولات ژئوپلیتیکی در خاورمیانه به‌طور مستقیم بر جریان تأمین، هماهنگی حمل‌ونقل و اجرای پروژه‌های زیرساختی در مناطق مختلف جهان اثر گذاشته است. محدودیت در عبور از مسیرهای کلیدی دریایی که به صادرات کشورهای حوزه خلیج فارس وابسته هستند، سطح جدیدی از عدم قطعیت را به زنجیره تأمین وارد کرده است. قیر به‌عنوان یکی از مواد اصلی در ساخت و نگهداری جاده‌ها، اکنون در مرکز این وضعیت قرار گرفته و تأثیر آن فراتر از جابه‌جایی کالا، به برنامه‌ریزی‌های کلان عمرانی کشورها نیز رسیده است. پیامدهای این وضعیت تنها به کشورهای تولیدکننده محدود نیست، بلکه در آسیا-اقیانوسیه، بخش‌هایی از اروپا و اقتصادهای در حال توسعه که وابستگی بالایی به واردات دارند نیز به‌وضوح دیده می‌شود.

شواهد موجود نشان می‌دهد که گلوگاه‌های لجستیکی ناشی از محدودیت در عبور کشتی‌ها از مسیرهای حساس، قابلیت پیش‌بینی زمان تحویل محموله‌ها را کاهش داده است. این موضوع به‌ویژه در کشورهایی مانند هند که توسعه جاده‌ای بخش مهمی از سیاست‌های اقتصادی آن را تشکیل می‌دهد، فشار مضاعفی ایجاد کرده است. گزارش‌های محلی حاکی از آن است که چندین پروژه بزرگراهی و شهری به دلیل کمبود مواد اولیه با تأخیر مواجه شده‌اند. پیمانکاران نه به‌دلیل کمبود منابع مالی یا نیروی انسانی، بلکه صرفاً به‌خاطر نبود مواد مورد نیاز، قادر به ادامه فعالیت نیستند. این وضعیت نشان می‌دهد که برنامه‌های زیرساختی تا چه اندازه در برابر تحولات بیرونی آسیب‌پذیر هستند.

در همین حال، در مناطقی مانند تاسمانی (Tasmania) در استرالیا نیز نهادهای محلی در حال آماده‌سازی واکنش‌های جایگزین برای مقابله با محدودیت‌های عرضه هستند. با وجود فاصله جغرافیایی قابل توجه از خاورمیانه، این مناطق نیز از اختلال در شبکه‌های حمل‌ونقل جهانی مصون نمانده‌اند. وابستگی به واردات فرآورده‌های پالایشگاهی باعث شده است که هرگونه اختلال در زنجیره تأمین، به‌سرعت به محدودیت‌های اجرایی در سطح محلی تبدیل شود. در نتیجه، سازمان‌های مسئول زیرساخت در حال بازنگری در شیوه‌های تأمین، بررسی منابع جایگزین و اصلاح زمان‌بندی پروژه‌ها هستند.

این شرایط همچنین ویژگی‌های ساختاری بازار قیر را برجسته‌تر کرده است. برخلاف برخی فرآورده‌های نفتی دیگر که از شبکه تولید گسترده‌تر و امکان ذخیره‌سازی بالاتری برخوردارند، تولید این ماده در تعداد محدودی از پالایشگاه‌ها متمرکز است و همه واحدها توان تولید آن در مقیاس صادراتی را ندارند. به همین دلیل، اختلال در چند مرکز تولیدی می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر عرضه جهانی داشته باشد. این تمرکز تولید، در شرایط فعلی به یکی از نقاط حساس بازار تبدیل شده است.

از سوی دیگر، بررسی‌ها نشان می‌دهد که تقاضا همچنان در سطح بالایی قرار دارد، به‌ویژه در مناطق در حال توسعه که روند شهرسازی و گسترش زیرساخت‌ها ادامه دارد. پیش‌بینی‌ها تا سال ۲۰۳۵ نشان‌دهنده رشد پایدار مصرف این ماده است که عمدتاً ناشی از ساخت جاده‌های جدید، بازسازی مسیرهای قدیمی و سرمایه‌گذاری‌های دولتی در حوزه حمل‌ونقل است. مناطقی مانند آفریقا و بخش‌هایی از جنوب شرق آسیا سهم قابل توجهی در این رشد خواهند داشت. با این حال، محدودیت‌های فعلی در عرضه باعث ایجاد فاصله میان تقاضا و دسترسی واقعی به مواد شده و اجرای پروژه‌ها را با چالش مواجه کرده است.

یکی دیگر از پیامدهای این وضعیت، تغییر در رفتار خرید و نحوه تنظیم قراردادها است. خریداران اکنون بیش از گذشته به دنبال اطمینان از تداوم تأمین هستند و این موضوع باعث شده است که رویکردهای جدیدی در خرید اتخاذ شود. قراردادهای بلندمدت که پیش‌تر در برخی بازارها کمتر مورد توجه بودند، اکنون اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند. همچنین، تلاش برای کاهش وابستگی به یک منبع خاص از طریق تنوع‌بخشی به تأمین‌کنندگان در حال افزایش است. البته این راهکار نیز با محدودیت‌هایی همراه است، زیرا منابع جایگزین ممکن است با مشکلات ظرفیت یا حمل‌ونقل مواجه باشند.

در سطح سیاست‌گذاری، دولت‌ها به تدریج به ضرورت افزایش تاب‌آوری در زنجیره تأمین مواد اولیه پی برده‌اند. اقداماتی مانند ایجاد ذخایر راهبردی، تشویق تولید داخلی و تسهیل مقررات برای تأمین سریع‌تر از منابع مختلف در دستور کار قرار گرفته است. در هند، بحث‌هایی درباره افزایش تولید داخلی یا تغییر در خروجی پالایشگاه‌ها برای تأمین نیازهای داخلی مطرح شده است. با این حال، اجرای این اقدامات نیازمند زمان و سرمایه‌گذاری است و نمی‌تواند در کوتاه‌مدت مشکل فعلی را برطرف کند.

همزمان، توجه به نوآوری در این حوزه نیز افزایش یافته است. با ادامه محدودیت‌ها در عرضه، تمایل به استفاده از فناوری‌ها و مواد جایگزین بیشتر شده است. استفاده از قیرهای اصلاح‌شده، بازیافت آسفالت و توسعه چسباننده‌های مصنوعی از جمله مسیرهایی هستند که مورد توجه قرار گرفته‌اند. اگرچه این راهکارها هنوز به‌طور کامل جایگزین روش‌های سنتی نشده‌اند، اما می‌توانند در کاهش وابستگی به منابع محدود نقش داشته باشند.

در بررسی چشم‌انداز بلندمدت تا سال ۲۰۳۵، مشخص می‌شود که شرایط فعلی می‌تواند منجر به تغییراتی در ساختار صنعت شود. ارتباط میان ریسک‌های سیاسی، تمرکز تولید و رشد تقاضا، بر تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری و مسیرهای تجاری اثر خواهد گذاشت. شرکت‌های فعال در این حوزه ممکن است نیاز به بازنگری در موقعیت جغرافیایی فعالیت‌های خود، دسترسی به مسیرهای امن حمل‌ونقل و نزدیکی به بازارهای مصرف داشته باشند.

از نظر مالی نیز این شرایط پیامدهای قابل توجهی دارد. تأخیر در پروژه‌های زیرساختی معمولاً منجر به افزایش هزینه‌ها می‌شود و این افزایش هزینه‌ها نه تنها پیمانکاران، بلکه دولت‌ها و منابع عمومی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. طولانی شدن زمان اجرا، افزایش هزینه‌های عملیاتی و بروز اختلافات قراردادی از جمله نتایج احتمالی این وضعیت است.

در نهایت، ملاحظات زیست‌محیطی نیز با این تحولات در ارتباط هستند. در حالی که دولت‌ها به دنبال کاهش انتشار کربن هستند، نقش این ماده در توسعه پایدار زیرساخت‌ها مورد توجه قرار گرفته است. اختلال در تأمین ممکن است روند استفاده از فناوری‌های کم‌مصرف‌تر، افزایش بازیافت و توسعه مواد جایگزین را تسریع کند. این روندها علاوه بر اهداف زیست‌محیطی، می‌توانند به کاهش وابستگی به مسیرهای تأمین آسیب‌پذیر کمک کنند.