به گزارش دنیای نفت و قیر، در ماههای اخیر، توجه تازهای به حرکتهای دریایی غیرمتعارف وابسته به ایران جلب شده است؛ حرکتهایی که مستقیماً روند انتقال نفت خام و فراوردههای سنگین نفتی را در سطح منطقه و فراتر از آن تحت تأثیر قرار دادهاند. استمرار این عملیاتها در شرایط ناپایدار کنونی، به یکی از عوامل مهم در حفظ جریان منابع انرژی تبدیل شده و اثرات آن تا بازارهای آسیایی و فراتر از خاورمیانه گسترش یافته است.
گزارشهای تازه نشان میدهد که تعدادی از نفتکشهای مرتبط با شبکه حملونقل مستقل ایران هنوز در حال فعالیت هستند؛ کشتیهایی که بیرون از سامانههای نظارتی معمول عمل میکنند و با وجود افزایش فشار و ناامنی، توانستهاند جابهجایی نفت خام را در سطح قابلتوجهی حفظ کنند. در حالی که بسیاری از خطوط کشتیرانی بینالمللی مسیرهای خود را از مناطق پرتنش کاهش دادهاند، این ناوگان همچنان با برنامهریزی دقیق و انعطاف عملیاتی، آبراههای منطقهای را طی میکند.
فعالیت این کشتیها با روشهایی غیرعادی ادامه دارد؛ از جمله تغییر مکرر پرچم، حذف یا تغییر سیگنالهای موقعیتیابی دریایی، و انتقالهای پنهانی نفت از کشتی به کشتی در آبهای آزاد. چنین اقداماتی امکان ادامه صادرات نفت را علیرغم محدودیتهای نظارتی فراهم کرده است. دادههای حاصل از بررسی بازار نشان میدهد قسمت عمده این محمولهها همچنان راهی بازارهای آسیایی میشوند و خریداران در شرق آسیا، بهویژه چین، نقش پررنگی در جذب محمولههای ایران دارند. این مسیرهای موازی که بیرون از سامانههای رسمی بارگیری فعالیت میکنند، کارآمدی ابزارهای کنترل و تحریم را با چالش جدی روبهرو کردهاند.
در همین حال، شرایط عمومی حملونقل دریایی در خاورمیانه تیرهتر شده است. افزایش هزینههای بیمه، مخاطرات امنیتی و عدم قطعیتهای عملیاتی سبب کاهش حجم تردد نفتکشها از گذرگاههای حساس شده و بسیاری از مالکان کشتی ترجیح دادهاند خطر را کاهش دهند و امنیت خدمه و داراییهای خود را در اولویت قرار دهند. این تغییر رویکرد سبب شده بازار کرایه کشتی و میزان دسترسی به نفتکشهای بزرگ، بهویژه در مسیرهای جهانی، دستخوش نوسان شود و زنجیره عرضه جهانی با بیثباتی گستردهتری روبهرو گردد.
در چنین شرایطی، استمرار فعالیت نفتکشهای وابسته به ایران، لایه جدیدی از پیچیدگی را به تجارت جهانی نفت افزوده است. کارشناسان اقتصادی معتقدند که عبور این کشتیها از مسیرهای کمنظارت، موجب کاهش شفافیت دادههای حملونقل و دشوارتر شدن تحلیل بازار شده است. تحلیلگران، برای برآورد حجم واقعی صادرات یا اثر آن بر قیمت، مجبور به استفاده از منبعهای جایگزین مانند تصاویر ماهوارهای، مشاهدات میدانی و دادههای غیررسمی بندری شدهاند، امری که بر دقت مطالعات و پیشبینیها اثر منفی گذاشته است.
ادامه این عملیات همچنین بر چرخه تأمین سوختهای سنگین و مشتقات نفتی تأثیر گذاشته است، زیرا شرکتهای پالایشگاهی در برخی کشورهای آسیایی همچنان نفت ایران را در برنامه تأمین خود لحاظ میکنند. پالایشگاههایی که به نفت سنگین وابستهاند، برای تولید فراوردههایی نظیر قیر، با تکیه بر تأمین پایدار خوراک عمل میکنند و به همین دلیل استمرار این مسیرهای حملونقل غیررسمی، در تصمیمهای تجاری و قیمتی آنها نقش کلیدی دارد.
مؤسسات نظارتی بینالمللی در واکنش به این وضعیت، برنامههای تازهای برای افزایش مراقبتهای مشترک و تبادل داده میان کشورها آغاز کردهاند؛ از جمله ردیابی هویت کشتیها، پیگیری تغییر مسیرهای غیرمنتظره و رصد انتقالهای غیرثبتی محمولهها. با وجود توسعه این سامانهها، دید کامل نسبت به فعالیتهای پنهان دشوار باقی مانده است، زیرا کشتیهای فعال در این شبکه با سرعت بالا در روش و مسیر خود تغییر ایجاد میکنند.
در سطح ژئوپلیتیکی، ادامه این فعالیتها بر اهمیت نظارت بر انتقال نفت در خاورمیانه افزوده است. کشورهای مصرفکننده بزرگ در آسیا و اروپا در حال بازنگری راهبردهای تأمین انرژی هستند تا از آسیبپذیری خود نسبت به بیثباتی دریایی بکاهند. بازارهایی که وابستگی زیادی به نفت سنگین دارند اکنون با مشکل برنامهریزی روبهرو هستند، زیرا تغییرات پیدرپی در حجم صادرات ایران و مسیرهای حرکت نفتکشها سبب تغییر در قیمت و زمان تحویل محمولهها شده است.
با وجود محدودیتهای فزاینده، ناوگان وابسته به ایران همچنان از مسیرهای شناختهشده عبور میکند و امکان حفظ جریان نفت خام را فراهم میسازد. این استمرار نشاندهنده نقش حیاتی آن در توان صادراتی کشور است. کارشناسان پیشبینی میکنند اگر فضای سیاسی و امنیتی منطقه بدون تغییر جدی باقی بماند، شبکههای دریایی غیراستاندارد بر روند توزیع جهانی نفت اثر بیشتری خواهند داشت و قواعد فعلی نظارت اقتصادی نیازمند بازنگری جدی خواهند بود.
در نتیجه، میتوان گفت حفظ عملکرد این شبکه نهتنها بیانگر توانایی ایران در مدیریت محدودیتهاست، بلکه نشان میدهد بازار جهانی نفت همچنان به مسیرهای غیرمعمول وابسته است. اثر چنین جابهجاییهایی اکنون در تصمیمهای تجاری، برآوردهای قیمتی و برنامهریزی تولید در بسیاری از کشورها قابل مشاهده است. با تداوم وضعیت موجود، این شبکهها به عامل تعیینکننده در سازماندهی عرضه نفت خام تبدیل خواهند شد و پیامدهای آن بر ثبات صنعتی، بهویژه در حوزه فراوردههای سنگین نفتی، قابل چشمپوشی نخواهد بود.
