به گزارش دنیای نفت و قیر، صنعت جهانی قیر در سال ۲۰۲۶ وارد دورهای از گسترش ساختاری شد که بر پایه سرمایهگذاری در زیرساختها، شهرنشینی شتابان و برنامههای حملونقل دولتی بنا شده است؛ این عوامل به طور جمعی تقاضا را در چندین قاره حفظ میکنند. در حالی که بازارهای جهانی انرژی از اوایل مارس به دلیل ناآرامیهای ژئوپلیتیکی در خلیج فارس با بیثباتی شدیدی روبرو بودهاند، بخش قیر – که ارتباط نزدیکی با فرآوری نفت سنگین و فعالیتهای ساختمانی دارد – همچنان با انعطافپذیری مختلطی بر چالشهای لجستیکی ناشی از آن غلبه میکند. وابستگی متقابل عرضه خاورمیانه و تقاضای آسیای جنوب شرقی بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است، زیرا جریانهای تجاری منطقهای نشاندهنده میزان اتکای ثبات دریایی به تداوم اقتصادی و توسعهای است.
الزامات جهانی برای چسبانندههای آسفالت، بهویژه در اقتصادهایی که تحت ساختوسازهای گسترده قرار دارند، قابل توجه باقی مانده است. ارزیابیهای صنعتی پیشبینی میکنند که حجم کل بازار از نزدیک به ۱۳۴ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۴۱ میلیون تن در سال ۲۰۲۶ افزایش یابد. این افزایش، پایداری پروژههای جادهای و زیرساختی را در اقتصادهای در حال توسعه، حتی با وجود اختلال در لجستیک و دسترسی به مواد اولیه، تأیید میکند. منطقه آسیا-اقیانوسیه به عنوان بزرگترین مرکز مصرف باقی مانده است و از مجموعه ساختوسازهای گسترده در چین، هند، اندونزی و ویتنام بهره میبرد. برنامههای جامع شامل بزرگراهها، فرودگاهها و مناطق شهری به مصرف چسبانندههای سنگین مانند قیر که برای عملیات روکش و ضد آب ضروری هستند، ادامه میدهند.
در این زمینه، خاورمیانه هم به عنوان یک مرکز تولید و هم به عنوان یک پل لجستیکی، اهمیت دوگانهای دارد. کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله ایران، بحرین، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، با داشتن ذخایر نفت سنگین و زیرساختهای پالایشگاهی که قادر به تولید مقادیر بالای باقیمانده خلاء هستند، همچنان تامینکنندگان اصلی بازارهای آسیایی باقی ماندهاند. قیمتگذاری رقابتی ایران و ظرفیت صادرات در مقیاس بزرگ، محصولات آن را به بخشی جداییناپذیر از نیازهای پیمانکاران در سراسر آسیا تبدیل کرده است. این صادرات نه تنها مواد ساختمانی را فراهم میکند، بلکه شاخص قابل اعتمادی از روند استفاده از پالایشگاهها و تراز تجاری منطقهای نیز هست.
رویدادهای اواسط مارس ۲۰۲۶، محیط عملیاتی منطقه را دگرگون کرد. تشدید درگیریها و حوادث امنیتی پیرامون آبهای سرزمینی ایران، حملونقل تجاری از تنگه هرمز، کریدوری حیاتی هم برای نفت خام و هم برای مشتقات پالایششده، را مختل کرد. اگرچه محمولههای قیر عموماً از کشتیهای کوچکتری نسبت به تانکرهای نفت خام استفاده میکنند، اما به همان بنادر، کانالهای ترانزیت و سیستمهای بیمه متکی هستند. در نتیجه، هرگونه محدودیت امنیتی یا بیمهای مستقیماً به افزایش هزینههای حملونقل و طولانی شدن زمان تحویل منجر میشود. تأخیرهای مشاهده شده در محمولهها به مقصد جنوب و جنوب شرقی آسیا نشان میدهد که چگونه یک گلوگاه عملیاتی در یک کریدور میتواند برنامههای تدارکاتی را در هزاران کیلومتر دورتر بیثبات کند. معاملهگران گزارش میدهند که محمولههای عازم هند، مالزی و تایلند به دلیل تخصیص محدود تانکر و محدودیتهای موقت در نزدیکی پایانههای بارگیری خلیج فارس با تأخیر مواجه شدهاند.
توالی اختلال در عرضه، ساده اما قابل توجه است. حقالزحمه حملونقل افزایش یافته، پوشش بیمه محدودتر شده و مذاکرات مجدد قراردادها بین صادرکنندگان و واردکنندگان اکنون رایج است. این شرایط، همراه با عدم اطمینان در مورد دسترسی دریایی آینده، قیمتهای تحویلی منطقهای را افزایش داده است، حتی در حالی که نرخهای مواد اولیه پایه تحت تأثیر معیارهای جهانی نفت قرار دارند. از آنجایی که قیمتگذاری قیر از حاشیه سود پالایشگاهها ناشی میشود، هرگونه تغییری در عملیات پالایشگاه مانند تغییر جهت به سمت حداکثر کردن تولید بنزین یا گازوئیل، بر دسترسی به مواد اولیه اکسیداسیون و قیر نهایی تأثیر میگذارد. اختلالات همزمان در حملونقل نفت سنگین، پتانسیل خروجی پالایشگاههایی را که برای چنین ورودیهایی بهینهسازی شدهاند، بیشتر کاهش میدهد.
در خاورمیانه، تداوم عملیاتی بین تولیدکنندگان متفاوت است. برخی از پالایشگاههای خلیج فارس که تنوعبخشی به پایانههای دریای سرخ داشتهاند، صادرات جزئی را حفظ کردهاند، اما بیشتر تولیدکنندگان متکی به آبهای خلیج فارس با موانع قابل توجه لجستیکی روبرو هستند. تولید ایران، اگرچه از نظر فنی پایدار است، اما به دلیل ریسک کشتیرانی با تأخیر در صادرات مواجه است که منجر به ازدحام در سایتهای ذخیرهسازی و افزایش موجودی خشکی میشود. بحرین و امارات متحده عربی به خدمترسانی به خریداران ثابت ادامه میدهند، اما تحت ساختارهای هزینه حملونقل بالا فعالیت میکنند. کاهش عرضه منطقهای ناشی از این امر، منجر به افزایش مداوم قیمتهای نقدی در اوایل بهار خواهد شد.
در سراسر آسیای جنوب شرقی، کشورهایی از جمله اندونزی، ویتنام، مالزی و فیلیپین واردکنندگان خالص چسباننده قیر باقی ماندهاند و عمدتاً به محمولهها از صادرکنندگان خلیج فارس متکی هستند که گاهی با عرضه از سنگاپور و کره جنوبی تکمیل میشود. هر یک از این اقتصادها به روزرسانیهای گسترده حملونقل ملی را دنبال میکنند که نیازمند حجم زیادی از مواد روسازی و ضد آب است. در نتیجه، هرگونه اختلال در خلیج فارس فوراً در قراردادهای تدارکاتی در جاکارتا، شهر هوشی مین و مانیل منعکس میشود. گزارشهای واردکنندگان نشان میدهد که نقلقولهای حملونقل از اوایل مارس تقریباً دو برابر شده است، در حالی که هزینههای دموراژ ناشی از زمان انتظار طولانیتر کشتیها، ثبات حاشیه سود پیمانکاران را از بین برده است.
شبکه تجاری و ذخیرهسازی سنگاپور به عنوان تثبیتکننده منطقهای عمل میکند. پایانههای این کشور میزبان اختلاط، پردازش مجدد و توزیع مجدد محصول وارداتی به کشورهای همسایه هستند. با این حال، کاهش ذخایر مشاهده شده در اواسط مارس نشان میدهد که جایگزینی موجودی از تقاضای بازار عقب مانده است. در صورت ادامه تأخیر در حملونقل، خریداران آسیای جنوب شرقی ممکن است با کمبودهای متناوب در زمانی که فصل ساختوساز به اوج خود میرسد، روبرو شوند و آنها را مجبور به جستجوی جایگزینهای موقت یا به تعویق انداختن کارهای جادهای برنامهریزی شده کند.
معیارهای قیمت نفت خام همچنان تعیینکننده اصلی ارزشگذاری قیر باقی میمانند، اما لجستیک و بهرهوری پالایشگاهها اکنون به دلیل بیثباتی پیرامون تنگه هرمز نفوذ بیشتری دارند. نرخهای حملونقل و بیمه در کنار دسترسی محدود تانکر، به طور جمعی به ساختارهای هزینه تحویل بالاتر کمک میکنند. به موازات این پویاییها، تقاضای پاییندستی همچنان قوی باقی مانده است، زیرا برنامههای توسعه شهری در اقتصادهای نوظهور از فروپاشی تقاضای مصرفکننده جلوگیری میکنند. در عمل، بازار همزمان با افزایش هزینه و نیاز حجمی پایدار روبرو است، ترکیبی که نقدینگی بازار را حفظ میکند اما حاشیه سود را در طول زنجیره تأمین فشرده میکند.
درگیری مربوط به ایران این گرایشات را بیشتر تشدید کرده است. بیمهگران دریایی طبقهبندی ریسک را برای عبور از خلیج فارس افزایش دادهاند و به طور مؤثری آستانه عملیاتی را برای معاملهگران بالا بردهاند. انتقال مالکیت محمولهها به طور فزایندهای تحت شرایط هزینه-بیمه-کرایه (CIF) ترتیب داده میشود تا مسئولیت از خریداران سلب شود. زمانبندی محمولهها اکنون شامل زمانهای بافر بیش از ۴۸ ساعت برای در نظر گرفتن الزامات احتمالی بازرسی یا تغییر مسیر است.
واردکنندگان آسیایی – به ویژه در چین – وضعیت را با احتیاط رصد میکنند. چین به عنوان پیشروترین مصرفکننده جهانی نفت خام و مواد آسفالتی، به شدت به جریان مواد اولیه مناسب برای تولید چسبانندههای مصنوعی و مبتنی بر نفت متکی است. گزارشها حاکی از آن است که مقامات چینی شروع به بازنگری در اولویتهای تدارکاتی، تأمین تخصیص نفت سنگین داخلی و بررسی منابع جایگزین از روسیه و آسیای مرکزی کردهاند. در صورت تداوم اختلال طولانیمدت، ظرفیت پالایش ثانویه در مناطق داخلی چین میتواند به طور موقت بخشی از وابستگی به چسباننده وارداتی را جبران کند، اگرچه هزینههای لجستیکی همچنان بالاتر خواهد بود.
ارزیابی چشمانداز برای باقیمانده سال ۲۰۲۶ حاکی از خوشبینی محتاطانه است. پس از تثبیت تلاطم کوتاهمدت عرضه، هزینههای زیرساختی پایدار در سراسر آسیا، خاورمیانه و آفریقا به احتمال زیاد رشد بازار را تقویت خواهد کرد. پیشبینیها نشاندهنده رشد سالانه مرکب حدود پنج درصد تا اوایل دهه ۲۰۳۰ است که نه تنها برنامههای ساختوساز جاری، بلکه سرمایهگذاری مجدد در مدرنسازی حملونقل را نیز منعکس میکند. با این حال، چندین متغیر آماده تأثیرگذاری بر قیمتگذاری کوتاهمدت و جهت تجارت هستند: ناآرامیهای سیاسی مداوم در مناطق تولیدکننده انرژی، نوسانات در شاخصهای جهانی نفت خام، استراتژیهای تولید پالایشگاهها و محدودیتهای زیستمحیطی در حال تحول که بر فرمولاسیون قیر و چسبانندهها تأثیر میگذارند.
اگر ریسک ژئوپلیتیکی بالا باقی بماند، خریداران در سراسر آسیا ممکن است با ارزیابی لجستیک زمینی از پالایشگاههای جایگزین، استراتژیهای تنوعبخشی را تسریع کنند. این تکامل میتواند راهروهای تجاری جدیدی را تحریک کند و مناطقی مانند آسیای مرکزی و شرق آفریقا را به بازارهای مصرفکننده که به طور سنتی به محمولههای خلیج فارس وابسته هستند، پیوند دهد. همزمان، تولیدکنندگان در خاورمیانه ممکن است سازوکارهای پوشش ریسک بلندمدت و مسیرهای احتمالی از طریق پایانههای دریای سرخ یا اقیانوس هند را برای کاهش ریسک اتخاذ کنند.
تا اواسط مارس ۲۰۲۶، بازار قیر در تقاطع گسترش تقاضای ساختاری و محدودیت عملیاتی قرار دارد. در حالی که رشد زیرساختها، مصرف جهانی را باثبات نگه میدارد، ناامنی دریایی و تشدید هزینه در سراسر تنگه هرمز، آسیبپذیریهای اساسی سیستم را آشکار میسازد. پیکربندی که پالایشگاههای خاورمیانه، واردکنندگان آسیای جنوب شرقی و مراکز ترانزیت را به هم پیوند میدهد، هم نوید و هم آسیبپذیری زنجیره تأمین را منعکس میکند. سرعت عادیسازی کانالهای لجستیکی، تعادل بین تداوم رشد و نوسانات در تجارت جهانی آسفالت را تا پایان سال تعیین خواهد کرد.
