به گزارش دنیای نفت و قیر، در روزهای آغازین فوریه ۲۰۲۶، دو تحول اداری و فنی در شرق آسیا ثبت شد که اگرچه در ظاهر محدود به مرزهای ملی بودند، اما بهتدریج توجه نهادهای مسئول زیرساخت، مراکز دانشگاهی، مهندسان راه و تصمیمگیران حوزه قیر را در مناطق مختلف جهان به خود جلب کردند. نخست، ابتکار وزارت زمین، زیرساخت، حملونقل و گردشگری ژاپن برای ارزیابی فناوریهای نوین روسازی که میتوانند جایگزین یا مکمل آسفالت متعارف باشند. دوم، اجرایی شدن یک استاندارد فنی الزامآور در استان شاندونگ چین که استفاده از آسفالت گرممخلوط را در پروژههای مشخص راهسازی تثبیت میکند. این دو رویداد نه با ادبیات تحول جهانی معرفی شدند و نه ادعای تغییر فوری نظم موجود را داشتند، اما همزمانی و ماهیت نهادی آنها نشان میدهد که نگاه دولتها به ماده قیر و شیوه استفاده از آن در حال ورود به مرحلهای متفاوت است؛ مرحلهای که آثار آن بهویژه برای خاورمیانه، بهعنوان یکی از مراکز اصلی تولید و مصرف قیر، قابلتوجه خواهد بود.
در سطح جهانی، بهویژه در خاورمیانه، قیر همچنان یک ماده راهبردی محسوب میشود. شبکههای جادهای گسترده، پروژههای عمرانی بزرگمقیاس، شهرهای جدید و توسعه بنادر و مناطق صنعتی، همگی به روسازیهای مبتنی بر قیر وابستهاند. بنابراین هر تغییر در زبان سیاستگذاری، استانداردهای فنی یا انتظارات نهادی در اقتصادهای بزرگ آسیایی، بهطور غیرمستقیم بر بازارهای صادراتی، مسیرهای تحقیقاتی و حتی الگوهای سرمایهگذاری در این مناطق اثر میگذارد. اهمیت تحولات ژاپن و چین نه در الزام فوری، بلکه در بازتعریف تدریجی معیارهایی است که بر اساس آنها قیر پذیرفته، اصلاح و یا محدود میشود.
ابتکار ژاپن از منظر رسمی، دعوتی برای ارائه پیشنهادهای فناورانه در حوزه روسازی است؛ پیشنهادهایی که میتوانند عملکرد، دوام، بهرهوری انرژی و سازگاری زیستمحیطی را بهبود دهند. در این فراخوان، قیر بهعنوان موضوع اصلی ذکر نشده، اما همین حذف ظاهری، پیام مهمی در خود دارد. دولت ژاپن در حال انتقال بحث از «انتخاب ماده» به «ارزیابی عملکرد و کارکرد» است. در چنین رویکردی، قیر نه بهدلیل سابقه تاریخی یا گستردگی مصرف، بلکه بهواسطه توان پاسخگویی به معیارهای جدید پذیرفته میشود. این تغییر نگاه، فشار فنی مشخصی بر تولیدکنندگان و توسعهدهندگان فناوریهای مرتبط با قیر وارد میکند تا این ماده را در قالب راهحلهای پیشرفتهتر بازتعریف کنند.
دانشگاههای ژاپن در سالهای اخیر خود را با این جهتگیری هماهنگ کردهاند. مؤسسه علوم صنعتی دانشگاه توکیو پژوهشهایی را توسعه داده که رفتار قیر اصلاحشده را در شرایط بارگذاری سنگین، تغییرات دمایی شدید و حتی سناریوهای لرزهای بررسی میکند. در دانشگاه کیوتو، تمرکز بر مخلوطهای کمدما و تحلیل ریزساختار قیر بهگونهای است که بتوان کاهش دمای تولید را بدون افت دوام تضمین کرد. این تحقیقات صرفاً دانشگاهی نیستند؛ بلکه بهطور مستقیم به پروژههای آزمایشی متصلاند که تحت نظارت نهادهای دولتی اجرا میشوند. به این ترتیب، قیر همچنان در مرکز توجه باقی میماند، اما در قالبی که نیازمند شواهد علمی دقیق و مستند است.
در بخش اجرایی ژاپن نیز شرکتهای بزرگ عمرانی رویکرد مشابهی اتخاذ کردهاند. تمرکز بر قیرهای اصلاحشده پلیمری، افزایش مقاومت در برابر پیرشدگی، و بهبود چسبندگی در دماهای پایینتر، بخشی از راهبردهای فنی جدید است. اگرچه در بیانیههای عمومی کمتر به قیر اشاره میشود، اما اسناد فنی داخلی و ثبت اختراعات نشان میدهد که تلاش برای ارتقای این ماده همچنان ادامه دارد. فراخوان وزارتخانه ژاپنی، بهنوعی مشروعیت نهادی به این مسیر میبخشد و نشان میدهد که آینده قیر در این کشور، نه در حذف، بلکه در انطباق با معیارهای پیچیدهتر تعریف میشود.
در چین، رویکرد متفاوت اما مکملی دنبال شده است. استان شاندونگ با تصویب و اجرای استاندارد فنی آسفالت گرممخلوط، استفاده از این فناوری را از سطح توصیه به سطح الزام ارتقا داده است. این استان بهدلیل حجم بالای پروژههای راهسازی و جایگاه صنعتی، نقشی فراتر از یک منطقه محلی دارد. هر استانداردی که در شاندونگ اجرایی شود، بهسرعت بهعنوان مرجع فنی برای سایر مناطق چین و حتی برخی کشورهای در حال توسعه تلقی میشود. در این استاندارد، دمای تولید و اجرا، رفتار قیر در شرایط جدید و الزامات کنترل کیفیت بهطور دقیق مشخص شده است.
اجرای آسفالت گرممخلوط مستقیماً به ویژگیهای شیمیایی و رئولوژیکی قیر وابسته است. کاهش دما، روند اکسیداسیون، پیوند قیر با سنگدانه و حتی مقاومت در برابر رطوبت را تغییر میدهد. به همین دلیل، دانشگاههای چین فعالیتهای پژوهشی گستردهای را در این حوزه آغاز کردهاند. دانشگاه جنوب شرق در نانجینگ و دانشگاه چانگآن در شیآن (Xi’an) مطالعات آزمایشگاهی و میدانی متعددی را درباره عملکرد قیر در مخلوطهای کمدما منتشر کردهاند. این پژوهشها بر دوام بلندمدت، خستگی و تغییر سختی در طول زمان تمرکز دارند و نتایج آنها مستقیماً در پروژههای اجرایی بهکار گرفته میشود.
در سطح صنعتی چین، شرکتهای بزرگ راهسازی ناچار شدهاند زنجیره تأمین خود را با الزامات جدید تطبیق دهند. پالایشگاهها و واحدهای تولید قیر، فرمولاسیونهای تازهای را توسعه دادهاند که با افزودنیهای خاص، امکان تولید و پخش در دماهای پایینتر را فراهم میکند. این روند به کاهش مصرف انرژی و بهبود شرایط کارگاهی منجر شده، اما در عین حال، سطح انتظار از کیفیت قیر را بالا برده و با استانداردهای دقیق فنی نیز باید همخوانی داشته باشد.
شرکتهای بینالمللی فعال در حوزه افزودنیهای آسفالتی نیز به این تحولات واکنش نشان دادهاند. گسترش تیمهای فنی در آسیا، همکاری نزدیکتر با آزمایشگاههای دانشگاهی و ارائه راهحلهایی که همزمان الزامات فنی و سیاستهای زیستمحیطی را پوشش دهد، بخشی از این واکنش است. در این فضا، افزودنیها بهعنوان ابزار انطباق با مقررات معرفی میشوند، نه صرفاً گزینهای برای بهبود عملکرد.
در خارج از آسیا، مراکز دانشگاهی اروپا نیز بهطور فعال در این جریان مشارکت دارند. دانشگاههایی در فرانسه، آلمان و هلند پروژههای مشترکی را با همتایان آسیایی تعریف کردهاند که رفتار قیر در مخلوطهای کمدما را در شرایط اقلیمی مختلف بررسی میکند. در این مطالعات، مناطق گرم و خشک خاورمیانه بهطور مشخص در مدلسازیها لحاظ شدهاند، زیرا کاهش دمای تولید در این اقلیمها چالشهای متفاوتی ایجاد میکند. این همکاریهای علمی نشان میدهد که تحولات آسیایی بهعنوان مرجع فکری برای سایر مناطق عمل میکند.
در خاورمیانه، نهادهای مسئول راه و شهرسازی با دقت این روندها را رصد میکنند. اگرچه هنوز استانداردهای ژاپن یا چین بهطور رسمی پذیرفته نشدهاند، اما در گزارشهای داخلی و ارزیابیهای فنی به آنها اشاره میشود. دلیل این توجه، تنها فنی نیست؛ بلکه به ملاحظات تأمین مالی، ارزیابی پروژهها توسط مشاوران بینالمللی و انتظارات جدید در حوزه پایداری بازمیگردد. قیر در این شرایط باید بتواند خود را با زبان جدید سیاستگذاری تطبیق دهد.
تولیدکنندگان قیر در منطقه نیز بهتدریج رویکرد خود را تغییر دادهاند. تمرکز بر مستندسازی فنی، آزمایشهای عملکردی و همکاری با مراکز تحقیقاتی افزایش یافته است. مشخصات سنتی مانند درجه نفوذ یا گرانروی، بهتنهایی پاسخگوی نیازهای جدید نیستند و شاخصهایی مانند رفتار در دماهای پایینتر، مقاومت در برابر پیرشدگی و سازگاری با مواد بازیافتی اهمیت بیشتری یافتهاند. این تغییر، واکنشی مستقیم به سیگنالهایی است که از شرق آسیا ارسال میشود.
وجه مشترک تحولات ژاپن و چین، نه در یک دستورالعمل فنی واحد، بلکه در نگاه نهادی آنها به روسازی راه نهفته است. در هر دو مورد، انتخاب ماده تابع مجموعهای از معیارهای گستردهتر شده که شامل انرژی، دوام، محیط زیست و پاسخگویی علمی است. در چنین فضایی، قیر نه بهصورت پیشفرض پذیرفته میشود و نه کنار گذاشته؛ بلکه جایگاه آن بر اساس داده، آزمون و انطباق تعیین میشود.
برای صنعت جهانی قیر، این وضعیت نشانه یک جابهجایی ساختاری است. نوآوری دیگر صرفاً از نیازهای کوتاهمدت پروژهها ناشی نمیشود، بلکه در تعامل مستقیم با سیاستهای عمومی شکل میگیرد. دانشگاهها، نهادهای استانداردگذاری و شرکتهای عمرانی بزرگ، شبکهای را تشکیل دادهاند که در آن نقش قیر بهطور مداوم بازبینی میشود. این بازبینی بهمعنای کاهش اهمیت نیست؛ بلکه بهمعنای افزایش سطح مسئولیت فنی است.
با توجه به مقیاس عظیم زیرساختهای آسیایی، وابستگی به قیر در آینده قابل پیشبینی همچنان ادامه خواهد داشت. آنچه تغییر میکند، شیوه استدلال برای استفاده از آن است. قیر باید از منظر عملکرد، بهرهوری و انطباق با سیاستهای عمومی توجیه شود. تحولات فوریه ۲۰۲۶ این مسیر را با وضوح بیشتری نشان میدهد و بیانگر روندی است که بهصورت تدریجی، اما پایدار، در حال شکلگیری است.
برای کشورها و شرکتهایی که از بیرون به این تحولات مینگرند، پیام روشن است. آینده قیر بیش از آنکه به افزایش حجم وابسته باشد، به هماهنگی نهادی و فنی گره خورده است. آن دسته از تولیدکنندگان و صادرکنندگانی که بتوانند خود را با زبان جدید استانداردها، پژوهشهای دانشگاهی و سیاستهای عمومی تطبیق دهند، جایگاه خود را حفظ خواهند کرد. در غیر این صورت، ممکن است با وجود باقی ماندن تقاضا برای قیر، نقش آنها در زنجیره تأمین بهتدریج کمرنگ شود، بیآنکه تغییر ناگهانی یا اعلام رسمی رخ دهد.
