نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

شب سیاه خور مور -عراق، موجی در زنجیره‌های جهانی انرژی

به گزارش دنیای نفت و قیر، شب بیست و ششم نوامبر ۲۰۲۵ آسمان منطقه کردستان عراق به انفجاری تاریک تبدیل شد، وقتی یک حمله پهپادی به میدان گاز خور مور — یکی از مهم‌ترین میادین گاز شمال عراق — انجام گرفت. ضربه بر مخازن ذخیره اصابت کرد، آتشی عظیم برپا شد و فوراً همه تأمین گاز به نیروگاه‌ها قطع گشت.

در پی آن، بخش عمده‌ای از منطقه تحت‌نظر خور مور در تاریکی فرو رفت: تولید برق تا حدود ۳۰۰۰ مگاوات کاهش یافت و خاموشی گسترده‌ای در استان‌هایی که وابسته به آن بودند، رخ داد.

اما اثرات این حمله فراتر از خاموشی و بحران محلی بود؛ زنجیره تأمین انرژی، زیرساخت، تجارت مشتقات نفتی، امنیت سرمایه‌گذاری و اعتماد عمومی زیر فشار قرار گرفتند. برای سرمایه‌گذاران بین‌المللی، تجار نفت و گاز، کشورهایی که به صادرات خاورمیانه وابسته‌اند، این واقعه هشدار جدیدی بود: دیگر نمی‌توان بر مناطق ناپایدار بدون تضمین متکی بود. و حتی صنایعی که به مشتقات سنگین نفتی مانند قیر وابسته‌اند، مجبور خواهند شد استراتژی عرضه و ذخیره خود را بازبینی کنند.

این واقعه ممکن است هشداری برای یک بازسازی عبور از تولید صرف به سمت تاب‌آوری زنجیره تأمین باشد.

ماجرا این‌گونه بود: حوالی ساعت ۲۳:۳۰ به وقت محلی، پهپادی به تأسیسات ذخیره گاز در خور مور اصابت کرد. آتش‌سوزی آغاز شد، مخازن حیاتی آسیب دیدند، و شرکت بهره‌بردار فوراً تولید را متوقف کرد. وزارتخانه‌های منابع طبیعی و برق عراق اعلام کردند که تمام عرضه گاز به نیروگاه‌ها قطع شده است. خاموشی در مناطق وسیع رخ داد — و اعتماد عمومی به امنیت زیرساختی لرزید.

این نخستین بار نبود که خور مور مورد حمله قرار می‌گرفت. هشداری مشابه تنها چند روز پیش نیز وجود داشت، زمانی که یک پهپاد به سمت میدان حرکت کرد اما توسط نیروهای امنیتی هدف قرار گرفت و دفع شد. این تکرار نشان می‌دهد پشت این حملات، استراتژی‌ای پیچیده و هدفمند وجود دارد تا زیرساخت انرژی منطقه را نشانه بگیرند. برای سرمایه‌گذاران و طرفین قرارداد، این هفته پُر از شک و تردید بود؛ ریسک منطقه‌ای دوباره بالا رفت.

پیامدهای جهانی این حمله متنوع‌اند. نخست، کشورهایی که واردکننده نفت، گاز یا مشتقات نفتی از منطقه‌اند — یا شرکت‌هایی که در تجارت بین‌المللی فعالند — ممکن است اکنون خواستار تضمین‌های امنیتی، ذخیره‌سازی امن، قراردادهای چندمنبعی و پوشش ریسک گسترده شوند. بیمه، حمل‌ونقل، تأمین مالی، و تحلیل ریسک دستخوش بازنگری جدی خواهند شد. مسیرهای تجاری ممکن است به سمت صادرکنندگان یا بنادر امن‌تر، و با زیرساخت بهتر تغییر کند.

دوم، شرکت‌های وابسته به مشتقات سنگین نفتی — مثل تولیدکنندگان آسفالت/قیر — احتمالاً سرعت خود را برای ایجاد زنجیره تأمین مطمئن‌تر افزایش می‌دهند. آن‌ها ممکن است از مناطقی خرید کنند که نه استخراج بزرگ دارند، بلکه زیرساخت ذخیره و حمل قابل اعتماد دارند؛ نه فقط از لحاظ قیمت یا حجم، بلکه پایداری و امنیت.

سوم، ممکن است موجی از سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های جایگزین و توزیع‌شده آغاز شود: مخازن ذخیره، پایانه‌های واردات در بنادر پایدار، ذخیره‌سازی خارجی، و مراکز توزیع منطقه‌ای. به‌جای تمرکز بر تولید در چند نقطه حساس، تأمین‌کنندگان و کشورها ممکن است مدل پراکنده‌تری را انتخاب کنند.

چهارم، بازارهای بیمه، امنیت، لجستیک و حمل‌ونقل مواد سنگین نفتی احتمالاً شاهد رشد خواهند بود. وقتی زیرساخت به‌خط اول تنش تبدیل می‌شود، شرکت‌ها برای کاهش ریسک امنیتی یا خسارت احتمالی، هزینه جاری بیشتری خواهند پرداخت. تکنولوژی‌ها و خدماتی که در آن حوزه ارائه می‌شوند — از حفاظت فیزیکی تا نگهداری حرارتی و حمل ایمن — ارزش بیشتری پیدا می‌کنند.

نتیجه نهایی ممکن است یک «لحظه تغییر ساختاری» باشد: از نگرش تولید به نگرش پایداری و تنوع. کشورها و شرکت‌هایی که بتوانند جریان پیوسته، ذخیره امن، و شبکه توزیع امن فراهم کنند، حتی اگر ظرفیت تولید پایینی داشته باشند، برنده رقابت خواهند بود.

برای زنجیره قیر این یعنی: واردکنندگان ترجیح می‌دهند وقتی تولید منطقه‌ای ناپایدار شد، به بازارهایی متکی شوند که ذخیره و حمل مطمئنی دارند؛ نه صرفاً نزدیکی به مناطق حفاری یا قیمت پایین. این می‌تواند نقشه تجارت جهانی قیر را بازنویسی کند: تمرکز تنها بر «کجا نفت استخراج می‌شود» نیست؛ بلکه «کجا می‌توان قیر را با اطمینان ذخیره و ارسال کرد» اهمیت دارد.

سه سناریوی محتمل برای آینده

سناریوی ۱ — «تاب‌آوری و بازآرایی» (بهترین حالت):کشورها و شرکت‌های واردکننده زنجیره تأمین خود را متنوع می‌کنند، پایانه و مخزن‌های امن می‌سازند، قراردادهای چندمنبعی امضا می‌کنند و سیستم‌های لجستیکی مقاوم ایجاد می‌نمایند. بازار بیمه و حمل‌ونقل متناسب با نیازهای جدید رشد می‌کند. صادرات و واردات مشتقات نفتی مثل قیر از مسیرهای امن‌تر انجام می‌شود. نتیجه: تجارت جهانی متمرکز بر پایدارسازی، نه فقط استخراج. قدرت تأمین به بنادر، پایانه‌ها و زیرساخت ذخیره منتقل می‌شود.

سناریوی ۲ — «بی‌ثباتی کنترل‌شده» (حالت میانه):

بخشی از بازیگران زنجیره تغییر می‌کنند، ولی خیلی‌ها به وضعیت قبلی پایبند می‌مانند به‌خاطر هزینه یا پیچیدگی. امنیت افزایش می‌یابد، اما حملات گاه‌به‌گاه ادامه دارد. عرضه گاهی مختل می‌شود، قیمت‌ها دچار نوسان‌اند، پروژه‌های زیرساختی با تأخیر مواجه‌اند، و هزینه حمل‌ونقل و ذخیره بالا می‌رود. قیر و مشتقات ممکن است دوره‌ای دچار کمبود یا جهش قیمت شوند. صنعت و دولت تلاش می‌کنند وضعیت را مدیریت کنند، اما تحول کامل رخ نمی‌دهد. بازار دچار چرخه‌های بی‌ثباتی و ترمیم می‌شود.

سناریوی ۳ — «بحران و فروپاشی زنجیره» (بدترین حالت):

حملات متعدد و ناامنی مستمر، شرکت‌ها را به ترک منطقه یا کاهش فعالیت مجبور می‌کند. برخی میادین بزرگ تعطیل می‌شوند؛ قراردادها لغو می‌شوند؛ تأمین جهانی مشتقات نفتی تحت فشار قرار می‌گیرد. کشورها و صنایع بدون زیرساخت امن دچار کمبود دائمی می‌شوند. پروژه‌های راه‌سازی و زیرساخت — با وابستگی زیاد به قیر — متوقف یا جایگزین می‌شوند. بازار جهانی مشتقات نفتی به انحصار چند هاب امن درمی‌آید؛ رقابت سر کنترل آن‌ها شکل می‌گیرد؛ قیمت‌ها ناپایدار، تأمین مخاطره‌آمیز و تجارت محدود می‌شود.

چه سناریویی محقق شود، بستگی دارد به واکنش جهانی: آیا شرکت‌ها و کشورها واقعاً سرمایه می‌گذارند برای امنیت و تنوع تأمین — یا همچنان به طمع سود و تولید بالا متکی می‌مانند.

حمله به خور مور تنها یک واقعه نیست؛ شاید نقطه آغاز بازسازی زیرساخت جهانی انرژی و مشتقات نفتی باشد. این واقعه ضعف ساختاری را نمایان کرد — و اکنون هر کس باید تصمیم بگیرد: آیا می‌خواهد بر پایه تولید بی‌ثبات ایستادگی کند، یا ساختاری مقاوم، پایدار و متنوع بسازد. برای بازار قیر، آینده ممکن است متعلق به کسانی باشد که می‌توانند قیر را با امنیت، پایداری و اطمینان تأمین و توزیع کنند — نه آن‌هایی که به نفت خام نزدیک‌ترند.