به گزارش دنیای نفت و قیر، در واپسین روزهای نوامبر ۲۰۲۵، یک موج پنهان و قدرتمند در دریاهای جهان شکل گرفت — موجی که شاید کمتر در اخبار برجسته شد، اما پیامدهایش میتواند تا زیر آسفالت جادهها، فرودگاهها و شهرها برسد. این موج، انفجار بیسابقه در اجاره نفتکشهای عظیم (VLCC وSuezmax) بود؛ جهشی که رکوردهای پنج سال اخیر را شکست و زنجیره تأمین نفت خام و مشتقات آن را بههم ریخت. اما این فقط داستان کشتی نیست — این میتواند نقطه عطفی باشد برای بازار قیر و آسفالت در سراسر جهان.
به ظاهر، افزایش نرخ کرایه نفتکشها خبر صاحبان کشتی است ولی عمق ماجرا بسیار فراتر است: نفت خامی که این کشتیها منتقل میکنند، مخصوصاً نفتهای سنگین و نیمهسنگین، خوراک خام مهمی برای تولید قیر و آسفالت است — مصالحی که جادهها و راههای ما با آن ساخته میشوند. حالا با ارزانتر شدن یا آسانتر شدن تأمین این نفت سنگین، دروازههایی تازه برای عرضه قیر باز شده است.
سرچشمه این تغییر بزرگ را باید در تحریمهای غرب نسبت به صادرکنندگان بزرگ نفت روسیه جستوجو کرد: وقتی مسیرهای مرسوم بسته شدند، خریداران نفت مجبور شدند به نفت کشورهای خلیج فارس، خاورمیانه و ایالات متحده روی بیاورند. این تغییری ناگهانی در جهتگیری تجارت نفت خام بود؛ مسیرها طولانیتر شدند، نفت بیشتر در حال حرکت است، و تقاضا برای تانکرها بهطور شدید افزایش یافت. نرخ اجاره VLCCها به تقریباً ۱۳۷ هزار دلار در روز رسید — که نسبت به ابتدای سال ۲۰۲۵ جهشی ۵۷۶ درصدی نشان میدهد. شاخصهای دریایی نیز به بالاترین سطح چند سال گذشته جهش یافتند.
اما این تغییر، فراتر از حسابداری کشتیها است. نفتهای سنگین و نیمهسنگین که حالا با این موج تقاضا جابهجا میشوند، بهترین گزینه برای تولید آسفالتاند. در مناطقی از جهان مثل آفریقا، جنوب آسیا، آمریکای لاتین یا دیگر مناطق در حال توسعه که نیاز به جادهسازی گسترده دارند — این یعنی احتمالی برای کاهش هزینه ساخت راه، دسترسی سریعتر به قیر، و کاهش وابستگی به واردات از صادرکنندگان سنتی.
اگر بازار قیر بهدرستی خود را با این شرایط تطبیق دهد، میتوان شاهد رشد زیرساختهای جادهای، رونق ساختوساز، و توسعه شبکه حملونقل در این کشورها بود.
با این حال، چالشها جدیاند. اول اینکه بازار تانکر بسیار بیثبات است؛ کرایهها ممکن است با کوچکترین شوک نفتی، جنگ در دریاها، تحریم جدید یا مشکل لجستیکی دوباره جهش کند. برای تولیدکنندگان آسفالت که نیاز به خوراک سنگین ثابت دارند، این بیثباتی به معنای خطر بالاست. دوم اینکه فشارهای زیستمحیطی و قوانین جدید اقلیمی در بسیاری از کشورها در حال تشدید است؛ تولید آسفالت از نفت سنگین ممکن است زیر ذرهبین قرار بگیرد و گزینههای جایگزین مانند آسفالت با مواد بازیافتی، قیر اصلاحشده، یا تکنولوژیهای سبز ترجیح داده شوند.
از سوی دیگر، جابهجایی مسیرهای نفت و صادرات بهسمت خلیج فارس، خاورمیانه، آمریکا یا کشورهای تازه صادرکننده — بهویژه اگر پالایشگاهها و واحدهای قیرسازی محلی ایجاد شود — میتواند ساختار بازار نفتسنگین و قیر را تغییر دهد. مانند احیای صادرات سنگین از آمریکای لاتین یا تولید قیر در بنادر آفریقا به جای واردات از دوردست. این فرآیند، اگر با برنامه و سرمایهگذاری درست همراه شود، میتواند به خودکفایی منطقهای در آسفالت منجر شود.
سرمایهگذاران و شرکتهای بزرگ هم نشانههایی از امید نشان دادهاند: سفارش ساخت نفتکشهای جدید، بازنگری در شبکه تأمین، و شروع بحث درباره پالایشگاههای “قیر-محور” برای تبدیل نفت سنگین به آسفالت بهجای سوخت. اگر این مسیر عملی شود، ممکن است جهشی در دسترسی به قیر ایجاد شود و بازار آسفالت در مناطق گرمسیری و در حال توسعه دستخوش یک بازتنظیم واقعی شود.
در نگاه کلی، موج ۲۰۲۵ در بازار تانکر و نفت خام سنگین شاید آغاز فصل جدیدی باشد: فصلی که در آن قیر و آسفالت نهفقط محصول جانبی سوخت، بلکه کلیدیترین مصالح زیربنایی جهانِ در حال توسعه شوند. موج رشد کرایه نفتکش، اگرچه برای دریانوردان خبر است، اما لایهلایه در زیر آسفالت جادهها و بستر شهرها تأثیر میگذارد؛ جادههایی که با سیاهی ساخته میشوند، ولی شاید آینده روشنی فراهم کنند — اگر مدیریتشان دست مسئولان و سیاستگذاران درست باشد.
