به گزارش دنیای نفت و قیر، توافق موقت میان ایران و آمریکا بلافاصله توجه بازارهای جهانی انرژی، حملونقل دریایی، بیمه و مصالح زیرساختی را به خود جلب کرده است؛ بهگونهای که خاورمیانه بار دیگر به یکی از مهمترین کانونهای تعیین انتظارات قیمتی در بازار نفت خام، فرآوردههای نفتی، حمل دریایی و قیر تبدیل شده است. تنگه هرمز تنها یک گذرگاه برای نفت خام نیست، بلکه مسیر اصلی انتقال فرآوردههای پالایشی، روغنهای پایه، تهماندههای سنگین پالایشگاهی و محمولههای مرتبط با قیر از خلیج فارس به سمت آسیا، آفریقا و بخشهایی از اروپا محسوب میشود. از این رو، ازسرگیری عبور کشتیها، حتی در شرایط محدود، شدیدترین نگرانیها درباره اختلال عرضه را کاهش داده است؛ با این حال هنوز اعتماد کامل به بازار بازنگشته است. برای خریداران قیر، موضوع دیگر صرفاً امکان حرکت محمولهها نیست، بلکه سرعت بازگشت برنامههای حمل، شرایط بیمه، عملیات بندری و ثبات قیمت خوراک پالایشگاهها پس از هفتهها تنش و اختلال اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
توافق مورد اشاره که بهعنوان یک تفاهمنامه موقت معرفی شده، در سطح سیاسی توسط دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان امضا شده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، این سند نه به معنای حلوفصل کامل اختلافات میان دو کشور است و نه توافقی دائمی برای منطقه به شمار میرود. این توافق در واقع یک فرصت محدود برای ادامه مذاکرات ایجاد میکند؛ دورهای که گفته میشود حدود ۶۰ روز خواهد بود و طی آن دو طرف باید به تعهدات امنیتی مشخصی پایبند بمانند، از تشدید تنش جلوگیری کنند و امکان تردد دریایی از طریق تنگه هرمز را حفظ نمایند. همچنین صادرات نفت و تسهیل تردد دریایی در این دوره به روند مذاکرات گستردهتر گره خورده و همچنان در برابر تحولات سیاسی منطقه آسیبپذیر است.
در طرف آمریکایی، مهمترین اقدام عملی اعلامیه فرماندهی مرکزی ایالات متحده بود که خبر از توقف اقدامات اجرایی مربوط به محاصره دریایی علیه کشتیهای در حال رفتوآمد به بنادر ایران داد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که محاصره دریایی یکی از بزرگترین موانع صادرات ایران و فعالیت کشتیهایی بود که قصد ورود یا خروج از بنادر ایرانی را داشتند. از منظر حقوقی و نظامی، موضع فعلی آمریکا نشان میدهد که نیروهای این کشور دیگر بهطور فعال مانع حرکت کشتیها به مقصد یا مبدأ بنادر ایران نمیشوند. با این حال، حضور نظامی آمریکا در منطقه همچنان ادامه دارد و پایان اجرای محاصره به این معنا نیست که همه کشتیها میتوانند بدون بررسیهای امنیتی، ارزیابی بیمهای یا تأیید مسیر حرکت، به روال عادی بازگردند.
ایران نیز مجموعهای از اقدامات موقت را برای تسهیل عبور از تنگه هرمز اعلام کرده است. از جمله این اقدامات میتوان به حذف برخی هزینههای عبور برای یک دوره ۶۰ روزه اشاره کرد. با این حال، مقامات دریایی ایران همچنان از کشتیها میخواهند پیش از ورود، درخواست عبور خود را ثبت کرده و زمان و مسیر حرکت را هماهنگ کنند؛ زیرا خطرات دریانوردی هنوز بهطور کامل از میان نرفته است. این موضوع برای بازار اهمیت زیادی دارد، زیرا اگرچه تنگه هرمز بر اساس توافق باز شده، اما شرایط آن با دوران پیش از بحران یکسان نیست. شرکتهای کشتیرانی همچنان باید خطر مینهای دریایی، محدودیتهای مسیر، اختلال احتمالی در سامانههای ناوبری، هزینههای بیمه جنگی، ایمنی خدمه و احتمال تأخیر در لنگرگاهها را در محاسبات خود لحاظ کنند.
آمارهای اولیه نشان میدهد که رفتوآمد کشتیها بهبود یافته، اما هنوز با شرایط عادی فاصله زیادی دارد. بر اساس دادههای رهگیری کشتیها، در روز ۱۸ ژوئن حدود ۲۵ کشتی تجاری از این مسیر عبور کردهاند؛ در حالی که در شرایط عادی تعداد عبورهای روزانه معمولاً بین ۱۲۰ تا ۱۳۰ کشتی برآورد میشود. این ارقام نشان میدهد که مسیر دوباره فعال شده، اما هنوز تنها بخشی از ظرفیت معمول خود را به کار گرفته است. همچنین گزارشها حاکی از آن است که سه نفتکش غولپیکر عربستان سعودی پس از امضای توافق از تنگه هرمز عبور کردهاند و در مجموع حدود ۶ میلیون بشکه نفت خام حمل میکردهاند. این موضوع برای بازار نفت یک نشانه مهم محسوب میشود، زیرا عبور چنین نفتکشهایی تنها زمانی انجام میشود که مالکان کشتی، اجارهکنندگان، شرکتهای بیمه و نهادهای مسئول شرایط عبور را قابل قبول ارزیابی کرده باشند. با این حال، عبور چند کشتی بزرگ به معنای بازگشت کامل بازار به وضعیت عادی نیست.
بازار نفت خام نیز به سرعت به کاهش نگرانیهای عرضه واکنش نشان داد. قیمت نفت برنت در طول هفته کاهش یافت، زیرا معاملهگران احتمال بازگشت تدریجی جریان صادرات از خلیج فارس و همچنین امکان افزایش صادرات ایران را در محاسبات خود لحاظ کردند. با این وجود، افت قیمت نفت نباید بهعنوان بازگشت کامل ثبات به بازار انرژی تلقی شود. بازار معاملات آتی معمولاً سریعتر از بازار فیزیکی واکنش نشان میدهد، در حالی که تجارت واقعی نفت به زمان بیشتری برای هماهنگی نیاز دارد. صف نفتکشها، ازدحام بنادر، تغییرات بیمهای، برنامهریزی پالایشگاهها و فرایندهای اداری همگی ممکن است روزها یا حتی هفتهها زمان ببرند تا به وضعیت عادی نزدیک شوند.
برای بازار قیر، پیامدها پیچیدهتر و تخصصیتر از بازار نفت خام است. قیمت قیر در خلیج فارس تحت تأثیر مجموعهای از عوامل قرار دارد؛ از جمله جهت حرکت قیمت نفت، میزان دسترسی به خوراک پالایشگاهی، نرخ بهرهبرداری پالایشگاهها، هزینه بشکههای فلزی، کرایه حمل دریایی، در دسترس بودن کشتیها، ریسکهای ناشی از تحریم و شیوههای نقلوانتقال مالی. اگر قیمت نفت به کاهش خود ادامه دهد و عبور از هرمز روانتر شود، فشار هزینهای ناشی از خوراک پالایشگاهها نیز کاهش خواهد یافت. در چنین شرایطی معمولاً فشار صعودی بر نرخهای صادراتی بنادر ایران، عراق، بحرین و سایر عرضهکنندگان منطقه کاهش پیدا میکند. با این حال، اگر هزینه حمل و بیمه همچنان بالا باقی بماند، خریداران در بازارهای مقصد احتمالاً کاهش محسوسی در نرخهای تحویلشده مشاهده نخواهند کرد؛ بهویژه در بازارهای آفریقا و شرق آسیا.
صادرات قیر ایران احتمالاً نخستین بخشی خواهد بود که از پایان اجرای محاصره دریایی بهره میبرد. بندرعباس، مسیرهای تجاری مرتبط با جبلعلی و شبکههای صادرات مجدد منطقه ممکن است با افزایش تقاضا و استعلام قیمت روبهرو شوند، مشروط بر اینکه مالکان کشتیها اعتماد بیشتری به شرایط منطقه پیدا کنند. اما سرعت این روند به نحوه اجرای توافق بستگی دارد. اگر کشتیها همچنان ناچار به دریافت مجوزهای عبور یا استفاده از مسیرهای محدود باشند، هزینه ناشی از زمان انتظار همچنان در قیمتهای پیشنهادی باقی خواهد ماند. در نتیجه ممکن است فروشندگان برای نرخهای مبدأ انعطاف بیشتری نشان دهند، اما قیمتهای تحویلشده همچنان تحت حمایت هزینههای حمل باقی بمانند.
بازار محمولههای فلهای نیز احتمالاً رفتاری متفاوت از محمولههای بشکهای خواهد داشت. محمولههای فلهای بیش از هر چیز به وضعیت کشتیها، بیمه دریایی و زمانبندی بنادر وابسته هستند. حتی یک تأخیر کوتاه میتواند هزینههای دموراژ، گرمایش محموله و کل اقتصاد حمل را تحت تأثیر قرار دهد. در مقابل، محمولههای بشکهای ممکن است سریعتر به شرایط عادی نزدیک شوند؛ زیرا میتوانند از مسیرهای متنوعتری استفاده کنند و وابستگی کمتری به کشتیهای بزرگ تخصصی دارند.
چشمانداز کوتاهمدت بازار نسبت به روزهای بحران امیدوارکنندهتر است، اما هنوز نمیتوان آن را کاملاً باثبات توصیف کرد. توقف اجرای محاصره دریایی آمریکا یکی از مهمترین موانع صادرات را از میان برداشته است. افزایش تدریجی عبور نفتکشها نیز نشان میدهد که حرکت تجاری دوباره امکانپذیر شده است. با این حال، ریسکهای عملیاتی و سیاسی همچنان پابرجا هستند. مینهای دریایی باید پاکسازی یا دور زده شوند، شرکتهای بیمه احتمالاً تا زمان ثبت چندین روز عبور ایمن، نرخهای بالاتری مطالبه خواهند کرد و مالکان کشتیها نیز ممکن است همچنان برای پذیرش برخی سفرها خواهان کرایههای بیشتر باشند.
اگر روند فعلی ادامه یابد و تعداد عبور کشتیها از حدود ۲۵ فروند در روز به سطوح نزدیکتر به شرایط عادی برسد، احتمال کاهش تدریجی نرخهای صادراتی قیر در خاورمیانه افزایش خواهد یافت. اما اگر محدودیتهای عملیاتی و هزینههای بیمه برای مدت طولانی باقی بمانند، نرخهای تحویلشده در بسیاری از بازارها همچنان در سطوح نسبتاً بالا حفظ خواهند شد. در چنین شرایطی بازار با کاهش یکنواخت قیمت روبهرو نخواهد شد، بلکه تفاوت میان مبادی مختلف، نوع بستهبندی و مقصدهای گوناگون بیشتر خواهد شد.
