به گزارش دنیای نفت و قیر، بازار جهانی قیر در آستانه ورود به فصلی قرار گرفته است که پیامدهای آن تنها به صنعت راهسازی محدود نمیشود و میتواند برنامهریزی اقتصادی در خاورمیانه، جنوب آسیا و بخشهایی از آفریقا را تحت تاثیر قرار دهد. تغییرات اخیر در نرخهای صادراتی در مبادی اصلی عرضه، همراه با نوسانات هزینه حمل دریایی و الگوی فعالیت پالایشگاهها، به تدریج در حال اثرگذاری بر بودجههای عمرانی و سیاستهای خرید در کشورهای واردکننده است. در منطقه خلیج فارس، که درآمد حاصل از فرآوردههای نفتی سهم قابل توجهی در منابع مالی دولتها دارد، تنظیم حجم تولید و قیمتگذاری قیر با برنامههای مالی و سطح بهرهبرداری صنعتی ارتباط مستقیم دارد. در جنوب آسیا نیز، جایی که توسعه راهها با رشد اقتصادی گره خورده است، حتی تغییرات محدود در نرخ قیر میتواند زمانبندی مناقصهها و تخصیص منابع عمومی را دستخوش بازنگری کند.
تا اواخر فوریه ۲۰۲۶، نرخهای فوب گرید۷۰/۶۰ در خلیج فارس نسبت به ابتدای سال افزایش ملایمی را تجربه کرده است. ارزیابیهای بازار نشان میدهد محمولههای صادراتی ایران در مقایسه با ماه دسامبر در سطوح بالاتری مورد مذاکره قرار میگیرند که این موضوع عمدتاً به رشد قیمت وکیوم باتوم به عنوان خوراک اصلی تولید و همچنین تقاضای باثبات منطقهای مرتبط است. عرضه تولیدی بحرین نیز روندی مشابه را دنبال کرده و با اتکا به انضباط در حجم تولید و تعهدات قراردادی، از افزایش نرخها حمایت کرده است. در سنگاپور، شاخصهای قیمتی نسبتاً باثبات ماندهاند، هرچند گزارشها حاکی از آن است که فاصله قیمتی میان عرضه خاورمیانه و بازار آسیا نسبت به فصل قبل محدودتر شده است.
اقتصاد خوراک پالایشگاهی همچنان در مرکز تحولات بازار قرار دارد. وکیوم باتوم که ماده اولیه اصلی تولید قیر محسوب میشود، همگام با شاخصهای نفت خام تقویت شده است. نفت برنت در سایه مدیریت عرضه از سوی اوپکپلاس و تقاضای مقاوم در آسیا در سطح نسبتاً بالایی تثبیت شده است. اگرچه دامنه نوسان نفت نسبت به سالهای گذشته محدودتر بوده، اما همین تمایل صعودی نقش تکیهگاه قیمتی برای قیر را ایفا کرده است. پالایشگاههای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با توجه به تغییرات فصلی تقاضا، ترکیب تولید خود را میان نفت کوره، فرآوردههای میانتقطیر و قیر تنظیم کردهاند تا حاشیه سود بهینه حفظ شود.
تحولات بخش حمل دریایی نیز لایهای دیگر به پیچیدگی بازار افزوده است. نرخ کرایه کشتیهای فلهبر در مسیر خلیج فارس به شرق آفریقا و شبهقاره هند از ماه ژانویه با افزایشهای مقطعی همراه بوده است. کارگزاران کشتیرانی از محدودیت در دسترسی به شناورها و افزایش مدت سفر به دلیل ملاحظات امنیتی در مسیر دریای سرخ خبر میدهند. اگرچه همه محمولهها تغییر مسیر ندادهاند، اما افزایش حق بیمه و تدابیر احتیاطی هزینه کلی حمل را بالا برده است. برای واردکنندگانی که با حاشیه سود محدود فعالیت میکنند، این افزایش هزینه در مذاکرات قراردادهای تحویل سهماهه دوم سال نقش تعیینکننده دارد.
هند همچنان یکی از کانونهای اصلی تقاضای جهانی قیر به شمار میرود. برنامههای توسعه بزرگراهی که با حمایت دولت پیش میرود، مصرف را در سطح بالایی نگه داشته است، اما چرخههای خرید هدفمندتر شدهاند. برخی نهادهای ایالتی رویکرد خرید تدریجی را در پیش گرفتهاند تا در شرایط نامطمئن حمل دریایی، در معرض ریسک بالای معاملات نقدی قرار نگیرند. تولید داخلی هند بخشی از نیاز بازار را پوشش میدهد، اما واردات برای تامین برخی گریدها و اجرای بهموقع پروژهها همچنان ضروری است. فعالان بازار در بمبئی گزارش میدهند که خریداران نسبت به احتمال اصلاح کوتاهمدت نرخها هوشیارند، اما به دلیل تعهدات پروژهای تمایل ندارند خرید را بیش از حد به تعویق بیندازند.
در شرق آفریقا، پروژههای زیرساختی در کنیا، تانزانیا و اتیوپی جریان واردات را در سطحی پایدار حفظ کرده است. بندر مومباسا و دارالسلام همچنان مراکز اصلی تخلیه و توزیع مجدد به کشورهای همجوار محسوب میشوند. ثبات نسبی ارز در این کشورها تا حدی از واردات حمایت کرده، هرچند شرایط تامین مالی به روند نرخ بهره جهانی وابسته است. واردکنندگان منطقه با دقت عرضه خلیج فارس را رصد میکنند، زیرا رقابت خریداران جنوب آسیا میتواند در تخصیص محمولهها نقش داشته باشد.
در ایران، جریان صادرات با وجود محدودیتهای لجستیکی و مالی ناشی از تحریمها ادامه دارد. گزارشها نشان میدهد ساختار معاملات بیش از گذشته از مسیر واسطهها انجام میشود و شرایط پرداخت انعطافپذیرتری در نظر گرفته میشود. بندرعباس همچنان یکی از نقاط اصلی بارگیری است و بنادر دیگر نیز متناسب با حجم محموله و الزامات اسنادی فعال هستند. برنامههای تعمیرات دورهای در برخی مجتمعهای پالایشگاهی طی سهماهه نخست سال، عرضه نقدی را اندکی محدود کرده و در مذاکرات قیمتی نقش حمایتی داشته است.
تولید بحرین که عمدتاً در پالایشگاه سیترا (Sitra) انجام میشود، بیشتر به مشتریان قراردادی اختصاص دارد. منابع بازار اعلام میکنند که نوسازی این پالایشگاه به ثبات عملیاتی بیشتر انجامیده و امکان برنامهریزی دقیقتر برای صادرات را فراهم کرده است. این ثبات باعث شده محمولههای بحرینی در مذاکرات منطقهای به عنوان یکی از مراجع قیمتی مورد توجه قرار گیرند.
در جنوب شرق آسیا، سنگاپور جایگاه خود را به عنوان مرکز تجاری و ترکیب محمولهها حفظ کرده است. اگرچه رشد تقاضا در این منطقه چشمگیر نبوده، اما مصرف پایدار در اندونزی و ویتنام سطح پایه نیاز را تثبیت کرده است. عملیات ترکیب و ذخیرهسازی با توجه به کاهش فاصله قیمتی میان عرضه خاورمیانه و هزینه تحویل در آسیا با احتیاط بیشتری انجام میشود. در شرایط فعلی، نگهداری ذخایر بزرگ نسبت به دورههایی که ساختار بازار امکان سود از اختلاف زمانی قیمت را فراهم میکرد، کمتر است.
برای سهماهه پیش رو، سه مسیر احتمالی از سوی تحلیلگران مطرح میشود. در سناریوی نخست، تداوم استحکام نسبی نفت خام همراه با محدودیت عرضه به دلیل تعمیرات فصلی پالایشگاهها میتواند زمینه رشد ملایم بیشتر نرخهای فوب در خلیج فارس را فراهم کند، بهویژه اگر کرایه حمل همچنان بالا بماند. در چنین شرایطی، خریداران ممکن است بخشی از نیاز خود را در ابتدای فصل تثبیت کنند.
در سناریوی دوم، ثبات نسبی در بازار نفت و افزایش نرخ بهرهبرداری پالایشگاهها پس از پایان تعمیرات میتواند تعادل میان عرضه و تقاضا را حفظ کند. اگر وضعیت امنیتی مسیرهای دریایی بهبود یابد و کرایه حمل کاهش پیدا کند، نرخها احتمالاً در سطوح کنونی نوسان محدود خواهند داشت و خریداران میتوانند سیاست خرید متوازنتری اتخاذ کنند.
سناریوی سوم به احتمال کاهش نرخها اشاره دارد. افت قیمت نفت خام در نتیجه فشارهای اقتصاد کلان یا تغییر سیاست تولیدی اوپکپلاس میتواند هزینه خوراک را پایین بیاورد. در صورت همزمانی این روند با بهبود دسترسی به شناورها، نرخ تحویل در بازارهای اصلی وارداتی کاهش خواهد یافت. با این حال، انضباط تولید در پالایشگاههای خلیج فارس ممکن است دامنه افت را محدود کند.
ملاحظات مالی نیز در این مقطع اهمیت دارد. نرخهای بهره در اقتصادهای بزرگ همچنان بالاتر از میانگین پیش از همهگیری است و این موضوع بر تامین مالی پروژهها و استقراض دولتها اثر میگذارد. برنامههای عمرانی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه با دقت بیشتری از نظر پایداری مالی بررسی میشود و نوسان در نرخ قیر میتواند محاسبات بودجهای را تحت فشار قرار دهد.
در حوزه مقررات زیستمحیطی، برخی کشورهای اروپایی استانداردهای سختگیرانهتری درباره استفاده از آسفالت بازیافتی و کاهش انتشار آلایندهها در پروژههای راهسازی اعمال میکنند. هرچند این سیاستها در کوتاهمدت بازار صادراتی خاورمیانه را متحول نمیکند، اما در افق بلندمدت میتواند الگوی مصرف را تغییر دهد و صادرکنندگان را به بازنگری در برنامههای تولید ترغیب کند.
گزارشهای میدانی از بازرگانان، کارگزاران حمل و مسئولان خرید نشان میدهد فضای عمومی بازار محتاطانه اما متمایل به ثبات است. تمایل به معاملات پرریسک و انباشت سفتهبازانه محدود بوده و تمرکز اصلی بر مدیریت ریسک، تنوعبخشی به منابع تامین و انعقاد قراردادهای منعطف قرار دارد. نبود شوک ناگهانی در دو ماه نخست سال باعث شده تصمیمگیریها با سنجش بیشتری انجام شود.
سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ میتواند جهتگیری ادامه سال را مشخص کند. اگر روند کنونی شامل استحکام نسبی نفت، عرضه منظم پالایشگاهها و نوسان کنترلشده حمل ادامه یابد، افزایش تدریجی نرخها محتملتر از جهش ناگهانی خواهد بود. در مقابل، هر تحول ژئوپلیتیکی مهم در مسیرهای دریایی یا سیاست انرژی میتواند انتظارات بازار را به سرعت تغییر دهد.
برای کشورهای واردکننده در جنوب آسیا و شرق آفریقا، ماههای آینده آزمونی برای توازن میان محدودیتهای بودجهای و اهداف توسعه زیرساختی خواهد بود. برای صادرکنندگان خلیج فارس نیز ثبات عملیاتی و مدیریت بهینه خوراک در حفظ موقعیت رقابتی اهمیت اساسی دارد. در این فضای درهمتنیده اقتصادی، قیر به عنوان یک کالای صنعتی راهبردی جایگاه خود را تثبیت کرده و مسیر قیمتی آن با برنامههای توسعه منطقهای ارتباط مستقیم دارد.
