نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

هم‌ترازی ژئو‌اقتصادی در الگوی تقاضا و تجارت قیر در منطقه CIS

به گزارش دنیای نفت و قیر، تحولات زنجیره‌های تأمین در اوراسیا موجب تمرکز بیشتر بر رفتار بازار قیر در منطقه CIS شده است، زیرا تغییرات اخیر در مسیرهای حمل‌ونقل، دسترسی به منابع و نوع قراردادهای تأمین، روندهای کلان ساخت‌وساز در کشورهای پیرامونی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. نوسان ظرفیت تولید و واردات این منطقه پیامدهای مشخصی برای کشورهایی در خاورمیانه دارد که به دلیل فعالیت‌های گسترده عمرانی، به ثبات قیمت و تأمین پایدار قیر وابسته‌اند. به همین علت، ارزیابی حجم نیاز سالانه، منابع تأمین خارجی، و توان تولید درون‌منطقه‌ای به موضوعی مهم در تحلیل‌های اقتصادی تبدیل شده است.

منطقه CIS شامل ارمنستان، جمهوری آذربایجان، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، مولداوی، روسیه، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان به‌عنوان شریک وابسته است. این مجموعه به دلیل برنامه‌های عمرانی، نوسازی جاده‌ها، پروژه‌های صنعتی و طرح‌های شهری، تقاضای قابل‌توجهی برای قیر دارد. برآوردها نشان می‌دهد که مجموع مصرف سالانه این کشورها بین ۷.۵ تا ۸.۲ میلیون تن است و بیشترین مقدار مصرف در دوره‌های فعال ساخت‌وساز یعنی از اواخر بهار تا اوایل پاییز ثبت می‌شود. این تقاضا با تغییرات بودجه‌های دولتی، شرایط اقلیمی و وضعیت تعمیرات پالایشگاه‌ها دچار نوسان می‌گردد.

روسیه بزرگ‌ترین تولیدکننده قیر در منطقه است و معمولاً بخش عمده نیاز خود را به‌طور داخلی تأمین می‌کند. ظرفیت سالانه تولید این کشور بیش از ۴.۵ میلیون تن برآورد می‌شود، اگرچه مقدار قابل‌عرضه به بازارهای خارجی بسته به سیاست‌های داخلی و تعمیرات پالایشگاهی تغییر می‌کند. قزاقستان با تولید ۹۰۰ هزار تا ۱.۱ میلیون تن در سال، نقش مهمی در تأمین منطقه دارد. ازبکستان نیز با توسعه واحدهای پالایشی در بخارا، توان تولید ۳۰۰ تا ۳۵۰ هزار تن در سال را حفظ کرده است. با این حال، برخی کشورهای CIS به دلیل کمبود ظرفیت پالایشی، فاصله جغرافیایی پروژه‌ها با منابع تولید و محدودیت‌های فنی، همچنان ناچار به واردات هستند.

ارمنستان، قرقیزستان، تاجیکستان و مولداوی از جمله کشورهایی هستند که به‌صورت مشترک بین ۶۰۰ تا ۷۵۰ هزار تن قیر در سال وارد می‌کنند. ارمنستان سالانه حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ هزار تن نیاز دارد که بخش عمده آن از مسیر بندرها و جاده‌های گرجستان تأمین می‌شود و در دوره‌های اوج مصرف، از ایران نیز واردات انجام می‌دهد. قرقیزستان به ۲۰۰ تا ۲۳۰ هزار تن قیر نیاز دارد که بیشتر آن از قزاقستان و روسیه وارد می‌شود. در سال‌های اخیر، برخی شرکت‌های ساخت‌وساز در این کشور مسیرهای جایگزین حمل را آزمایش کرده‌اند تا کمبودهای فصلی را کاهش دهند. تاجیکستان به ۱۶۰ تا ۱۸۰ هزار تن نیاز دارد و به دلیل محدودیت پالایشگاهی، بیشتر حجم موردنیاز خود را از قزاقستان و ازبکستان دریافت می‌کند. مولداوی نیز سالانه ۱۴۰ تا ۱۶۰ هزار تن مصرف دارد که از رومانی، بلاروس و گاهی اوکراین تأمین می‌شود.

بلاروس همچنان یک مرکز مهم پالایشی در منطقه CIS است و سالانه بیش از ۶۰۰ هزار تن قیر قابل صادرات تولید می‌کند. پالایشگاه‌های موزیِر  (Mozyr)و نافتان (Naftan) نقش اصلی را در تولید این کشور دارند و محصولات آن علاوه بر مصرف داخلی، به مولداوی، بخش‌هایی از غرب روسیه و برخی پروژه‌های عمرانی در قزاقستان صادر می‌شود. جمهوری آذربایجان نیز با افزایش ظرفیت تولید، بخشی از قیر موردنیاز خود را تأمین کرده و حجم محدودی را به گرجستان و مناطق اطراف صادر می‌کند. ترکمنستان با ظرفیت بالای پالایشی، عمده تولید خود را در پروژه‌های داخلی مصرف می‌کند و تنها در برخی دوره‌ها مازاد خود را به ازبکستان یا افغانستان عرضه می‌نماید.

ایران مهم‌ترین صادرکننده خارجی قیر به بازار CIS محسوب می‌شود و بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار تن در سال به این منطقه عرضه می‌کند. مسیرهای اصلی ورود شامل ارمنستان، جمهوری آذربایجان و شبکه‌های حمل‌ونقل آسیای مرکزی است. انعطاف در قیمت‌گذاری و سازگاری کیفیت محصول با استانداردهای عمرانی این منطقه، موقعیت ایران را تقویت کرده است. ترکیه نیز سهم قابل‌توجهی در تأمین منطقه دارد اما حجم صادرات آن کمتر از ایران است و عمدتاً از مسیر دریای سیاه و گذرگاه‌های قفقاز انجام می‌شود. رومانی و بلغارستان نیز بخشی از نیاز کشورهای نزدیک به دریای سیاه را تأمین می‌کنند و در برخی دوره‌ها با توجه به تولید پالایشگاه‌های داخلی خود، امکان صادرات بیشتری دارند.

الگوی توزیع مصرف در منطقه CIS نشان می‌دهد که حدود ۶۰ درصد قیر در طرح‌های گسترش جاده‌ها، روکش‌سازی مسیرهای پرتردد و نوسازی شهری مصرف می‌شود. حدود ۲۰ درصد برای پروژه‌های صنعتی، مراکز لجستیکی و تأسیسات تجاری به کار می‌رود و ۲۰ درصد باقی‌مانده نیز به پروژه‌های شهری، فرودگاهی و مسیرهای روستایی اختصاص می‌یابد. قزاقستان، ازبکستان و روسیه در سال‌های اخیر برنامه‌های حمل‌ونقل بلندمدت خود را توسعه داده‌اند و این موضوع موجب شده تقاضا برای قیر حتی در دوره‌هایی که بودجه‌های عمرانی کاهش یافته، همچنان پایدار بماند.

پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد مصرف سالانه قیر در منطقه CIS تا پایان دهه ممکن است به ۸.۵ تا ۹ میلیون تن برسد. بیشترین رشد احتمالی در قزاقستان، ازبکستان و جمهوری آذربایجان مشاهده خواهد شد؛ زیرا این کشورها به اجرای طرح‌های توسعه مسیرهای تجاری و پروژه‌های بزرگراهی متعهد شده‌اند. این افزایش نیاز فرصت‌هایی برای کشورهایی ایجاد می‌کند که امکان عرضه مستمر و پایدار به بازار دارند. کشورهایی که ظرفیت پالایشگاهی محدود دارند، احتمالاً همچنان به واردات از ایران، قزاقستان و روسیه وابسته خواهند ماند.

مجموع واردات منطقه CIS سالانه بین ۱.۶ تا ۱.۹ میلیون تن برآورد می‌شود. در این میان ایران بیشترین سهم را دارد و پس از آن رومانی، ترکیه، بلاروس، بلغارستان و قزاقستان قرار می‌گیرند. مسیرهای ترانزیت شامل گذرگاه‌های قفقاز جنوبی، خطوط ریلی آسیای مرکزی و مسیرهای دریایی دریای سیاه هستند و تلاش‌هایی برای افزایش ظرفیت انبارش و پایداری حمل در دوره‌های اوج مصرف در جریان است.

با وجود اینکه بخش عمده نیاز منطقه در داخل تولید می‌شود، پروژه‌های ارتقای پالایشگاهی همچنان عامل تعیین‌کننده در دسترسی بازار به قیر با کیفیت مناسب هستند. پالایشگاه‌های روسیه بر تولید انواع مقاوم برای مسیرهای طولانی تمرکز کرده‌اند. قزاقستان در حال توسعه خطوط هیدروتریتینگ و سیستم‌های کنترل کیفیت است تا حجم واردات را کاهش دهد. ازبکستان نیز با نوسازی واحدهای پالایشی به دنبال تثبیت تأمین سالانه خود است. بلاروس همچنان صادرکننده معتبر قیر در منطقه محسوب می‌شود و محصولات آن در طرح‌های جاده‌ای سنگین مورد استفاده قرار می‌گیرد. با این حال، چالش‌هایی مانند محدودیت شبکه ریلی، شرایط اقلیمی زمستان و کمبود انبارهای مقاوم به سرما باعث ایجاد فاصله مقطعی میان عرضه و تقاضا می‌شود.

ارزیابی‌های تحلیلی نشان می‌دهد که بازار قیر منطقه CIS در سال‌های آینده همچنان تحت تأثیر سیاست‌های عمرانی، پایداری تولید پالایشگاه‌ها و کارآمدی مسیرهای حمل‌ونقل باقی خواهد ماند. وابستگی برخی کشورها به واردات کاهش محسوسی نخواهد یافت مگر با ایجاد واحدهای پالایشی جدید. کشورهایی که امکان صادرات دارند نیز ناچار خواهند بود میان نیاز داخلی و سفارش‌های منطقه‌ای تعادل برقرار کنند. افزایش قراردادهای بلندمدت، گسترش پایانه‌های ذخیره‌سازی و هماهنگی بهتر لجستیکی می‌تواند به ثبات بیشتر بازار کمک کند و شرایط قابل پیش‌بینی‌تری برای طرح‌های عمرانی در سراسر منطقه فراهم سازد.