نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

نقش اسرائیل در تنش های اخیر خاورمیانه و تاثیر آن بر تجارت جهانی قیر و نفت

به گزارش دنیای نفت و قیر، تحرکات نظامی اخیر اسرائیل و تداوم بی‌ثباتی امنیتی در خاورمیانه، بار دیگر محیط ریسک را در بازارهای جهانی انرژی تقویت کرده است؛ موضوعی که نه‌تنها برای نفت خام بلکه برای فرآورده‌های آن مانند قیر نیز اهمیت فوری دارد. اگرچه اختلال مستقیم در عرضه در مقیاس شوک‌های تاریخی نفتی رخ نداده، واکنش بازارها عمدتاً از مسیر افزایش ریسک ژئوپلیتیکی، حساسیت بالاتر حمل‌ونقل دریایی و نگرانی نسبت به امنیت مسیرهای صادراتی شکل گرفته است. برای خاورمیانه که بخش مهمی از تجارت جهانی قیر از این منطقه تأمین می‌شود، این وضعیت فضای تجاری فشرده‌تری ایجاد کرده که در آن قیمت‌گذاری، رفتار قراردادها و استراتژی‌های خرید و فروش بیش از گذشته تحت تأثیر برداشت امنیتی قرار دارد، نه فقط عوامل فیزیکی عرضه و تقاضا.

عملیات‌های اسرائیل در ماه‌های گذشته عمدتاً در متن جنگ غزه، تنش‌های مرزی شمالی با حزب‌الله و همچنین درگیری‌های غیرمستقیم مرتبط با شبکه‌های همسو با ایران در منطقه قرار داشته است. حتی در شرایطی که این تحولات مستقیماً زیرساخت‌های نفتی را هدف قرار نمی‌دهند، بازار انرژی معمولاً به احتمال گسترش بحران واکنش نشان می‌دهد، نه صرفاً به خسارت قطعی. همین نکته توضیح می‌دهد که چرا قیمت‌های جهانی نفت می‌توانند در نبود کاهش واقعی تولید نیز تقویت شوند و چرا صادرکنندگان و واردکنندگان قیر پیش از هرگونه اختلال واقعی در مسیرهای حمل، شروع به تغییر شرایط تجاری می‌کنند.

نفت خام مهم‌ترین کانال انتقال تنش‌های امنیتی منطقه‌ای به بازار قیر است. قیمت قیر به‌شدت به اقتصاد پالایشگاه‌ها، ارزش نفت کوره و هزینه جایگزینی مواد سنگین وابسته است. زمانی که نفت خام به دلیل ریسک سیاسی افزایش می‌یابد، پالایشگاه‌ها ساختار قیمت‌گذاری محصولات را بازتنظیم می‌کنند و صادرکنندگان قیر در خلیج فارس و بازارهای اطراف معمولاً قیمت‌های FOB بالاتری را حفظ می‌کنند. نتیجه این است که حتی یک تشدید محدود در منطقه می‌تواند موجب افزایش تدریجی پیشنهادهای صادراتی قیر شود، به‌ویژه برای گریدهایی مانند ۷۰/۶۰ که در پروژه‌های زیرساختی آسیا و آفریقا مصرف گسترده دارند.

خاورمیانه جایگاه مرکزی در عرضه جهانی قیر دارد. مراکز صادراتی در خلیج فارس، عراق و تولیدکنندگان همسایه، تقاضای بازارهایی مانند هند، شرق آفریقا، جنوب شرق آسیا و بخش‌هایی از اروپا را پوشش می‌دهند. در چنین معماری تجاری، بی‌ثباتی امنیتی هزینه‌ها را از چند مسیر هم‌زمان افزایش می‌دهد: بیمه کشتی‌ها گران‌تر می‌شود، نرخ حمل‌ونقل نوسانی‌تر می‌گردد، خریداران برای جلوگیری از کمبود احتمالی خرید را جلو می‌اندازند و فروشندگان مدت اعتبار قیمت را کوتاه‌تر می‌کنند. این واکنش‌های رفتاری معمولاً پیش از هر اختلال واقعی در جریان محموله‌ها رخ می‌دهد، بنابراین اثر تجاری تنش‌ها زودتر از محدودیت فیزیکی احساس می‌شود.

نقش عربستان سعودی در این محیط بسیار تعیین‌کننده است. عربستان وارد جنگ مستقیم با اسرائیل نیست، اما یکی از عوامل اصلی ثبات بازار نفت از طریق نقش خود در اوپک‌پلاس و ظرفیت تولید مازاد محسوب می‌شود. اولویت راهبردی ریاض معمولاً جلوگیری از جهش‌های کنترل‌نشده قیمت است؛ جهش‌هایی که می‌توانند تقاضا را تخریب کرده یا واکنش‌های سیاستی مصرف‌کنندگان بزرگ را فعال کنند. با این حال، تصمیم‌گیری عربستان نسبت به شرایط امنیتی منطقه نیز حساس است. در دوره‌های تنش، عربستان ممکن است رویکرد محتاطانه‌تری در عرضه اتخاذ کند که از سطح قیمت‌ها در محدوده بالاتر حمایت کند. برای بازار قیر، این به‌طور غیرمستقیم به معنای تقویت قیمت خوراک و کاهش انعطاف نزولی پیشنهادهای FOB منطقه است.

چین دیدگاهی متفاوت دارد که ناشی از جایگاه دوگانه آن به‌عنوان واردکننده بزرگ نفت و اقتصاد زیرساخت‌محور است. نگرانی اصلی پکن در دوره‌های تنش خاورمیانه، امنیت مسیرهای انرژی و جلوگیری از تورم هزینه‌های وارداتی است. چین معمولاً از طریق مدیریت ذخایر راهبردی، تنوع‌بخشی به منابع واردات و پیام‌های دیپلماتیک در حمایت از کاهش تنش واکنش نشان می‌دهد. در بازار قیر، تقاضای چین به چرخه‌های داخلی پروژه‌های عمرانی وابسته است و افزایش هزینه انرژی می‌تواند زمان‌بندی خرید و رفتار مناقصات را تغییر دهد. خریداران چینی ممکن است به سمت قراردادهای باثبات‌تر یا منابع جایگزین حرکت کنند زمانی که ریسک منطقه‌ای افزایش می‌یابد.

هند به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان قیر جهان و بازار عظیم راه‌سازی، در معرض مستقیم دینامیک صادرات خاورمیانه قرار دارد. خرید هند غالباً مناقصه‌محور است و حساسیت قیمتی بالاست، زیرا برنامه‌های ملی توسعه جاده‌ای بسیار گسترده‌اند. در فضای ریسک بالا، خریداران هندی ممکن است واردات را تسریع کنند، موقتاً قیمت‌های بالاتر را بپذیرند یا بیشتر به عرضه‌کنندگانی تکیه کنند که اطمینان لجستیکی ارائه می‌دهند. تقاضای ساختاری هند همچنان قوی است، اما نوسان هزینه می‌تواند بر بودجه‌بندی و رفتار پیمانکاری اثر بگذارد.

اروپا از زاویه‌ای متفاوت نگاه می‌کند که ترکیبی از اولویت‌های مقرراتی و هم‌راستایی ژئوپلیتیکی با ایالات متحده است. بازار زیرساخت اروپا به‌طور فزاینده‌ای تحت قواعد پایداری قرار دارد، اما امنیت انرژی همچنان مسئله‌ای مرکزی است. بی‌ثباتی خاورمیانه تمرکز اروپا بر تنوع‌بخشی عرضه و ذخایر راهبردی را تقویت می‌کند. اگرچه اروپا مقصد اصلی قیر خاورمیانه مانند آسیا نیست، اما خریداران اروپایی نسبت به نوسان نرخ حمل و بیمه حساس‌اند، به‌ویژه در مسیرهای مدیترانه‌ای. بنابراین حتی تغییر محدود FOB می‌تواند اقتصاد هزینه تحویل را تحت فشار قرار دهد.

ایالات متحده تنش خاورمیانه را عمدتاً از منظر ثبات نفت جهانی، کنترل تورم و بازدارندگی امنیتی بررسی می‌کند. واشنگتن معمولاً علاقه‌مند است از اختلال‌هایی که موجب افزایش قیمت سوخت داخلی می‌شوند جلوگیری کند. ابزارهای آمریکا شامل دیپلماسی، تنظیم وضعیت امنیتی و هماهنگی با متحدان است. آمریکا واردکننده بزرگ قیر مانند هند نیست، اما اثر آن بر شاخص‌های جهانی نفت، به‌طور غیرمستقیم اقتصاد قیر را در سراسر جهان تعیین می‌کند. زمانی که سیاست‌های ثبات‌ساز موفق باشند، ریسک کاهش می‌یابد؛ و زمانی که تنش تشدید شود، نوسان نفت به بازار قیر منتقل می‌شود.

نقش ایران در این وضعیت محوری است. ایران و اسرائیل رقبای راهبردی هستند و تقابل غیرمستقیم میان آنها بارها احتمال سرریز بحران را افزایش داده است. برای بازار نفت، نگرانی اصلی تنها حجم عرضه ایران نیست، بلکه امنیت تنگه هرمز است که بخش بزرگی از صادرات نفت جهان از آن عبور می‌کند. حتی تهدید محدود نسبت به امنیت این مسیر، می‌تواند فوراً بیمه و حمل‌ونقل را گران‌تر کند. برای بازار قیر، صادرکنندگان نزدیک به این گذرگاه با حساسیت بیشتر خریداران مواجه می‌شوند و مذاکرات هزینه تحویل پیچیده‌تر می‌گردد.

فراتر از قدرت‌های بزرگ، واردکنندگان نوظهور در شرق آفریقا و جنوب شرق آسیا بیشترین آسیب‌پذیری را دارند. بسیاری از این کشورها برای توسعه جاده‌ای به واردات قیر وابسته‌اند و توان جذب افزایش سریع هزینه را ندارند. در چنین بازارهایی، تقویت قیمت ناشی از ریسک سیاسی می‌تواند پروژه‌ها را به تعویق اندازد یا زمان‌بندی خرید را تغییر دهد. بنابراین نوسان امنیتی خاورمیانه پیامدهای توسعه‌ای نیز در خارج از منطقه ایجاد می‌کند.

از منظر تجاری، واکنش بازار قیر به تنش‌های مرتبط با اسرائیل معمولاً از چهار مسیر بروز می‌کند. نخست، فروشندگان FOB قیمت‌های بالاتر را به دلیل انتظار افزایش هزینه جایگزینی حفظ می‌کنند. دوم، بازار حمل‌ونقل با بیمه جنگی و تغییر مسیرها نوسان بیشتری پیدا می‌کند. سوم، خریداران رفتار خرید را تنظیم می‌کنند، یا واردات را جلو می‌اندازند یا تعهدات کوتاه‌تر انتخاب می‌کنند. چهارم، ساختار قراردادها سخت‌تر می‌شود، با کاهش اعتبار قیمت و تقویت بندهای فورس ماژور.

در چشم‌انداز کوتاه‌مدت، نفت خام همچنان نسبت به هر نشانه‌ای از تشدید تنش میان اسرائیل و ایران حساس خواهد بود. حتی بدون حمله مستقیم به زیرساخت انرژی، ریسک احتمالی می‌تواند در قیمت‌ها باقی بماند. برای بازار قیر، این بدان معناست که پیشنهادهای صادراتی خاورمیانه احتمالاً در سطح محکم باقی می‌مانند و فضای کاهش شدید محدود خواهد بود، مگر آنکه تقاضای جهانی به دلیل عوامل کلان اقتصادی تضعیف شود. ارزش قیر فله معمولاً با اقتصاد نفت کوره حرکت می‌کند و پرمیوم بسته‌بندی‌ها ثابت‌تر است، بنابراین جهت اصلی همچنان از خوراک انرژی تعیین می‌شود.

پرسش اصلی آینده این است که آیا روابط اسرائیل–ایران در سطح کنترل‌شده باقی می‌ماند یا به سمت تقابل مستقیم‌تر حرکت می‌کند. جنگ تمام‌عیار در سناریوی پایه بسیاری از تحلیلگران نیست، زیرا هزینه‌های اقتصادی و راهبردی آن برای همه طرف‌ها بسیار بالاست. با این حال، احتمال تشدیدهای مقطعی همچنان قابل توجه است. بنابراین ارزیابی واقع‌بینانه باید سناریومحور باشد. در حالت کنترل‌شده، بازار نفت یک ریسک متوسط را حفظ می‌کند و قیمت قیر در محدوده محکم باقی می‌ماند. در حالت تشدید، به‌ویژه اگر امنیت دریایی تحت فشار قرار گیرد، نفت می‌تواند جهش کند و قیر FOB در سطوح بالاتر تثبیت شود، همراه با اختلال حمل. در حالت کاهش تنش، ریسک می‌تواند نرم‌تر شود و قیمت‌ها تا حدی عادی‌تر شوند، هرچند تقاضای ساختاری پروژه‌های راه‌سازی همچنان مصرف پایه را حمایت خواهد کرد.

بطور کلی، تحرکات نظامی اخیر اسرائیل و فضای امنیتی خاورمیانه اهمیت ریسک ژئوپلیتیکی را در شکل‌دهی رفتار بازار نفت و قیر تقویت کرده است. رویکرد تثبیت‌گر عربستان، تمرکز چین بر امنیت عرضه، وابستگی زیرساختی هند، حساسیت اروپا به هزینه حمل، نقش شاخص‌ساز آمریکا و جایگاه محوری ایران، همگی تعیین می‌کنند که ریسک چگونه به نتایج تجاری واقعی منتقل می‌شود. برای صنعت قیر، پیام روشن است: حتی بدون قطع واقعی عرضه، نوسان امنیتی منطقه برای محکم نگه داشتن قیمت‌ها، سخت‌تر شدن شرایط قراردادها و افزایش هزینه‌های لجستیکی در زنجیره جهانی ساخت جاده کافی است.