نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

نااطمینانی سیاسی مرتبط با ایران، بازارهای قیر را در وضعیت هشدار قرار داد

به گزارش دنیای نفت و قیر، افزایش سطح تنش‌های امنیتی پیرامون ایران و ناآرامی‌های مداوم در خاورمیانه، در مقطع کنونی بیش از آنکه به‌معنای قطع فوری عرضه انرژی باشد، به‌معنای افزایش نااطمینانی در یکی از حساس‌ترین مناطق زنجیره تأمین جهانی نفت و فرآورده‌های نفتی است. این نااطمینانی مستقیماً بر هزینه، زمان و قابلیت پیش‌بینی جریان کالا اثر می‌گذارد. خاورمیانه همچنان گذرگاه بخش قابل‌توجهی از صادرات نفت خام، سوخت‌های سنگین و محصولات وابسته به برش‌های سنگین پالایشی است و هرگونه بی‌ثباتی حتی بدون وقوع یک جنگ گسترده می‌تواند هزینه‌های جانبی تجارت را در مقیاس جهانی افزایش دهد. برای قیر، که محصولی با ارزش واحد پایین‌تر نسبت به نفت خام است و سهم لجستیک در قیمت نهایی آن بالاست، این اثرات معمولاً سریع‌تر و شدیدتر منتقل می‌شوند.

بحث درباره احتمال وقوع جنگ در ایران اغلب به‌صورت دوگانه و ساده‌سازی‌شده مطرح می‌شود، اما از منظر بازار قیر، مسئله اصلی «وقوع یا عدم وقوع جنگ» نیست، بلکه طیفی از وضعیت‌های تنش‌آمیز است که هرکدام می‌توانند بر تجارت اثر بگذارند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که حتی تهدید به درگیری، حملات محدود، یا تشدید لحن سیاسی می‌تواند موجب افزایش حق بیمه حمل‌ونقل دریایی، سخت‌گیری بانکی، تأخیر در اسناد تجاری و کاهش تمایل مالکان کشتی به تردد در برخی مسیرها شود. این عوامل بدون آنکه الزاماً تولید را متوقف کنند، هزینه تحویل قیر را بالا می‌برند و برنامه‌ریزی پروژه‌های عمرانی را مختل می‌کنند.

در شرایطی که بازار جهانی نفت در پایان سال ۲۰۲۵ با انتظاراتی از مازاد عرضه و فشار نزولی بر قیمت‌ها روبه‌رو بوده، بسیاری از خریداران تصور می‌کنند مواد اولیه‌ای مانند قیر نیز باید در محیطی کم‌ریسک و ارزان در دسترس باشد. این تصور از نظر قیمتی ممکن است در کوتاه‌مدت درست به نظر برسد، اما از نظر عملیاتی گمراه‌کننده است. قیر بیش از آنکه تابع سطح قیمت نفت باشد، تابع ثبات مسیرهای حمل، دسترسی به کشتی، امکان نقل‌وانتقال پول و پذیرش اسناد توسط بیمه‌گران و بانک‌هاست. هرگونه تنش امنیتی در خلیج فارس یا پیرامون آن، حتی اگر به افزایش شدید قیمت نفت منجر نشود، می‌تواند قیر را در مقصد گران‌تر، دیرتر و با ریسک بالاتر به دست مصرف‌کننده برساند.

ایران در بازار قیر جایگاهی متفاوت از بازار نفت خام دارد. صادرات قیر ایران عمدتاً به بازارهایی انجام می‌شود که حساسیت بالایی به قیمت دارند و پروژه‌های زیربنایی آن‌ها وابسته به تأمین پایدار و نسبتاً ارزان این محصول است. در عین حال، قیر به‌عنوان یک فرآورده نفتی، به‌طور مستقیم در معرض محدودیت‌های مالی، بانکی و بیمه‌ای ناشی از تحریم‌ها قرار دارد. تشدید تنش‌های سیاسی یا امنیتی می‌تواند باعث افزایش نظارت‌ها و سخت‌گیری‌ها شود، به‌گونه‌ای که حتی در نبود تغییر رسمی در مقررات، فضای تجاری محتاط‌تر شود. نتیجه این وضعیت آن است که قیر ممکن است از نظر فیزیکی موجود باشد، اما انتقال آن از مبدأ به مقصد با هزینه و پیچیدگی بیشتری همراه شود.

اثر تنش‌های منطقه‌ای بر بازار قیر را می‌توان از چند مسیر اصلی دنبال کرد. نخست، مسیر حمل‌ونقل دریایی است. هرگونه افزایش ریسک در آبراه‌های حساس موجب بالا رفتن نرخ بیمه جنگ، کاهش تعداد کشتی‌های مایل به تردد و افزایش کرایه حمل می‌شود. از آنجا که سهم حمل‌ونقل در قیمت نهایی قیر بالاست، حتی افزایش محدود کرایه می‌تواند قیمت تحویل‌شده را به‌طور محسوسی بالا ببرد. دوم، مسیر مالی و بانکی است. در دوره‌های تنش، بانک‌ها و مؤسسات مالی معمولاً سیاست‌های محافظه‌کارانه‌تری اتخاذ می‌کنند، اعتبار اسنادی دیرتر گشایش می‌یابد یا با شرایط سخت‌تری همراه می‌شود و این موضوع سرمایه در گردش واردکنندگان را تحت فشار قرار می‌دهد.

سومین مسیر، تأثیر بر عملیات پالایشی و تولید قیر است. قیر محصول برش‌های سنگین پالایشگاه‌هاست و میزان تولید آن به ترکیب نفت خام ورودی، ساختار پالایشگاه و شرایط اقتصادی سایر محصولات سنگین مانند نفت کوره وابسته است. در شرایط نااطمینانی، پالایشگاه‌ها ممکن است ترکیب تولید خود را تغییر دهند یا نرخ بهره‌برداری را تعدیل کنند. این تغییرات می‌تواند عرضه قیر با مشخصات فنی خاص را محدود کند و دسترسی به برخی گریدها را دشوارتر سازد. چهارمین مسیر، رفتار خریداران و کارفرمایان پروژه‌های عمرانی است. افزایش ریسک می‌تواند برخی را به خرید زودهنگام و ذخیره‌سازی ترغیب کند و برخی دیگر را به تعویق مناقصات و پروژه‌ها وادار سازد. این واکنش‌های متفاوت، نوسان تقاضا و بی‌ثباتی بازار را تشدید می‌کند.

با در نظر گرفتن این عوامل، می‌توان چند سناریوی محتمل را برای ماه‌های پیش رو ترسیم کرد، بدون آنکه از منظر سیاسی جانب‌داری شود. در سناریوی نخست، تنش‌ها در سطحی محدود و کنترل‌شده باقی می‌ماند. در این حالت، تولید نفت و قیر مختل نمی‌شود، اما هزینه‌های جانبی تجارت افزایش می‌یابد. واردکنندگان قیر، به‌ویژه در جنوب آسیا و شرق آفریقا، با افزایش کرایه حمل و هزینه‌های مالی روبه‌رو می‌شوند و فاصله قیمت مبدأ تا مقصد بیشتر می‌شود. بازار در ظاهر آرام است، اما حاشیه سودها کاهش می‌یابد و برنامه‌ریزی پروژه‌ها دشوارتر می‌شود.

در سناریوی دوم، تنش‌ها به اقدام‌های محدود نظامی یا حوادث امنیتی در مسیرهای دریایی منجر می‌شود. حتی اگر این رویدادها کوتاه‌مدت باشند، واکنش بازار می‌تواند شدید باشد. افزایش ناگهانی حق بیمه، خروج موقت برخی کشتی‌ها از مسیر و تأخیر در حمل، موجب کمبود مقطعی قیر در بازار نقدی می‌شود. از آنجا که بسیاری از پروژه‌های راه‌سازی به تحویل به‌موقع وابسته‌اند، این کمبود می‌تواند باعث توقف یا کندی عملیات عمرانی شود. هزینه این توقف‌ها معمولاً بیش از افزایش مستقیم قیمت قیر است، اما در محاسبات کوتاه‌مدت به‌خوبی منعکس نمی‌شود.

در سناریوی سوم، بی‌ثباتی گسترده‌تر شامل ناآرامی‌های داخلی و اثرات سرریزی منطقه‌ای می‌شود. در چنین وضعیتی، حتی بدون درگیری فراگیر، مشکلات عملیاتی مانند اختلال در حمل زمینی، بارگیری در بنادر، یا اولویت‌دهی به مصرف داخلی می‌تواند صادرات را کاهش دهد. بازار قیر در این حالت با ترکیبی از عرضه نامنظم، افزایش هزینه و عدم قطعیت کیفی روبه‌رو می‌شود. واردکنندگان ناچار می‌شوند به منابع جایگزین روی آورند که معمولاً گران‌تر است یا مشخصات فنی متفاوتی دارد.

نکته مهم دیگر، ارتباط غیرمستقیم میان تحولات خلیج فارس و سایر مسیرهای دریایی مانند دریای سرخ است. اختلال یا ناامنی در یک منطقه می‌تواند باعث تغییر مسیر کشتی‌ها، افزایش زمان سفر و فشار بر ناوگان جهانی شود. برای قیر، که حمل آن نیازمند مدیریت دما و شرایط خاص است، طولانی شدن مسیرها می‌تواند هزینه‌های عملیاتی و ریسک‌های کیفی را افزایش دهد. این عوامل در نهایت در قیمت تحویل‌شده به مصرف‌کننده نهایی منعکس می‌شود.

برای بازارهای واردکننده قیر، به‌ویژه کشورهایی با ظرفیت پالایشی محدود، این تحولات به‌معنای افزایش اهمیت مدیریت ریسک است. تکیه بیش‌ازحد بر یک مبدأ، آن هم در محیطی پرتنش، می‌تواند آسیب‌پذیری را بالا ببرد. در عین حال، تغییر سریع مبدأ تأمین نیز همیشه ساده نیست، زیرا تفاوت در مشخصات فنی، شرایط حمل و قیمت می‌تواند مشکلات جدیدی ایجاد کند. از این رو، بسیاری از خریداران ناچارند میان ریسک تأمین و ریسک هزینه تعادل برقرار کنند.

از منظر فنی، نوسان در عرضه و عجله در تأمین می‌تواند کیفیت قیر مصرفی را تحت تأثیر قرار دهد. در شرایط فشار بازار، احتمال کاهش دقت در آزمون‌ها، اختلاط نامناسب یا استفاده از گریدهای نزدیک به مشخصات افزایش می‌یابد. این موضوع در بلندمدت می‌تواند به کاهش عمر روسازی‌ها، افزایش هزینه نگهداری و بروز اختلافات قراردادی منجر شود. بنابراین، اثرات تنش‌های منطقه‌ای بر قیر تنها اقتصادی نیست، بلکه فنی و اجرایی نیز هست.

در مجموع، ارزیابی واقع‌بینانه نشان می‌دهد که حتی بدون وقوع یک جنگ تمام‌عیار، افزایش تنش در ایران و خاورمیانه می‌تواند بازار قیر را با دوره‌ای از نوسان، افزایش هزینه‌های جانبی و عدم قطعیت مواجه کند. نفت خام ممکن است تحت تأثیر عوامل کلان اقتصادی در سطوح پایین‌تری معامله شود، اما قیر به‌عنوان محصولی وابسته به لجستیک و تجارت عملیاتی، مسیر متفاوتی را طی کند. در چنین فضایی، تصمیم‌گیری منطقی برای خریداران و مجریان پروژه‌ها مستلزم توجه هم‌زمان به قیمت، زمان تحویل، کیفیت و پایداری تأمین است.

جمع‌بندی این تحلیل آن است که سؤال اصلی برای صنعت قیر در دوره پیش رو این نیست که آیا جنگ رخ می‌دهد یا نه، بلکه این است که شدت و تداوم تنش‌ها تا چه اندازه هزینه و قابلیت پیش‌بینی زنجیره تأمین را تغییر می‌دهد. محتمل‌ترین پیامد، مجموعه‌ای از شوک‌های مقطعی در هزینه حمل، دسترسی به کشتی و فرآیندهای مالی است که به‌ویژه در فصل‌های اوج مصرف قیر خود را نشان می‌دهد. در چنین شرایطی، کشورها و شرکت‌هایی که با برنامه‌ریزی دقیق‌تر، تنوع منابع و کنترل سخت‌گیرانه کیفیت عمل کنند، آسیب کمتری خواهند دید، در حالی که وابستگی بالا و انعطاف‌پذیری پایین می‌تواند هزینه‌های پنهان و آشکاری را به پروژه‌های زیربنایی تحمیل کند.