نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

مصالح آسفالتی بازیافتی به اولویت سیاست‌گذاری در بازارهای جهانی راه‌سازی تبدیل می‌شوند

به گزارش دنیای نفت و قیر، زنجیره‌های تأمین قیر و آسفالت وارد دوره‌ای شده‌اند که در آن مقررات زیست‌محیطی، قواعد مناقصات دولتی و الزام‌های مربوط به استفاده از مواد بازیافتی، به‌طور فزاینده‌ای ساختار تجاری بازارهای راه‌سازی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. انتشار راهنمای به‌روزشده در تاریخ ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶ که بر نقش مصالح بازیافتی مانند  (Reclaimed Asphalt Pavement) RAP  و RAS (Reclaimed Asphalt Shingles) تأکید دارد، نشان‌دهنده جهت‌گیری سیاست‌محور گسترده‌ای است که فراتر از تنظیمات فنی کارخانه‌های آسفالت عمل می‌کند. این تحول برای خاورمیانه اهمیت مستقیم دارد، زیرا کشورهای صادرکننده اصلی قیر باید بیش از گذشته علاوه بر قابلیت اطمینان عرضه و رقابت قیمتی، به انتظارات رو‌به‌رشد بازارهای مقصد در اروپا، آمریکای شمالی و بخش‌هایی از آسیا در زمینه الزامات زیست‌محیطی و مستندسازی عملکرد پایداری توجه کنند.

تمرکز تازه بر RAP و RAS بخشی از محیط سیاست‌گذاری زیرساختی گسترده‌تری است که در آن دولت‌ها استانداردهای مربوط به انتشار آلاینده‌ها در طول عمر پروژه، حداقل درصد استفاده از مواد بازیافتی و اثرات کربنی ساخت راه‌ها را سخت‌گیرانه‌تر می‌کنند. سازمان‌های حمل‌ونقل به‌تدریج گزارش‌دهی زیست‌محیطی را در شروط مناقصه وارد می‌کنند و تولیدکنندگان آسفالت با فشار بیشتری برای اثبات کاهش مصرف قیر تازه روبه‌رو هستند. در چنین شرایطی، قیر دیگر فقط یک کالای خام برای تولید آسفالت تلقی نمی‌شود، بلکه در فضای مقرراتی جدیدی قرار گرفته که با معیارهای انطباق زیست‌محیطی، صلاحیت ورود به پروژه‌های عمومی و پاسخگویی نهادی تعریف می‌شود.

RAP به آسفالتی گفته می‌شود که از سطح راه‌های قدیمی برداشت شده، فرآوری می‌شود و دوباره در مخلوط‌های جدید مورد استفاده قرار می‌گیرد.  RASنیز به ضایعات آسفالت شینگل‌های سقفی اشاره دارد که در صورت کنترل دقیق می‌تواند بخشی از قیر مورد نیاز مخلوط را تأمین کند. هر دو گزینه مسیرهایی برای کاهش وابستگی به مصالح تازه و قیر جدید هستند و هم‌زمان حجم ضایعات دفنی را کاهش می‌دهند. گسترش استفاده از این مواد به‌ویژه در مناطقی تقویت شده که بودجه‌های زیرساختی با معیارهای زیست‌محیطی و سیاست‌های کاهش کربن پیوند خورده است.

برای مناطق صادرکننده قیر، به‌ویژه حوزه خلیج فارس و خاورمیانه، رشد سیاست‌های مرتبط با RAP/RAS لایه تازه‌ای از تمایز بازار ایجاد می‌کند. خریداران در بازارهای پیشرفته ممکن است بیش از گذشته تأمین‌کنندگانی را ترجیح دهند که بتوانند از راهکارهای آسفالت کم‌کربن پشتیبانی کنند و محصولاتشان با مخلوط‌های دارای درصد بالای مواد بازیافتی سازگار باشد. اگرچه خاورمیانه همچنان یکی از مراکز کلیدی عرضه قیر گرید نفوذی است، اما صادرکنندگان با انتظارات جدیدی در زمینه قابلیت رهگیری محصول، ارائه داده‌های زیست‌محیطی و انطباق با معیارهای جدید روبه‌رو خواهند شد.

از دیدگاه تجاری، حرکت به سمت سیستم‌های آسفالتی بازیافتی چندین بخش از زنجیره ارزش را تحت تأثیر قرار می‌دهد. پالایشگاه‌ها و تولیدکنندگان قیر ممکن است شاهد تغییر در الگوی تقاضا باشند، زیرا استفاده بیشتر از RAP می‌تواند مقدار قیر تازه مورد نیاز برای هر تن آسفالت را کاهش دهد. در مقابل، بازار افزودنی‌ها، اصلاح‌کننده‌ها و مواد جوان‌ساز ممکن است رشد کند، زیرا مخلوط‌های بازیافتی برای حفظ عملکرد فنی نیازمند تکنولوژی‌های مکمل هستند. این روند به معنای حذف تقاضا برای قیر نیست، بلکه به معنای تغییر در شکل تقاضا و نوع مشخصاتی است که در آینده بر خریدها حاکم خواهد شد.

در آمریکای شمالی،  RAPمدت‌هاست که به جزء اصلی تولید آسفالت تبدیل شده و بسیاری از ایالت‌ها به‌طور معمول درصدی از مواد بازیافتی را در لایه‌های سطحی و زیرسازی وارد می‌کنند. اما تأکید سیاستی در سال ۲۰۲۶ بیشتر به سمت افزایش درصدهای بالاتر، کنترل دقیق‌تر کیفیت و پذیرش گسترده‌تر RAS در شرایط مدیریت‌شده حرکت کرده است. راهنمای جدید نشان می‌دهد بحث اثرات زیست‌محیطی دیگر محدود به مدیریت ضایعات نیست، بلکه در مرکز برنامه‌ریزی و تخصیص بودجه زیرساختی قرار گرفته است.

بازارهای اروپایی نیز به سمت نظام‌های مناقصه‌ای پیش می‌روند که امتیازدهی پروژه‌ها را به شاخص‌های پایداری مرتبط می‌کند. اظهارنامه‌های زیست‌محیطی محصول(EPD)، ارزیابی چرخه عمر و گزارش‌دهی انتشار آلاینده‌ها به ابزارهای کلیدی در فرایند انتخاب پیمانکار تبدیل شده‌اند. این امر باعث می‌شود تولیدکنندگان آسفالت و تأمین‌کنندگان قیر ناچار باشند داده‌های دقیق و قابل اتکا درباره درصد مواد بازیافتی، منشأ قیر و شدت کربنی ارائه دهند. برای صادرکنندگان خاورمیانه که بازار اروپا را هدف قرار می‌دهند، رقابت دیگر فقط بر سر قیمت نیست، بلکه بر سر توانایی پشتیبانی از الزامات مستندسازی و انطباق نیز هست.

در آسیا، رشد تقاضا به دلیل توسعه زیرساختی همچنان قوی است، اما سیاست‌های پایداری نیز با سرعت بیشتری در حال گسترش است، به‌ویژه در کشورهایی که به دنبال هم‌راستایی با تعهدات اقلیمی جهانی هستند. در بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه، راهبردهای استفاده از مواد بازیافتی برای مدیریت محدودیت منابع و کاهش فشار زیست‌محیطی در حال تقویت است. به همین دلیل انتظار می‌رود RAP به‌تدریج در بازارهای آسیایی نیز سهم بیشتری پیدا کند.

پیامدهای بازاریابی این روند بسیار مهم است. تولیدکنندگان آسفالت و عرضه‌کنندگان قیر باید بیش از گذشته خود را در روایت‌های پایداری تعریف کنند، اما این روایت‌ها باید با شاخص‌های قابل اندازه‌گیری همراه باشد. بازاریابی سنتی که صرفاً بر گرید نفوذ، ویسکوزیته و قابلیت تأمین متمرکز بود، اکنون با مفاهیمی مانند سازگاری با مواد بازیافتی، کاهش انتشار و آمادگی برای مناقصات زیست‌محیطی تکمیل می‌شود. این موضوع برای صادرکنندگان اهمیت ویژه دارد، زیرا بازارهای مقصد ممکن است حمایت فنی و گواهی‌های زیست‌محیطی را به‌عنوان بخشی از معامله مطالبه کنند.

محیط سیاستی جدید همچنین تصمیمات سرمایه‌گذاری را تغییر داده است. بسیاری از کارخانه‌های آسفالت در حال ارتقای تجهیزات خود برای پردازش حجم‌های بالاتر RAP هستند، از جمله فناوری‌های جداسازی بهتر، کنترل دمای دقیق‌تر و مدیریت رطوبت. علاوه بر این، فناوری آسفالت گرم‌مخلوط (Warm Mix Asphalt) به‌طور گسترده‌تر استفاده می‌شود تا امکان ترکیب درصد بالاتر مواد بازیافتی بدون افت کیفیت فراهم شود. این ارتقاها نیازمند سرمایه‌گذاری است، اما در بازارهایی که معیارهای پایداری به الزام تبدیل می‌شوند، مزیت رقابتی ایجاد می‌کند.

برای اینکه RAP و RAS ارزش بلندمدت ایجاد کنند، مدیریت عملکرد فنی حیاتی است. مخلوط‌های دارای درصد بالای بازیافتی در صورت طراحی نامناسب می‌توانند مشکلاتی مانند افزایش شکنندگی، ترک‌خوردگی یا تغییرات رفتاری در قیر پیرشده ایجاد کنند. بنابراین، گسترش این مواد با کنترل کیفیت دقیق‌تر، آزمون‌های پیشرفته‌تر و استفاده از افزودنی‌های جوان‌ساز همراه شده است. این واقعیت نشان می‌دهد سیاست‌های زیست‌محیطی فقط مصرف مواد تازه را کاهش نمی‌دهند، بلکه سطح پیچیدگی فنی صنعت را نیز بالا می‌برند.

در خاورمیانه، واکنش راهبردی می‌تواند چند مسیر هم‌زمان داشته باشد. صادرکنندگان ممکن است همچنان بازارهایی را تأمین کنند که تقاضای قیر تازه در آنها غالب است، اما در عین حال برای بازارهایی با استانداردهای سخت‌تر، موقعیت‌سازی مبتنی بر پایداری را توسعه دهند. همچنین فرصت‌هایی برای رشد استفاده داخلی از آسفالت بازیافتی وجود دارد، به‌ویژه در برنامه‌های بازسازی شهری. علاوه بر این، صادرکنندگان ممکن است ناچار باشند همکاری نزدیک‌تری با پیمانکاران بین‌المللی داشته باشند تا مشخصات محصول با نیازهای مخلوط‌های بازیافتی هماهنگ باشد.

عامل دیگر، نقش تأمین مالی عمومی زیرساخت است. بسیاری از دولت‌ها تخصیص بودجه را به معیارهای پایداری گره زده‌اند، به این معنا که پیمانکاران باید استفاده از مواد بازیافتی، کاهش انتشار و مدیریت ضایعات را اثبات کنند. این پیوند مالی باعث می‌شود
 RAP/RAS سریع‌تر گسترش یابد، زیرا مستقیماً اقتصاد پروژه و احتمال برنده شدن در مناقصه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. عرضه‌کنندگان قیر در این بازارها باید سازوکارهای امتیازدهی و معیارهای خرید دولتی را به‌خوبی درک کنند.

چشم‌انداز یک تا دو سال آینده نشان می‌دهد RAP و RAS از یک گزینه اختیاری به یک استاندارد رایج در بسیاری از مناطق تبدیل خواهند شد. این تحول به معنای توقف تجارت قیر نیست، بلکه نشان می‌دهد دسترسی به بازار و مزیت رقابتی بیش از گذشته به میزان هماهنگی با الزامات پایداری بستگی خواهد داشت. صادرکنندگانی که بتوانند مستندات زیست‌محیطی ارائه دهند، پشتیبانی فنی فراهم کنند و تصویر قابل اعتماد در حوزه کاهش کربن ایجاد نمایند، احتمالاً روابط تجاری قوی‌تری با خریداران خواهند داشت.

از منظر سیاست عمومی، بحث استفاده از آسفالت بازیافتی با اهداف اقتصاد چرخشی نیز هم‌پوشانی دارد. آسفالت یکی از قابل‌بازیافت‌ترین مصالح ساختمانی شناخته می‌شود و دولت‌ها از این ویژگی برای نشان دادن پیشرفت در کاهش ضایعات و تحقق اهداف اقلیمی استفاده می‌کنند. به همین دلیل RAP و RAS هم هدف عملیاتی دارند و هم نقش سیاستی، و همین موضوع باعث استمرار شتاب آنها در دستور کار زیرساختی کشورها می‌شود.

در نهایت، راهنمای پایداری منتشرشده در ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶ که بر RAP و RAS تأکید دارد، نشان‌دهنده روندی شتاب‌گیر در صنعت جهانی قیر و آسفالت است. پیامدهای آن از تولید و فناوری تا بازاریابی، مناقصات و استراتژی صادراتی گسترده است. قیر همچنان ماده‌ای بنیادین در توسعه راه‌ها باقی می‌ماند، اما محیط تجاری آن بیش از گذشته تحت تأثیر استفاده از مواد بازیافتی، الزامات گزارش‌دهی زیست‌محیطی و سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر قرار گرفته است. برای صادرکنندگان خاورمیانه و عرضه‌کنندگان جهانی، واقعیت جدید آن است که مزیت رقابتی دیگر فقط به قیمت و ثبات عرضه محدود نیست، بلکه به میزان آمادگی برای پاسخ به الزامات پایداری و نیازهای فنی مخلوط‌های بازیافتی نیز وابسته خواهد بود.