به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، بازار داخلی قیر هند در نیمه دوم اکتبر دومین افزایش شدید قیمت خود را تجربه کرده است و نرخهای گزارششده برای عرضه HPCL-HINCOL در ویشاکاپاتنام از ۱۶ اکتبر بار دیگر به شکل محسوسی افزایش یافتهاند. قیمت فله VG30 از ۷۸٬۱۴۰ به ۸۴٬۲۶۰ روپیه در هر تن رسیده است و VG40 نیز از ۸۴٬۱۲۰ به ۹۱٬۱۴۰ روپیه افزایش یافته است؛ حرکتی که یکی از مهمترین گریدهای قیر جادهای هند را وارد محدوده بالاتر از ۹۱ هزار روپیه کرده و نشان میدهد اصلاح قیمت ابتدای اکتبر پایان روند صعودی بازار نبوده است.
مقیاس افزایش تازه قابل توجه است. VG30 فله با رشد ۶٬۱۲۰ روپیهای حدود ۷.۸ درصد گرانتر شده است و VG40 با افزایش ۷٬۰۲۰ روپیهای، حدود ۸.۳ درصد رشد کرده است. VG10 فله نیز از ۷۸٬۲۴۰ به ۸۴٬۳۶۰ روپیه در هر تن رسیده و حدود ۷.۸ درصد افزایش یافته است. افزایش قیمت فقط به گریدهای متداول محدود نمانده است و CRMB55 با رشد ۵٬۲۶۰ روپیهای به ۸۳٬۸۳۰ روپیه و CRMB60B با افزایش ۵٬۳۹۰ روپیهای به ۸۴٬۴۹۰ روپیه در هر تن رسیدهاند. قیمت قیر بستهبندیشده نیز بالا رفته است و VG10 و VG30 در ویشاکاپاتنام بهترتیب به ۹۲٬۸۱۰ و ۹۳٬۶۱۰ روپیه در هر تن رسیدهاند.
اهمیت این تغییر زمانی بیشتر میشود که افزایش جدید در کنار اصلاح اول اکتبر قرار گیرد. در ابتدای ماه، VG30 پیش از این از ۷۳٬۵۷۰ به ۷۸٬۱۴۰ روپیه رسیده بود و VG40 نیز از ۷۸٬۸۷۰ به ۸۴٬۱۲۰ روپیه افزایش یافته بود. با احتساب هر دو اصلاح، قیمت VG30 از نیمه دوم سپتامبر تا ۱۶ اکتبر حدود ۱۴.۵ درصد افزایش یافته است و رشد VG40 در همین فاصله به حدود ۱۵.۶ درصد میرسد. VG10 نیز از ۷۳٬۶۷۰ روپیه در نیمه دوم سپتامبر به ۸۴٬۳۶۰ روپیه رسیده و تقریباً ۱۴.۵ درصد گرانتر شده است.
این روند نشان میدهد افزایش ابتدای اکتبر را دیگر نمیتوان یک تعدیل مقطعی و یکباره دانست. پس از آنکه بازار اصلاح نخست را جذب کرد، فشار صعودی ادامه یافته است و هزینه جایگزینی قیر برای پیمانکاران راه، تولیدکنندگان مخلوط آسفالتی و توزیعکنندگان در نیمه دوم ماه بار دیگر به سطح بالاتری منتقل شده است.
همزمانی این افزایش با بازگشت تقاضای فیزیکی نیز اهمیت زیادی دارد. مصرف قیر هند در سپتامبر به حدود ۵۹۰ هزار تن رسید، در حالی که این رقم در اوت نزدیک ۴۴۰ هزار تن بود و در نتیجه رشد ماهانه حدود ۳۴.۷ درصدی ثبت شد. این افزایش پس از افت فصلی ناشی از دوره بارندگیهای موسمی اتفاق افتاد و نشان داد فعالیت روسازی درست در زمانی در حال بازگشت است که قیمت داخلی قیر نیز با سرعت زیادی بالا میرود.
ترکیب تقاضای قویتر و قیمت بالاتر نشان میدهد بازار فقط با یک افزایش هزینه بدون مصرف واقعی روبهرو نیست. پیمانکاران پس از کاهش بارندگی در حال بازگشت به پروژههایی هستند که طی ماههای قبل کند یا متوقف شده بودند و اکنون باید ماده اولیه مورد نیاز کارخانههای آسفالت را با قیمتی بسیار بالاتر از تنها چند هفته قبل تأمین کنند.
این مسئله برای قراردادهای راهسازی اهمیت زیادی دارد، زیرا قیر سهم قابل توجهی در هزینه تولید مخلوط آسفالتی دارد. افزایش بیش از ۱۵ درصدی VG40 طی حدود یک ماه میتواند محاسبات مالی پروژههایی را که بر اساس قیمتهای پیشین تنظیم شدهاند به شکل محسوسی تغییر دهد. پیمانکارانی که قراردادهای ثابت یا دارای تعدیل محدود دارند ممکن است همزمان با آغاز فصل مناسبتر اجرای روسازی با فشار بیشتری بر نقدینگی و حاشیه سود خود مواجه شوند.
بازار سایر فرآوردههای سنگین نیز نشانههایی از فشار پالایشگاهی گستردهتر نشان میدهد. قیمت نفت کوره در ویشاکاپاتنام در اصلاح نیمه اکتبر حدود ۲٬۷۱۰ روپیه در هر تن افزایش یافته و به نزدیک ۸۵٬۶۰۰ روپیه رسیده است. این همزمانی ثابت نمیکند که افزایش نفت کوره علت مستقیم رشد قیمت قیر بوده است، اما نشان میدهد تغییر اخیر در فضایی اتفاق افتاده است که ارزش برخی دیگر از فرآوردههای سنگین پالایشگاهی نیز افزایش یافته است.
این موضوع از دید اقتصاد پالایش اهمیت دارد، زیرا قیر با سایر مصارف برشهای سنگین رقابت میکند. باقیمانده تقطیر در خلأ و سایر جریانهای سنگین بسته به طراحی پالایشگاه و حاشیه سود میتوانند به تولید قیر، نفت کوره، واحدهای ارتقای کیفیت یا سایر فرآوردهها اختصاص پیدا کنند. زمانی که ارزش گزینههای جایگزین نیز افزایش پیدا کند، پالایشگاه برای افزایش عرضه قیر باید قیمت جذابتری دریافت کند.
به همین دلیل افزایش جدید را نمیتوان فقط نتیجه تقاضای پس از بارندگی دانست. بازار هند همزمان تحت تأثیر بازیابی مصرف، اقتصاد پالایشگاهی، قیمت بالاتر فرآوردههای سنگین و هزینههای لجستیکی قرار دارد و ترکیب این عوامل زمینهای ایجاد کرده است که قیمت داخلی قیر بتواند در فاصله کوتاهی چند بار اصلاح شود.
مقایسه با قیر وارداتی نیز باید با دقت انجام شود. قیمتهای داخلی ویشاکاپاتنام به روپیه در هر تن و بر مبنای عرضه پالایشگاهی یا انباری گزارش میشوند، در حالی که قیمت محموله وارداتی معمولاً به دلار و بر مبنای CFR اعلام میشود. برای مقایسه واقعی باید هزینه حمل دریایی، بیمه، عملیات بندری، تأمین مالی و حمل زمینی نیز به قیمت وارداتی اضافه شوند.
این تفاوت در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا قیمت محمولههای وارداتی هند نیز در طول اکتبر افزایش یافته است. ارزیابیهای CFR برای قیر ۶۰\۷۰ و VG30 در هفتههای نخست و دوم ماه بالاتر رفتهاند و افزایش هزینه داخلی، بازگشت تقاضای پس از بارندگی و نرخ حمل بالا از این روند حمایت کردهاند. اصلاح تازه بازار داخلی میتواند در برخی بنادر واردات را جذابتر کند، اما فقط زمانی که هزینه نهایی تحویل محموله خارجی با عرضه پالایشگاهی داخلی رقابت کند.
این فرصت در تمام هند یکسان نخواهد بود. فاصله جغرافیایی و هزینه حمل داخلی باعث میشوند یک محموله وارداتی در بندری مانند موندرا، کندلا، چنای یا هالدیا برای یک منطقه اقتصادی باشد و برای منطقهای دیگر مزیت خود را از دست بدهد. بازار هند به اندازهای گسترده است که قیمت در محل تحویل اهمیت بیشتری از یک نرخ واحد ملی دارد.
همین منطق درباره عرضه داخلی نیز صدق میکند. پایینتر بودن نرخ یک پالایشگاه یا انبار الزاماً به معنی پایینتر بودن هزینه نهایی برای پیمانکار نیست، زیرا حمل زمینی میتواند اختلاف اولیه قیمت را جبران کند. هرچه خود قیر گرانتر شود، اهمیت مدیریت لجستیک و موجودی نیز بیشتر خواهد شد.
افزایش نیمه اکتبر همچنین اهمیت سازوکارهای جبران افزایش هزینه برای پیمانکاران بزرگراهی را بیشتر کرده است. دولت هند پیش از این حمایت هزینهای برای برخی قراردادهای واجد شرایط را تا پایان دسامبر تمدید کرده بود و حرکت جدید قیمت نشان میدهد چرا چنین سازوکاری همچنان اهمیت دارد. با این حال این حمایت قیمت فیزیکی قیر را کاهش نمیدهد و پیمانکار همچنان باید نقدینگی لازم برای خرید محصول را تأمین کند.
این موضوع برای شرکتهای کوچکتر یا قراردادهایی که مشمول حمایت کامل نیستند فشار بیشتری ایجاد میکند. حتی در پروژههای واجد شرایط نیز ممکن است میان زمان خرید محصول و دریافت جبران هزینه فاصله وجود داشته باشد و همین مسئله سرمایه در گردش را تحت فشار قرار دهد.
برای کارخانههای آسفالت، افزایش VG30 و VG40 مستقیماً هزینه تولید هر تن مخلوط آسفالتی را بالا میبرد. تولیدکننده باید بخشی از افزایش را به مشتری منتقل کند، حاشیه خود را کاهش دهد یا با مدیریت خرید و موجودی اثر آن را محدود کند. افزایش دوباره قیمت در فاصله تنها دو هفته نیز تصمیم درباره موجودی را دشوارتر میکند؛ زیرا ذخیره بیشتر میتواند از افزایش بعدی محافظت کند، اما سرمایه قابل توجهی را در محصولی با قیمت بسیار بالا قفل میکند.
رشد قیمت CRMB نیز نشان میدهد فشار به گریدهای متداول محدود نشده است. CRMB55 نسبت به ابتدای اکتبر حدود ۶.۷ درصد و CRMB60B نزدیک ۶.۸ درصد افزایش یافتهاند. این گریدهای اصلاحشده در پروژههایی استفاده میشوند که عملکرد بالاتر در برابر شیارشدگی، ترافیک سنگین یا شرایط سختتر مورد نیاز است و در نتیجه افزایش قیمت آنها هزینه پروژههای با مشخصات فنی بالاتر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
برای فروشندگان و پالایشگاهها، افزایش نرخ اسمی الزاماً به معنی افزایش مشابه حاشیه سود نیست. هزینه نفت خام، برشهای سنگین، انرژی و لجستیک نیز میتوانند همزمان افزایش یافته باشند و بخشی از رشد قیمت فروش را جذب کنند. بنابراین برای ارزیابی واقعی بازار باید مشخص شود قیمت قیر با چه سرعتی نسبت به هزینه تولید و تحویل افزایش یافته است.
یکی از شاخصهای مهم بعدی رفتار مصرف خواهد بود. آمار سپتامبر نشان داد تقاضا پس از دوره موسمی با قدرت بازگشته است، اما بازار اکنون با VG30 بالاتر از ۸۴ هزار روپیه و VG40 بالاتر از ۹۱ هزار روپیه روبهرو است. اگر پیمانکاران در این سطوح نیز خرید خود را حفظ کنند، میتوان نتیجه گرفت نیاز اجرای پروژهها همچنان بر مقاومت قیمتی غلبه دارد.
در مقابل، اگر حجم خرید کاهش پیدا کند، نشانههای مقاومت تقاضا ظاهر خواهد شد. پیمانکاران ممکن است بخشهای کماولویت پروژه را به تعویق بیندازند، موجودی کمتری نگهداری کنند یا در انتظار اصلاح بعدی قیمت بمانند. دادههای مصرف اکتبر و نوامبر در نتیجه برای تشخیص دوام این روند اهمیت زیادی خواهند داشت.
اصلاح بعدی قیمت پالایشگاهها نیز باید بهدقت دنبال شود. دو افزایش متوالی در یک ماه، قیمت گریدهای اصلی را بهطور محسوسی بالاتر از نیمه سپتامبر برده است. افزایش سوم نشان خواهد داد فشار هزینه و عرضه هنوز غالب است، در حالی که تثبیت یا کاهش قیمت میتواند نشاندهنده آغاز مقاومت بازار در سطوح فعلی باشد.
قیر وارداتی نیز میتواند در ادامه نقش مهمتری پیدا کند. اگر قیمت داخلی افزایش بیشتری داشته باشد و همزمان قیمت FOB خارجی یا نرخ حمل کاهش یابد، واردات در بعضی بنادر رقابتیتر خواهد شد. اما اگر قیمت جهانی قیر و هزینه حمل نیز همزمان بالا بروند، خریداران داخلی گزینه ارزانتری در اختیار نخواهند داشت و ساختار قیمت بالا میتواند ادامه پیدا کند.
در نتیجه اصلاح نیمه اکتبر چیزی فراتر از یک بهروزرسانی ساده قیمت است. این حرکت تأیید میکند که بازار قیر هند در طول اکتبر وارد یک دوره بازقیمتگذاری پایدار شده است و VG30 و VG40 تنها طی حدود یک ماه رشد دو رقمی را تجربه کردهاند، درست در زمانی که تقاضای فیزیکی پس از پایان بخش اصلی فصل بارندگی در حال بازگشت است.
برای صنعت راه هند اکنون پرسش اصلی این است که آیا افزایش هزینه مواد اولیه سرعت اجرای پروژهها را کاهش خواهد داد یا فشار زمانی پروژهها، حمایتهای دولتی و نیاز فصلی به روسازی اجازه میدهند تقاضا در قیمتهای جدید نیز بالا بماند. برای صادرکنندگان منطقهای قیر نیز افزایش قیمت داخلی هند میتواند فرصتهایی ایجاد کند، اما فقط در صورتی که هزینه کامل تحویل محموله وارداتی همچنان رقابتی باقی بماند.
پیام اصلی بازار روشن است: افزایش اول اکتبر سقف قیمت نبود. با رسیدن VG40 به ۹۱٬۱۴۰ روپیه، VG30 به ۸۴٬۲۶۰ روپیه و ادامه افزایش گریدهای اصلاحشده، هزینه تأمین قیر در هند اکنون بهطور محسوسی بالاتر از پایان سپتامبر قرار گرفته است.
