نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

قیر VG30 و VG40 خاورمیانه به سمت شاخص‌های روزانه فوب حرکت می‌کند

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، بازار قیر خاورمیانه در آستانه ایجاد شاخص‌های مرجع روزانه فوب برای قیر فله VG30 و   VG40  قرار گرفته است؛ تغییری که می‌تواند مقایسه، مذاکره و رصد قیمت محموله‌های دریایی منطقه را ساده‌تر کند. طرح پیشنهادی برای دو گریدی در نظر گرفته شده که در بازار هند و تجارت منطقه‌ای قیر جاده‌ای اهمیت بالایی دارند.

تاریخ پیشنهادی آغاز این ارزیابی‌ها ۲ نوامبر ۲۰۲۶ است. در صورت نهایی‌شدن طرح، دو ارزیابی روزانه مجزا برای VG30 و VG40  فوب خاورمیانه منتشر خواهد شد و برای هر یک نیز میانگین ماهانه در نظر گرفته می‌شود.

هر دو شاخص برای محموله‌های فله در محدوده ۲۵۰۰ تا ۱۰ هزار تن طراحی شده‌اند و بازه بارگیری آنها ۱۰ تا ۳۰ روز پس از تاریخ انتشار قیمت خواهد بود. مشخصات پایه نیز بر استاندارد IS 73:2013 هند استوار است که VG30 و VG40 را در میان گریدهای قیر جاده‌ای تعریف می‌کند.

همین نکته اهمیت زیادی دارد، زیرا شاخص پیشنهادی قرار نیست یک گرید نفوذی عمومی خاورمیانه را مبنا قرار دهد. ساختار آن مستقیماً بر گریدهای ویسکوزیته‌ای متمرکز است که در بازار هند کاربرد گسترده دارند.

ارزش بازار در پایان معاملات آسیایی و در ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر به وقت سنگاپور در نظر گرفته خواهد شد. پیشنهادهای خرید و فروش و معاملات گزارش‌شده طی روز می‌توانند در فرآیند ارزیابی وارد شوند و در صورت نیاز برای مقایسه با زمان پایان بازار تعدیل شوند.

مهلت دریافت نظر فعالان بازار در ۲۳ سپتامبر به پایان می‌رسد. بنابراین تا زمانی که نتیجه این مشورت‌ها و تصمیم نهایی منتشر نشود، این شاخص‌ها هنوز پیشنهادشده هستند و نباید آنها را شاخص‌های روزانه مرجع قیمت فعال بازار معرفی کرد.

اهمیت اصلی این تغییر زمانی مشخص می‌شود که جایگاه آن را در زنجیره فعلی قیمت‌گذاری ببینیم. از نوامبر ۲۰۲۴، ارزیابی‌های روزانه CFR برای VG30 و VG40 تحویلی به سواحل غربی و شرقی هند منتشر می‌شوند.

این شاخص‌های هند محموله‌های ۳۵۰۰ تا ۱۰ هزار تن را پوشش می‌دهند. بازه تحویل برای ساحل غربی ۱۰ تا ۲۵ روز و برای ساحل شرقی ۱۵ تا ۳۰ روز است.

در صورت اضافه‌شدن شاخص فوب خاورمیانه، بازار برای نخستین بار یک مرجع روزانه مجزا در سمت مبدأ خواهد داشت که می‌توان آن را در کنار قیمت تحویلی هند بررسی کرد. این موضوع می‌تواند تصویر روشن‌تری از تفاوت میان ارزش خود محصول و هزینه‌های حمل ایجاد کند.

البته مقایسه این دو شاخص معادل محاسبه دقیق هزینه حمل نخواهد بود. اندازه محموله، بندر، بازه زمانی و شرایط تجاری کاملاً یکسان نیستند، اما وجود دو نقطه مرجع برای گریدهای مشابه می‌تواند تغییرات هزینه حمل، بیمه و ارزش خالص صادراتی را قابل مشاهده‌تر کند.

برای واردکننده، مزیت عملی این است که تغییر قیمت پیش از رسیدن محموله به مقصد بهتر دیده می‌شود. اگر قیمت تحویلی هند بالا برود، خریدار راحت‌تر می‌تواند تشخیص دهد چه بخشی از افزایش از قیمت قیر در مبدأ و چه بخشی از حمل، بیمه یا ریسک مسیر ناشی شده است.

برای صادرکنندگان نیز این موضوع اهمیت دارد. پالایشگاه یا معامله‌گری که VG30 یا VG40 را از خاورمیانه عرضه می‌کند می‌تواند به یک مرجع روزانه نزدیک‌تر به بازار مبدأ دسترسی داشته باشد و کمتر مجبور باشد فقط به مذاکرات دوجانبه یا قیمت‌های تحویلی مقصد تکیه کند.

البته خاورمیانه در حال حاضر کاملاً بدون مرجع قیمت قیر نیست. شاخص‌های منطقه‌ای دیگری از جمله VG40 فوب ایران و برخی ارزیابی‌های قیر جاده‌ای بحرین وجود دارند، اما پیشنهاد جدید از این جهت متفاوت است که VG30 و VG40 فله را به‌طور مشخص در قالب فوب خاورمیانه و به‌صورت روزانه هدف قرار می‌دهد.

این تفاوت برای هند اهمیت ویژه‌ای دارد. هند یکی از بزرگ‌ترین بازارهای مصرف قیر جهان است و واردات این کشور در کنار تولید پالایشگاه‌های داخلی، بخش مهمی از تأمین بازار راه‌سازی را تشکیل می‌دهد.

سال ۲۰۲۶ این ارتباط تجاری را پیچیده‌تر کرده است. واردات قیر هند در نیمه نخست سال به حدود ۹۰۵ هزار تن رسید که تقریباً نصف مدت مشابه سال قبل بود؛ اختلال در حمل دریایی خاورمیانه و کاهش دسترسی به کشتی از عوامل اصلی این افت بودند.

در چنین بازاری ممکن است یک گرید مشخص فقط به دلیل تفاوت در بندر بارگیری، دسترسی به کشتی یا ریسک مسیر با قیمت بسیار متفاوتی معامله شود. به همین دلیل وجود یک مرجع فوب روشن‌تر درست در دوره‌ای که هزینه حمل و اجرای محموله نوسان زیادی دارد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

شاخص‌های پیشنهادی همچنین در کنار ارزیابی‌های روزانه فوب سنگاپور و کره جنوبی قرار خواهند گرفت. این دو بازار سال‌هاست به‌عنوان مبدأهای مهم قیر آسیا با قیمت‌های روزانه رصد می‌شوند.

اضافه‌شدن خاورمیانه می‌تواند مقایسه میان سه مبدأ بزرگ را ساده‌تر کند. معامله‌گر به‌جای استفاده از یک عدد عمومی برای قیر خاورمیانه، می‌تواند ارزش فوب منطقه را در کنار سنگاپور و کره جنوبی قرار دهد.

 VG30 و VG40 در رابطه قیمتی میان صادرکنندگان خاورمیانه و بازار هند نقش پررنگی پیدا کرده‌اند. مرجع روزانه می‌تواند تغییر این رابطه را سریع‌تر و شفاف‌تر نشان دهد.

اثر دیگر ممکن است در قراردادهای مدت‌دار دیده شود. بخشی از قراردادها بر اساس فرمول‌های ثابت، اختلاف قیمت با یک شاخص مشخص یا مذاکرات دوره‌ای قیمت‌گذاری می‌شوند و وجود یک مرجع روزانه جدید می‌تواند گزینه دیگری برای تعیین قیمت قراردادها در اختیار خریدار و فروشنده قرار دهد.

البته انتظار نمی‌رود تمام قراردادها بلافاصله به این شاخص متصل شوند. کیفیت پالایشگاه، شرایط اعتباری، انعطاف زمان بارگیری، هزینه حمل و رابطه تجاری همچنان می‌توانند قیمت واقعی معامله را از عدد مرجع فاصله دهند.

موضوع تعدیل مشخصات فنی نیز مهم است. در پیشنهاد فعلی، اطلاعات مربوط به محموله‌هایی با مشخصات یا شرایط متفاوت می‌توانند در ارزیابی لحاظ شوند، مشروط بر اینکه امکان تعدیل آنها به استاندارد پایه وجود داشته باشد.

این روش باعث می‌شود اطلاعات بیشتری از بازار قابل استفاده باشد، اما هم‌زمان باید توجه داشت که شاخص مرجع یک قیمت استانداردشده است. قرار نیست هر محموله فیزیکی دقیقاً با همان عدد معامله شود.

محدوده حجم ۲۵۰۰ تا ۱۰ هزار تن نیز قابل توجه است. کف حجم در شاخص پیشنهادی خاورمیانه از کف ۳۵۰۰ تنی شاخص‌های CFR هند پایین‌تر است و می‌تواند طیف گسترده‌تری از معاملات فله منطقه را پوشش دهد.

این موضوع برای بازار قیر اهمیت دارد، زیرا کشتی‌های تخصصی حمل قیر معمولاً در مقیاسی بسیار کوچک‌تر از نفتکش‌های خام یا برخی کشتی‌های فرآورده فعالیت می‌کنند. محموله‌های چند هزار تنی در تجارت منطقه‌ای قیر کاملاً معنادار هستند.

در سال ۲۰۲۶ هزینه حمل به یکی از مهم‌ترین متغیرهای بازار تبدیل شده است. اختلال تنگه هرمز بارها دسترسی به کشتی، حق بیمه خطر جنگ و تمایل مالکان کشتی به ورود به برخی بنادر را تغییر داده است.

حتی روش‌های قیمت‌گذاری حمل سایر فرآورده‌های نفتی خاورمیانه نیز در همین دوره چند بار مورد بازنگری قرار گرفته‌اند. کاهش تعداد معاملات قابل اجرا در مسیرهای معمول باعث شد بازار درباره نحوه ارزیابی مسیرهای حمل و مبدأهای جایگزین دوباره بحث کند.

برای قیر، همین شرایط نیاز به تفکیک واضح‌تر ارزش محصول از ریسک حمل را افزایش می‌دهد. یک شاخص روزانه فوب مشکل هزینه حمل را حل نمی‌کند، اما می‌تواند نشان دهد قیمت قیر در مبدأ کجا تمام می‌شود و فشار ناشی از لجستیک از کجا آغاز می‌شود.

این موضوع برای خریداران هند نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. قیمت پالایشگاه‌های داخلی در سپتامبر چند بار افزایش یافته، در حالی که قیر وارداتی همچنان تحت تأثیر هزینه حمل، بیمه و ریسک مسیر قرار دارد.

داشتن یک مرجع فوب مشخص برای خاورمیانه می‌تواند مقایسه میان قیر وارداتی و VG30 یا VG40 داخلی هند را منظم‌تر کند. همچنین تغییر قیمت صادراتی منطقه می‌تواند پیش از آنکه به قیمت نهایی تحویلی در هند برسد بهتر دیده شود.

برای تولیدکنندگان خاورمیانه، شفافیت بیشتر هم فرصت ایجاد می‌کند و هم محدودیت. در بازار صعودی، شاخص روزانه می‌تواند قدرت قیمت‌گذاری فروشنده را بهتر نشان دهد، اما در مقابل اختلاف‌های بسیار بزرگ میان پیشنهادهای مشابه نیز سخت‌تر قابل توجیه خواهند بود.

البته پیشنهاد ایجاد این شاخص نباید به‌عنوان اثبات نقدشوندگی بسیار بالای بازار تفسیر شود. نتیجه محتاطانه‌تر این است که تجارت دریایی VG30 و VG40 به اندازه‌ای اهمیت پیدا کرده که ایجاد یک ساختار روزانه و مستقل برای رصد آن منطقی شده است.

در برخی روزها ممکن است تعداد معاملات قطعی محدود باشد. در چنین شرایطی پیشنهادهای خرید، پیشنهادهای فروش، مذاکرات و سایر اطلاعات قابل تعدیل بازار می‌توانند در کنار معاملات واقعی برای تعیین ارزش روزانه استفاده شوند.

اگر راه‌اندازی در ۲ نوامبر نهایی شود، بازار قیر خاورمیانه برای دو گرید مهم خود یک مرجع روزانه رسمی‌تر خواهد داشت. اثر اولیه این اتفاق بیشتر در افزایش شفافیت، تسهیل مقایسه قیمت‌ها و تغییر ساختار قراردادها دیده خواهد شد و فعلاً به افزایش عرضه فیزیکی منجر نخواهد شد.

یک شاخص‌ روزانه مرجع قیمت جدید هیچ ظرفیت پالایشگاهی اضافه نمی‌کند و کشتی بیشتری هم وارد بازار نمی‌کند. ارزش آن در این است که قیمت محموله‌های موجود را در مبدأ و مقصد قابل مقایسه‌تر می‌کند.

برای بازار قیر، اهمیت این تحول فراتر از اضافه‌شدن یک عدد جدید به جدول قیمت‌هاست. ایجاد شاخص روزانه VG30 و VG40 می‌تواند به‌تدریج روش مقایسه محموله‌ها، قیمت‌گذاری قراردادها و تفکیک ارزش محصول از هزینه حمل را در تجارت خاورمیانه تغییر دهد.

مرحله نهایی همچنان نتیجه نظرخواهی بازار است. تا زمانی که تصمیم رسمی برای راه‌اندازی منتشر نشود، باید ۲ نوامبر را فقط تاریخ پیشنهادی آغاز دانست و آن را تغییر قطعی در نظام قیمت‌گذاری تلقی نکرد.