به گزارش دنیای نفت و قیر، گاهی وضعیت زیرساخت یک کشور نه از طریق پروژههای عظیم و نمایشی، بلکه از دل خبرهای ساده و کمسروصدا آشکار میشود؛ خبرهایی که در ظاهر فقط از چند کیلومتر آسفالتریزی یا چند صد هزار تن مخلوط آسفالتی سخن میگویند، اما در عمق خود نشانههایی از آینده اقتصادی و سیاسی یک منطقه را حمل میکنند. در روزهای میان ۲۳ تا ۲۷ نوامبر ۲۰۲۵، مجموعهای از گزارشهای پراکنده از آسیای مرکزی و جنوب آسیا منتشر شد که اگرچه هرکدام جداگانه کوچک به نظر میرسیدند، اما کنار هم تصویری بزرگتر را روشن کردند: منطقهای که میان کوهها، خشکسالیها، فساد اداری، جادههای فرسوده و فشارهای اقلیمی گرفتار شده بود، اکنون تلاش تازهای را برای بازسازی استخوانبندی راههایش آغاز کرده است؛ استخوانبندیای که بر پایه آسفالت و قیر، اما با رویکردی جدید بنا میشود.
خبر اول از قرقیزستان آمد؛ کشوری کوچک و محصور در کوهستان که اعلام کرد تا اواخر نوامبر ۲۰۲۵، بیش از ۱۴۳۰ کیلومتر از جادههایش آسفالت شدهاند. اهمیت این عدد نه در بزرگی آن، بلکه در معنا و زمینهای است که در آن قرار میگیرد. در کشوری که هر جادهاش میان دو دره، دو کوه و دو اقلیم متفاوت کشیده شده، آسفالتریزی فقط یک کار عمرانی ساده نیست؛ یک اقدام ژئوپولیتیک است. قرقیزستان با کمبود سرمایه و ظرفیت اداری روبهروست، اما با این حجم از نوسازی شبکه جادهای، نشان میدهد که در حال ایجاد کمربندهای حیاتی برای اتصال شهرها و روستاهاست. در چنین کشوری، قیر نه یک ماده خام ساده، بلکه بخشی از سیاست ملی است؛ ابزاری برای یکپارچگی جغرافیایی و اقتصادی. سکوت رسانهای این پروژه نیز اهمیت ماجرا را دوچندان میکند: برای برخی دولتها ساخت جاده یک نمایش سیاسی است، اما برای قرقیزستان این کار نوعی بقاست.
ازبکستان اما روایت متفاوتی ارائه داد؛ روایت یک اقتصاد صنعتی در حال دگرگونی. اعلام شد که در نیمه نخست سال ۲۰۲۵، بیش از ۷۶۰ هزار تن مخلوط آسفالتی تولید شده است. این عدد بهتنهایی کافی است تا بفهمیم کشور در چه مقیاسی به توسعه جادههایش فکر میکند. تولید این حجم از مخلوط آسفالتی بدون وجود پروژههای گسترده امکانپذیر نیست. نکته مهمتر آن است که ازبکستان کشوری با آبوهوای بسیار سخت است؛ تابستانهای داغ و زمستانهای یخبندان، هر لایه آسفالت را سریعتر از استاندارد جهانی تخریب میکند. بنابراین این حجم از تولید، نشانهای از افزایش کیفیتطلبی و فهم بهتر نقش انتخاب صحیح درجه قیر در پایداری راههاست. ازبکستان با این اعداد اعلام میکند که دوران آسفالتکاریهای بیکیفیت و کوتاهعمر در این کشور رو به پایان است.
در همین میان، قزاقستان خبری منتشر کرد که نه درباره طول جاده بود و نه درباره حجم تولید؛ بلکه درباره تحقیق و فناوری. پژوهشگران قزاق موفق شده بودند به مرحله آزمایشی فناوریای برسند که میتواند آسفالت فرسوده را «احیا» کند؛ یعنی عوض اینکه آن را بردارند و دور بریزند، با افزودنیها و واکنشهای شیمیایی دوباره قابل استفادهاش کنند. این نوآوری از منظر زیستمحیطی ارزشمند است: قیر یک ماده بر پایه نفت است، و هرچه بتوان بخش بیشتری از آن را بازیافت کرد، هم هزینه نگهداری راه کم میشود و هم آسیب زیستمحیطی تولید قیر جدید کاهش مییابد. نکته جالب اینجاست که قزاقستان از صادرکنندگان بزرگ نفت است اما اکنون در حال توسعه تکنولوژیایست که در بلندمدت میتواند مصرف قیر تازه را کاهش دهد. این پارادوکس جذاب نشان میدهد که نگاه جدیدی در منطقه شکل گرفته: آسفالت باید بخشی از چرخه تولید پایدار باشد، نه محصولی مصرفشدنی و زودفرسوده.
در چین، ماجرا پیچیده نبود اما معنا داشت. گزارشهای شهری و محلی از انجام روکشهای پیدرپی، وصلهکاریهای زمستانه، و نگهداری مستمر حکایت داشت. شاید چنین گزارشهایی در ظاهر معمولی به نظر برسند، اما دقیقاً چنین فعالیتهای «معمولی» هستند که چین را به یکی از پیشرفتهترین کشورهای جهان در مدیریت زیرساخت تبدیل کردهاند. چین دیگر در مرحله ساخت بزرگراههای عظیم نیست؛ اکنون در مرحله نگهداری هوشمندانه و پایدار قرار دارد. اینکه در آغاز زمستان، بدون تأخیر و بدون آشفتگی، دهها پروژه آسفالتی کوچک در استانهای مختلف اجرا میشود، نشاندهنده شبکه تأمین قیر، سیستم لجستیک و برنامهریزی دقیق شهری است. جایی که نگهداری جاده به یک نظم آهنین تبدیل میشود، پایداری اقتصادی نیز بهدنبال آن شکل میگیرد.
و در هند، روایت برخلاف دیگران نه مهندسی بود و نه تولید؛ بلکه یک پرونده قضایی. یک پرونده قدیمی فساد در خرید و تأمین قیر که سالها در سکوت جریان داشت، بالاخره در اواخر نوامبر با صدور حکم سنگین علیه چند مقام رسمی پایان یافت. شاید در نگاه اول این خبر هیچ ارتباطی با مهندسی راه نداشته باشد، اما در حقیقت باکیفیتترین آسفالت دنیا هم اگر قیرش تقلبی باشد، جادهای میسازد که چند ماه بعد میشکند. این حکم قضایی پیام مهمی دارد: راهسازی فقط یک مسئله فنی نیست؛ یک مسئله اخلاقی، اقتصادی و مدیریتی نیز هست. فساد در زنجیره تأمین قیر یعنی تخریب اعتماد عمومی و هدررفت بودجه ملی. اقدام هند نشان داد که هر کشوری برای رسیدن به زیرساخت پایدار، ناچار است ابتدا زنجیره مواد اولیه را پاکسازی کند.
اگر همه این روایتها را در کنار یکدیگر قرار دهیم، یک الگو آشکار شکل میگیرد. کشورهای منطقه، با وجود تفاوتهای اقتصادی و سیاسیشان، همگی به این نتیجه رسیدهاند که آینده راهها نه در افزایش مصرف قیر، بلکه در هوشمندسازی چرخه عمر قیر و آسفالت است. دیگر دوران آنکه فقط «بیشتر بسازیم» کافی باشد گذشته است؛ اکنون دوره «بهتر ساختن و بهتر نگهداشتن» آغاز شده. کشورها در حال آزمودن تکنیکهای جدید بازیافت، افزودنیهای نوین، سیستمهای دیجیتال پایش ترکها، و ترکیببندیهای تازه قیر هستند.
اهمیت این ماجرا زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم جاده فقط یک مسیر حملونقل نیست؛ یک شاخص توسعه، تجارت، امنیت غذایی و حتی انسجام اجتماعی است. اگر آسفالت بیدوام باشد، تمام این حوزهها آسیب میبینند. اگر قیر بیکیفیت باشد، اقتصاد ملی نیز بیکیفیت میشود. اما اگر کشورها رویکردی علمی، اخلاقی، و فناورانه را همزمان پیش ببرند، جاده میتواند به ابزاری برای رشد پایدار تبدیل شود.
پس از جمعبندی این گزارشها، تصویر نهایی چنین است:قرقیزستان در حال اتصال کشور است؛ازبکستان در حال صنعتیتر کردن فرآیند تولید است؛قزاقستان در حال تجربه احیای آسفالت است؛چین در حال تثبیت نظام نگهداری هوشمند است؛هند در حال پاکسازی زنجیره تأمین قیر است.
هیچکدام از این خبرها به تنهایی چشمگیر نیستند، اما کنار هم یک روند را نشان میدهند: عصر جدیدی در مدیریت قیر و آسفالت در آسیا در حال شکلگیری است.
