به گزارش دنیای نفت و قیر، تصمیم شورای اتحادیه اروپا برای تصویب نهایی ممنوعیت تدریجی واردات گاز روسیه، یکی از مهمترین تحولات اخیر در سیاست انرژی اروپا به شمار میرود و اهمیت آن فراتر از بازار گاز طبیعی است. این اقدام در سطح جهانی و بهویژه برای خاورمیانه و دیگر مناطق صادرکننده انرژی پیام روشنی دارد: اروپا در حال تثبیت یک مسیر رسمی و بلندمدت برای کاهش وابستگی به منابع روسیه است و این تصمیم بهطور مستقیم بر اولویتهای سرمایهگذاری، الگوهای تامین سوخت و ساختار خرید صنعتی اثر خواهد گذاشت. اگرچه گاز طبیعی در مرکز این خبر قرار دارد، اما پیامدهای آن به حوزه گستردهتری از فرآوردههای هیدروکربنی، اقتصاد پالایشگاهها و مصالح زیرساختی مانند قیر نیز منتقل میشود؛ محصولی که همچنان ستون اصلی پروژههای راهسازی و توسعه شهری در اروپا، آسیا و آفریقا محسوب میشود.
اعلام شورای اتحادیه اروپا نشان میدهد که اتحادیه از مرحله اقدامات اضطراری و کوتاهمدت عبور کرده و اکنون به سمت سیاستگذاری رسمی و مرحلهبندیشده حرکت میکند تا وابستگی به گاز روسیه را بهتدریج کاهش دهد. این تصمیم ترکیبی از اهداف راهبردی و ملاحظات اجرایی را در خود دارد: امنیت انرژی، همسویی ژئوپلیتیک و ضرورت پایداری شبکههای تامین که برای صنایع تولیدی، حملونقل و ساختوساز حیاتی هستند. برای بخشهایی که به پالایش نفت و محصولات پاییندستی وابستهاند، این اقدام تاکید میکند که گذار انرژی اروپا تنها به انرژیهای تجدیدپذیر محدود نیست، بلکه شامل دگرگونیهای اساسی در تامین و قیمتگذاری سوختهای متعارف نیز میشود.
هرچند قیر مستقیماً به واردات گاز وابسته نیست، اما پیوستگی زنجیرههای صنعتی باعث میشود سیاست گاز بر رفتار پالایشگاهها، تخصیص خوراک و فضای هزینهای محصولات سنگین اثر غیرمستقیم اما واقعی بگذارد. پالایشگاههای اروپا برای فرآوری، اختلاط و بهینهسازی تولید خود به ورودیهای پایدار انرژی نیاز دارند. گاز طبیعی در عملیات پالایشگاهی، از جمله تامین حرارت و تولید هیدروژن، نقش مهمی دارد. با کاهش واردات گاز روسیه، جایگزینی آن از طریق واردات LNG، تامینکنندگان خط لولهای دیگر یا اقدامات داخلی، بر هزینه انرژی صنایع تاثیر میگذارد. این تغییرات هزینهای میتواند اقتصاد تولید قیر را نیز تحت تاثیر قرار دهد، بهویژه در واحدهایی که مدیریت پسماند سنگین و تنظیم ترکیب محصولات به حاشیه سود پایدار نیاز دارد.
ماهیت مرحلهای این ممنوعیت با هدف جلوگیری از شوک ناگهانی طراحی شده است، اما در عین حال یک مسیر مقرراتی قابل پیشبینی ایجاد میکند. برای مدیران خرید در حوزه ساختوساز و زیرساخت، پیشبینیپذیری اهمیت بالایی دارد. قراردادهای تامین قیر معمولاً ماهها پیش از فصل اجرای پروژهها بسته میشوند و با بودجههای عمومی هماهنگ هستند. زمانی که سیاست انرژی محدودیتهای جدید ایجاد میکند، صنعت ناچار است هزینه حمل، اولویتهای تولید پالایشگاه و توازن عرضه منطقهای را از نو ارزیابی کند. بنابراین تصمیم شورای اروپا بخشی از فضای برنامهریزی راهسازی و تامین مصالح میشود، حتی اگر هدف مستقیم آن گاز باشد.
برنامه زیرساختی اروپا همچنان گسترده است و سرمایهگذاری در نگهداری بزرگراهها، بهبود حملونقل شهری و شبکههای مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی ادامه دارد. تقاضای قیر بهطور ساختاری به این برنامهها وابسته است. اما عرضه این محصول به پیکربندی پالایشگاهها حساستر شده است. با تغییر الگوی مصرف سوخت در اروپا و کاهش تدریجی تقاضا برای بنزین و گازوئیل در بلندمدت، برخی پالایشگاهها ممکن است ظرفیت خود را کاهش دهند یا به سمت تولید محصولات دیگر حرکت کنند. تغییر در تامین گاز و هزینههای انرژی، لایه دیگری از پیچیدگی به این روند اضافه میکند. افزایش هزینه ورودی انرژی میتواند ادغام و تمرکز بیشتر در صنعت پالایش را تسریع کند و در نتیجه بر دسترسی منطقهای به قیر مورد نیاز پروژههای عمرانی اثر بگذارد.
این تصمیم همچنین پیامدهایی برای مسیرهای تجاری و حملونقل دارد. صادرات انرژی روسیه طی دهههای گذشته شبکههای لجستیکی اروپا را شکل داده بود. با محدود شدن جریان گاز، شبکههای دریایی و خطوط انتقال در حال بازتنظیم هستند. این بازتنظیم بر بازار حملونقل دریایی، استفاده از بنادر و نرخهای کرایه اثر میگذارد؛ عواملی که برای کالاهای حجیم مانند قیر اهمیت مستقیم دارند. صادرات قیر از خاورمیانه به اروپا و آفریقا در شرایط رقابت شدید حملونقل انجام میشود. افزایش تقاضا برای حمل سوختهای جایگزین، از جمله LNG، میتواند ظرفیت کشتیها و هزینه حمل را تحت تاثیر قرار دهد و اقتصاد محمولههای قیر را تغییر دهد.
از منظر ژئوپلیتیک، این ممنوعیت نشاندهنده تعهد اروپا به کاهش وابستگی راهبردی به روسیه و تعمیق همکاری انرژی با تامینکنندگان دیگر است. این روند میتواند شامل تولیدکنندگان خلیج فارس، صادرکنندگان شمال آفریقا و بازار جهانی LNG باشد. نقش خاورمیانه بهعنوان شریک انرژی ممکن است پررنگتر شود، اما این رابطه فقط به نفت خام و گاز محدود نیست.
چندین کشور خاورمیانه صادرکنندگان مهم قیر برای بازارهای آفریقا و جنوب آسیا هستند. اگر ظرفیت پالایش اروپا تحت فشار هزینههای انرژی محدودتر شود، اروپا ممکن است در برخی محصولات سنگین بیشتر به واردات متکی شود و فرصتهای تجاری تازهای برای تامینکنندگان معتبر ایجاد گردد.
در همین حال، چنین سیاستهایی بر اعتماد صنعتی نیز اثر میگذارد. پیمانکاران و نهادهای دولتی برای برنامهریزی بلندمدت زیرساخت به ثبات تامین مصالح نیاز دارند. نوسانات ناشی از سیاست انرژی میتواند موجب احتیاط در خرید، کوتاهتر شدن قراردادها و تاکید بیشتر بر تنوع منابع تامین شود. در بازار قیر، این روند میتواند خریداران را به سمت ایجاد روابط با چندین تامینکننده در مناطق مختلف سوق دهد تا وابستگی به مسیرهای محدود کاهش یابد.
این تصمیم همچنین با سیاستهای کاهش کربن اروپا همزمان است. هرچند ممنوعیت واردات گاز روسیه بیشتر جنبه ژئوپلیتیک دارد، اما با جهتگیری کلی اروپا برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی هماهنگ است. این موضوع یک وضعیت دوگانه برای قیر ایجاد میکند. از یک سو، زیرساخت جادهای همچنان ضروری است و تقاضا برای این ماده پابرجاست. از سوی دیگر، الزامات پایداری رو به افزایش است؛ از جمله استفاده بیشتر از آسفالت بازیافتی، فناوریهای تولید کممصرف و مواد جایگزین در آینده. تصمیمهای انرژی که اقتصاد پالایش را تغییر میدهد میتواند سرمایهگذاری در چنین فناوریهایی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
رقابتپذیری صنعتی اروپا نیز در این زمینه مطرح است. صنایع انرژیبر با چالش حفظ ثبات هزینه روبهرو هستند. تولید، ذخیرهسازی و حمل قیر بخشی از همین ساختار صنعتی است. اگر هزینه انرژی به دلیل تغییر تامین گاز افزایش یابد، محصولات پاییندستی ممکن است با کاهش حاشیه سود مواجه شوند. در نتیجه، تاکید بر بهرهوری عملیاتی، بهینهسازی اختلاط و مدیریت ذخایر در بازار قیر بیشتر خواهد شد.
ساختار تدریجی این ممنوعیت نشان میدهد اتحادیه اروپا تلاش دارد اهداف راهبردی را با ثبات بازار ترکیب کند. محدودیتهای ناگهانی میتوانست شوک سنگینی ایجاد کند، اما اجرای مرحلهای فرصت سازگاری فراهم میکند. برای فعالان حوزه مصالح زیرساختی، سازگاری به معنای رصد روند تولید پالایشگاهها، تضمین ظرفیت حملونقل و هماهنگسازی خرید با تحولات مقرراتی است. بخش ساختوساز ناچار است آگاهی از سیاست انرژی را به بخشی از برنامهریزی تامین خود تبدیل کند، زیرا تحویل پروژهها به دسترسی پایدار به مصالح وابسته است.
در عمل، تصمیم شورای اروپا نشان میدهد سیاست انرژی از استراتژی کالاهای صنعتی جدا نیست. واردات گاز ممکن است در ظاهر از راهسازی دور باشد، اما پیوند میان ورودیهای انرژی، عملیات پالایشگاهی، شبکههای حملونقل و سرمایهگذاری زیرساختی این ارتباط را مستقیم میکند. تامین قیر نه تنها به دسترسی نفت خام، بلکه به محیط گسترده مقرراتی و انرژی وابسته است که پالایشگاهها و معاملهگران در آن فعالیت میکنند.
در آینده، کاهش تدریجی وابستگی اروپا به گاز روسیه احتمالاً تنوعبخشی در چندین جریان سوختی را سرعت میبخشد و همکاری با تامینکنندگان جایگزین را عمیقتر میکند. این روند بر الگوهای حملونقل، هزینههای صنعتی و موقعیت رقابتی مناطق صادرکننده انرژی اثر خواهد گذاشت. برای بازار قیر، موضوع اصلی کمبود فوری نیست، بلکه شکلگیری ساختار جدیدی از قابلیت اطمینان تامین، نحوه شکلگیری هزینهها و مدیریت ریسک خرید است. شرکتهای فعال در مصالح زیرساختی باید در محیطی کار کنند که تصمیمهای ژئوپلیتیک انرژی بهطور فزاینده پایههای تجاری ساختوساز را تعیین میکند.
تصویب ممنوعیت مرحلهای واردات گاز روسیه بنابراین فراتر از یک سیاست گازی است. این اقدام نشانه ادامه جهتگیری راهبردی اروپا در انرژی و تجارت است و پیامدهای ثانویه آن به محصولات صنعتی، از جمله قیر، منتقل میشود. برای دولتها، پیمانکاران و صادرکنندگان، درک این پیوندها برای حفظ ثبات تجاری و اجرای پروژههای عمرانی در سالهای پیش رو ضروری خواهد بود.
