نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

جهشی زیرساختی در آفریقا، به نقطهٔ عطف جهانی در مسیر قیر تبدیل میشود!

به گزارش دنیای نفت و قیر، جهان مواد ساختمانی معمولاً آرام، خطی و قابل پیش‌بینی به‌نظر می‌رسد، اما گاهی یک تصمیم زیرساختی در گوشه‌ای از نقشه باعث تغییراتی می‌شود که مرز کشورها را پشت سر می‌گذارد و تأثیراتش تا دورترین نقطه‌ها ادامه پیدا می‌کند. راه‌اندازی یک پایانه بزرگ واردات و ذخیره‌سازی قیر در جنوب آفریقا دقیقاً از همان نوع نقاط عطفی است که سطحی به‌نظر می‌رسد اما عملاً ساختار عرضه جهانی قیر را بازآرایی می‌کند. پیش از آن‌که تحلیلگران بتوانند اثرات این تحول را توضیح دهند، صنایع راه‌سازی، حمل‌ونقل دریایی، شرکت‌های ساختمانی، و حتی برخی دولت‌ها خود را با شرایط جدید سازگار می‌کردند. پروژه‌ای که در ظاهر محلی است، در واقع پیامدهایی جهانی دارد: نخست این‌که کشورهای صادرکننده قیر از آسیا تا خاورمیانه اکنون یک ورودی امن و پایدار به بازار جنوب آفریقا و منطقه پیرامون آن پیدا کرده‌اند؛ دوم، مسیرهای دریایی حمل قیر از حالت پراکنده به سمت همگرایی و نظم بیشتر حرکت می‌کنند؛ و سوم، کشورهای مختلف با مشاهده این مدل زیرساختی از خود می‌پرسند که آیا آن‌ها نیز می‌توانند بدون فعال‌سازی مجدد پالایشگاه‌های قدیمی، امنیت تأمین قیر را تضمین کنند. این پرسش‌ها که زمانی به نظر کم‌اهمیت می‌رسیدند، اکنون مسیر شکل‌گیری انتظارات ژئوپلیتیکی را در مورد ماده‌ای تعیین می‌کنند که معمولاً خارج از نگاه سیاسی قرار داشت.

پرسش‌های کلیدی این تحول نمایانگر تغییر در نگاه جهانی به قیر هستند. آیا ایجاد چنین پایانه‌ای ریسک ژئوپلیتیکی کشورهایی را که توان پالایش قیر ندارند کاهش می‌دهد؟ بله، به‌شکل قابل‌توجهی؛ زیرا تکیه از «تولید داخلی» به «تأمین‌کنندگان متنوع خارجی» منتقل می‌شود. آیا این مدل وابستگی به حمل‌ونقل دریایی را بیشتر می‌کند؟ کاملاً؛ ولی این وابستگی وقتی با ذخیره‌سازی مدرن و سیستم‌های حرارتی مقاوم همراه شود، از یک ضعف بالقوه به نقطه‌ای از تاب‌آوری تبدیل می‌شود. آیا این ساختار جدید قابل الگوبرداری در کشورهای خاورمیانه یا آسیا است؟ بدون شک؛ سیستم‌های کنترل انرژی، عایق‌کاری پیشرفته، و طراحی مرحله‌ای ظرفیت مخازن به‌قدری انعطاف‌پذیر هستند که بتوانند در هر منطقه‌ای با نیاز به امنیت تأمین قیر مورد استفاده قرار گیرند. و آیا چنین تحولی اثری فراتر از قیمت بر بازار جهانی قیر دارد؟ قطعاً: این تحول بر مسیر شکل‌گیری قدرت، بر هماهنگی زنجیره تأمین، و بر توان چانه‌زنی کشورها اثر می‌گذارد.

تغییر الگوی پالایش جهانی در سال‌های اخیر روندی سریع‌تر از انتظار داشته است و بسیاری از پالایشگاه‌ها که به‌صورت سنتی قیر تولید می‌کردند تعطیل شده‌اند یا ظرفیت تولیدشان کاهش یافته است. این موضوع کشورهایی را که به قیر برای پروژه‌های عمرانی، تعمیرات اضطراری و توسعه جاده‌ها نیاز دارند در معرض کمبود ناگهانی قرار می‌دهد. آنچه در جنوب آفریقا رخ داد نمونه‌ای شفاف از مدیریت این وضعیت است: کشور به‌جای احیای پالایشگاه‌های قدیمی، یک پایانه مدرن ساخت که قادر است قیر وارداتی را دریافت، گرم، ذخیره و توزیع کند بدون آن‌که ماده دچار کاهش کیفیت شود. این نوع پایانه‌ها در واقع نقش بیمه زیرساختی را ایفا می‌کنند.

تأثیر این ساختار فقط در حد همان کشور باقی نمی‌ماند. صادرکنندگان قیر، به‌خصوص در خاورمیانه، این تغییر را مثبت می‌دانند؛ چون ثبات ذخیره‌سازی مقصد به آن‌ها اجازه می‌دهد برنامه‌ریزی حمل‌ونقل را دقیق‌تر تنظیم کنند. تأمین‌کنندگان آسیایی نیز از این الگو بهره می‌برند، زیرا سفرهای طولانی آنها تنها زمانی به صرفه است که قیر بتواند بدون خطر انجماد در مقصد تخلیه شود. شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی که با تانکرهای گرم‌شونده قیر را منتقل می‌کنند نیز از کوتاه‌شدن زمان پهلوگیری و تخلیه سود می‌برند. این مجموعه عوامل در کنار هم ساختاری جدید از همکاری جهانی حول یک ماده سنگین و چسبناک ایجاد می‌کند؛ ماده‌ای که شاید شبیه یک محصول عادی به‌نظر برسد، اما در عمل یک کالای استراتژیک است.

از منظر سیاسی، وجود چنین پایانه‌ای قدرت چانه‌زنی کشورها را تغییر می‌دهد. در سال‌های گذشته، کشورهایی که توان پالایش داخلی نداشتند، با کوچک‌ترین اختلال در بازار جهانی قیر دچار بحران می‌شدند. اما اکنون با داشتن ذخیره‌سازی حرارتی مداوم، می‌توانند قیر را از چندین منبع مختلف دریافت و در صورت لزوم برای ماه‌ها ذخیره کنند. سیاست‌گذاران این واقعیت را درک کرده‌اند که امنیت قیر دیگر فقط یک موضوع صنعتی نیست؛ بلکه به تاب‌آوری ملی و ثبات برنامه‌های عمرانی گره خورده است.

در مرکز این تحول، خود قیر قرار دارد؛ ماده‌ای غلیظ، حساس به دما و حیاتی برای ساخت‌وساز. نگه‌داشتن قیر در حالت روان نیازمند کنترل مداوم دما است. نوآوری‌های مهندسی که در پایانه‌های مدرن به‌کار رفته‌اند بر پایه سال‌ها تجربه عملی شکل گرفته‌اند. سیستم‌های حرارتی چندحلقه‌ای اجازه می‌دهند قیر در دمای یکنواخت نگه داشته شود و حتی در صورت خرابی بخشی از سیستم، انتقال حرارت ادامه یابد. خط لوله‌هایی که با فناوری گرمایش الکتریکی عایق شده‌اند، ریسک نشت مواد گرم را به‌ویژه در بخش‌های ساحلی تقریباً حذف کرده‌اند. عایق‌کاری چندلایه مخازن نیز باعث شده حرارت کمتر هدر رود و دمای درونی پایدار بماند. این موارد، صرفاً مشخصات فنی نیستند؛ بلکه ستون‌های یک زنجیره تأمین مطمئن به شمار می‌آیند.

نقش جهانی چنین پایانه‌هایی از مقیاس آن‌ها مهم‌تر است. وقتی کشوری از تولید داخلی به واردات پایدار روی می‌آورد، پایانه تبدیل به محور سازمان‌دهی پروژه‌های عمرانی، شرکت‌های راه‌سازی و حتی شرکای خارجی می‌شود. این محور ذاتاً بین‌المللی است و حتی اگر در ظاهر تنها یک تأسیسات ساحلی باشد، نیروهایی که از آن عبور می‌کنند کاملاً جهانی هستند.

از دید بازاریابی نیز ماجرا جالب است. با رشد چنین پایانه‌هایی، تمرکز از «رقابت قیمتی» به سمت «پایداری عرضه»، «کیفیت حرارتی» و «یکپارچگی زنجیره انتقال» تغییر می‌کند. صادرکنندگان همیشه ترجیح می‌دهند با کشورهایی همکاری کنند که توان مدیریت قیر وارداتی را دارند. شرکت‌های ساختمانی ترجیح می‌دهند در مناطقی فعالیت کنند که قیر با کیفیت ثابت در تمام فصول در دسترس باشد. شرکت‌های بیمه و حمل‌ونقل نیز توزیع ریسک خود را با توجه به وجود چنین پایانه‌هایی بازطراحی می‌کنند. پیام بازار تبدیل می‌شود به «ثبات»، نه «کمبود».

از جنبه زیست‌محیطی نیز این تحول پیچیده ولی قابل دفاع است. استفاده از سیستم‌های حرارتی کارآمدتر باعث کاهش مصرف انرژی می‌شود. به‌کارگیری عایق‌های سبک‌تر و مقاوم‌تر، نیاز حرارتی مخازن را کاهش می‌دهد. برخی مناطق شروع به آزمایش افزودنی‌های زیستی کرده‌اند تا کیفیت قیر وارداتی را در برابر تفاوت‌های منبع نفت اولیه پایدار کنند. این نوآوری‌ها نشان می‌دهد که مدل واردات‌محور، بر خلاف تصور، می‌تواند از نظر زیست‌محیطی نیز بهتر از روش پالایش سنتی باشد.

یکی از اثرات کمتر دیده‌شده، تغییر در الگوهای همکاری منطقه‌ای است. کشورهایی که زمانی بر اساس تولید پالایشگاهی شریک می‌شدند، اکنون با محوریت ظرفیت ذخیره‌سازی هم‌افزا می‌شوند. صادرکنندگان قیر ترجیح می‌دهند با کشورهایی کار کنند که می‌توانند محموله‌های بزرگ را به‌طور مطمئن مدیریت کنند. در نتیجه، مذاکره‌ها از «ما چقدر تولید می‌کنیم» به سمت «شما چقدر می‌توانید ذخیره کنید» تغییر می‌کند.

کشورهای دیگری در جهان ـ از خاورمیانه گرفته تا شرق آفریقا و آمریکای لاتین ـ در حال مطالعه این الگو هستند. برخی به‌دنبال ساخت پایانه‌هایی مشابه برای مقابله با کمبودهای فصلی‌اند. برخی دیگر می‌خواهند تبدیل به هاب منطقه‌ای توزیع قیر شوند. حتی کشورهای محصور در خشکی در حال بررسی این‌اند که آیا می‌توانند مخازن حرارتی متصل به خطوط ریلی بسازند تا بدون اتکا به پالایشگاه‌های همسایه، امنیت تأمین قیر خود را تضمین کنند.

اما شاید مهم‌ترین پیامد، تغییر نگرش باشد. زمانی تصور می‌شد که تعطیلی یک پالایشگاه به معنای بحران فوری است. اکنون، با داشتن زیرساخت حرارتی پیشرفته، کشورها می‌دانند که همچنان می‌توانند جریان قیر را تضمین کنند. این تغییر ذهنیت، پایه‌ای برای تحول آینده زنجیره جهانی قیر خواهد بود.

در نهایت، ظهور پایانه‌های بزرگ واردات و ذخیره‌سازی قیر، آغاز فصل جدیدی در استراتژی زیرساختی جهان است. این تحولات، قاره‌ها را از راه ماده‌ای به هم وصل می‌کند که پایه بسیاری از جاده‌ها، پل‌ها، فرودگاه‌ها و شهرها است. قیر اکنون نه فقط ماده‌ای صنعتی، بلکه عامل تغییر در توازن قدرت، نقش‌آفرین در سیاست‌های حمل‌ونقل دریایی و ابزار جدیدی برای افزایش استقلال کشورها است. یک پایانه شاید در ظاهر ساکت و بی‌ادعا باشد، اما اثر آن تا سال‌ها در جهان باقی خواهد ماند. کشورها به‌تدریج درمی‌یابند که امنیت زیرساخت‌ها تنها به پالایشگاه‌ها وابسته نیست؛ بلکه به توانایی ذخیره‌سازی، مدیریت حرارتی و توزیع دقیق قیر بستگی دارد. همین آگاهی نقشه جهانی جریان قیر را دوباره ترسیم می‌کند و مسیر آینده را مشخص می‌سازد.