به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، نشانههایی از بهبود جریان انرژی در تنگه هرمز دیده میشود، اما تصویر بازار هنوز کاملاً روشن نیست. فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اعلام کرده حجم انتقال نفت و گاز طبیعی مایع از این آبراه طی دو هفته گذشته به بالاترین سطح شش ماه اخیر رسیده، در حالی که دادههای مستقل ردیابی کشتیها همچنان نوسان شدید روزانه را نشان میدهند.
دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، گفته مسیرهای اصلی عبور از هرمز از مین پاک شدهاند و حجم انتقال نفت و LNG طی دو هفته اخیر افزایش قابل توجهی داشته است. او همچنین گفته کشورهای خلیج فارس طی چند ماه گذشته بیش از یک میلیارد بشکه نفت خام را از این مسیر عبور دادهاند و آمریکا در کنار دولتهای منطقه، شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران برای افزایش جریان محمولهها فعالیت میکند.
این اظهارات نسبت به شرایط بسیار محدود چند هفته قبل تغییر مهمی محسوب میشود. به نظر میرسد پاکسازی مینها، افزایش حفاظت دریایی و تغییر روشهای عملیاتی شرکتهای حملونقل، امکان عبور حجم بیشتری از محمولههای انرژی را فراهم کرده است.
با این حال عدد «بالاترین سطح ششماهه» نیاز به توضیح دارد. این ارزیابی از سوی سنتکام درباره حجم انرژی عبوری مطرح شده و هنوز داده عمومی مستقلی از ردیابی نفتکشها وجود ندارد که همان میزان بازیابی را بهطور کامل تأیید کند.
دادههای منتشرشده در ۱۸ سپتامبر نشان داد در ۱۷ سپتامبر تنها چهار کشتی کالایی از هرمز عبور کردهاند؛ در حالی که این رقم در ۱۶ سپتامبر شش کشتی و متوسط دهروزه حدود ۱۶ کشتی بوده است. سه شناور وارد خلیج فارس شدند و یک شناور از آن خارج شد، هرچند این اعداد ممکن است بعداً تغییر کنند زیرا برخی کشتیها در منطقه سامانه شناسایی خودکار خود را خاموش میکنند.
این دو مجموعه داده الزاماً یکدیگر را رد نمیکنند. سنتکام درباره حجم نفت و LNG عبوری طی دو هفته صحبت میکند، در حالی که دادههای مستقل تعداد کشتیهای قابل مشاهده در یک روز مشخص را ثبت میکنند.
این دو معیار تفاوت زیادی با هم دارند. چند نفتکش بزرگ میتوانند حجم بسیار بیشتری نسبت به تعداد بیشتری شناور کوچک منتقل کنند و خاموشبودن سامانههای شناسایی نیز میتواند باعث شود بخشی از تردد واقعی بلافاصله در دادههای عمومی دیده نشود.
در بخش LNG نیز نشانههایی از افزایش فعالیت مشاهده شده است. چند کشتی حامل LNG قطر پس از دورهای از دیدهنشدن دوباره در خارج از تنگه ظاهر شدهاند، اما هنوز برای نتیجهگیری درباره یک روند پایدار زود است.
از سوی دیگر، محیط امنیتی همچنان بیثبات باقی مانده است. ایران اعلام کرده نفتکش با پرچم توگو به نام Trend را هنگام عبور از هرمز هدف قرار داده و این حادثه نشان میدهد حتی در صورت افزایش حجم کلی انرژی، خطر برای کشتیهای منفرد همچنان بالا است.
مسیرهای جایگزین منطقه نیز هنوز کاملاً قابل اتکا نیستند. خط لوله شرق–غرب عربستان که در دوره اختلال هرمز حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت در روز را به سمت دریای سرخ منتقل میکرد، همچنان در حال بازیابی از آسیب واردشده به زیرساختهای پمپاژ است.
به همین دلیل افزایش اخیر جریان از هرمز در شرایطی رخ میدهد که بخشهای دیگری از شبکه حمل انرژی منطقه هنوز با محدودیت روبهرو هستند. به عبارت دیگر، ممکن است حجم بیشتری از هرمز عبور کند، اما کل سیستم لجستیک خلیج فارس هنوز به شرایط عادی بازنگشته است.
اگر این افزایش در هفتههای آینده ادامه پیدا کند و دادههای مستقل نیز آن را تأیید کنند، اثر آن بر بازار نقدی نفت خام میتواند جدی باشد. عبور مطمئنتر از هرمز به تولیدکنندگان خلیج فارس انعطاف بیشتری برای صادرات میدهد و نیاز به مسیرهای پرهزینه جایگزین و انتقال محموله میان کشتیها را کاهش میدهد.
بهبود پایدار تردد میتواند بخشی از آشفتگی بازار نفتکشها را نیز کاهش دهد. هرچه عبور کشتیها قابل پیشبینیتر باشد، برنامهریزی سفر سادهتر میشود و نیاز به استفاده طولانی از مسیرهای موقت یا غیرمستقیم کاهش پیدا میکند.
با این حال هنوز زود است که شرایط هرمز را عادیشده بدانیم. تردد قابل مشاهده همچنان نوسان زیادی دارد، ریسکهای امنیتی از بین نرفتهاند و هزینههای بیمه در بخشهایی از منطقه در سطوح غیرعادی باقی ماندهاند.
برای بازار قیر و آسفالت، این تفاوت اهمیت بیشتری دارد. تاکنون هیچ دادهای وجود ندارد که نشان دهد افزایش جریان نفت خام و LNG به رشد قابل اندازهگیری صادرات قیر خلیج فارس منجر شده است.
نفت خام، LNG و قیر از شبکههای لجستیکی متفاوتی استفاده میکنند. قیر فله به مخازن گرمشونده، تجهیزات بارگیری اختصاصی و کشتیهای تخصصی نیاز دارد و به همین دلیل افزایش عبور نفت خام الزاماً به معنی افزایش محمولههای قیر نیست.
اثر واقعیتر برای بازار قیر در کوتاهمدت میتواند غیرمستقیم باشد. بهبود دسترسی به هرمز میتواند امنیت خوراک پالایشگاهها را تقویت کند، برنامهریزی حمل را قابل پیشبینیتر سازد و بهتدریج بخشی از فشار هزینه حمل و بیمه را کاهش دهد.
با این حال عرضه واقعی قیر همچنان به تولید پالایشگاهها، ظرفیت ترمینالها، دسترسی به کشتی و برنامههای قطعی بارگیری وابسته است. تا زمانی که این شاخصها نیز بهبود پیدا نکنند، نمیتوان از بازگشت واقعی عرضه قیر صحبت کرد.
آزمون اصلی در روزهای آینده این است که آیا دادههای مستقل ردیابی نفتکشها نیز همان روندی را نشان خواهند داد که اکنون در حجم انتقال انرژی گزارش میشود یا خیر. اگر حجم محمولهها و تعداد کشتیهای قابل مشاهده همزمان و بهطور پایدار افزایش پیدا کنند، شواهد بسیار قویتری از بازیابی واقعی هرمز شکل خواهد گرفت.
در شرایط فعلی، تحول تازه را بهتر است نشانهای از بهبود جریان انرژی دانست، نه پایان بحران. برای خریداران و فروشندگان قیر، پیام فعلی بیشتر بهبود دسترسی و احتمال کاهش ریسک لجستیکی است و هنوز نمیتوان آن را افزایش قطعی عرضه محصول دانست.
