نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

جریان سیاه پنهان — چگونه خط لوله شرق آفریقا ممکن است بازار قیر جهان را زیر و رو کند

به گزارش دنیای نفت و قیر، اواسط سال ۲۰۲۵، پروژه‌ای گسترده و بی‌سروصدا از قلب آفریقا تا سواحل اقیانوس هند در مرکز توجه جهانی قرار گرفت؛ پروژه‌ای که شاید کمتر کسی آن را صرفاً به‌عنوان یک خط لوله دید، اما پتانسیل دارد تا مبنای تحولی بزرگ در بازار قیر، آسفالت و نفت‌سنگین شود. EACOP، خط لوله ۱۴۴۳ کیلومتری که نفت خام اکتشاف‌شده در داخل اوگاندا را به بندر دریایی تانگا در تانزانیا می‌برد، نه تنها تأمین‌کننده خوراک سوخت و نفت خام است، بلکه می‌تواند منبع اصلی قیر و آسفالت برای شرق آفریقا و شاید حتی بازارهای بین‌المللی باشد — تحولی که زنجیره عرضه، هزینه و جغرافیای بازار قیر را دگرگون می‌کند.

اگر این خط لوله پس از راه‌اندازی کامل بتواند به ظرفیت روزانه حدود ۲۴۶ هزار بشکه نفت خام دست یابد، و اگر بخش مناسبی از این نفت خام سنگین یا نیمه‌سنگین به قیر یا آسفالت تبدیل شود، می‌توان انتظار داشت بازار قیر جهانی وارد مرحله‌ای جدید شود؛ جایی که آفریقا به‌عنوان تأمین‌کننده قابل توجه و رقیبی جدید برای صادرکنندگان سنتی نفت سنگین ظهور کند. این تغییر می‌تواند بسیاری از کشورها در آفریقا، خاورمیانه، جنوب آسیا و مناطق گرمسیری را از وابستگی به واردات قیر از روسیه، خاورمیانه یا آسیا دور سازد و آن‌ها را به سمت بازار داخل — یا صادرات میان‌منطقه‌ای — هدایت کند.

اما رسیدن به این چشم‌انداز ساده نیست؛ موانع فنی، اجتماعی و زیست‌محیطی از همان ابتدا به چشم می‌آیند. گروه‌های مدنی و محیط زیستی در اوگاندا و تانزانیا، با همراهی نهادهای بین‌المللی، هشدار داده‌اند که پروژه باعث آوارگی بیش از ۱۳ هزار نفر شده و بسیاری از کسانی که مجبور به نقل مکان شده‌اند، جبران حقوقی مناسبی دریافت نکرده‌اند. این آوارگی، بی‌عدالتی در جبران خسارت و بلاتکلیفی جامعه محلی را به همراه داشته، و بازار قیر آینده را زیر سایه شک و تردید برده است.

از منظر زیست‌محیطی نیز قصه تلخ است. مسیر خط لوله از عرض ۴۴ منطقه حفاظت‌شده و چند زیست‌بوم حساس عبور می‌کند؛ مناطقی که زیست‌بوم متنوعی دارند و در آن گونه‌های نادر جانوری زندگی می‌کنند. نشت نفت، آلودگی آب و خاک، تخریب اکوسیستم‌های حساس و از بین رفتن تنوع زیستی؛ خطراتی هستند که نه فقط برای مردم محلی، که برای کل آفریقا و بازار جهانی اقلیم جدی‌اند. افزون بر آن، اعتراضات جامعه جهانی منجر به خروج بیش از ۳۰ شرکت بیمه و ۴۳ بانک از تأمین مالی پروژه شده است؛ کارتی که احتمالاً موفقیت اقتصادی پروژه را بیشتر زیر سؤال می‌برد.

اما پیامدهای انسانی و حقوقی هم سنگین‌اند. گزارش‌ سازمان‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که معترضان، فعالان زیست‌محیطی و مدافعان حقوق بشر بارها دستگیر یا تهدید شده‌اند؛ حق اعتراض مسالمت‌آمیز آن‌ها محدود شده و حتی برخی با اتهام «ایجاد مزاحمت عمومی» روبرو شده‌اند. این فشارها، سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت قیری را — حتی اگر فنی ممکن باشد — با بحران مشروعیت اجتماعی مواجه می‌کند.

از منظر تجاری نیز، عدم اطمینان در تأمین پایدار نفت خام یا قیر، باعث ترکیدگی فلاش بازار و کاهش رغبت سرمایه‌گذاران به ساخت پالایشگاه یا واحدهای قیرسازی می‌شود. چون برای تأمین قیر با کیفیت بالا باید هم تأمین خوراک (نفت خام سنگین)، هم ثبات سیاسی ـ اجتماعی و هم پذیرش محیط زیستی وجود داشته باشد، سه پیش‌شرطی که اکنون با شک مواجه‌اند.

با این وجود، طرفداران پروژه معتقدند اگر مدیریت درست، جبران مناسب، شفافیت محیط زیستی و مشارکت محلی صورت گیرد، EACOP  قادر است هزینه تأمین قیر و آسفالت بسیاری از کشورهای در حال توسعه را کاهش دهد؛ کشورهایی که زیرساخت راه و حمل‌ونقل ضعیف دارند و برای توسعه به راه‌های ارزان و پایدار نیاز دارند. کاهش بهای حمل و نقل، توسعه راه‌های بین شهری و تقویت ساخت‌وساز می‌تواند رشد اقتصادی منطقه را تسریع کند — مزیتی که باعث شده شرکت‌هایی مانند TotalEnergies و CNOOC در پروژه باقی بمانند.

علاوه بر این، اگر آفریقا تبدیل به صادرکننده اصلی قیر شد، تجارت آسفالت در مناطق گرمسیری و استوایی بازتنظیم می‌شود. کشورهایی که پیش از این مجبور به واردات مصالح قیری از خاورمیانه یا آسیا بودند، حالا می‌توانند مستقیم از منابع نزدیک‌تر و ارزان‌تر تأمین کنند — موضوعی که هزینه ساخت جاده‌ها را کاهش داده و زیرساخت را به‌شدت مقرون‌به‌صرفه‌تر می‌کند.

اما تحقق این چشم‌انداز منوط به سرمایه‌گذاری عظیم در پالایشگاه‌ها، استاندارد محیط زیستی، رعایت حقوق بشر و ثبات سیاسی‌ ـ اجتماعی است؛ موضوعاتی که اکنون نقطه ضعف EACOP محسوب می‌شوند. اگر این موانع ادامه پیدا کنند، آیندهٔ قیر در شرق آفریقا ممکن است به‌جای رونق، با تحریم، خروج سرمایه و تورم اجتماعی مواجه شود.

در نهایت، EACOP بیش از یک خط لوله نفت است: آزمونی برای این‌که نفت سنگین و مشتقات آن — از جمله قیر و آسفالت — بتوانند در دهه‌های پیش‌رو با خواسته‌های بازار و جامعه هماهنگ شوند. اگر پروژه موفق شود و نیازهای فنی، اجتماعی و زیست‌محیطی را پاسخ دهد، شاهد تولد یک قطب جدید جهانی برای قیر خواهیم بود. اگر نشود، تجربه‌ای خواهد بود برای بازتعریف رابطه بشر با انرژی، محیط زیست و عدالت اجتماعی.