به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، تولید قیر آلمان در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۱۶ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش یافت و به حدود ۱.۱۷ میلیون تن رسید. بیشترین افت در ماههای مه و ژوئن ثبت شد؛ دورهای که محدودیت در دسترسی به برخی نفتهای خام سنگین، ترکیب خوراک پالایشگاههای آلمان و بخشهایی از اروپای مرکزی را تحت فشار قرار داد. این کاهش یکی از روشنترین نشانههای قابلاندازهگیری از انتقال اختلالات بازار نفت خام به بازار پاییندستی قیر در سال جاری است و نشان میدهد فشار موجود تنها به افزایش هزینه حمل یا ریسک بالقوه عرضه محدود نمانده و به تولید واقعی پالایشگاهها نیز رسیده است.
دادههای منتسب به اداره فدرال اقتصاد و کنترل صادرات آلمان، BAFA، نشان میدهد تولید قیر در ماه مه به حدود ۲۴۷ هزار تن رسید که بیش از ۳۰ درصد کمتر از مه ۲۰۲۵ بود. تولید در ژوئن اندکی بهبود یافت و به حدود ۲۵۴ هزار تن رسید، اما همچنان نزدیک به ۲۰ درصد پایینتر از مدت مشابه سال گذشته قرار داشت. با توجه به افت ۱۶ درصدی گزارششده، تولید ششماهه نخست آلمان حدود ۲۲۰ هزار تن کمتر از مدت مشابه سال ۲۰۲۵ بوده و بخش مهمی از این کسری درست در دورهای ایجاد شده که بازار اروپا وارد فصل اصلی اجرای پروژههای راهسازی شده بود.
گزارشهای صنعتی بخش قابل توجهی از این کاهش را به محدود شدن دسترسی پالایشگاهها به نفتهای خام سنگین و پرگوگرد مناسب برای تولید قیر مرتبط میدانند. البته باید میان خود آمار تولید و توضیح علت آن تفاوت قائل شد؛ افت تولید بر اساس دادههای رسمی گزارش شده، در حالی که ارتباط آن با نوع خوراک و محدودیت نفت خام سنگین حاصل ارزیابی پالایشگاهها و منابع بازار است.
ترکیب نفت خام ورودی به پالایشگاه تأثیر مستقیمی بر مقدار و مشخصات مواد سنگینی دارد که در نهایت برای تولید قیر در دسترس قرار میگیرد. در تقطیر اولیه، برشهای سبکتر مانند بنزین، نفت سفید و گازوئیل جدا میشوند و بخش سنگینتر وارد واحد تقطیر در خلأ میشود. باقیمانده این فرآیند یکی از خوراکهای اصلی تولید قیر پالایشگاهی است و نفتهای خام سنگین معمولاً نسبت به گریدهای سبکتر مقدار بیشتری از این ماده ایجاد میکنند.
به همین دلیل برای کاهش محسوس تولید قیر الزاماً نیازی به تعطیلی پالایشگاه نیست. یک پالایشگاه میتواند همچنان با ظرفیت عملیاتی قابل توجهی فعالیت کند، اما اگر ترکیب خوراک آن به سمت نفتهای سبکتر حرکت کند، حجم باقیمانده سنگین مناسب برای قیر کاهش مییابد. همزمان ممکن است شرایط اقتصادی نیز پالایشگاه را به سمت افزایش تولید گازوئیل، سوخت جت و سایر میانتقطیرها سوق دهد و سهم مواد سنگین اختصاصیافته به تولید قیر کمتر شود.
این سازوکار در پالایشگاههایی که از خط لوله ترانسآلپاین یا TAL خوراک دریافت میکنند اهمیت ویژهای داشت. TAL نفت خام را از بندر تریسته ایتالیا از طریق اتریش به آلمان منتقل میکند و از طریق شبکه MERO به پالایشگاههای جمهوری چک نیز متصل است. مجموع طول شبکه حدود ۷۵۳ کیلومتر است و شاخه TAL-OR نیز نفت خام را از لنتینگ به پالایشگاه MiRO در کارلسروهه انتقال میدهد.
MiRO اعلام کرده نفت خام مورد نیاز خود را از طریق TAL و بندر تریسته دریافت میکند و ترکیب خوراک آن عمدتاً از نفت خام شمال آفریقا، اروپای شرقی و آسیای مرکزی و خاورمیانه تشکیل میشود. این مجموعه ظرفیت فرآورش سالانه حدود ۱۵.۸ میلیون تن نفت خام و ظرفیت ۷.۲ میلیون تن تقطیر در خلأ دارد و در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۰۰ هزار تن قیر تولید کرده است. حجم تولید MiRO نشان میدهد تغییر در ترکیب خوراک چنین پالایشگاهی میتواند فراتر از یک واحد تولیدی بر عرضه قیر آلمان و کشورهای اطراف اثر بگذارد.
بر اساس گزارشهای صنعتی، در ماههای مه و ژوئن با محدود شدن دسترسی به برخی نفتهای خام سنگین خاورمیانه، ترکیب نفت منتقلشده از طریق TAL به سمت گریدهای سبکتر تغییر کرد. این وضعیت تولید قیر را متوقف نمیکند، اما میتواند بازده باقیمانده سنگین مناسب برای قیر را کاهش دهد و در عین حال امکان تولید بیشتر فرآوردههای سبک و میانتقطیر را فراهم کند. در بازاری که همزمان وارد فصل اصلی مصرف قیر جادهای شده بود، حتی کاهش موقت بازده خوراک سنگین میتوانست به محدود شدن عرضه منجر شود.
فشار تنها به پالایشگاههای داخل آلمان محدود نبود. شبکه TAL از طریق MERO پالایشگاه لیتوینوف جمهوری چک را نیز تأمین میکند؛ پالایشگاهی که توسط ORLEN Unipetrol اداره میشود و برای بازار منطقه اهمیت دارد. بخشی از قیر جمهوری چک میتواند با کامیون وارد آلمان شود و هنگام کاهش تولید داخلی نقش منبع جایگزین را داشته باشد، بنابراین محدودیت در لیتوینوف نیز مستقیماً بر توان بازار آلمان برای جبران کمبود اثر میگذارد.
ORLEN Unipetrol در ماه مارس ۲۰۲۶ رسماً پس از تشدید تنشهای ژئوپلیتیک و اختلال در زنجیره تأمین مواد اولیه وضعیت فورسماژور اعلام کرد و گفت محدودیت مواد اولیه، فرآورش نفت خام در پالایشگاه لیتوینوف را بهشدت تهدید کرده است. مشکلات فنی بعدی نیز انعطاف عملیاتی این مجموعه را کاهش داد. در ۳۰ ژوئن، شرکت پایان وضعیت فورسماژور را اعلام کرد و گفت دسترسی به نفت خام و سایر مواد اولیه بهبود یافته و امکان اجرای تعهدات قراردادی دوباره فراهم شده است.
این زمانبندی با تصویر کلی بازار قیر نیز همخوانی دارد. شدیدترین افت تولید آلمان در ماههای مه و ژوئن رخ داد و شرایط فیزیکی عرضه در ادامه تابستان بهتدریج بهتر شد. گزارشهای بازار همچنین حاکی از آن بود که لیتوینوف در دوره محدودیت خوراک تمرکز بیشتری بر تولید میانتقطیرها داشته است؛ اتفاقی که میتواند حجم قیر قابل حمل با کامیون به آلمان را همزمان با کاهش تولید داخلی محدود کند.
در شمال آلمان نیز شرایط کاملاً عادی نبود. فعالان بازار از تأخیر در تحویل برخی محمولههای نفت خام و تأثیر آن بر تأسیساتی مانند کارخانه قیر توتالانرژیز در برونسبوتل و پالایشگاه هایده خبر دادند. توتالانرژیز برونسبوتل را در میان تأسیسات قیر خود در آلمان معرفی میکند و پالایشگاه Heide نیز از داراییهای پالایشی Klesch Group است.
در دورهای که عرضه محدودتر شد، برخی تولیدکنندگان برای حفظ تحویل به مشتریان دارای قرارداد مدتدار، عرضه خود در بازار نقدی را کاهش دادند. این تفاوت میان بازار قراردادی و بازار نقدی بسیار مهم است؛ زیرا ممکن است پالایشگاه همچنان به مشتریان ثابت خود محصول تحویل دهد، اما برای خریدارانی که به دنبال خرید فوری هستند حجم بسیار کمی در دسترس باشد. به همین دلیل فشار واقعی بازار میتواند بسیار شدیدتر از آن چیزی باشد که صرفاً از نرخ فعالیت پالایشگاهها برداشت میشود.
زمان کاهش تولید نیز تأثیر بازار را تشدید کرد. فعالیت پروژههای راهسازی در آلمان معمولاً از آوریل افزایش پیدا میکند و مصرف قیر جادهای در بهار و اوایل تابستان به سطوح بالاتری میرسد. بنابراین افت شدید تولید در مه و ژوئن درست زمانی رخ داد که تولیدکنندگان مخلوط آسفالتی و پیمانکاران راهسازی به حجم بیشتری از قیر نیاز داشتند.
در کنار این محدودیت، نوسان نفت خام و نفت کوره نیز بر هزینه جایگزینی محصول فشار وارد کرد. کاهش تولید داخلی، محدود شدن تأمین جایگزین از جمهوری چک و کاهش عرضه در بازار نقدی شمال آلمان باعث شد خرید برای برخی مصرفکنندگان دشوارتر شود. گزارشهای صنعتی نشان میدهد بخشی از پروژههای راهسازی و ساختمانی به ماه سپتامبر منتقل شدند تا شرایط عرضه و قیمت متعادلتر شود.
به تعویق افتادن پروژهها الزاماً به معنای از بین رفتن تقاضا نیست. بخشی از مصرف تنها از یک ماه به ماه دیگر منتقل میشود و ممکن است در فصل پاییز دوباره به بازار بازگردد. به همین دلیل بهبود عرضه در نیمه دوم سال هم لزوماً به معنای رفع فوری تمام فشار نیست، زیرا بازگشت همزمان پروژههای عقبافتاده میتواند بخشی از محصول جدید را سریعاً جذب کند.
در عین حال باید در تفسیر افت ۱۶ درصدی دقت کرد. این رقم به معنای حذف دائمی ۱۶ درصد از ظرفیت تولید قیر آلمان نیست و تنها کاهش تولید واقعی در فاصله ژانویه تا ژوئن ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل را نشان میدهد. شواهدی وجود ندارد که همین میزان از ظرفیت پالایشگاهی بهطور دائمی از مدار خارج شده باشد و تولید میتواند با بهتر شدن دسترسی به نفت خام مناسب، رفع مشکلات عملیاتی و تغییر شرایط اقتصادی دوباره افزایش یابد.
تا سپتامبر، فعالان بازار از بهبود قابل توجه دسترسی به قیر در آلمان خبر دادند و اعلام رسمی ORLEN Unipetrol در پایان ژوئن نیز بهتر شدن دسترسی به نفت خام و مواد اولیه را تأیید کرد. این شرایط نشان میدهد بخش مهمی از شوک نیمه نخست سال ماهیت موقت داشته است، هرچند کسری تولید ایجادشده در شش ماه نخست همچنان در آمار سالانه باقی خواهد ماند.
اطلاعات عملیاتی MiRO نیز نشان میدهد چرا در تحلیل بازار قیر باید به ترکیب خوراک توجه ویژه داشت. این مجموعه در سال ۲۰۲۵ علاوه بر حدود ۶۰۰ هزار تن قیر، نزدیک به ۴.۹ میلیون تن بنزین و ۶.۳ میلیون تن میانتقطیر تولید کرده است. چنین پالایشگاهی بهطور مداوم خوراک خود را میان چند مسیر تولیدی تقسیم میکند و قیر تنها یکی از محصولات آن است.
اگر مقدار باقیمانده سنگین مناسب کاهش پیدا کند یا حاشیه سود میانتقطیرها افزایش یابد، تولید قیر میتواند پایین بیاید در حالی که مجموع فعالیت پالایشگاه همچنان در سطح نسبتاً بالایی باقی مانده باشد. به همین دلیل نرخ کلی فرآورش نفت خام بهتنهایی تصویر کاملی از وضعیت عرضه قیر ارائه نمیدهد و نوع نفت خام، بازده باقیمانده تقطیر در خلأ و اقتصاد سایر محصولات باید همزمان بررسی شوند.
تحولات نیمه نخست آلمان همچنین وابستگی متقابل بازار قیر اروپا را نشان داد. آلمان میتواند بخشی از کسری داخلی را با واردات از جمهوری چک، هلند، لهستان و سایر بازارهای نزدیک جبران کند، اما این جابهجایی بدون هزینه و محدودیت نیست. دسترسی به ظرفیت بارگیری، مخازن، کامیون یا کشتی، فاصله حمل و اختلاف قیمت میان بازارها همگی بر سرعت و هزینه ورود محصول جایگزین اثر میگذارند.
وقتی چند پالایشگاه در یک منطقه بهطور همزمان با یک مشکل مشترک در خوراک مواجه شوند، انعطاف بازار کاهش پیدا میکند. پالایشگاه کشور همسایه نمیتواند بهراحتی کسری آلمان را جبران کند اگر خودش نیز به همان نفت خام سنگین دسترسی محدود داشته باشد یا تولید فرآوردههای دیگر را در اولویت قرار دهد. این مسئله یکی از ویژگیهای مهم بحران ماههای مه و ژوئن بود و نشان داد فشار تنها به یک پالایشگاه یا یک کشور محدود نمانده است.
وزارت اقتصاد و انرژی آلمان نیز در ارزیابیهای اقتصادی خود به فشار ناشی از اختلال زنجیره تأمین خاورمیانه، افزایش هزینه انرژی و عدم قطعیت در مسیرهای تجاری اشاره کرده است. برای بازار قیر، با این حال، آمار تولید اهمیت بیشتری دارد، زیرا بهجای نشان دادن یک ریسک احتمالی، کاهش واقعی در حجم محصول قابل عرضه به بازار راهسازی را ثبت میکند.
اکنون مهمترین مسئله این است که تولید قیر آلمان در سهماهه سوم تا چه اندازه بازیابی شده است. بهتر شدن دسترسی فیزیکی به محصول در سپتامبر نشانهای مثبت است، اما بهتنهایی ثابت نمیکند که تولید به سطح سال ۲۰۲۵ بازگشته باشد. آمار ماهانه تولید، نوع نفت خام ورودی به پالایشگاهها، حاشیه سود میانتقطیرها و میزان عرضه از بازارهای همسایه برای ارزیابی ادامه روند اهمیت خواهند داشت.
بازگشت پروژههای به تعویق افتاده نیز میتواند بر بازار پاییز اثر بگذارد. اگر حجم قابل توجهی از پروژههای راهسازی که در بهار و اوایل تابستان متوقف یا عقب انداخته شدند دوباره فعال شوند، افزایش عرضه ممکن است سریعتر از انتظار جذب شود و بازار حتی پس از بهبود تولید نیز برای مدتی فشرده باقی بماند.
کاهش تولید قیر آلمان به حدود ۱.۱۷ میلیون تن در نیمه نخست ۲۰۲۶ در نهایت یک نکته اساسی را برای بازار اروپا روشن میکند: ریسک عرضه قیر را نمیتوان تنها با میزان فرآورش نفت خام یا ظرفیت اسمی پالایشگاهها سنجید. نوع نفت خام، مقدار باقیمانده تقطیر در خلأ، اقتصاد تولید فرآوردههای رقیب و امکان تأمین قیر از بازارهای اطراف همگی تعیین میکنند چه مقدار محصول در نهایت به کارخانههای آسفالت و پروژههای راهسازی میرسد.
پالایشگاههای آلمان بهطور سراسری متوقف نشدند، اما تغییر در دسترسی به خوراک مناسب کافی بود تا تولید قیر حدود ۱۶ درصد کاهش پیدا کند، عرضه نقدی محدود شود و روند معمول فصل راهسازی تحت فشار قرار گیرد. این تجربه نشان میدهد در بازار قیر اروپا، کیفیت و ترکیب نفت خام میتواند به اندازه حجم کل نفت ورودی به پالایشگاه تعیینکننده باشد.
