نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

تنش در آسمان امارات و ایران؛ از موشک‌ها تا موج‌های قیمت نفت

به گزارش دنیای نفت و قیر، رخداد اخیر میان ایران و امارات متحده عربی خیلی سریع از یک مسئله امنیتی منطقه‌ای فراتر رفت و به موضوعی اثرگذار بر بازار جهانی انرژی، تجارت دریایی و مسیرهای انتقال کالا تبدیل شد. تنها چند ساعت پس از انتشار گزارش‌های مربوط به رهگیری موشک‌ها و پهپادها در آسمان امارات، بازار نفت واکنش نشان داد، شرکت‌های بیمه دریایی نرخ‌های جدیدی برای عبور کشتی‌ها از منطقه اعلام کردند و شرکت‌های حمل‌ونقل برنامه حرکت نفتکش‌ها را بازبینی کردند. این اتفاق بار دیگر نشان داد که هرگونه تنش در اطراف تنگه هرمز می‌تواند زنجیره عرضه انرژی را در خاورمیانه، آسیا و اروپا تحت فشار قرار دهد.

گزارش‌های منتشرشده حاکی از آن بود که سامانه‌های دفاعی امارات چندین موشک و پهپاد را رهگیری کرده‌اند. در همان ساعات ابتدایی، نگرانی‌ها درباره امنیت زیرساخت‌های نفتی و بندری اطراف فجیره افزایش یافت. اگرچه مقام‌های رسمی در ساعات نخست درباره میزان خسارت فیزیکی توضیح دقیقی ارائه نکردند، اما آثار اقتصادی و تجاری این رویداد تقریبا بلافاصله در بازار دیده شد. معامله‌گران انرژی، شرکت‌های کشتیرانی و فعالان پالایشگاهی همگی احتمال اختلال در رفت‌وآمد نفتکش‌ها از منطقه را وارد محاسبات روزانه خود کردند.

فجیره طی سال‌های گذشته به یکی از مهم‌ترین مراکز ذخیره‌سازی سوخت، صادرات فرآورده‌های نفتی و سوخت‌رسانی دریایی در منطقه تبدیل شده است. اهمیت این بندر تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمی‌شود، بلکه به دلیل قرار گرفتن در بیرون تنگه هرمز، نقش مهمی در صادرات نفت امارات بدون نیاز به عبور مستقیم از این تنگه دارد. خط لوله ابوظبی به فجیره این امکان را فراهم کرده که بخشی از نفت صادراتی امارات از مسیر زمینی به دریای عمان منتقل شود. به همین دلیل هرگونه تهدید امنیتی در اطراف فجیره نگرانی‌های فوری درباره استمرار صادرات انرژی ایجاد می‌کند.

بازار نفت در ساعات پس از این تنش‌ها واکنش سریعی نشان داد. معامله‌گران بیش از آنکه نگران توقف کامل صادرات باشند، نسبت به افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و احتمال ایجاد اختلال‌های تدریجی حساس شدند. در بازار انرژی، حتی تنش‌هایی که منجر به تخریب گسترده زیرساخت‌ها نمی‌شوند نیز می‌توانند هزینه تجارت را بالا ببرند. افزایش ریسک عبور کشتی‌ها از خلیج فارس، هزینه بیمه نفتکش‌ها را افزایش می‌دهد و همین موضوع در نهایت بر قیمت نفت خام، فرآورده‌های نفتی و مواد وابسته به صنعت پالایش اثر می‌گذارد.

شرکت‌های کشتیرانی فعال در مسیر خلیج فارس نیز بلافاصله بررسی‌های امنیتی تازه‌ای را آغاز کردند. در چنین شرایطی معمولا موسسات بیمه دریایی حق بیمه جنگ را افزایش می‌دهند. این افزایش هزینه مستقیما بر حمل نفت خام، سوخت، مواد شیمیایی و محموله‌های قیر اثر می‌گذارد. بخش مهمی از صادرات قیر منطقه از ایران و امارات به مقصد جنوب آسیا، شرق آفریقا و برخی بازارهای جنوب شرق آسیا انجام می‌شود. بنابراین هرگونه تنش در اطراف هرمز، بندرعباس و فجیره می‌تواند بازار قیر را نیز با نوسان روبه‌رو کند.

صادرات قیر ایران طی سال‌های اخیر به دلیل تحریم‌ها، محدودیت‌های بانکی و مشکلات مربوط به ناوگان حمل‌ونقل دریایی بارها با مشکل مواجه شده بود. اکنون تنش‌های تازه ممکن است فشار بیشتری بر این تجارت وارد کند. برخی مالکان کشتی‌ها ممکن است برای حمل محموله‌های ایرانی نرخ‌های بالاتری مطالبه کنند و برخی دیگر ترجیح دهند از ورود به مناطق پرریسک خودداری کنند. در مقابل، تولیدکنندگان اماراتی ممکن است در کوتاه‌مدت با افزایش تقاضا روبه‌رو شوند، زیرا بخشی از خریداران به دنبال مسیرهایی با ریسک کمتر هستند. با این حال، اگر تهدیدها علیه زیرساخت‌های امارات ادامه پیدا کند، این برتری تجاری می‌تواند کاهش پیدا کند.

یکی دیگر از پیامدهای فوری این درگیری، تغییر رفتار خریداران آسیایی بود. در دوره‌های تنش در خلیج فارس، پالایشگاه‌ها و شرکت‌های بازرگانی در آسیا معمولا تلاش می‌کنند ذخایر بیشتری تهیه کنند تا در صورت بدتر شدن شرایط، با کمبود ناگهانی مواجه نشوند. این رفتار می‌تواند به افزایش تقاضای کوتاه‌مدت و نوسان قیمت‌ها در بازار نفت و فرآورده‌های وابسته منجر شود. چنین واکنشی فقط ناشی از نگرانی درباره کمبود فیزیکی کالا نیست، بلکه بیشتر به نگرانی از اختلال در برنامه حرکت کشتی‌ها، تاخیر در تخلیه محموله‌ها و پیچیده‌تر شدن عملیات بندری مربوط می‌شود.

در بخش حمل‌ونقل دریایی نیز نشانه‌هایی از تغییر رفتار مشاهده شد. برخی شرکت‌های کشتیرانی حرکت کشتی‌ها را با احتیاط بیشتری دنبال کردند و برخی دیگر تصمیم گرفتند زمان ورود یا خروج از منطقه را تغییر دهند. حتی کاهش محدود سرعت تردد کشتی‌ها در خلیج فارس می‌تواند بر زنجیره تامین جهانی اثر بگذارد. تجارت مواد پتروشیمی، روغن‌های صنعتی، گوگرد، سوخت و مصالح ساختمانی همگی به حرکت مداوم کشتی‌ها در این منطقه وابسته هستند.

بنادر امارات، به‌ویژه دبی، یکی از مهم‌ترین مراکز توزیع کالا در جهان محسوب می‌شوند. هرگونه ناامنی در اطراف این مسیرها می‌تواند شرکت‌های بین‌المللی را مجبور به بازنگری در مسیرهای تجاری و انبارداری کند. شرکت‌هایی که بر اساس مدل تحویل سریع و بدون ذخیره‌سازی گسترده فعالیت می‌کنند، بیش از دیگران در برابر چنین تنش‌هایی آسیب‌پذیر هستند. تاخیر چندروزه در ورود کالا به بنادر خلیج فارس می‌تواند صنایع ساختمانی و تولیدی در نقاط مختلف جهان را تحت فشار قرار دهد.

در سطح سیاسی نیز این اتفاق پیام مهمی برای منطقه داشت. امارات طی سال‌های گذشته تلاش کرده بود تصویر یک مرکز تجاری امن، باثبات و قابل اعتماد را برای سرمایه‌گذاران جهانی حفظ کند. تکرار حملات موشکی و پهپادی، حتی اگر خسارت گسترده‌ای ایجاد نکند، می‌تواند بخشی از این تصویر را تضعیف کند. سرمایه‌گذاران و شرکت‌های انرژی بیش از هر چیز به دنبال ثبات و قابلیت پیش‌بینی هستند. افزایش تنش‌های نظامی در اطراف خلیج فارس محاسبات بلندمدت بسیاری از شرکت‌های بین‌المللی را پیچیده‌تر می‌کند.

در سوی دیگر، ایران همچنان تلاش می‌کند اهرم فشار خود بر مسیرهای دریایی منطقه را حفظ کند. تهران به خوبی می‌داند که امنیت تنگه هرمز مستقیما با اقتصاد جهانی ارتباط دارد و هرگونه اختلال در این مسیر می‌تواند واکنش فوری بازارها را به دنبال داشته باشد. حتی اگر تنگه هرمز به طور کامل بسته نشود، افزایش مداوم تنش‌ها می‌تواند هزینه تجارت انرژی را بالا نگه دارد و فضای بازار را بی‌ثبات کند.

ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای آن احتمالا حضور دریایی خود را در اطراف مسیرهای حساس نفتکش‌ها افزایش خواهند داد. با این حال، افزایش حضور نظامی همیشه به معنای آرامش بازار نیست. در بسیاری از موارد، حضور گسترده نیروهای نظامی می‌تواند نگرانی شرکت‌های حمل‌ونقل را بیشتر کند، زیرا آنها از گرفتار شدن در درگیری‌های ناگهانی هراس دارند.

برای کشورهای واردکننده نفت در آسیا، این اتفاق بار دیگر اهمیت تنوع‌بخشی به منابع انرژی را برجسته کرد. چین، هند، کره جنوبی و ژاپن همچنان وابستگی قابل توجهی به نفت خلیج فارس دارند و هرگونه بحران طولانی‌مدت در اطراف هرمز می‌تواند آنها را به سمت ذخیره‌سازی بیشتر و خرید از مسیرهای جایگزین سوق دهد.

بازار اروپا نیز از این تحولات بی‌تاثیر نخواهد بود. افزایش هزینه حمل‌ونقل و بیمه می‌تواند قیمت سوخت صنعتی و مواد اولیه مورد نیاز پروژه‌های عمرانی را بالا ببرد. صنعت راه‌سازی و پروژه‌های زیرساختی که وابستگی زیادی به قیر و فرآورده‌های نفتی دارند، در چنین شرایطی با افزایش هزینه روبه‌رو خواهند شد.

این تنش‌ها در شرایطی رخ داد که شبکه حمل‌ونقل دریایی جهان پیش از این نیز به دلیل ناامنی در دریای سرخ و تغییر مسیر کشتی‌ها تحت فشار قرار داشت. اکنون اضافه شدن بحران تازه در خلیج فارس، فشار بیشتری بر تجارت جهانی وارد می‌کند. شرکت‌های حمل‌ونقل ناچارند هزینه‌های بیشتری برای بیمه، امنیت و تغییر مسیر پرداخت کنند و این هزینه‌ها در نهایت به بازار جهانی منتقل می‌شود.

در نهایت، این رویداد بار دیگر نشان داد که امنیت خلیج فارس فقط یک مسئله سیاسی یا نظامی نیست. این منطقه مستقیما با قیمت انرژی، هزینه حمل‌ونقل، تجارت قیر، صنعت پالایش و پروژه‌های عمرانی جهان ارتباط دارد. حتی اگر صادرات نفت متوقف نشود، ادامه نااطمینانی می‌تواند بازار را برای مدت طولانی تحت فشار نگه دارد. در حال حاضر مهم‌ترین دغدغه شرکت‌های انرژی و حمل‌ونقل، بازگشت ثبات عملیاتی به آب‌های خلیج فارس است؛ زیرا بدون ثبات، هزینه‌ها در تمام زنجیره تجارت جهانی افزایش پیدا خواهد کرد.