نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

تحول در تجارت قیر جهان؛ عواملژئوپلیتیک تا شرکت‌های بزرگ پالایشی، چه چیزی معادلهرا تغییر می‌دهد؟

به گزارش دنیای نفت و قیر، بازار جهانی قیر در حال ورود به مرحله‌ای است که در آن عوامل ژئوپلیتیکی، محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها و افزایش ریسک‌های حمل‌ونقل دریایی، ساختار جریان‌های تجاری را تحت تأثیر قرار داده‌اند. اگرچه خاورمیانه همچنان یکی از قطب‌های اصلی تولید محسوب می‌شود، اما مسیر حرکت صادرات در حال تغییر است و برخی کشورها به‌تدریج جایگاه پررنگ‌تری در بازارهایی پیدا می‌کنند که پیش‌تر در اختیار صادرکنندگان سنتی بوده است. هم‌زمان، موضوع دسترسی به بیمه حمل‌ونقل دریایی به یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل تبدیل شده و مشخص می‌کند چه محموله‌هایی امکان حرکت دارند و کدام معاملات از نظر تجاری قابل اجرا باقی می‌مانند.

در سطح آسیا، هند به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گزینه‌های جایگزین در حال تثبیت موقعیت خود است. ظرفیت بالای پالایشی، دسترسی به خوراک متنوع و زیرساخت‌های صادراتی فعال باعث شده پالایشگاه‌های این کشور حضور پررنگ‌تری در بازارهای آفریقا و جنوب شرق آسیا داشته باشند. شرکت‌هایی مانند Indian Oil Corporation و Bharat Petroleum در کنار مجموعه‌های خصوصی، با اتکا به مسیرهای حمل‌ونقل نسبتاً کم‌ریسک و پذیرش بهتر از سوی بیمه‌گران بین‌المللی، توانسته‌اند جایگاه خود را تقویت کنند. محموله‌های صادرشده از هند به دلیل سطح ریسک پایین‌تر، برای خریدارانی که به دنبال ثبات در تأمین هستند، جایگاه مهمی پیدا کرده است.

سنگاپور نیز نقش خود را به‌عنوان یک مرکز تجاری و بازتوزیع حفظ کرده و حتی تقویت نموده است. اگرچه تولید مستقیم قیر در این کشور محدود است، اما زیرساخت‌های ذخیره‌سازی و امکان ترکیب محموله‌ها، شرایطی را فراهم کرده که معامله‌گران بتوانند از منابع مختلف خرید کرده و با انعطاف بیشتری به بازارهای هدف عرضه کنند. این مدل در شرایط فعلی اهمیت بیشتری یافته، زیرا برخی خریداران به دنبال کاهش حساسیت نسبت به مبدأ محموله هستند. شرکت‌های بزرگ تجاری مستقر در این منطقه، با تکیه بر شبکه‌های مالی و بیمه‌ای تثبیت‌شده، نقش واسطه‌ای مهمی در جریان عرضه ایفا می‌کنند.

در جنوب شرق آسیا، کشورهایی مانند مالزی و اندونزی نیز به‌تدریج در حال افزایش حضور خود هستند. مالزی با برخورداری از ظرفیت پالایشی مناسب و همکاری با شرکت‌های بین‌المللی، توانسته عرضه پایدار به بازارهای منطقه‌ای ارائه دهد. اندونزی نیز با وجود اینکه همچنان واردکننده محسوب می‌شود، در حال ارتقای پالایشگاه‌های خود است و احتمال می‌رود در آینده نزدیک بخشی از نیاز بازار را از طریق صادرات محدود تأمین کند. شرایط نسبتاً امن مسیرهای دریایی این منطقه نسبت به خلیج فارس، باعث شده هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل در سطح قابل کنترل‌تری باقی بماند.

چین جایگاه متفاوتی در این بازار دارد. این کشور یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان قیر است، اما در دوره‌هایی که تقاضای داخلی کاهش می‌یابد، بخشی از تولید خود را به بازارهای خارجی هدایت می‌کند. صادرات چین معمولاً از پشتیبانی قوی در حوزه لجستیک و بیمه برخوردار است و همین موضوع به افزایش قابلیت اطمینان در تحویل کمک می‌کند. در نتیجه، در شرایطی که ریسک‌های منطقه‌ای افزایش می‌یابد، حضور چین در برخی بازارها پررنگ‌تر می‌شود.

در اروپا، پالایشگاه‌های کشورهای اسپانیا، ایتالیا و یونان مجدداً توجه بازارهای آفریقایی را به خود جلب کرده‌اند. قیر تولیدی در این منطقه معمولاً با قیمت بالاتری عرضه می‌شود، اما کیفیت ثابت و قابلیت اطمینان در تحویل باعث شده در شرایط فعلی مورد توجه بیشتری قرار گیرد. همچنین، ساختارهای نظارتی و مالی در اروپا، شفافیت بالایی در اسناد و فرآیندها ایجاد کرده که با الزامات مؤسسات بیمه‌ای و مالی هم‌راستا است. همین ویژگی‌ها باعث شده محموله‌های اروپایی به‌عنوان گزینه‌ای مطمئن‌تر در نظر گرفته شوند.

ترکیه نیز در حال افزایش نقش خود به‌عنوان تأمین‌کننده منطقه‌ای است. موقعیت جغرافیایی این کشور و دسترسی به مسیرهای مدیترانه‌ای، امکان عرضه به بازارهای نزدیک را با زمان حمل کوتاه‌تر فراهم می‌کند. مسیرهای حمل‌ونقل از طریق دریای مدیترانه در حال حاضر نسبت به برخی مسیرهای دیگر ریسک کمتری دارند و همین موضوع به بهبود شرایط بیمه و کاهش هزینه‌ها کمک کرده است. این مزیت باعث شده صادرکنندگان ترکیه‌ای بتوانند سهم بیشتری از بازارهای اطراف به دست آورند.

در مقابل، صادرکنندگان سنتی خاورمیانه با محدودیت‌هایی مواجه هستند که بر سهم آن‌ها در بازار اثر گذاشته است. ایران که یکی از عرضه‌کنندگان مهم محسوب می‌شود، همچنان تحت فشار تحریم‌ها قرار دارد و این موضوع فرآیندهای حمل و بیمه را پیچیده کرده است. هرچند صادرات ادامه دارد، اما استفاده از مسیرهای غیرمستقیم و اسناد جایگزین باعث افزایش هزینه و کاهش شفافیت شده است. برخی خریداران به همین دلیل ترجیح می‌دهند به سمت تأمین‌کنندگان با شرایط ساده‌تر حرکت کنند.

در این میان، نقش شرکت‌های بیمه بسیار تعیین‌کننده شده است. مؤسسات بزرگ بین‌المللی مانند Lloyd’s of London و اعضای International Group of P&I Clubs همچنان از مهم‌ترین ارائه‌دهندگان پوشش برای حمل‌ونقل دریایی هستند. این نهادها با ارزیابی مداوم ریسک، شرایط پوشش را برای مسیرهای مختلف تنظیم می‌کنند. در مناطق با ریسک بالا، هزینه‌های اضافی تحت عنوان بیمه جنگی افزایش یافته و در برخی موارد، ارائه پوشش تنها با شروط خاص امکان‌پذیر است.

در کنار این مجموعه‌ها، شرکت‌های بیمه آسیایی در حال گسترش فعالیت خود هستند. شرکت‌هایی از چین، هند و سنگاپور با حمایت نهادهای مالی داخلی، دامنه خدمات خود را افزایش داده‌اند. این شرکت‌ها در برخی موارد تمایل بیشتری به پوشش مسیرهایی دارند که از سوی بیمه‌گران غربی با احتیاط بیشتری بررسی می‌شوند. با این حال، خریداران بین‌المللی همچنان به ارزیابی دقیق اعتبار و توان پرداخت خسارت این شرکت‌ها توجه دارند.

همچنین، شرکت‌های بیمه منطقه‌ای در خاورمیانه تلاش می‌کنند بخشی از خلأ موجود را جبران کنند. این شرکت‌ها به‌ویژه برای محموله‌هایی که از نظر سیاسی یا تحریمی حساس هستند، گزینه‌هایی ارائه می‌دهند. با این وجود، پذیرش این پوشش‌ها در همه بازارها یکسان نیست و در برخی معاملات، محدودیت‌هایی ایجاد می‌کند.

یکی از روندهای قابل توجه، استفاده از ساختارهای چندلایه در بیمه است. در این روش، پوشش اصلی با بیمه‌های تکمیلی همراه می‌شود تا ریسک‌های خاص مدیریت شود. این رویکرد امکان انعطاف بیشتری فراهم می‌کند، اما هزینه و پیچیدگی اجرایی را نیز افزایش می‌دهد. برای محموله‌های قیر که حاشیه سود محدودی دارند، این موضوع اهمیت ویژه‌ای دارد.

تغییر در منابع تأمین و تفاوت در دسترسی به بیمه، به‌طور مستقیم بر قیمت‌ها اثر گذاشته است. محموله‌هایی که از مناطق کم‌ریسک و با پوشش بیمه‌ای معتبر عرضه می‌شوند، معمولاً با قیمت بالاتری معامله می‌شوند. در مقابل، محموله‌هایی که با ریسک بیشتر همراه هستند، برای حفظ رقابت‌پذیری نیاز به تخفیف دارند. این اختلاف قیمت به‌تدریج مسیرهای تجاری و روابط بلندمدت را نیز شکل می‌دهد.

در مجموع، بازار جهانی قیر در حال تجربه وضعیتی است که در آن توان تأمین فیزیکی به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست، بلکه دسترسی به مسیرهای قابل اتکا و پوشش بیمه‌ای معتبر نیز نقش اساسی دارد. کشورهایی که بتوانند این دو عامل را هم‌زمان ارائه دهند، در موقعیت بهتری برای افزایش سهم خود قرار دارند. در مقابل، صادرکنندگانی که با محدودیت در این حوزه‌ها مواجه هستند، ناچار به استفاده از روش‌های جایگزین با هزینه و ریسک بیشتر خواهند بود.