به گزارش دنیای نفت و قیر، در نیمه دوم آوریل ۲۰۲۶، ارزیابیهای بازار جهانی انرژی تحت تأثیر مستقیم تشدید درگیریهای پیرامون ایران و محدودیتهای ایجادهشده در جریان عبور نفتکشها از تنگه هرمز، وارد مرحلهای از عدمقطعیت کمسابقه شد. سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در تازهترین گزارش فصلی خود سطح پیشبینیشده تقاضای جهانی نفت برای سهماهه دوم سال را حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز کاهش داد و این تصمیم را با اشاره به تداوم ریسکهای ژئوپلیتیکی، ناپایداری در مسیرهای حملونقل منطقهای، افزایش هزینههای بیمه و کاهش سرعت خرید از سوی پالایشگاههای آسیایی و اروپایی توجیه کرد. همزمان، مؤسسات مالی از جمله مورگان استنلی (Morgan Stanley) هشدار دادند که هرچند احتمال کاهش تنش میتواند در کوتاهمدت مطرح باشد، اما بازگشت کامل جریان حملونقل دریایی، بیمههای بینالمللی و الگوهای عادی تجارت نفت ممکن است چندین ماه به طول بینجامد. این ترکیب از ریسکهای تجاری و اختلالات لجستیکی، توجه ویژهای را نسبت به بازار قیر و خوراکهای تولید آن جلب کرده است، زیرا بخش قابلتوجهی از مواد اولیه این صنعت از جریانهای سنگین نفتی حوزه خلیج فارس تأمین میشود.
منابع آگاه در اوپک تصریح میکنند که کاهش پیشبینی تقاضا نهتنها مبتنی بر دادههای ضعیف اقتصادی از برخی خریداران بزرگ است، بلکه از منظر مدیریت ریسک نیز اهمیت دارد. در شرایطی که قیمتهای حملونقل دریایی، هزینه تأمین کشتی و نرخهای بیمه بهطور قابلتوجهی افزایش یافته، بسیاری از پالایشگاهها بهویژه در شرق آسیا قصد دارند زمانبندی خریدهای خود را بازتنظیم کنند. این وضعیت در اروپا نیز مشاهده میشود، جایی که صنایع پالایش به دلیل تقاضای پایینتر برای سوختهای حملونقل و محدودیتهای بودجهای دولتها در پروژههای عمرانی، از ظرفیت کامل خود استفاده نمیکنند.
اما آنچه این دوره از عدماطمینان را از بحرانهای گذشته متمایز میکند، تمرکز ریسک در منطقه کلیدی تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که سالانه حجم عظیمی از نفت خام، میعانات و محصولات سنگین از جمله خوراکهای تولید قیر از آن عبور میکند. اختلالات اخیر شامل افزایش حضور ناوهای نظامی، کاهش بازههای زمانی امن برای عبور نفتکشها، و الزام بسیاری از کشتیها به طی مسیرهای طولانیتر از طریق دریای عرب یا مسیرهای موازی بوده است. این تحولات مدت حمل را افزایش داده و هزینه تمامشده محمولهها را بالا برده و موجب شده برخی از خریداران بهطور موقت به منابع جایگزین در دریای مدیترانه، دریای سیاه و بنادر روسیه روی بیاورند، البته با هزینه بالاتر و کیفیت متفاوت. این رویداد نهایتاً به معنای فشار بیشتر بر بازار قیر است؛ چرا که این محصول نیازمند جریان ثابت مواد اولیه سنگین است و هرگونه فاصله زمانی یا تغییر ترکیب خوراک میتواند بر کیفیت و قیمت آن اثر بگذارد.
مورگان استنلی در یادداشتی که میان مشتریان نهادی خود منتشر کرده، اعلام کرده است که بازگشت به الگوی عادی عرضه، حتی در صورت توقف درگیریها، نیازمند زمان برای بازسازی اعتماد به مسیرهای حملونقل و تنظیم مجدد قراردادهای اجاره کشتی است. همچنین بسیاری از پالایشگاهها ناچار خواهند بود برای تطبیق با شرایط جدید، موجودیهای خود را افزایش داده یا قراردادهای خرید بلندمدت را بازبینی کنند. کارشناسان این مؤسسه بر این باورند که بازار نفت درحالحاضر با دو شوک همزمان روبهروست: شوک تقاضا ناشی از ضعف رشد اقتصادی در اروپا و بخشهایی از آسیا، و شوک عرضه ناشی از محدودیتهای عبور نفتکشها از مسیرهای اصلی خلیج فارس. ترکیب این دو عامل سبب شده قیمتها رفتار نامتعادلتری نسبت به دورههای قبلی از خود نشان دهند.
در حوزه قیر، این شرایط پیچیدگی بیشتری به همراه دارد. همانطور که کارشناسان تأکید میکنند، تولید قیر به شدت وابسته به نوع و حجم خوراک سنگین است. جریان اصلی خوراک قیر در بسیاری از کشورهای آسیایی از نفتهای سنگین حوزه خلیج فارس تأمین میشود. اختلال در این مسیر موجب شده پالایشگاهها به تأمینکنندگان دیگری از شرق آفریقا، آمریکای لاتین یا روسیه (با توجه به محدودیتهای تحریم) روی بیاورند. اما این جابهجاییها بهطور مستقیم بر کیفیت نهایی قیر تأثیر میگذارد، زیرا ترکیب نفت خام جایگزین الزماً با نیازهای استانداردهای بزرگراهی مطابقت ندارد. در نتیجه، نهادهای راهسازی در کشورهای واردکننده با پیچیدگیهای فزایندهای در خرید روبهرو شدهاند. برخی از پروژههای بزرگ راهسازی در جنوب آسیا، خاورمیانه و شرق آفریقا گزارش کردهاند که در ماههای اخیر مجبور شدهاند قراردادهای قیر را با بازههای زمانی کوتاهتر امضا کنند یا ساختار قیمتگذاری شناور را بپذیرند.
در سطح مالی، ورود صندوقهای پوشش ریسک و معاملهگران الگوریتمی به بازار نفت، دامنه نوسانات را بیشتر کرده است. این گروهها با واکنش سریع نسبت به انتشار اخبار ژئوپلیتیکی باعث میشوند قیمتها بهطور ناگهانی در بازههای کوتاه تغییر کند. در چنین شرایطی، شرکتهای عمرانی و تولیدکنندگان قیر در کشورهای واردکننده با دشواری بیشتری برای تثبیت قیمتها در قراردادهای بلندمدت مواجهاند، زیرا فروشندگان نیز ترجیح میدهند قراردادهای کوتاهمدت با امکان تعدیل قیمت منعقد کنند. این الگوی جدید رفتاری، تأمین قیر را برای پروژههای بزرگ دولتی، که نیازمند ثبات قیمت و حجم مشخص هستند، پیچیدهتر کرده است.
در خاورمیانه نیز پیامدهای این تحول گسترده است. برخی شرکتهای ملی نفت تلاش کردهاند مسیر صادراتی خود را از طریق خطوط لوله جایگزین مانند مسیرهای منتهی به دریای سرخ یا بنادر مدیترانه گسترش دهند تا وابستگی به تنگه هرمز کاهش یابد. اما ظرفیت این خطوط بهطور ماهوی محدود است و نمیتواند جایگزین کامل مسیرهای سنتی شود. علاوه بر آن، اکثر زیرساختهای بارگیری و ذخیرهسازی محصولات سنگین از جمله قیر، در بنادر خلیج فارس متمرکز است و انتقال آنها به مسیرهای جدید به زمان و سرمایهگذاری گسترده نیاز دارد.
در آسیا، پالایشگاههای بزرگ در کشورهایی مانند هند، چین و کرهجنوبی در حال بازبینی ترکیب خوراک خود هستند. برخی از این پالایشگاهها تلاش میکنند سهم بیشتری از نفت داخلی یا منابع جایگزین از غرب آفریقا، آمریکای لاتین یا روسیه را وارد کنند. با این حال، این تغییرات نیازمند اصلاحات فنی در پالایشگاهها و تستهای کیفی در تولید قیر است که ممکن است زمانبر باشد. بنابراین، زنجیره عرضه قیر با افزایش عدمقطعیت مواجه است و مصرفکنندگان نهایی در پروژههای عمرانی ناچارند ریسک بیشتری در هزینه و زمان بندی پروژهها بپذیرند.
اوپک با وجود کاهش پیشبینی تقاضای کوتاهمدت، تأکید میکند که مسیر میانمدت مصرف نفت همچنان باثبات باقی مانده است. از نگاه اوپک، زیرساختسازی در کشورهای درحالتوسعه، رشد جمعیت و نیازهای رو به گسترش صنعت حملونقل، مصرف سوخت و مواد اولیه ساختوساز را در سالهای آینده تقویت میکند. اما این ارزیابی با شرایط جاری در هرمز و نوسان شدید قیمتها در تضاد ظاهری قرار دارد و همین امر سبب شده بسیاری از سیاستگذاران و فعالان بازار به دنبال راهکارهای جدید برای مدیریت ریسک باشند.
در سطح جهانی، بازنگری اوپک و ارزیابیهای بدبینانه مؤسسات مالی مانند مورگان استنلی نشان میدهد که بازار انرژی همچنان نسبت به ریسکهای منطقهای آسیبپذیر است. کاهش ۵۰۰ هزار بشکهای پیشبینی تقاضا، نقش انتظارات بازار را در تعیین مسیر مصرف کوتاهمدت نشان میدهد. در مقابل، برآورد نهادهای مالی مبنی بر طولانیبودن اختلال عرضه در هرمز، بر نیاز به برنامهریزی دقیق در زنجیره تأمین نفت و قیر تأکید دارد. شرکتها، پالایشگاهها و دولتها موظفاند مسیرهای جایگزین دریایی، ذخایر راهبردی و قراردادهای خرید منعطفتر را در اولویت قرار دهند.
در مجموع، وضعیت فعلی نشان میدهد که بازار جهانی انرژی و بازار قیر بهصورت همزمان در معرض فشارهای ناشی از درگیری منطقهای و شوکهای اقتصادی قرار دارند. این شرایط احتمالاً در ماههای آینده نیز ادامه خواهد یافت و فعالان این صنایع باید آماده سازگاری با محیطی باشند که در آن قیمتها ناپایدار، مسیرهای حملونقل نامطمئن و قراردادهای تجاری نیازمند بازتعریف هستند. هرچند احتمال کاهش تنش در منطقه وجود دارد، اما بازگشت به وضعیت پایدار نیازمند زمان و هماهنگی گسترده در کل زنجیره ارزش نفت و قیر است.
