نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

بررسی تصمیمات دولت‌های جهان برتجارت جهانی قیر

به گزارش دنیای نفت و قیر، در ماه‌های پایانی سال ۲۰۲۵، مجموعه‌ای از تصمیمات دولتی مرتبط با توسعه زیرساخت، نظام‌های تدارکات عمومی و حفاظت بلندمدت از دارایی‌های عمرانی، در حال ایجاد تغییراتی محسوس در ساختار تجارت جهانی قیر است. این تحولات نه از مسیر اعلام‌های بازار، نوسانات قیمتی یا رویدادهای صنعتی، بلکه از طریق اصلاحاتی که در دل سیاست‌های ملی زیرساخت، مشخصات فنی پروژه‌ها و چهارچوب‌های اجرایی دولتی قرار گرفته‌اند، شکل می‌گیرند. در مجموع، این روندها نحوه تأمین، تأیید، حمل و معامله قیر را در سطح بین‌المللی دستخوش تغییر کرده‌اند.

قیر که برای سال‌ها به‌عنوان یک محصول جانبی نفتی و تابع مذاکرات صرفاً تجاری در نظر گرفته می‌شد، اکنون به‌تدریج به‌عنوان یک ماده کلیدی در تاب‌آوری زیرساخت، دوام دارایی‌های عمومی و امنیت زنجیره تأمین مورد توجه دولت‌ها قرار گرفته است. این تغییر نگاه، تنها بر الگوهای مصرف داخلی اثر نمی‌گذارد، بلکه مسیرهای تجارت فرا-مرزی و جایگاه صادرکنندگان قیر را نیز تحت تأثیر قرار داده و پیامدهای آن فراتر از بازارهای محلی گسترش یافته است.

در اروپا، سیاست‌های زیرساختی به یکی از مهم‌ترین ابزارهای تأثیرگذار بر جریان قیر تبدیل شده‌اند. چندین اقتصاد بزرگ اتحادیه اروپا در حال تقویت چهارچوب‌های تدارکات عمومی هستند که بر قابلیت رهگیری، دوام عملکردی و کارایی چرخه عمر پروژه‌های راه‌سازی تأکید دارد. اگرچه در این چهارچوب‌ها نام قیر به‌طور مستقیم برجسته نمی‌شود، اما شروط فنی و زیست‌محیطی اعمال‌شده عملاً دامنه تأمین‌کنندگان قابل قبول را محدود می‌کند. قیر مورد استفاده در پروژه‌های عمومی به‌طور فزاینده‌ای باید با معیارهای عملکردی بالاتر، اهداف پایداری و زنجیره‌های تأمینی که انطباق مقرراتی خود را اثبات می‌کنند، هم‌خوان باشد.

در کشورهایی مانند آلمان و فرانسه، مفاهیمی نظیر دوام زیرساخت و حسابداری کربن در سیاست‌های سرمایه‌گذاری راه‌ها ادغام شده است. این رویکرد باعث افزایش تقاضا برای قیرهای با کیفیت بالاتر و اصلاح‌شده و همچنین تشدید نظارت بر واردات شده است. در نتیجه، مسیرهای سنتی صادرات قیر به اروپای غربی با لایه‌های جدیدی از ارزیابی و تأیید مواجه شده‌اند؛ موضوعی که حجم تجارت را تغییر داده و مزیت را به تأمین‌کنندگانی می‌دهد که توان تطبیق با پیچیدگی‌های مقرراتی را دارند.

در جنوب اروپا، الگوی متفاوت اما مرتبطی مشاهده می‌شود. کشورهایی مانند ایتالیا و اسپانیا همچنان برای پروژه‌های بزرگ زیرساختی به واردات قیر وابسته‌اند، اما نهادهای تدارکاتی این کشورها محتاط‌تر شده‌اند. بررسی مناقصات اخیر نشان می‌دهد که تأکید بیشتری بر تداوم تأمین و ثبات قراردادها وجود دارد. این روند به‌طور غیرمستقیم جذابیت واردات مقطعی و کوتاه‌مدت قیر را کاهش داده و تجارت را به سمت قراردادهای ساختارمندتر سوق داده است.

در اروپای شرقی، توسعه زیرساخت با سرعت بالایی ادامه دارد و کشورهایی مانند لهستان، رومانی و کشورهای بالتیک برنامه‌های گسترده راه‌سازی را پیش می‌برند. در این بازارها، دولت‌ها در تلاش‌اند میان حساسیت به هزینه و نگرانی درباره اختلالات تأمین تعادل ایجاد کنند، به‌ویژه در فضایی که عدم قطعیت ژئوپولیتیکی همچنان وجود دارد. نتیجه این وضعیت، بازنگری تدریجی در استراتژی‌های تأمین قیر و توجه بیشتر به عرضه‌کنندگان منطقه‌ای و مسیرهای لجستیکی جایگزین است.

در آسیا، نقش دولت‌ها در شکل‌دهی به تقاضای قیر حتی پررنگ‌تر است. چین همچنان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده قیر در جهان به شمار می‌رود و سیاست‌های زیرساختی این کشور تأثیر قابل توجهی بر پویایی تجارت منطقه‌ای دارد. نهادهای مرکزی و استانی چین نظارت فنی بر مواد مورد استفاده در پروژه‌های راه‌سازی، از جمله قیر، را تشدید کرده‌اند. اگرچه واردات همچنان بخشی از ترکیب تأمین است، اما فرآیندهای تأیید انتخابی‌تر شده و هم‌راستایی مشخصات فنی با استانداردهای ملی اهمیت بیشتری یافته است.

رویکرد چین مبتنی بر اعلام محدودیت‌های تجاری رسمی نیست، بلکه از طریق الزامات عملکردی مندرج در آیین‌نامه‌های ساخت‌وساز و نظام‌های بازرسی پروژه اعمال می‌شود. این سازوکار، فشار مضاعفی بر تأمین‌کنندگان خارجی وارد می‌کند تا سازگاری فنی و ثبات کیفی خود را اثبات کنند و در عمل قیرهای ورودی به بازار را پالایش می‌کند. در نتیجه، واردات فرصت‌طلبانه کاهش یافته و قراردادهای بلندمدت با شرکای تثبیت‌شده جایگزین آن شده است.

ژاپن و کره جنوبی مسیر متفاوتی را دنبال می‌کنند که بیشتر بر مدیریت ریسک زیرساختی متمرکز است. هر دو کشور دارای شبکه‌های راهی بالغ هستند و تمرکز آن‌ها بر نگهداری و افزایش عمر خدماتی مسیرهاست. در این فضا، انتخاب قیر ارتباط مستقیمی با عملکرد بلندمدت در برابر تنش‌های اقلیمی دارد. نهادهای دولتی این کشورها موادی را ترجیح می‌دهند که رفتار پیرشدگی قابل پیش‌بینی و عمر طولانی‌تری داشته باشند. قیر وارداتی حذف نمی‌شود، اما تنها در صورتی پذیرفته می‌شود که معیارهای سخت‌گیرانه فنی را برآورده کند.

در جنوب‌شرق آسیا، توسعه زیرساخت همچنان شتابان است، اما میزان دخالت دولت‌ها در تجارت قیر از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. ویتنام و مالزی سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در بزرگراه‌ها و کریدورهای حمل‌ونقل شهری انجام می‌دهند و از ترکیبی از تولید داخلی و واردات قیر استفاده می‌کنند. با این حال، الگوهای اخیر تدارکات نشان می‌دهد نگرانی درباره کیفیت و قابلیت اطمینان تأمین در حال افزایش است. دولت‌ها به‌تدریج از راهبردهای تأمین کوتاه‌مدت فاصله گرفته و به‌دنبال عرضه‌کنندگانی هستند که توان پشتیبانی از برنامه‌های چندساله را داشته باشند.

هند جایگاه خاصی در چشم‌انداز جهانی قیر دارد. با یکی از بزرگ‌ترین برنامه‌های راه‌سازی جهان، سیاست‌های دولتی این کشور نقش تعیین‌کننده‌ای در تقاضای قیر ایفا می‌کند. اگرچه تولید داخلی سهم قابل توجهی از نیاز کشور را پوشش می‌دهد، واردات همچنان ضروری است. مقام‌های هندی به‌تدریج مشخصات فنی قیر مورد استفاده در پروژه‌های ملی را سخت‌گیرانه‌تر کرده‌اند؛ اقدامی که نوع قیر وارداتی و ترکیب صادرکنندگان فعال در این بازار را تغییر می‌دهد.

در خاورمیانه، سرمایه‌گذاری دولتی در زیرساخت تأثیر مستقیم و آشکاری بر تجارت قیر دارد. کشورهای حوزه خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، برنامه‌های توسعه‌ای بزرگی را اجرا می‌کنند که به تأمین پایدار و قابل پیش‌بینی قیر وابسته است. مدل‌های تدارکاتی در این بازارها به‌طور فزاینده‌ای بر قراردادهای بلندمدت، صلاحیت فنی و قابلیت اطمینان تأمین‌کننده تمرکز دارند، نه صرفاً مزیت قیمتی کوتاه‌مدت.

این رویکرد در حال تغییر الگوهای تجاری منطقه است. صادرکنندگانی که پیش‌تر به فروش‌های انعطاف‌پذیر و مقطعی متکی بودند، اکنون بدون احراز الزامات فنی و قراردادی دقیق، دسترسی به پروژه‌های بزرگ را دشوارتر می‌بینند. هم‌زمان، برنامه‌های دولتی زیرساختی باعث همگرایی بیشتر میان تأمین‌کنندگان قیر و برنامه‌ریزان پروژه شده و نوسان تقاضا را کاهش داده، اما موانع ورود را افزایش داده است.

در سایر نقاط خاورمیانه، کشورهایی که در مرحله بازسازی زیرساخت قرار دارند نیز در حال بازنگری در شیوه تأمین قیر هستند. دولت‌هایی که با محدودیت‌های بودجه‌ای و چالش‌های لجستیکی مواجه‌اند، ثبات تأمین و کاهش ریسک پروژه را در اولویت قرار داده‌اند. این موضوع بر جریان‌های تجاری منطقه‌ای اثر گذاشته و فرصت‌ها و محدودیت‌های جدیدی برای صادرکنندگان ایجاد کرده است.

در آفریقا، تصمیمات دولتی به‌تدریج در حال بازتعریف تجارت قیر در بازارهای در حال توسعه است. در شمال و جنوب صحرای آفریقا، توسعه راه‌ها همچنان یک اولویت کلیدی محسوب می‌شود، اما چهارچوب‌های تدارکاتی در حال تحول‌اند. کشورهایی مانند مصر، مراکش و کنیا الزامات فنی پروژه‌های راه‌سازی را در واکنش به مشکلات عملکردی گذشته تقویت کرده‌اند. این امر به‌تدریج تقاضا را از واردات صرفاً ارزان‌قیمت به سمت قیرهایی با دوام تعریف‌شده سوق داده است.

در غرب آفریقا، ابتکارهای زیرساختی دولتی کنترل‌های جدیدی بر منبع‌یابی مواد اعمال کرده‌اند. هرچند واردات همچنان غالب است، نقش دولت‌ها در انتخاب تأمین‌کننده و راستی‌آزمایی کیفیت پررنگ‌تر شده است. این تغییرات مشخص می‌کند کدام صادرکنندگان می‌توانند در این بازارها به‌طور مؤثر فعالیت کنند و تحت چه شرایطی.

در آمریکای لاتین، تصویر پیچیده‌تری شکل گرفته است. برزیل و مکزیک به‌عنوان بزرگ‌ترین اقتصادهای منطقه، برنامه‌های زیرساختی را با سیاست‌های صنعتی داخلی پیوند داده‌اند. در هر دو کشور، دولت‌ها به‌دنبال افزایش استفاده از قیر تولید داخل هستند، در حالی که کانال‌های وارداتی انتخابی را حفظ می‌کنند. قوانین تدارکات عمومی بیش از گذشته اهداف اقتصادی کلان را منعکس می‌کند و بر جریان تجارت و استراتژی صادرکنندگان اثر می‌گذارد.

بازارهای کوچک‌تر آمریکای لاتین نیز با سرعت‌های متفاوتی در همین مسیر حرکت می‌کنند. دولت‌ها تلاش دارند هزینه‌های زیرساختی را با اهداف توسعه ملی همسو کنند و تأمین قیر به بخشی از این معادله تبدیل شده است. این روند نقش تجارت صرفاً تجاری را کاهش داده و وزن سیاست عمومی را در تعیین دسترسی به بازار افزایش می‌دهد.

مجموع این تحولات منطقه‌ای نشان می‌دهد تجارت جهانی قیر در حال عبور از یک دگرگونی ساختاری است. تصمیماتی که اغلب در عمق چهارچوب‌های سیاست زیرساختی اتخاذ می‌شوند، تعیین می‌کنند چه کسانی قیر تأمین می‌کنند، تحت چه شرایطی و از چه مسیرهایی. حاصل این فرآیند، محیطی است که تنظیم‌شده‌تر، انتخابی‌تر و وابسته‌تر به اولویت‌های ملی شده است.

برای بازار جهانی، این تحول به معنای شکل‌گیری پویایی‌های تازه است. صادرکنندگان باید خود را با فضایی تطبیق دهند که در آن انطباق مقرراتی، اعتبار فنی و تعامل بلندمدت به اندازه رقابت قیمتی اهمیت دارد. برای خاورمیانه به‌طور خاص، این تغییر هم چالش و هم فرصت به همراه دارد. به‌عنوان یکی از قطب‌های اصلی تولید و صادرات قیر، این منطقه می‌تواند از همسویی بیشتر با تقاضای دولتی پروژه‌های جهانی بهره‌مند شود، مشروط بر آنکه انتظارات در حال تحول بازارها را برآورده کند.

تجارت جهانی قیر دیگر صرفاً تابع ظرفیت پالایش یا توان حمل‌ونقل نیست. این تجارت بیش از پیش تحت تأثیر تصمیماتی قرار دارد که در وزارتخانه‌ها، نهادهای تدارکات عمومی و سازمان‌های زیرساختی اتخاذ می‌شود. درک این تصمیمات، به یک ضرورت اساسی برای پیش‌بینی مسیر حرکت قیر در سال‌های آینده تبدیل شده است.