به گزارش دنیای نفت و قیر، در ابتدای سال ۲۰۲۶، روندهای شکلگرفته در بازار قیر آفریقا بازتابی از تحولات گستردهتر در تجارت جهانی محصولات سنگین پالایشی بود. تصمیمهایی که در ماههای ژانویه و فوریه اتخاذ شد، نهتنها بر برنامههای عمرانی داخلی کشورهای آفریقایی اثر گذاشت، بلکه برای پالایشگاههای صادراتمحور در خاورمیانه و جنوب اروپا نیز معنا و اهمیت داشت. چرخههای خرید در ابتدای سال، که همزمان با تقویمهای مالی دولتها و برنامهریزی اجرایی پروژههای راهسازی تنظیم میشود، بر زمانبندی حملونقل دریایی، نحوه بهرهبرداری پالایشگاهها و سیاستهای مدیریت موجودی در چندین منطقه بههمپیوسته تأثیر گذاشت.
با آغاز سال جدید، دولتهای آفریقایی از مرحله تصویب بودجه به مرحله اجرا وارد شدند. اعتبارات زیرساختی که در ماههای پایانی سال ۲۰۲۵ به تصویب رسیده بود، پس از ازسرگیری فرآیندهای اداری در ژانویه به قراردادهای تأمین و سفارشهای عملیاتی تبدیل شد. این دوره گذار یکی از ویژگیهای تکرارشونده بازار است، اما هفتههای نخست سال ۲۰۲۶ نظم و آرامش بیشتری نسبت به دوره مشابه سال قبل داشت. خریداران با سطح موجودی حسابشده وارد سال شدند؛ موجودیهایی که نتیجه کاهش هدفمند ذخایر در سهماهه پایانی ۲۰۲۵ بود و اکنون جای خود را به بازگشت تدریجی و کنترلشده به بازار میداد.
برای عرضهکنندگان خاورمیانه، سرعت و توالی تقاضای آفریقا بهعنوان شاخصی اولیه برای جهتگیری سال جدید تلقی میشد. صادرکنندگان الگوهای ثبت سفارش را بهویژه از غرب و شرق آفریقا با دقت دنبال کردند و اندازه محمولهها و نحوه تخصیص کشتیها را متناسب با زمانبندی قطعی پروژهها تنظیم نمودند. پالایشگاههای مدیترانهای نیز نشانههای مشابهی را رصد کردند، بهخصوص در ارتباط با شمال و بخشهایی از غرب آفریقا که مسیرهای تجاری تثبیتشده و نزدیکی جغرافیایی همچنان نقش تعیینکننده دارند.
غرب آفریقا سهم قابلتوجهی از فعالیتهای ابتدای سال را به خود اختصاص داد. کشورهایی مانند نیجریه، غنا، ساحل عاج و سنگال سال ۲۰۲۶ را با برنامههای فعال نوسازی و توسعه شبکههای جادهای آغاز کردند که بسیاری از آنها در قالب برنامههای ملی چندساله تعریف شدهاند. در نیجریه، ورود تدریجی ظرفیتهای جدید پالایشی در سال ۲۰۲۵ انتظاراتی درباره افزایش عرضه داخلی ایجاد کرده بود، اما در ژانویه همچنان واردات بخشی از سبد تأمین را تشکیل میداد. شبکههای توزیع و تنوع کیفی محصولات در حال تطبیق بود و همین موضوع باعث شد خریداران برای برخی مشخصات فنی یا زمانبندی تحویل، به واردات متوسل شوند.
عملیات بنادر لاگوس و پورت هارکورت (Port Harcourt) در ژانویه جریان باثبات ورود محمولهها را نشان داد. برنامهریزیهای فوریه نیز حاکی از تداوم این روند بود، نه افزایش ناگهانی حجم، بهطوری که تحویلها با زمان آمادهسازی پیمانکاران برای فصل خشک در برخی مناطق همراستا شد. تمرکز اصلی بر قابلیت اتکا و نظم عرضه بود، نه افزایش سریع حجم خرید.
در غنا و ساحل عاج، پروژههای بزرگراهی که در اواخر ۲۰۲۵ به پیمانکاران واگذار شده بود، در ژانویه وارد مرحله تثبیت اداری شد. قراردادهای تأمین نهایی گردید، ظرفیتهای ذخیرهسازی رزرو شد و بازههای تحویل مشخص شد. در فوریه، روند از مرحله قراردادی به جابهجایی فیزیکی تغییر یافت و معرفی محمولهها و تخصیص جایگاههای تخلیه در دستور کار قرار گرفت. محدودیت ظرفیت مخازن در برخی بنادر موجب شد ورود کشتیها بهصورت تدریجی برنامهریزی شود. این رویکرد از ازدحام جلوگیری کرد و در عین حال از عرضهکنندگان انعطاف بیشتری در برنامه حمل طلب نمود.
شرق آفریقا الگوی متفاوت اما مکملی را نشان داد. کنیا و تانزانیا با تداوم پروژههای ارتقای راههای اصلی و فرعی که با ترکیبی از منابع داخلی و تسهیلات توسعهای تأمین مالی میشود، وارد سال جدید شدند. در کنیا، خریدهای ابتدای سال بیشتر در قالب قراردادهای انعطافپذیر انجام شد که امکان برداشت مرحلهای را فراهم میکرد. حجم ژانویه در سطح متوسط باقی ماند و بخشی از آن ناشی از موجودی باقیمانده از محمولههای پایان ۲۰۲۵ بود. با پیشرفت فوریه و تثبیت زمان تجهیز کارگاهها، میزان استعلامها افزایش یافت.
نقش تانزانیا بهعنوان دروازه لجستیکی منطقه نیز پررنگ بود. فعالیت بندر دارالسلام نشان داد محمولهها علاوه بر مصرف داخلی، برای انتقال به کشورهای محصور در خشکی مانند رواندا و اوگاندا نیز مورد استفاده قرار میگیرند. برنامهریزی ترانزیت با احتیاط انجام شد تا در شرایط تحول سامانههای گمرکی دیجیتال، هزینههای توقف افزایش نیابد.
در جنوب آفریقا، رفتار بازار در ژانویه و فوریه تحت تأثیر سیاستهای انضباط مالی قرار داشت. آفریقای جنوبی برنامههای نگهداری شبکه راهها را در سطح ملی و استانی ادامه داد، اما پروژههای سرمایهبر جدید با احتیاط بیشتری پیش رفت. تولید داخلی بخش عمده نیاز را پوشش داد، با این حال واردات در دورههایی که تعمیرات پالایشگاهی عرضه را محدود میکرد، نقش تکمیلی داشت. ژانویه بیشتر به ارزیابی موجودی اختصاص یافت و فوریه خریدها را با زمانبندی قطعی اجرای پروژهها هماهنگ کرد.
کشورهایی مانند موزامبیک و زامبیا که به واردات وابستهاند، حمل محمولهها را از طریق بنادر بیرا (Beira) و دوربان (Durban) مدیریت کردند. برنامهریزی تأمین بر حفظ پیوستگی عرضه برای پروژههای کریدوری مرتبط با لجستیک معدنی متمرکز بود و از انباشتهای غیرضروری پرهیز شد.
در سراسر قاره، رعایت مشخصات فنی و انتخاب نوع محصول به محور تصمیمگیری تبدیل شد. نهادهای حملونقل در اسناد خرید خود بهطور فزایندهای بر معیارهای عملکردی تأکید کردند و صرفاً به شاخصهای سنتی بسنده نکردند. از عرضهکنندگان انتظار میرفت دادههای کیفی پایدار شامل ویژگیهای حرارتی، تغییرشکل و مقاومت در برابر فرسودگی ارائه دهند. در ژانویه، بخش بزرگی از مذاکرات به بررسیهای فنی اختصاص داشت و در فوریه، این الزامات به برنامههای تحویل منظم با سازوکارهای کنترل آزمایشگاهی تبدیل شد.
مدیریت موجودی به یکی از موضوعات اصلی این دوره بدل شد. بسیاری از بازارهای وابسته به واردات، ژانویه را با ذخایر نسبتاً پایین آغاز کردند؛ نتیجه احتیاط در خریدهای اواخر ۲۰۲۵ که تا حدی ناشی از نوسانات ارزی بود. با ثبات نسبی شرایط ارزی در ابتدای ۲۰۲۶، اعتماد به خرید بهتدریج بهبود یافت. با این حال، واردکنندگان بهجای بازسازی سریع ذخایر، به محمولههای با اندازه متوسط روی آوردند تا تعادل میان امنیت عملیاتی و فشار مالی حفظ شود. فوریه نیز ادامه همین رویکرد را نشان داد.
ملاحظات ارزی بر ساختار معاملات در غرب و شرق آفریقا اثر گذاشت. اعتبارات اسنادی با الزامات مستندسازی دقیقتری گشایش یافت و برخی خریداران برای تثبیت زمان حمل، به پیشپرداختهای محدود متوسل شدند. عرضهکنندگان نیز با ارائه شرایط پرداخت منعطف با ریسکی قابل قبول، به تداوم جریان تأمین کمک کردند. نتیجه این تعامل، نظم نسبی در جریان مواد طی ژانویه و فوریه بود.
از منظر حملونقل، دسترسی به شناورها در این بازه مناسب ارزیابی شد. تعداد کشتیهای مناسب برای این نوع محمولهها پاسخگوی برنامهها بود، هرچند هماهنگی دقیق با محدودیتهای آبخور و پهلوگیری بنادر ضروری باقی ماند. شرایط جوی ژانویه اختلال قابلتوجهی ایجاد نکرد و زمان سفر از مبدأهای خاورمیانه و مدیترانه به بنادر آفریقایی قابل پیشبینی بود. فوریه نیز همین ثبات عملیاتی را حفظ کرد.
سیگنالهای سیاستی دولتهای آفریقایی در شکلگیری انتظارات بازار نقش داشت. چندین وزارتخانه حملونقل در ارائه بودجههای سالانه خود بر تداوم برنامههای چندساله راهسازی تأکید کردند. هرچند این اعلامها به جهش فوری حجم خرید منجر نشد، اما دید میانمدت بهتری برای عرضهکنندگان فراهم کرد. پیمانکاران نیز با اتکا به این چشمانداز، خرید مواد ضروری را جلو انداختند تا از وقفه در اجرای پروژهها جلوگیری شود.
موضوع دوام و ملاحظات زیستمحیطی بهتدریج در زبان اسناد خرید پررنگتر شد. برخی مناقصههای ژانویه به افزایش عمر مفید و بهینهسازی هزینههای چرخه عمر اشاره داشتند. گرچه میزان استفاده از مواد اصلاحشده در همه کشورها یکسان نبود، اما گفتوگوهای فوریه نشاندهنده تمایل تدریجی به گزینههایی با دوره سرویسدهی طولانیتر بود. عرضهکنندگانی که توان فنی و مشاورهای داشتند، توانستند روابط تجاری خود را فراتر از تأمین مصرف گسترش دهند.
ولیکن رقابت میان مناطق صادرکننده فعال، کنترلشده باقی ماند. عرضهکنندگان خاورمیانه بهدلیل مزیت لجستیکی، جایگاه خود را در شرق و بخشهایی از غرب آفریقا حفظ کردند و پالایشگاههای مدیترانهای نیز در شمال و برخی بازارهای غربی حضور داشتند. محمولههای آسیایی در ژانویه و فوریه کمتر دیده شد که بیشتر به ملاحظات حمل و جذب تقاضای منطقهای مربوط بود. انتخاب خریداران بیشتر بر قابلیت تحویل بهموقع و انطباق فنی استوار بود.
شمال آفریقا مسیر خاص خود را دنبال کرد. مصر و مراکش با ترکیب تولید داخلی و واردات هدفمند، نیاز پروژههای خود را مدیریت کردند. ژانویه به ارزیابی موجودی و برنامهریزی تعمیرات پالایشگاهی گذشت و فوریه خریدها را با زمانبندی اجرای پروژههای بهاری هماهنگ ساخت. تجارت مدیترانهای همچنان اهمیت داشت، اما تولید داخلی فشار واردات اضافی را کاهش داد.
شرایط پالایشی جهانی نیز بهطور غیرمستقیم بر دسترسی به مواد در این دوره اثر گذاشت. نرخ بهرهبرداری پالایشگاهها در مناطق صادرکننده بهگونهای بود که عرضه پایدار حفظ شود. در ژانویه و فوریه وقفه غیرمنتظرهای که صادرات به آفریقا را مختل کند گزارش نشد و همین عامل به آرامش بازار کمک کرد.
یکی از عوامل ساختاری مؤثر، توسعه تدریجی ظرفیتهای ذخیرهسازی در برخی بنادر غرب آفریقا بود. مخازن جدیدی که در اواخر ۲۰۲۵ به بهرهبرداری رسید، در ابتدای ۲۰۲۶ انعطاف بیشتری در پذیرش محمولهها ایجاد کرد. این امر ریسک تعویق تخلیه را کاهش داد و توزیع سریعتر به پروژههای داخلی را ممکن ساخت. در فوریه، هماهنگی بهتر میان پایانهها و پیمانکاران زمان گردش محمولهها را کوتاهتر کرد.
روشهای مدیریت ریسک در میان واردکنندگان آفریقایی نیز در ابتدای ۲۰۲۶ پختهتر شد. بهجای تمرکز خرید در یک قرارداد بزرگ، برنامههای تأمین به چند مرحله تقسیم شد. قراردادهای ژانویه اغلب شامل حجمهای اختیاری بود که در ماههای بعد، متناسب با پیشرفت پروژهها فعال میشد. این رویکرد با ظرفیت ذخیرهسازی و شرایط مالی سازگارتر بود.
در مجموع، تقاضا در ژانویه و فوریه ۲۰۲۶ روندی پیوسته داشت و از جهشهای ناگهانی خبری نبود. بازار بر پایه پروژههای قطعی حرکت کرد و از رفتارهای هیجانی فاصله گرفت. این وضعیت برای عرضهکنندگان خاورمیانه به معنای جریان قابل پیشبینی سفارشها و برای دولتهای آفریقایی به معنای امکان اجرای منظم پروژهها با توجه به بودجههای مصوب بود.
با عبور از فوریه، چشمانداز سهماهه دوم سال امیدوارکننده به نظر میرسد. اجرای پروژهها در فصل خشک در بخشهایی از غرب و شرق آفریقا مصرف مواد را افزایش میدهد. بازسازی تدریجی ذخایر در ژانویه زمینهساز برنامههای برداشت پایدار در ماههای بعد شد، مشروط بر آنکه هماهنگی لجستیکی و دسترسی به منابع مالی حفظ شود.
در پایان ، بازار قیر آفریقا در دو ماه نخست سال ۲۰۲۶ با وضوح مالی، نظم عملیاتی و بازسازی محتاطانه ذخایر همراه بود. این دوره اگرچه خبرساز نبود، اما جایگاه آفریقا را بهعنوان مقصدی پایدار برای محصولات سنگین پالایشی تثبیت کرد و برای عرضهکنندگان جهانی، بهویژه در خاورمیانه، نشانههای ارزشمندی برای برنامهریزی ظرفیت، تخصیص حمل و تعامل تجاری در ادامه سال فراهم ساخت.
