به گزارش دنیای نفت و قیر، بازار قیر اروپا در حال عبور از یک دوره تجاری گزینشیتر است؛ دورهای که تحت تأثیر ساختار پالایشگاهها، سرمایهگذاریهای زیرساختی ، فشارهای اقلیمی بر روسازی، لجستیک بندری، مقررات زیستمحیطی و سختگیری بیشتر خریداران قرار دارد. دادههای عمومی تجارت در سال ۲۰۲۴ نشان میدهد اتحادیه اروپا حدود ۳.۵۸ میلیون تن قیر نفتی به ارزش نزدیک به ۱.۶۶ میلیارد دلار صادر کرده است؛ در حالی که فرانسه بهتنهایی حدود ۹۰۹ هزار تن واردات داشته و در دادههای جهانی موجود، بزرگترین واردکننده قیر در اروپا محسوب میشود. آلمان همچنان قویترین صادرکننده اروپایی از نظر ارزش است و صادرات قیر نفتی آن در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۴۴ میلیون دلار گزارش شده است. ایتالیا نیز از نظر حجم، یکی از بزرگترین صادرکنندگان اروپایی است و در سال ۲۰۲۴ حدود ۱.۰۷ میلیون تن قیر صادر کرده است. اسپانیا نیز همچنان یکی از تأمینکنندگان اصلی مدیترانهای است و در سال ۲۰۲۴ بیش از ۷۲۱ هزار تن صادرات داشته است. این ارقام نشان میدهد اروپا یک بازار یکدست و ساده برای قیر نیست؛ بلکه شبکهای متصل اما چندپاره است که در آن عرضه پالایشگاههای داخلی، پایانههای ساحلی، تقاضای راهسازی و مشخصات کیفی میان کشورها مسیرهای تجاری را تعیین میکند.
مهمترین بنادر قیر در اروپا الزاماً فقط بزرگترین بنادر کانتینری نیستند، بلکه بنادر و پایانههای متصل به پالایشگاههایی هستند که توانایی جابهجایی محمولههای فله گرم، مخازن ذخیره، بارجها، تانکرهای جادهای و کشتیهای ساحلی را دارند. روتردام، به دلیل خوشه پالایشگاهی، شبکه ذخیرهسازی مخزنی و دسترسی به کریدور راین(رودخانه بزرگی در اروپای غربی)، همچنان برای شمالغرب اروپا نقش محوری دارد. آنتورپ-بروژ، Antwerp-Bruges، نیز از نظر راهبردی مهم است، زیرا جریانهای پتروشیمی، سوخت و مصالح ساختمانی را به بلژیک، شمال فرانسه، هلند و غرب آلمان متصل میکند. هامبورگ، برمن، و ویلهلمسهافن Wilhelmshaven، برای شمال آلمان و مسیرهای مرتبط با بالتیک اهمیت دارند.
در مدیترانه، تاراگونا، اوئلوا، کارتاخنا و الخسیراس، از صادرات اسپانیا پشتیبانی میکنند؛ در حالی که آگوستا، پریولو، تارانتو و دیگر پایانههای ایتالیا برای جریانهای تجاری به شمال آفریقا، فرانسه، کرواسی و اسپانیا مهم هستند. مارسی-فوس، یکی از نقاط مهم مدیترانهای فرانسه است و دانکرک، لو آور، و روآن، تقاضای شمال فرانسه را پشتیبانی میکنند. در شرق و جنوبشرق اروپا، تریسته، کوپر، کنستانتسا Constanta و مسیرهای متصل به دریای سیاه برای دسترسی منطقهای اهمیت دارند؛ هرچند تنگههای ترکیه همچنان مسیر لجستیکی حساس برای انرژی و محمولههای قیری در گستره وسیعتر محسوب میشوند.
تراز واردات و صادرات در کشورهای مختلف اروپا بسیار متفاوت است. فرانسه از نظر ساختاری یکی از مهمترین مقاصد وارداتی قیر در اروپاست، زیرا تقاضای داخلی، نیازهای نگهداری راه و کمبودهای منطقهای عرضه باعث میشود از آلمان، اسپانیا، هلند، ترکیه و ایتالیا واردات داشته باشد. در سال ۲۰۲۴، واردات قیر نفتی فرانسه بر اساس گزارشهای عمومی تجارت نزدیک به ۹۰۹ هزار تن بود و آلمان، اسپانیا، هلند، ترکیه و ایتالیا در میان تأمینکنندگان اصلی آن قرار داشتند. آلمان در مقابل، هم تولیدکننده بزرگ و هم صادرکننده مهم است و بازارهای همسایه مانند هلند، فرانسه، لهستان، سوئیس و جمهوری چک را تغذیه میکند. نقش ایتالیا متفاوت است؛ این کشور بهشدت با تجارت دریایی مدیترانه پیوند دارد و صادرات قیر آن در سال ۲۰۲۴ عمدتاً به سمت الجزایر و همچنین فرانسه، اسپانیا، کرواسی و تونس بوده است. اسپانیا هم بهعنوان تأمینکننده و هم بهعنوان صادرکننده متصل به مسیرهای ترانزیتی عمل میکند و ارسالهایی به فرانسه، مراکش، پرتغال و بریتانیا دارد. هلند نیز یک مرکز لجستیکی و بازتوزیعی است و جریانهایی به بریتانیا، بلژیک، نروژ، فرانسه و آلمان دارد.
بزرگترین صادرکننده اروپایی به این بستگی دارد که بازار بر اساس ارزش رتبهبندی شود یا حجم. از نظر ارزش، آلمان در دادههای OEC سال ۲۰۲۴ صادرکننده اصلی اروپا است؛ موضوعی که به ساختار پالایشگاهی، پایه تقاضای داخلی و تجارت گسترده نزدیکمرزی آن مربوط میشود. از نظر حجم در میان صادرکنندگان گزارششده اتحادیه اروپا در دادههای WITS، ایتالیا با بیش از یک میلیون تن صادرات در سال ۲۰۲۴ برجسته است و پس از آن اسپانیا با بیش از ۷۰۰ هزار تن و فرانسه با نزدیک به ۵۰۰ هزار تن قرار دارند.
شکلگیری قیمت در اروپا معمولاً منطقهای است، نه یکپارچه در کل قاره. قیمتهای تحویلی در فرانسه اخیراً در محدوده چندصد یورویی بالاتر قرار گرفتهاند؛ بهطوری که در میانه ژوئن ۲۰۲۶، شمال و مرکز فرانسه حدود اوایل محدوده ۶۰۰ یورو به ازای هر تن و جنوب فرانسه حدود اواخر محدوده ۵۰۰ یورو به ازای هر تن ارزیابی شده است. این به آن معنا نیست که همه قیمتهای اروپایی در همین سطح قرار دارند. قیمتهای درب پالایشگاه، تحویلی، محموله ساحلی و حمل زمینی داخلی میتوانند اختلاف قابل توجهی داشته باشند. شمالغرب اروپا از دسترسی پالایشگاه، هزینه حمل داخلی، سطح آب رود راین، ذخیرهسازی و تقاضای نزدیکمرزی اثر میپذیرد. قیمتگذاری مدیترانه بیشتر در معرض اقتصاد محموله دریایی، تقاضای شمال آفریقا، هزینه حمل، توقف پالایشگاهها و فصل کارهای راهسازی است. قیمتگذاری اروپای شرقی نیز میتواند تحت تأثیر حمل زمینی در مناطق بدون دسترسی مستقیم به دریا، زمانبندی مرزی، محدودیتهای تأمین ناشی از تحریمها و عرضه پالایشگاههای نزدیک قرار گیرد.
گریدهای رایج راهسازی در اروپا همچنان گریدهای نفوذی مانند۵۰/۳۵، ۷۰/۶۰، ۷۰/۵۰، ۱۰۰/۷۰ و ۱۵۰/۱۰۰ هستند؛ انتخاب آنها به اقلیم، کلاس ترافیکی و مشخصات ملی راهسازی بستگی دارد. گرید ۷۰/۵۰ در بسیاری از بازارهای اروپایی برای روسازی معمولی جادهها کاربرد گسترده دارد، در حالی که ۵۰/۳۵ در جاهایی ترجیح داده میشود که سختی بالاتر و مقاومت بیشتر در برابر شیارشدگی لازم است، بهویژه در مسیرهای پرترافیک یا مناطق گرمتر. گرید ۱۰۰/۷۰ و گریدهای نرمتر در جاهایی استفاده میشوند که اقلیم، کارپذیری یا طراحی خاص مخلوط به انعطافپذیری بیشتری نیاز دارد. برای کاربردهای با عملکرد بالا، اروپا از قیر اصلاحشده با پلیمر، از جمله بایندرهای اصلاحشده باSBS ، و همچنین بایندرهای عملکردمحور برای راههای سنگین، پلها، فرودگاهها، میدانها، خطوط اتوبوس و مناطقی با تنش برشی بالا استفاده میکند. امولسیونها و جایگزینهای کاتبک در اندود سطحی نگهداری به کار میروند و تمایل به سامانههای کمانتشارتر و ایمنتر در اجرا رو به افزایش است.
اروپا در حال حاضر از فناوریهای جدید قیر و آسفالت استفاده میکند، اما میزان پذیرش آن در کشورها یکسان نیست. قیر اصلاحشده با پلیمر در برنامههای پیشرفته راهسازی جا افتاده است، اما حساسیت به هزینه همچنان استفاده از آن را در برخی مناقصههای عمومی محدود میکند. فناوریهای آسفالت گرممخلوط با دمای پایینتر اهمیت بیشتری پیدا کردهاند، زیرا دمای تولید و اجرا را کاهش میدهند، انتشار آلاینده را پایین میآورند و میتوانند شرایط کاری بهتری ایجاد کنند. آسفالت بازیافتی یکی از محورهای مهم فنی و سیاستی است، بهویژه در کشورهایی که اهداف سختگیرانه اقتصاد چرخشی دارند. افزودنیهای زیستپایه، جوانسازها، بایندرهای اصلاحشده با لاستیک، بایندرهای کمکربن، مخلوطهای دارای درصد بالای آسفالت بازیافتی، آسفالت دمای پایین و سامانههای دیجیتال کنترل کیفیت بیشتر دیده میشوند. از نظر علمی، روند اصلی اروپا حذف کامل قیر نیست، بلکه بهبود عملکرد بایندر، کاهش انتشار در چرخه عمر، افزایش سهم مواد بازیافتی و طراحی مخلوطهایی است که هم در برابر ترافیک سنگینتر و هم در برابر دامنه گستردهتر دما مقاومت داشته باشند.
خریداران اروپایی معمولاً در اسناد و مدارک بسیار سختگیر هستند. معاملهگرانی که با اروپا کار میکنند باید انتظار مشخصات فنی دقیق محصول، رهگیری منشأ، الزامات مرتبط با REACH، برگههای ایمنی، گواهیهای آنالیز، کنترل دمای بارگیری، نظم نمونهبرداری، الزامات پاکیزگی مخزن و قواعد استاندارد تجارت بینالملل را بهطور شفاف داشته باشند. یک محموله ممکن است از نظر تجاری مهم باشد، اما اگر نفوذ، نقطه نرمی، ویسکوزیته، نقطه اشتعال، پایداری ذخیرهسازی یا ریسک آلودگی با متن قرارداد مطابقت نداشته باشد، میتواند مردود شود. طرفهای اروپایی همچنین به منشأ، ریسک تحریم، بیمه، سابقه کشتی، پذیرش بندر، ادعاهای پایداری و قابل اتکا بودن تحویل توجه جدی دارند. وعده بیش از حد درباره موجودی، یک خطای جدی است. خریداران اروپایی معمولاً تأیید منظم حجم، پنجره بارگیری، آمادگی تخلیه و مدارک را پیش از نهایی شدن مذاکره قیمتی ترجیح میدهند.
فصلپذیری نیز یکی از ویژگیهای اصلی بازار است. تقاضا معمولاً در فصلهای راهسازی تقویت میشود و در ماههای سرد کاهش مییابد، اما نوسان اقلیمی در حال تغییر این الگو است. موجهای گرما میتوانند علاقه به بایندرهای سختتر و گریدهای اصلاحشده را افزایش دهند، در حالی که بارندگی شدید و سیلاب میتواند فعالیت روسازی را به تأخیر بیندازد. بودجههای عمومی، چرخه مناقصهها و برنامههای ملی زیرساختی همچنان مصرف را هدایت میکنند، اما توقف پالایشگاهها و محدودیتهای لجستیکی میتوانند بهسرعت عرضه منطقهای را محدود کنند. پایین بودن سطح آب راین، ازدحام در بنادر مهم، اختلال نیروی کار، تعمیرات پالایشگاهی یا محدودیت ذخیره گرم میتواند به اندازه قیمت اسمی محصول اهمیت پیدا کند.
بنابراین، بازار قیر اروپا را باید بازاری کیفیتمحور و حساس به لجستیک دانست. این بازار به تأمینکنندگانی پاداش میدهد که بتوانند کیفیت پایدار گرید، منشأ قابل اتکا، لجستیک منعطف، دسترسی به ذخیرهسازی گرم، پشتیبانی فنی و مدارک شفاف را همزمان ارائه کنند. در مقابل، مدارک ضعیف، منشأ نامشخص، مشخصات ناپایدار و تأخیر در تحویل را تنبیه میکند. برای معاملهگران، اروپا آسانترین مقصد نیست، اما همچنان یکی از ارزشمندترین مقاصد است، زیرا خریداران از نظر فنی بالغ هستند، برنامههای راهسازی بلندمدتاند و گریدهای ممتاز اهمیت بیشتری پیدا میکنند. آینده این بازار تحت تأثیر کوچکسازی یا بازآرایی ظرفیت پالایشگاهی، مقررات زیستمحیطی، طراحی روسازی سازگار با اقلیم، سیاست آسفالت بازیافتی و توانایی تأمینکنندگان در عرضه همزمان گریدهای استاندارد راهسازی و بایندرهای اصلاحشده پیشرفته با سطحی یکسان از نظم تجاری و فنی شکل خواهد گرفت.
