به گزارش دنیای نفت و قیر، مبادلات تجاری قیر بهطور مستقیم با ساختار پالایشگاهها، الزامات اقلیمی، چرخههای توسعه زیرساخت و وضعیت حملونقل بینالمللی گره خورده است. در دو دهه گذشته، تعداد مشخصی از گریدهای نفوذی و عملکردی توانستهاند جایگاه غالب خود را در بازار جهانی حفظ کنند؛ جایگاهی که حاصل توازن میان ویسکوزیته، دوام و قابلیت کارپذیری در فرآیند تولید آسفالت است. با وجود تنوع فرمولاسیونها، تجارت جهانی همچنان حول چند گرید استاندارد محدود متمرکز مانده است؛ از جمله گریدهای نفوذی مانند ۶۰/۷۰، ۸۰/۱۰۰ و ۴۰/۵۰ و همچنین گریدهای ویسکوزیتهای و عملکردی که در آمریکای شمالی و بخشهایی از اروپا استفاده میشوند. هر یک از این گریدها پاسخگوی نیازهای فنی مشخصی بوده و بازتابدهنده شیوههای ساختوساز، شرایط محیطی و استانداردهای مهندسی مناطق مختلف هستند.
قیر با گریدهای نفوذی، همچنان رایجترین نوع مورد استفاده در آسیا، خاورمیانه و آفریقا به شمار میرود. این نظام طبقهبندی بر اساس میزان نفوذ یک سوزن استاندارد در شرایط کنترلشده تعریف میشود که بر حسب دهم میلیمتر اندازهگیری میگردد. عدد نفوذ پایینتر نشاندهنده مادهای سختتر و عدد بالاتر بیانگر نرمی بیشتر است. در میان این گریدها، قیر ۶۰/۷۰طی سالهای متمادی موقعیتی محوری در تجارت جهانی داشته است، زیرا ترکیبی متعادل از سختی و انعطافپذیری را فراهم میکند و برای دامنه وسیعی از شرایط اقلیمی مناسب است. این گرید در بازه دمایی متوسط عملکرد قابل اتکایی دارد، در برابر تغییر شکل ناشی از بارهای ترافیکی سنگین مقاومت میکند و در عین حال ویسکوزیته مناسبی برای اختلاط در کارخانههای آسفالت ارائه میدهد.
قیر ۸۰/۱۰۰ نسبت به۶۰/۷۰ نرمتر است و به همین دلیل در مناطق سردتر یا مناطقی که انعطافپذیری روسازی برای جلوگیری از ترکخوردگی اهمیت بیشتری دارد، کاربرد گستردهتری دارد. کشورهایی با دماهای فصلی پایینتر یا جغرافیای کوهستانی معمولاً از این گرید برای ساخت و نگهداری راهها استفاده میکنند. در مقابل، قیر۴۰/۵۰ بهعنوان گریدی سختتر شناخته میشود که مقاومت بالاتری در برابر تغییر شکل تحت ترافیک سنگین دارد. این گرید اغلب در بزرگراهها، باندهای فرودگاهی و معابر شهری پرتردد به کار میرود؛ جایی که پایداری سازهای روسازی در دماهای بالا و تحت تنشهای مکانیکی مداوم ضروری است.
الگوهای مصرف منطقهای نشان میدهد که طراحی زیرساخت و شرایط آبوهوایی چگونه انتخاب گرید را تعیین میکنند. هند یکی از بزرگترین مصرفکنندگان قیر با درجه نفوذ در جهان است و گرید ۶۰/۷۰ سهم قابل توجهی از پروژههای راهسازی این کشور را به خود اختصاص داده است. علت این امر سازگاری این گرید با تنوع اقلیمی هند و تناسب آن با مخلوطهای آسفالتی متراکم مورد استفاده در طرحهای بزرگراهی ملی است. چین طیف وسیعتری از گریدها، از جمله گریدهای نفوذی و عملکردی، را مصرف میکند که این موضوع ناشی از وسعت شبکه راهها و افزایش استفاده از قیرهای اصلاحشده در پروژههای آزادراهی است.
در جنوبشرقی آسیا، کشورهایی مانند اندونزی، ویتنام و مالزی بهطور گسترده از قیر ۶۰/۷۰ برای ساخت راههای عمومی استفاده میکنند، زیرا این گرید در دماهای گرمسیری دوام مناسبی دارد و از نظر اقتصادی برای برنامههای عمرانی دولتی مقرونبهصرفه است. در مقابل، بخشهایی از آسیای مرکزی و اروپای شرقی تمایل بیشتری به استفاده از گریدهای سختتر مانند ۴۰/۵۰ یا ۳۵/۵۰دارند تا بتوانند دماهای بالای تابستان و ترافیک سنگین کریدورهای حمل بار را تحمل کنند.
آفریقا طی دهه گذشته به یکی از مقاصد مهم صادرات قیر تبدیل شده است. بسیاری از کشورهای شرق و غرب این قاره حجم قابل توجهی از قیر ۶۰/۷۰ را برای پروژههای بزرگراهی وارد میکنند؛ پروژههایی که اغلب با تامین مالی نهادهای توسعهای منطقهای و بینالمللی اجرا میشوند. نیجریه، کنیا و تانزانیا از جمله بازارهای کلیدی واردات هستند که توسعه شبکه راهها در آنها تقاضای پایدار برای این گرید ایجاد کرده است.
در آمریکای شمالی و تعدادی از کشورهای اروپایی، استفاده از گریدهای ویسکوزیتهای و عملکردی نسبت به گریدهای نفوذی رایجتر است. نظام گریدبندی عملکردی رفتار قیر را در دامنهای از دماها و تنشهای مکانیکی ارزیابی میکند و برای مناطقی با نوسانات دمایی شدید مناسبتر است. گریدهایی مانند PG 64-22 و PG 58-28 بهطور گسترده در ایالات متحده و کانادا استفاده میشوند که این امر بازتاب راهبردهای طراحی روسازی مبتنی بر سامانه سوپرپیو (Superpave) است.
با وجود تنوع گزینهها، قیر ۶۰/۷۰ همچنان شناختهشدهترین و پرمعاملهترین گرید در بازارهای جهانی باقی مانده است. محبوبیت این گرید از سه عامل اصلی ناشی میشود: سازگاری با کارخانههای آسفالت متداول، قابلیت استفاده در شرایط اقلیمی گوناگون و امکان تولید پایدار در مقیاس بالا در پالایشگاههای بزرگ. بسیاری از پالایشگاههای خاورمیانه و آسیا بهگونهای طراحی شدهاند که این گرید را بهصورت کارآمد از جریانهای باقیمانده تقطیر خلأ تولید کنند و بدین ترتیب امکان عرضه حجم بالایی از آن به بازارهای صادراتی فراهم میشود.
رقابتپذیری قیمتی نیز نقش مهمی در تداوم سلطه این گرید دارد. پیمانکاران و نهادهای دولتی مسئول پروژههای راهسازی معمولاً به دنبال موادی هستند که عملکردی قابل پیشبینی با هزینه قابل کنترل ارائه دهند. قیر۶۰/۷۰ این نیاز را برآورده میکند و به همین دلیل در بخش عمدهای از اسناد مناقصه منتشرشده توسط سازمانهای حملونقل در اقتصادهای در حال توسعه دیده میشود.
زنجیرههای تامین جهانی قیر بهشدت به حملونقل دریایی وابستهاند، بهویژه برای صادراتی که از خاورمیانه انجام میشود. پالایشگاههای مستقر در حاشیه خلیج فارس بخش قابل توجهی از قیر مورد نیاز جنوب آسیا، شرق آفریقا و جنوبشرقی آسیا را تامین میکنند. تنگه هرمز نقش مسیر حیاتی را برای این صادرات ایفا میکند و هرگونه اختلال یا محدودیت در این گذرگاه میتواند بهسرعت هزینه حمل، دسترسی به کشتی و زمان تحویل را تحت تاثیر قرار دهد.
دورههای تنش ژئوپلیتیکی یا درگیری نظامی در این منطقه همواره موجب افزایش عدم قطعیت در جریان تجارت قیر شدهاند. شرکتهای کشتیرانی در چنین شرایطی ممکن است حق بیمه را افزایش دهند یا مسیرهای جایگزین انتخاب کنند که این امر به افزایش زمان سفر و هزینههای لجستیکی منجر میشود. این عوامل اغلب استراتژیهای تامین واردکنندگان را تغییر میدهد و آنها را به تنوعبخشی منابع یا افزایش موجودی ذخیرهای سوق میدهد.
در صورت بروز اختلال طولانیمدت در عبور و مرور از تنگه هرمز، پیامد فوری آن میتواند کاهش دسترسی به محمولههای صادراتی پالایشگاههای منطقه و افزایش نرخ حمل دریایی باشد. واردکنندگانی که به این مسیر وابستهاند ممکن است با کمبود موقت عرضه یا افزایش هزینههای خرید مواجه شوند. همزمان، پالایشگاههای خارج از منطقه خلیج فارس ممکن است فرصت بیشتری برای ورود به بازارهایی پیدا کنند که بهطور سنتی از این منطقه تامین میشدند.
توسعه زیرساخت همچنان اصلیترین محرک تقاضای جهانی قیر محسوب میشود. شهرنشینی سریع، گسترش بزرگراهها و ساخت فرودگاهها مصرف این ماده را در آسیا و آفریقا در سطح بالایی نگه داشته است. دولتها در این مناطق اغلب بودجههای قابل توجهی را به برنامههای راهسازی اختصاص میدهند که بخشی از راهبردهای کلان توسعه اقتصادی آنهاست. در نتیجه، گریدهای نفوذی مورد استفاده در تولید آسفالت متداول، در آینده قابل پیشبینی نیز نقش محوری خود را در تجارت جهانی حفظ خواهند کرد.
نوآوریهای فنی نیز بهتدریج بر بازار قیر اثر میگذارند. استفاده فزاینده از قیرهای اصلاحشده پلیمری و نظامهای عملکردی در اقتصادهای پیشرفته در حال تغییر الگوهای مصرف است. این مواد مقاومت بهتری در برابر دماهای حدی، خستگی و تغییر شکل ایجاد میکنند، اما به فرآیندهای تولید تخصصیتر و هزینه بالاتر نیاز دارند؛ عواملی که استفاده گسترده از آنها را در بسیاری از کشورهای در حال توسعه محدود میکند، جایی که گریدهای نفوذی متداول همچنان انتخاب عملی محسوب میشوند.
ملاحظات زیستمحیطی نیز بهتدریج در تصمیمگیریهای خرید نقش پیدا کردهاند. برخی نهادهای مسئول حملونقل اکنون بازیافت روسازی آسفالتی و استفاده از فناوریهای اختلاط گرم با مصرف انرژی کمتر را تشویق میکنند. این رویکردها ممکن است مشخصات فنی قیر را در برخی بازارها تغییر دهند، هرچند گریدهای نفوذی همچنان با بسیاری از فرآیندهای بازیافتی رایج سازگار هستند.
در افق پیشرو، بازار جهانی گریدهای قیر بازتاب تعامل میان تولید پالایشگاهی، تقاضای ساختوساز، شرایط اقلیمی و لجستیک حملونقل باقی خواهد ماند. اگرچه فناوریهای جدید ممکن است در برخی مناطق گسترش یابند، نقش اساسی گریدهای نفوذی پرمصرف در کوتاهمدت تضعیف نخواهد شد. گریدهایی مانند ۶۰/۷۰ و ۸۰/۱۰۰ همچنان بخش جداییناپذیر پروژههای راهسازی در بخش وسیعی از جهان خواهند بود و جریانهای تجاری آنها مسیر بازار بینالمللی قیر را شکل خواهد داد.
