نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

بازار جهانی قیر در عصر استانداردهای چندگانه؛ نقش PG ،EN ASTM و IS در رقابت صادراتی

به گزارش دنیای نفت و قیر، خرید جهانی زیرساختی توجه بیشتری به استانداردهای قیر نشان می‌دهد، زیرا دولت‌ها، پیمانکاران، پالایشگاه‌ها و صادرکنندگان به دنبال قواعد فنی روشن‌تر برای ساخت جاده، روسازی فرودگاه و کریدورهای حمل‌ونقل سنگین هستند. در خاورمیانه، جایی که صادرات قیر همچنان به تولید پالایشگاهی، لجستیک بندری و تقاضای عمرانی خارجی وابسته است، این موضوع بیش از آنکه صرفاً فنی باشد، به یک مسئله تجاری تبدیل شده است. خریداران در آسیا، آفریقا، اروپا و شبه‌قاره هند دیگر قیر را فقط به عنوان یک گرید نفوذی یا یک محموله کالایی بررسی نمی‌کنند. آن‌ها می‌سنجند که آیا هر محموله با استاندارد مورد نیاز بازار مقصد، وضعیت اقلیمی پروژه و بار ترافیکی مورد انتظار در طول عمر روسازی سازگار است یا نه. این روند پیامدهای مستقیمی برای تأمین‌کنندگان خاورمیانه دارد، زیرا محموله‌ای که تحت یک مشخصات فنی پذیرفته می‌شود، ممکن است برای ورود به بازاری دیگر به آزمایش‌های تکمیلی، مستندات بیشتر یا حتی اصلاح محصول نیاز داشته باشد. با گسترش بودجه‌های زیرساختی و سخت‌گیرانه‌تر شدن مقررات خرید عمومی، زبان فنی استانداردهای PG، EN، ASTM و IS به عاملی مهم در دسترسی به بازارهای صادراتی، تأیید قراردادها و اعتبار بلندمدت تأمین‌کنندگان تبدیل شده است.

بازار بین‌المللی قیر در گذشته بیشتر بر گریدهای تجاری آشنا مانند ۷۰\۶۰، ۱۰۰\۸۰ و ۵۰\۴۰ تکیه داشت، به‌ویژه در تجارت صادرات‌محور. این گریدها همچنان کاربرد گسترده‌ای دارند، اما رفتار محصول را در همه شرایط روسازی به طور کامل توضیح نمی‌دهند. نظام‌های درجه‌بندی نفوذی، سختی یا قوام قیر را در یک دمای آزمایشگاهی مشخص نشان می‌دهند، در حالی که جاده‌های امروزی با شرایط پیچیده‌تری روبه‌رو هستند؛ از جمله تردد سنگین کامیون‌ها، دمای بالای سطح روسازی، چرخه‌های یخ‌زدگی و ذوب، بارگذاری مکرر و فاصله‌های طولانی‌تر میان دوره‌های نگهداری. به همین دلیل، بسیاری از نهادهای راه‌سازی و مشاوران پروژه به سمت مشخصاتی رفته‌اند که انتخاب قیر را مستقیم‌تر به اقلیم، ترافیک و طراحی روسازی وصل می‌کند. در همین نقطه است که نظام‌های PG، EN،ASTM  و IS اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. هر یک از این نظام‌ها از یک سنت فنی متفاوت به طبقه‌بندی قیر نگاه می‌کند و هرکدام بر شیوه آماده‌سازی محموله‌ها، نحوه آزمایش مواد در آزمایشگاه و انتخاب قیر برای شرایط مشخص جاده‌ای نقش دارند.

 Performance Grade که معمولاً با عنوان PG شناخته می‌شود، ارتباط نزدیکی با رویکرد روسازی‌های آسفالتی با عملکرد برتر در آمریکای شمالی دارد. هدف اصلی آن طبقه‌بندی چسباننده‌های آسفالتی بر اساس دماهای بالای و پایین مورد انتظار در روسازی است. برای نمونه، قیر PG 64-22 برای پاسخ‌گویی به الزامات عملکردی در یک محدوده دمایی بالایی و پایینی مشخص در نظر گرفته می‌شود. همین موضوع PG را از درجه‌بندی نفوذی سنتی جدا می‌کند، زیرا این نظام بر شرایط عملکردی مرتبط با میدان کار تکیه دارد، نه فقط بر یک اندازه‌گیری واحد از قوام. در مناطقی که اختلاف دمای فصلی زیاد است، طبقه‌بندی PG به مهندسان کمک می‌کند قیری انتخاب کنند که در دمای بالا در برابر شیارشدگی و در دمای پایین در برابر ترک‌خوردگی حرارتی مقاومت داشته باشد. برای صادرکنندگان، ورود به بازارهای مبتنی بر PG تنها با عرضه یک گرید نفوذی شناخته‌شده ممکن نیست. این کار به توان آزمایشگاهی، آزمون‌های قابل ردیابی و مستنداتی نیاز دارد که چسباننده را به الزامات دمایی پروژه متصل کند.

EN 12591  که در اروپا و بازارهای تحت نفوذ نظام‌های خرید اروپایی کاربرد گسترده دارد، ساختار متفاوتی را دنبال می‌کند. این استاندارد قیرهای راه‌سازی را از طریق ویژگی‌ها و روش‌های آزمون مشخص برای استفاده در جاده‌ها، باندهای پروازی و دیگر سطوح آسفالتی تعریف می‌کند. در تجارت عملی، گریدهای EN مانند ۵۰\۴۵، ۷۰\۵۰، ۱۰۰\۷۰، ۱۵۰\۱۰۰ و ۲۲۰\۱۶۰ اغلب برای تطبیق سطح سختی با اقلیم و نیاز کاربردی استفاده می‌شوند. ممکن است در جایی که بار ترافیکی بالاتر و شرایط روسازی گرم‌تر پیش‌بینی می‌شود، گرید سخت‌تر ترجیح داده شود، در حالی که گریدهای نرم‌تر در شرایطی که انعطاف‌پذیری و رفتار بهتر در دمای پایین اهمیت بیشتری دارد، به کار می‌روند. خرید مبتنی بر EN برای صادرکنندگان اهمیت زیادی دارد، زیرا معمولاً به اسناد انطباق، روش‌های آزمون شناخته‌شده و ثبات کیفیت در محموله‌های پی‌درپی نیاز دارد. خریداری که بر اساس مشخصات اروپایی عمل می‌کند، محموله را فقط به دلیل داشتن یک نام تجاری آشنا نمی‌پذیرد؛ محصول باید با پروفایل آزمون مورد نیاز مطابقت داشته باشد.

استانداردهای ASTM همچنان در چندین بازار جایگاه اصلی دارند، به‌ویژه در مناطقی که مراجع فنی آمریکایی در قراردادهای راه‌سازی، بنادر، نواحی صنعتی و پروژه‌های مرتبط با فرودگاه استفاده می‌شوند. ASTM D946 قیر آسفالتی درجه‌بندی‌شده بر اساس نفوذ را برای ساخت روسازی پوشش می‌دهد و شامل گریدهایی مانند ۵۰\۴۰، ۷۰\۶۰، ۱۰۰\۸۰، ۱۵۰\۱۲۰ و ۳۰۰\۲۰۰ است. در مقابل،  ASTM D3381 با قیر آسفالتی درجه‌بندی‌شده بر اساس ویسکوزیته مرتبط است و ماده را بر اساس ویسکوزیته، نه فقط نفوذ، طبقه‌بندی می‌کند. این موضوع از نظر تجاری مهم است، زیرا نفوذ و ویسکوزیته می‌توانند تصویرهای متفاوتی از رفتار قیر هنگام اختلاط، تراکم و بهره‌برداری ارائه دهند. صادرکنندگانی که به بازارهای مبتنی بر ASTM فروش دارند باید بدانند کدام استاندارد در مناقصه نوشته شده است، زیرا محصولی که تحت یک منطق درجه‌بندی مناسب به نظر می‌رسد، الزاماً منطق دیگر را برآورده نمی‌کند. برای پالایشگاه‌ها، این مسئله بر اختلاط، دفعات آزمایش، رویه‌های کنترل کیفیت و ارتباط فنی با مشتریان نقش دارد.

استاندارد IS 73 هند اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا هند یکی از بزرگ‌ترین بازارهای راه‌سازی جهان و مقصد مهم تجارت مرتبط با قیر است. نظام هندی ارتباط نزدیکی با گریدهای ویسکوزیته‌ای مانند VG-10 ، VG-20، VG-30 و VG-40 دارد. این گریدها در پروژه‌های جاده‌ای به‌طور گسترده استفاده می‌شوند؛ پروژه‌هایی که شرایط اقلیمی، تراکم ترافیک و الزامات عملکردی روسازی در مناطق مختلف آن‌ها متفاوت است. VG-30 معمولاً با بسیاری از کاربردهای راه‌سازی پیوند دارد، در حالی که VG-40 اغلب برای ترافیک سنگین‌تر و شرایط تنش بالاتر مطرح می‌شود. برای صادرکنندگانی که هند یا بازارهای متأثر از روش‌های خرید هند را هدف گرفته‌اند، انطباق با IS فقط یک موضوع فنی نیست. این موضوع بر امکان حضور در مناقصه، پذیرش گمرکی، راستی‌آزمایی آزمایشگاهی و اعتماد نهادهای راه‌سازی و پیمانکاران نقش دارد. تأمین‌کننده‌ای که نتواند به روشنی با زبان گریدهای VG ارتباط برقرار کند، حتی زمانی که محصول از نظر فیزیکی قابل قبول به نظر می‌رسد، ممکن است فرصت‌های تجاری را از دست بدهد.

اهمیت رو‌به‌رشد این استانداردها نشان‌دهنده روندی گسترده‌تر در شیوه خرید قیر است. خریداران بیش از گذشته مدرکی می‌خواهند که نشان دهد چسباننده برای یک محیط روسازی مشخص مناسب است، نه فقط تأییدی بر قرار گرفتن آن در یک گرید تجاری عمومی. ریسک اقلیمی، دوام زیرساخت و هزینه نگهداری اکنون بخشی از گفت‌وگوهای خرید هستند. در اقلیم‌های گرم، چسباننده‌ها باید در برابر تغییر شکل در دماهای بالای طولانی‌مدت سطح روسازی مقاومت داشته باشند. در اقلیم‌های سردتر، انعطاف‌پذیری و مقاومت در برابر ترک اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در نواحی صنعتی، بنادر و کریدورهای حمل بار، بارهای محوری سنگین کنترل عملکرد قوی‌تری می‌طلبند. این شرایط باعث می‌شود انتخاب استاندارد به یک ابزار تجاری تبدیل شود. مشخصات انتخاب‌شده تعیین می‌کند کدام تأمین‌کنندگان می‌توانند در پروژه حاضر شوند، چه آزمایش‌هایی لازم است، کدام محموله‌ها پذیرفته می‌شوند و اگر عملکرد روسازی دچار مشکل شود، اختلاف‌ها چگونه حل خواهند شد.

برای صادرکنندگان خاورمیانه، این روند هم فرصت ایجاد می‌کند و هم مسئولیت عملیاتی. منطقه ظرفیت پالایشگاهی قابل توجه و دسترسی دریایی تثبیت‌شده به بازارهای مهم وارداتی دارد، اما سازگاری فنی در حال مهم‌تر شدن است. تأمین‌کنندگانی که بتوانند محصول را تحت چند نظام مختلف تولید و گواهی کنند، جایگاه بهتری برای خدمت‌رسانی به مقصدهای متنوع خواهند داشت. یک پالایشگاه ممکن است لازم باشد برای یک خریدار گرید نفوذی، برای خریدار دیگر گرید مبتنی برEN ، برای تقاضای مرتبط با هند گرید VG و برای پروژه‌های مبتنی بر طراحی عملکردی قیر PG عرضه کند. این امر به نظام‌های آزمایشگاهی قوی‌تر، مستندات بهتر، هماهنگی نزدیک‌تر میان بخش‌های فروش و فنی و آگاهی بیشتر از مقررات بازار مقصد نیاز دارد. بنابراین گفت‌وگوی صادراتی از قیمت و موجودی فراتر رفته و به سمت شناخت فنی مشخصات پیش می‌رود.

این وضعیت به معنای حذف نظام‌های قدیمی درجه‌بندی نیست. گریدهای نفوذی همچنان در تجارت جهانی جایگاه عمیقی دارند و در بسیاری از قراردادها استفاده خواهند شد. با این حال، بازار تحمل کمتری نسبت به توصیف‌های مبهم محصول دارد. محموله‌ای که فقط با عنوان ۷۰\۶۰ معرفی می‌شود، بسته به قلمرو حقوقی خریدار ممکن است همچنان نیاز داشته باشد انطباق خود را با EN،  ASTMیا الزامات محلی ثابت کند. همچنین، یک گرید VG ممکن است پیش از پذیرش در یک پروژه بزرگ راه‌سازی دولتی به داده‌های آزمون پشتیبان نیاز داشته باشد. آینده تجارت قیر احتمالاً شامل چندین نظام مشخصات موازی خواهد بود، نه یک استاندارد جهانی واحد. صادرکنندگان، واردکنندگان و پیمانکاران باید این پیچیدگی را با مستندات روشن‌تر و ارتباط فنی قوی‌تر مدیریت کنند.

پیامدهای تجاری این روند از هم‌اکنون دیده می‌شود. تأمین‌کنندگانی که توان ترجمه فنی میان استانداردها را دارند، سریع‌تر به مناقصه‌ها پاسخ می‌دهند، ریسک رد شدن محموله را کاهش می‌دهند و روابط خود را با مشتریان زیرساختی تقویت می‌کنند. آزمایشگاه‌هایی که چند نظام مشخصات را می‌شناسند می‌توانند به روان‌تر شدن جریان تجارت کمک کنند. خریداران از تطبیق بهتر میان ویژگی‌های چسباننده و شرایط جاده‌ای بهره می‌برند. پیمانکاران نیز خطر شیارشدگی زودرس، ترک‌خوردگی و اختلاف‌های مربوط به نگهداری را کاهش می‌دهند. بنابراین افزایش آگاهی درباره PG ، EN،  ASTMو IS برای بخش جهانی قیر یک موضوع محدود آزمایشگاهی نیست. این موضوع به خرید، صادرات و قابلیت اطمینان زیرساخت مربوط است و به طور مستقیم بر انتخاب، فروش و مصرف قیر در مناطق مختلف نقش دارد.

مرحله بعدی رقابت در بازار قیر بیش از پیش به اعتبار فنی وابسته خواهد بود. قیمت همچنان مهم می‌ماند، به‌ویژه در بازارهای در حال توسعه زیرساختی، اما به‌تنهایی کافی نخواهد بود. تأمین‌کننده‌ای که استاندارد نوشته‌شده در قرارداد را بفهمد، گرید درست را آماده کند، نتایج آزمون قابل اتکا ارائه دهد و تناسب محصول را به روشنی توضیح دهد، جایگاه قوی‌تری نسبت به تأمین‌کننده‌ای خواهد داشت که فقط بر حجم فروش و تخفیف تکیه می‌کند. با توسعه شبکه‌های جاده‌ای و مطالبه عمر طولانی‌تر روسازی از سوی نهادهای عمومی، استانداردها همچنان تصمیم‌های خرید را هدایت خواهند کرد. برای تولیدکنندگان و صادرکنندگان قیر، PG، EN، ASTM و IS دیگر فقط ارجاعات فنی نیستند. آن‌ها به بخشی از زبان تجاری ساخت جاده در سطح جهانی تبدیل شده‌اند.